چهارشنبه, 01 خرداد 1398 03:06

شرح دعای روز شانزدهم ماه رمضان

اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ           

وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ

وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الی دارِ القَرارِ  

بالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین   

 

شرح دعا

اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ

”ابرار و نیکوکاران در قرآن”‌

 

خداوند (عزوجل) در قرآن کریم در مورد ابرار و نیکوکاران پانزده صفت به کار برده است که به آن اشاره می‌نماییم:

1- ایمان به خداوند یگانه 2- ایمان به روز قیامت 3- ایمان به فرشتگان 4- ایمان به قرآن 5- ایمان به پیامبران 6- نیت خالص برای رضای خداوند 7- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان 8- کمک به یتیمان 9- کمک به فقیران 10- کمک به رهگذران 11- آزاد نمودن بنده 12- اقامه و برپاداری نماز 13- زکات به مستحقان دادن 14- وفای به عهد 15- صبر در برابر شدائد و سختی‌ها

 که اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در می‌یابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، به طور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمی‌تواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسان‌ها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت می‌نماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمی‌تواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است و... که برای واضح شدن این مطلب آیه مورد نظر را بیان می‌داریم: ”

لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ”‌(بقره ،177) یعنی ”نیکوکاری بدان نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید (زیرا این اثری نخواهد داشت) لیکن نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آورده و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و رهگذران و گدایان بدهد و هم در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز به پا دارد و زکات مال به مستحقان برساند و با هر که عهد بسته به موقع خود وفا کند و در کارزار و سختی‌ها صبور و شکیبا باشد و به وقت رنج و تعب صبر پیشه کند، کسانی که بدین اوصاف آراسته‌اند، آنان به حقیقت راست‌گویان عالم و آن‌ها پرهیزگارانند”‌ که ما نیز از خداوند در این روز می‌خواهیم که ما را جزء کسانی که پیروی از راه ابرار و نیکان واقعی می‌کنند و صفات آنان در قرآن آمده است قرار دهد.

 

و جنبنی فیه مرافقه الاشرار

”شیطان سر دسته اشرار”‌

هر انسانی اگر در انجام عملی از شیطان پیروی نماید به یقین شر آن عمل گریبان گیر او خواهد شد، چرا که شیطان انسان‌ها را امر به کارهای زشت و ناپسند می‌نماید ”إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ”‌(بقره ،169) یعنی ”این شیطان است که به شما دستور بدکاری و زشتی می‌دهد و طوری عمل می‌نماید که سخنانی از روی جهل و نادانی (مانند شرک و ظلم و افترا) به خداوند نسبت دهید”‌ که شیطان دشمنی آشکارا برای انسان است ”إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ”‌(بقره ،168) یعنی ”محققا شیطان از برای شما دشمنی واضح و آشکار است”‌ و می‌خواهد انسان را به ضلالت و گمراهی بکشاند و به همین دلیل است که خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: ”وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ ”‌(همان) یعنی ”وسوسه‌های شیطان را پیروی نکنید”‌ که شیطان عامل هر شری است، پس کسانی که از شیطان و وسوسه‌های او که همه نافرمانی از دستورات ذات اقدس پروردگار می‌باشد پیروی کنند جزو اشرار می‌گردند زیرا آنان هر عملی را که انجام می‌دهند به دستور شیطان است و شیطان جز شر و فساد انسان را به چه چیز دیگری دعوت نمی‌نماید که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم که ما را از دوستی و رفاقت با شیطان و پیروان و یارانش که عامل هر شر و فتنه‌ای می‌باشند دور سازد .

و اونی برحمتک الی دارالقرار بالهیتک یا اله العالمین

”نوید جانبخش الهی”‌

برای آنکه انسان بتواند به دارالقرار (محل آرامش) یعنی بهشت برین دست یابد لازمه آن این است که صفاتی را که برای ابرار ذکر گردید را دارا باشد و خود را از صفات و حرکات و رذیله اشرار که همه آن‌ها نشأت گرفته از شیطان رجیم و رانده شده از درگاه حق می‌باشد دور سازد و به قول خداوند تعالی ”وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ”‌(مائده ،2) یعنی ”و یکدیگر را در نیکوکاری و تقوا یاری نمایید نه بر گناه و دشمنی و ستمکاری”‌ که آن هنگام است که خداوند به نیکوکاران و تقواپیشگان این‌گونه بشارت می‌دهد ”

قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ”(آل عمران ، 15) ‌یعنی ”(ای پیامبر) به امت بگو: می‌خواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از این‌ها، که بر آنان تقوا پیشه کنند نزد خداوند باغ‌های بهشتی است که از زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید هستند و زنان پاکیزه و آراسته‌ای و (بهتر از همه آن‌ها خشنودی خداوند است) و خداوند به حال بندگان بینا است”‌ که ما نیز در این روز از خداوند به حق خداوندیش درخواست می‌نماییم که ما را در دارالقرار یعنی بهشت برینش جای دهد و ما را از عذاب و آتش دوزخ در امان بدارد.

 

منبع: سایت حوزه

منتشرشده در دعا و زیارت
چهارشنبه, 01 خرداد 1398 02:53

شرح دعای روز پانزدهم ماه رمضان

شرح دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان در بیان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی

دعای روز پانزدهم:

 

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین

واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ                        

بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین   

 

شرح فرازهای دعا

در فراز ابتدایی این دعا «اللهم ارزقنی فیه طاعه الخاشعین» یعنی «خدایا در این روز اطاعت بندگان خاشع و خاضع خود را نصیب من گردان» آمده است.

برای آنکه بدانیم خاشعین چه کسانی هستند، بهتر است اول در مورد متکبر ین صحبت به میان آوریم؛ چرا که خضوع و خشوع به طور کامل با تکبر و غرور تضاد دارد، به طوری که هر آنچه که در صفات متکبر ین وجود دارد، ضد آن در خاشعین موجود است.

برای روشن شدن این موضوع اشاره می‌کنیم به قسمتی از سخنان گهربار حضرت علی (ع) که در مورد متکبران این‌گونه فرمودند: «آگاه باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می‌نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند می‌پندارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می‌دهند و نعمت‌های گسترده خدا را انکار می‌کنند، تا با خواسته‌های پروردگار مبارزه کنند و نعمت‌های او را نادیده انگارند، آنان شالوده تعصب جاهلی و ستون‌های فتنه و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.»

امام علی (ع) همچنین در قسمتی دیگر نیز فرمودند: «کبر و خودپسندی چیزی است که قلب‌های متکبران را همانند کرده، تا قرن‌ها به تضاد و خون‌ریزی گذراندند و سینه‌ها از کینه‌ها تنگی گرفت.»

در جای دیگری می‌فرمایند : فَاللهَ اللهَ فی کِبْرِ الْحَمیَّهِ وَ فَخْرِ الْجاهِلیَّهِ . .

خدا را خدا را! از تکبّر و خودپسندی و از تفاخر جاهلی بر حذر باشید. (نهج‌البلاغه فیض‌الاسلام خطبه 234 معروف به خطبه قاصعه ص 785.)

انسانی که صفت تکبّر را در میان صفات خویش جای داده، معمولاً بر روی مسائلی که خود طرح می‌کند و یا چیزهایی که نفْسِ او خواهان آن است تعصّب دارد و بدون هیچ دلیل منطقی بر روی خواسته خویش اصرار می‌ورزد. چنین کسی در مواردی که با او مخالفت می‌شود به زور توسل می‌شود و سعی دارد با مشاجره زبانی حرف خود را به کرسی بنشاند، و در نتیجه به بداخلاقی با دیگران پرداخته تا او را رعایت کنند و به خاطر این تندیِ اخلاق و زشتی درون از پند و اندرز دیگران هیچ بهره‌ای نمی‌برد چرا که به حرف حق گوش نداده و نصیحت دیگران را نمی‌پذیرد. از انتقاد روی گردان است و به محض شنیدن انتقاد، ناراحت شده آن را نمی‌پذیرد و همین امر او منشأ کینه‌های فراوان خواهد شد.

 

با توجه به این تذکرات ، در می‌یابیم که خضوع و خشوع همانند ظرفی است که انسان به وسیله آن به جمع‌آوری رضا و خشنودی خداوند می‌پردازد و تکبر چون ظرفی است تو خالی که هیچ چیزی در آن جز غرور و تکبر جای نمی‌گیرد و این خضوع و خشوع است که انسان را به خدای خویش نزدیک می‌سازد؛ زیرا که هرچه انسان نزد پروردگار عالمیان، خود را ذلیل و خوار نشان دهد، ارزشش در پیشگاه او بیشتر می‌شود.

چنانچه حضرت علی (ع) فرمودند: «تاج تواضع و فروتنی را بر سر نهید و تکبر و خودپسندی را زیر پا بگذارید ... و تواضع و فروتنی را سنگر میان خود و شیطان و لشکریانش قرار دهید، زیرا شیطان از هر گروهی لشکریان و یارانی سواره و پیاده دارد.» پس خضوع و خشوع در مقابل پروردگار عالمیان همان طاعت و بندگی خالصانه در مقابل ذات اقدس اوست که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم به ما عبادت و اطاعتش را همراه با خضوع و خشوع نصیب کند.

  

آینده متکبّر

بابِ شهر علم پیامبر(ص) آینده شخص متکبر را در لسان مبارک خود این گونه بیان می‌دارد:

(( پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصّب‌ها و سرسلسله تکبّران است که اساس عصبیّت را بنا نهاد. و بر لباس کبریایی و عظمت، با خدا درافتاد، لباس بزرگی را بر تن پوشید و پوشش تواضع و فروتنی را از تن درآورْد. آیا نمی‌نگرید که خدا به خاطر خود بز رگ بینی، او را کوچک ساخت، و به جهت بلندپروازی او را پست و خوار گردانید؟! پس او را در دنیا طرد شده و آتش جهنم را در قیامت برای او مهیا فرمود.))( همان ص 778.)

پس کوچک شدن، خوار شدن، طرد شدن و سرانجام آتش جهنم مقصدهایی هستند که مسیر تکبّر به آن‌ها منتهی می‌شود، و امیرالمؤمنین(ع) در این مورد ابلیس را مثال می‌زنند تا به عنوان الگوی یک متکبّر در اذهان مردم باشد و از عاقبت امرِ او عبرت بگیرند.

عبرت از ابلیس، « حَبطِ اعمال »

امیرالمؤمنین(ع) در دنباله همین خطبه می‌فرمایند اگر خداوند می‌خواست حضرت آدم(ع) را از نوری که چشم‌ها را خیره کند و زیبایی‌اش عقل‌ها را مبهوت سازد و . . . می‌آفرید تا آزمایش ملائکه و ابلیس در سجده بر او آسان شود ولی او را از گِل آفرید و این را امتحان و آزمایش خود قرار داد. بهتر است پایان این بحث را با جملات زیبای اسوه اخلاق و ایمان، امیر مؤمنان حضرت علی(ع) به پایان بریم. امیرالمؤمنین(ع) پس از بیان امتحان الهی می‌فرمایند:

«خداوند مخلوقات خود را با اموری که آگاهی ندارند آزمایش می‌کند ( شرط ایمان )، تا بد و خوب تمیز داده شود و تکبّر و خودپسندی را از آن‌ها بِزداید و خود بز رگ بینی را از آنان دور کند، پس، از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش‌های مداومِ او را با تکبّر از بین برد. او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نیست ( شما نمی‌فهمید ) از سال‌های دنیا یا آخرت است. اما با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد. چگونه ممکن است پس از ابلیس، فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟! نه، هرگز! . . . بین خدا و خلق، دوستیِ خاصّی وجود ندارد که به خاطر آن، حرامی را که بر جهانیان ابلاغ فرموده حلال بدارد!» (همان ص 780)

شرح فراز دوم

در بخش دیگر این دعا می‌خوانیم: «و اشرح فیه صدری بانابه المخبتین بامانک یا امان الخائفین» یعنی «و شرح صدر مردان فروتن و خداترس را به من عطا فرما به حق امان بخشی خود ای ایمنی دل‌های ترسان.»

حال منتخبین چه کسانی هستند؟ در دعای این روز نکته اساسی که به آن تأکید شده است، خضوع و خشوع و فروتنی در مقابل ذات اقدس پروردگار است به طوری که در این روز از خداوند درخواست می‌کنیم آنچه را که در صفات و اعمال خالصان و خاشعان و فروتنان وجود دارد، نصیب ما کند، اما در اینجا می‌خواهیم بدانیم مخبتین به چه معناست؟

مخبتین به معنای فروتنان است، آن هم فروتنانی که فروتنی آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانیان است، حال شاید سوال کرد که فروتنان چه کسانی هستند؟ که در جواب باید بگوییم فروتنی یکی از صفات بارز مؤمنان تقواپیشه است که شب و روز خود را به تقوا و پرهیزکاری می‌گذرانند.

چنانچه حضرت علی (ع) در مورد صفت و نشانه یک پرهیزکار فرمودند: «در دین‌داری نیرومند، نرمخو و دور اندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب و دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهی دستی آراسته، در سختی‌ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز کننده از طمع ورزی، است.»

با توجه به فرموده آن بزرگوار در می‌یابیم که مخبتین همان پرهیزکاران هستند که شب و روز خود را به ذکر و یاد خداوند به پایان می‌برند که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم شرح صدری را که مردان پرهیزکار و فروتن دارند، به ما نیز عطا کند.

 

منبع: سایت حوزه

منتشرشده در دعا و زیارت
دوشنبه, 30 ارديبهشت 1398 13:20

شرح دعای روز چهاردهم ماه رمضان

شرح دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان در بیان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی

دعای روز چهاردهم:

اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ 

واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ 

ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ  

بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.      

 

رضایت یار

اللهم لاتواخذنی فیه بالعثرات

گاهی آدم می‌لغزد و ایمانش ضعیف می‌شود و تقوایش از بین می‌رود. گناهان آدمی همان لغزش است و باید از خدا بخواهد که مؤاخذه نشود.

خدا در اثر گناه به غضب می‌آید و سیل و زلزله و بلایای طبیعی همه آثار گناه است. گاه مردم توجه نمی‌کنند که غالب این اتفاقات و تصادفات به علت انجام گناه است.

کسی که نماز اول وقت نمی‌خواند و به کارهای دنیوی خود ادامه می‌دهد ، نماز اول وقت انسان را نفرین می‌کند و می‌گوید : «خدایا ضایع کند تو را که من را ضایع کردی!»

این در حالی است که اگر مسلمانی اول وقت نماز بخواند، نماز او را دعا می‌کند و می‌گوید: «خدا حفظ کند تو را که من را حفظ کردی» و زندگی رو به روال می‌افتد.

اگر کسی با خدا باشد، هیچ کس نمی‌تواند علیه او توطئه کند، چون او خدا را دارد.

 

مؤاخذه انسان بر اساس توانایی

هر انسانی که پا به عرصه دنیا می‌گذارد و در مدت عمر معینی در آن زندگی می‌کند باید در تمام مراحل آن از قوانین و دستورات الهی پیروی نماید چرا که در غیر این صورت مورد مواخذه و محاسبه الهی قرار می‌گیرد؛ ”وان تبدوا ما فی انفسکم او تغفوه یحاسبکم به الله”‌ یعنی ”و اگر شما (از غرض‌های خیر و شر) در دل دارید (به طوری که) آشکار و یا مخفی کنید همه را خداوند در محاسبه شما خواهد آورد .”‌

و آن به گونه‌ای است که هر کس در حد توانایی که دارد مسئول اعمال خویش می‌باشد و بیش از آن بر او تکلیفی نخواهد بود؛ ”لا یکلف الله نفسا الا وسعها”‌ یعنی ”خداوند هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او”‌ چرا که ”یرید الله ان یخفف عنکم و خلق الانسان ضعیفا”‌ یعنی ”خداوند می‌خواهد کار را بر شما آسان کند که انسان ضعیف خلق شده است.”‌ ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم به خاطر لغزش‌هایی که در طول عمر خویش داریم ما را مواخذه ننماید؛ ”ربنا لا تواخذنا نسینا او اخطانا”‌ یعنی ”خدایا ما را بر آنچه که به فراموشی یا به خطا (انجام داده‌ایم) مواخذه مکن”‌

 

واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ

«اقاله» کن و گناهان ما را بیامرز. در دعای کمیل هم این لفظ است که خدایا لغزش‌های ما را اقاله کن؛ یعنی ما را بدون هزینه ببخش. در مورد معامله نیز چنین لفظی در فقه وجود دارد. یعنی فروشنده و خریدار حق فسخ معامله را تا زمانی که با یکدیگر هستند، دارند. اما بعد از جدایی و بدون دلیل نیز اگر مشتری جنس را پس آورد، کاسب مستحب است آن را قبول کند. مثلاً شخصی یک ظرف ماست می‌خرد و به منزل می‌برد و متوجه می‌شود که پیش از وی ظرف ماست دیگری نیز خریداری شده است. در این حالت اگر ظرف ماست را به فروشنده باز گرداند، مستحب است وی آن را بپذیرد و پول آن را عیناً پس دهد.

 

یا سریع الرضا

خداوند ”عزوجل”‌ بهترین عذر پذیرنده‌هاست که از بندگان خویش زود، راضی می‌گردد به طوری که او به ”سریع الرضا”‌ یعنی ”زود راضی می‌گردد”‌ معروف است و در قرآن بندگان خویش را به سوی رحمت و مغفرت خویش فرا می‌خواند ”و سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السموات و الارض”‌ یعنی ”و به سوی غفران و آمرزش الهی و باغی (بهشتی) که عرض آن آسمان و زمین را فرا گرفته است سرعت بورزید”‌ بدون آنکه نیازی به بندگان خویش داشته باشد ”الله الصمد”‌ یعنی ”خداوند بی نیاز است”‌ و این در حالی است که ما غیر از او کسی را نداریم ”الهی و ربی من لی غیرک”‌ یعنی ”ای خدا و پروردگار من چه کسی غیر از تو برای من می‌باشد”‌ و غیر از او چه کسی می‌تواند عذر ما را پذیرفته و گناهان ما را بیامرزد ”و من یغفر الذنوب الا الله”‌ یعنی ”و چه کسی غیر خداوند (می‌تواند) گناهان را بیامرزد”‌ پس ما نیز در این روز به درگاه الهی پناه برده و از او می‌خواهیم که عذر ما را به خاطر خطاهایی که انجام داده‌ایم بپذیرد و از گناهان ما درگذرد.

ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ

خدایا من را تیر بلا قرار مده. سیل و رانش زمین یعنی همان تیر! هواپیما در آسمان پرواز می‌کند و ناگاه روی ساختمانی فرود می‌آید و همه ساکنان آن از بین می‌روند. این غرض و تیر بلاست که حاصل گناه و خطاهای ماست.

تمام پیش‌آمدهایی که می‌شود همه نتیجه گناهان ماست .

آیه قرآن می‌فرماید: «هر گرفتاری برای شما پیش می‌آید، دسترنج خودتان است.» هر چه بکاری همان را درو می‌کنی. از گندم، گندم و از جو، جو می‌روید.

قرآن در جای دیگری می‌فرماید: «خدا برنامه‌های مردم را عوض نمی‌کند، آن‌ها را گرفتار بلا نمی‌کند مگر اینکه خودشان را تغییر دهند

مثل ماشین که انحراف به چپ پیدا کند، تصادف می‌کند، ما هم اگر انحراف به چپ داشته باشیم با عذاب خدا تصادف می‌کنیم.

     

بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین

 به عزت خودت، این دعاها را درباره ما مستجاب کن! ای کسی که عزت مسلمین با توست.

 

منبع: سایت حوزه

منتشرشده در دعا و زیارت
دوشنبه, 30 ارديبهشت 1398 13:22

شش فضیلت ویژه ماه رمضان

رمضان ماهی سراسر خیر و برکت است. لحظه لحظه ی آن مملو از آثار و برکاتی ارزشمند است که همین امر سبب به وجود آمدن فرصتی مغتنم در این ماه می گردد.

مکان و زمانی که به پروردگار منسوب می شود شرافت و عظمت می یابد. کعبه را “بیت الله” خوانند چرا که مکانی است ، مقدس و دارای ویژگی هایی خاص، که سبب تمایز آن از دیگر مکان ها گشته است و گرنه خداوند علی اعلی شأنه ، منزه است از آنکه مانند انسان ها محلی برای سکونت داشته باشد چرا که ذات مقدسش از مقتضیات بشری به دور است و یا آنکه رمضان؛ شهرالله (ماه خدا) خوانده شده به سبب عظمت و ویژگی هایی که این ماه را از سایر ماه های سال متمایز گردانده است.
درک عظمت و بزرگی این ماه عزیز ممکن نیست مگر به واسطه ی بهره گیری از بیانات معصومین (علیهم السلام). آنانکه بر اسرار عالم اشرافی کامل دارند به روشنی دلیل برتری و بزرگی این ماه را بیان کرده اند. آنچه از کلام معصومین علیهم السلام در خصوص ویژگی های انحصاری این ماه بیان شده است آن است که:

1. رمضان؛ ماه نابودی گناهان

رمضان از ریشه ی "رمض" به معنای شدت تابش خورشید بر ریگ و امثال آن است. همانطور که تابش شدید آفتاب بر روی اجسام سبب سوزاندن و گاه نابود و پوسیده شدن آنها می شود در این ماه، گناهان بندگان از بین می رود. چنانکه از رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند: «إنّما سُمِّیَ الرَّمَضانُ لأ نّهُ یَرمَضُ الذُّنوبَ، رمضان ، بدین سبب رمضان نامیده شده است كه گناهان را مى‏سوزاند. » (کنز العمال،23688)

 

2. رمضان؛ ماه رحمت، آمرزش  و رهایی از آتش

رمضان ماهی سراسر خیر و برکت است. لحظه لحظه ی آن مملو از آثار و برکاتی ارزشمند است که همین امر سبب به وجود آمدن فرصتی مغتنم در این ماه می گردد. ماهی که به فرموده ی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) ابتدایش رحمت میانه اش مغفرت و انتهایش رهایی از آتش سوزان جهنم است.( کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج4، ص67، ح4 ) آنکه بهره مند از رحمت بی منتهای الهی گشت آمرزیده می شود و چون آمرزیده شد از عذاب الهی در امان می ماند.
غفران خداوند در این ماه به قدری زیاد و فراگیر است که به فرموده ی امام صادق (علیه السلام) در هر شب از آن شماری از بندگان گنهکار از آتش دوزخ رهایی می یابند « سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی كُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عُتَقَاءَ وَ طُلَقَاءَ مِنَ النَّارِ إِلَّا مَنْ أَفْطَرَ عَلَى مُسْكِرٍ فَإِذَا كَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ مِنْهُ أَعْتَقَ فِیهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی جَمِیعِه ؛(. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص65) امام صادق علیه السّلام فرمود: به راستى، خداى گرامى و بزرگ را ، در هر شبى از ماه رمضان، آزادشدگان و رهایى‏یافتگانى از دوزخ باشد. جز آن كس كه با مست‏كننده‏اى افطار كند؛ پس چون شب پایانى ماه فرا رسد در آن شب به شماره همه كسانى كه در آن ماه آزاد نموده دیگر بار آزاد سازد.»

3. رمضان؛ ماه گشایش درهای بهشت

وفور فیض و رحمت الهی در این ماه به گونه ایست که گویی تمامی درهای بهشت، به روی بندگان گشوده شده است و درهای جهنم بسته گشته است. رحمت بی انتهای الهی به اندک بهانه ای در این ماه شامل بندگان می گردد و چشم پوشی پروردگار نسبت به خطاهای بندگان گسترده می شود به گونه ای که تصور میگردد خداوند درهای جهنم را بسته است.

«قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ غُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّار ...؛( کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج4، ص67، ح6) چون هلال ماه رمضان پدید آید درهای آسمان و درهای بهشت و درهای رحمت گشوده شود و درهای دوزخ بسته گردد.

5. رمضان، ماه استجابت دعا

دست نیاز در ماه رحمت الهی بسوی خالق بی همتا، خالی باز نمی گردد. خدایی که در این ماه رحمتش را بسوی مخلوقاتش سرازیر نموده است نیازهای آنان را بی پاسخ نمی گذارد.پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) به این امر توجه داده ودر این باره فرموده اند: «أَلَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ مُفَتَّحَةٌ مِنْ أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْهُ أَلَا وَ الدُّعَاءُ فِیهِ مَقْبُول؛( همان) هان! درهاى آسمان از نخستین شب آن ماه گشوده شود. آگاه باشید كه دعا در آن ماه پذیرفته آید».

 

6. رمضان در بردارنده ی لیالی قدر

وجود اررزشمندترین و عظیم ترین شب های هر سال در این ماه نشان از عظمت و ویژگی های انحصاری رمضان دارد. شب هایی که در آن تقدیر و سرنوشت سالانه ی افراد رقم می خورد و عبادت در آن ها برابر با عبادت در هزار شب دانسته شده است. نزول آخرین کتاب آسمانی در این شبها عظمت و بزرگی آن را چندین برابر می نماید. معرفت کامل نسبت به خصائص این شب ها جز برای معصومین علیهم السلام و مقریان درگاه حق حاصل نمی آید.
آنچه بیان گردید تنها گوشه ای از آثار و فضائل این ماه عزیز از زبان معصومین (علیهم السلام) است. درک ویژگی های این ماه جز به یاری مقربان بارگاه ربوبی امکان پذیر نیست. اگر تمامی آثار و برکات این ماه مبارک بدرستی شناخته می شد، تمنای به طول انجامیدنش خواسته ی بندگان بود.   

4. رمضان، ماه اسارت شیاطین

گناه و معصیت سبب دوری از رحمت و غفران الهی است و از آنجا که ماه رمضان، سراسر نور رحمت است و تمامی درهای رحمت الهی در این ماه بسوی زمینیان گشوده می شود لازم است تا عوامل دور کننده ی انسان ها از رحمت بیکران پروردگار از میان برداشته شود. از اینرو در این ماه شیاطین در حصارند به گونه ای که به فرموده نبی مکرم(صلی الله علیه و آله) هر شیطان رانده شده توسط هفت فرشته به بند کشیده می شود و تا پایان این ماه رها نمی گردد. «وَ قَدْ وَكَّلَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ سَبْعَةً مِنْ مَلَائِكَتِهِ فَلَیْسَ بمخلوق [بِمَحْلُولٍ حَتَّى یَنْقَضِیَ شَهْرُكُمْ هَذَا  ؛(. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص65)  خداوند بر هر شیطان رانده‏شده‏اى هفت فرشته را گمارد و آن شیطان‏ها رها نشوند تا آنگاه كه ماه شما به پایان رسد.»

 

منبع: تبیان

 

منتشرشده در مناسبت ها
یکشنبه, 29 ارديبهشت 1398 22:16

شرح دعای روز سیزدهم ماه رمضان

شرح دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان در بیان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی

دعای روز سیزدهم:

 

اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ 

وَ صَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ

وَوَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ                     

بِعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین 

 

«دعا» برای رسیدن به کمال است

خواند دعای «مجیر» در روزهای 13، 14 و 15 ماه مبارک سفارش شده است .این نکته را نباید فراموش کرد که دعا تنها برای دست‌یابی به ثواب نیست، بلکه اصل دعا خواندن برای رسیدن به کمال است.

غذاهای حلال در استجابت دعا تأثیرگذار است

«اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ»

در این دعا از خدا می‌خواهیم ما را از کثافات پاک کند. منظور از «کثافات»، چرک گناه و معصیت است. انسان اگر اهل معصیت باشد، بوی بدی به خود می‌گیرد و اگر مؤمن باشد، خوش‌بو خواهد بود. «او یس قرن» هنگامی که به ملاقات پیامبر ‌(صلی الله علیه وآله) آمده بود، فضای خانه رسول‌الله ‌(صلی الله علیه وآله) را معطر کرده بود و فردای آن روز که پیامبر (صلی الله علیه وله) به خانه خویش باز گشت، فرمود: «إِنِّی لَأَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمَنِ مِنْ جَانِبِ الْیمَن»، یعنی پیامبر (صلی الله علیه وله) رایحه خوش اویس را استشمام کرده بود.

هنگامی که انسان گناه و معصیت پروردگار خویش را انجام می‌دهد به تحقیق که آن گناه و معصیت اثر سویی بر ظاهر و باطن آن انسان می‌گذارد به طوری که در روایات است که با انجام هر گناهی لکه سیاهی بر قلب انسان می‌نشیند که آن لکه سیاه با مرور زمان و انجام گناهان بیشتر، افزوده می‌گردد و باعث سیاه شدن دل انسان می‌شود به طوری که دیگر حقایق الهی را نمی‌تواند بشنود و به مخالفت با آنان می‌پردازد، پس انسان برای آن که از آلودگی‌های گناهان پاک و طاهر گردد باید از یگانه پروردگار عالم مدد بجوید و از او بخواهد که گناهان او را بیامرزد تا از آلودگی‌ها نیز خلاصی یابد چرا که تنها با آمرزش و غفران الهی است که انسان از پلیدی‌ها و زشتی‌های گناه پاک می‌گردد و خداوند متعال نیز در قرآن به بندگان خود این‌گونه بشارت می‌دهد: ”قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ”‌(زمر ،53) یعنی ”بگو از رحمت خداوند نومید نشوید، به راستی که خداوند همه گناهان را می‌بخشد، همانا او آمرزنده و مهربان است.”‌ پس ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم که ما را جزو توبه کنندگان واقعی از گناهان قرار داده تا از پلیدی‌ها و زشتی‌های گناه که ما را روسیاه درگاهش نموده است، پاک گرداند.

برطرف کردن بوی تعفن روح

در حال حاضر زمانه به گونه‌ای است که طهارت واقعی نداریم و همه چیز شبهه‌ناک است. در طول سال انواع غذاهای حرام و شبهه‌ناک را خورده‌ایم و «ماه رمضان» فرصتی برای شست‌وشوی باطنی است. تناول غذاهای حلال در استجابت دعا تأثیرگذار است.

قرائت قرآن در هنگام سحر، زنگار دل را از بین می‌برد

«الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ» 

مراد از این عبارت «کثافات و پلیدی گناه» است،  گناه آدمی را کثیف می‌کند و دل را زنگار می‌گیرد. برای اینکه زنگار قلب را از بین ببریم باید سحرها قرآن بخوانیم. در روایت آمده است که قلب انسان زنگ می‌زند، همان‌طوری که آهن زنگ می‌زند، پس قلبتان را با استغفار و قرائت قرآن جلا بدهید. همچنین کمک کردن و دستگیری از یتیمان هم زنگار دل را از بین می‌برد.

 

«وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را در برابر قضا و قدر خویش راضی کند. بنابراین از خدا درخواست می‌کنیم که خدایا مرا بر تقدیر خودت صابر قرار بده! مراد از «کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»، قضا و قدر حتمی الهی است. هر کس در لوح محفوظ قضا و قدری دارد که نمی‌داند صلاح او در آن امر است.

”صبر در مقابل امتحان الهی”‌

خداوند در قرآن می‌فرماید: ”و لبنلونکم بشیِ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشران”‌یعنی ”و امتحان می‌کنیم شما را به وسیله‌ای از ترس و گرسنگی و نقصان و ضرر از اموال و خودتان و میوه‌هایتان (در باغ‌ها) و بشارت باد بر صابران”‌ که این آیه نشان دهنده آن است که انسان در تمام مراحل زندگی برای رشد و ترقی و ارزیابی عملکردش امتحان می‌گردد و کسانی در این امتحان پیروز می‌گردند که بر تقدیرات الهی راضی بوده و بر مشکلات و مصائب صبر نمایند.

هنگامی که مصیبتی بر آنان وارد شد، بگویند: ”انا لله وانا الیه راجعون”‌ یعنی همه ما برای خداییم و به سوی او باز می‌گردیم”‌ که خداوند نیز در عوض صبر و ایمان آن‌ها در قرآن می‌فرماید: ”أُولَئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ”‌(بقره ،157) یعنی ”آنان گروهی هستند مخصوص به درود و الطاف الهی و رحمت خاص پروردگار و آنان خود هدایت یافتگانند”‌

دل بی‌غم در این عالم نباشد         اگر باشد بنی‌آدم نباشد

در این دنیا هر شخصی به میزان خود دارای غم و مشکل است. استادم (مرحوم شیخ علی اکبر برهان) می‌گفت: اگر یک روز گفتی که من غصه‌ای ندارم، بدان که اجلت نزدیک است! سید بن طاووس به فرزندش می‌گوید: پسرم خانه که می‌سازی، بگذار گوشه‌ای از آن خرابه باشد تا بدون غصه و دغدغه نمانی.

یکی از فلسفه‌های روزه ، «تقوا» می‌باشد

«وَوَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی»

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را موفق به تقوی کند. تقوا به معنی این هست که اگر کسی از اعمال ما با خبر شود، طوری زندگی کرده باشیم که ناراحت نشویم. ماه مبارک رمضان فرصتی برای تمرین تقوا است.

 ”تقوا و پرهیزکاری”‌

”ان اکرمکم عندالله اتقکم”‌ یعنی ”به درستی که گرامی‌ترین شما نزد خداوند تقوا پیشه ترین شماست”‌ و برای آنکه ما نزد پروردگار خویش دارای اجر و قربی باشیم باید تقوای الهی را پیشه کنیم که تقوا یک کلام به مفهوم انجام واجبات و ترک محرمات الهی می‌باشد که انسان را به مقام‌های والای دنیوی و اخروی می‌رساند که یکی از آن مقامات این است که انسان تقوا پیشه و پرهیزکار طبق آیه قرآن نزد پروردگار خویش دارای حرمت می‌گردد چنانچه خداوند در تمام امور در دنیا و آخرت او را کفایت می‌کند .

 

«وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ»

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که خدایا ما را با خوبان و ابرار هم‌نشین کند. باید به این نکته توجه داشت که با چه کسی هم‌نشین می‌شویم چنانچه در شعری داریم: «با بدان کم نشین که صحبت بد / گر چه پاکی تو را پلید کند».

”رابطه تقوا و مصاحبت با نیکان”‌

رابطه تنگاتنگی بین تقوا و مصاحبت با نیکان می‌باشد چرا که انسان تقوا پیشه هیچ گاه با بدکرداران و کسانی که معصیت پروردگار خویش را انجام می‌دهند مصاحبت و معاشرت نمی‌کند چرا که خود خداوند نیز در قرآن می‌فرماید: «قل لایستوی الخبیث والطیب» : ”بگو که خبیث و آلوده به کثافات و طاهر و پاکیزه مساوی نمی‌باشند”‌ تنها مصاحبت تقواپیشگان با نیکان و ابرار است چرا که خود نیز از نیکان و ابرار هستند. زیرا کسی به درجه ابرار و نیکان نرسد مگر اینکه تقوای الهی را پیشه سازد.

 

«بعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین»

خدایا به کمک و یاری خودت این چهار دعای من را مستجاب کن، ای کسی که روشنی چشم فقرا هستی.

منبع: سایت حوزه

منتشرشده در دعا و زیارت
شنبه, 28 ارديبهشت 1398 23:01

شرح دعای روز دوازدهم ماه رمضان

شرح دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان در بیان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی

دعای روز دوازدهم:

 

اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ                                 

واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ                         

واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ                               

وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ    

یا عِصْمَةَ الخائِفین   

 

شرح فرازهای دعا

«اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ»

خدایا روزی کن من را در ماه رمضان و به دو چیز زینت بده :

ستر و عفاف. ستر یعنی اینکه گناهان مردم را مخفی کنم. به ما چه ارتباطی دارد که فلانی عیب دارد؟ خوش به حال بنده‌ای که به عیب خودش می‌پردازد و به عیب دیگران کاری ندارد. اگر رفیقت هم عیب دارد به کسی نگو. غیبت حرام است و عمل چهل روز را از بین می‌برد و اعمال خوب غیبت کننده را در نامه اعمال شخص غیبت شونده می‌نویسند.

چه خوب است که خوبی‌های مردم را بیان کنیم .

آن‌ها که به عیب دیگران کاری ندارند، بهترین زینت را دارند. حدیث داریم خوش به حال کسی که به عیب خود پرداخته به عیب دیگران کاری ندارد.

در ادامه دعا عفاف آمده است. عفاف یعنی اینکه گناه نکنیم و عفت نفس داشته باشیم که گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در این روز از خدا می‌خواهیم.

«واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ»

خدایا من را به دو چیز مستور کن؛ یکی لباس قناعت و دیگری کفاف.

کفاف یعنی اینکه زندگی را بگذرانیم. اگر مال و ثروت زیاد داشته باشیم گرفتار می‌شویم و اگر دستمان پیش کسی دراز باشد ذلیل می‌شویم پس از خدا بخواهیم که به اندازه کفاف زندگی به ما بدهد. قناعت هم به انسان عزت می‌دهد و کسی که قناعت دارد خدا او را عزیز می‌کند.

بزرگ‌ترین گنج، قناعت است و قناعت سرمایه‌ای بی‌پایان. قناعت، یعنی نخواستن، کم خواستن، راضی بودن به داشته و کندن دندان طمع.

وقتی به خواهش‌های بی‌مورد دل جواب «نه» ندادی و به دام خواسته‌های حرص افتادی، اسیر گنداب «دنیا» می‌شوی باتلاقی که هرچه بیشتر در آن دست و پا می‌زنی و تلاش می‌کنی، بیشتر در آن گرفتار می‌شوی. نتیجه آن مشخص است!

نفس، چاه ویلی است که هیچ‌گاه پر نمی‌شود. درد «تکاثر» و «افزون‌طلبی»، زخم ناسور بشریت بوده و هست و تنها مرهم آن «قناعت» است.

 

«واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ»

خدایا من را عادل کن و کاری کن انصاف داشته باشم و خدایا از هرچه که من از آن می‌ترسم من را امان ده. اگر کسی ما را تهدید می‌کند به ما ایمنی بده که کسی نتواند به ما تعرض کند.

 

«بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین»

به عصمت و حفظ و نگهبانی خودت ای کسی که خائفین و ترسناکان را نگهداری می‌کنی، ای کسی که هر که به تو متوسل می‌شود از او نگهداری می‌کنی، خدایا درباره ما این دعاها را مستجاب بفرما!

 

منبع: سایت حوزه

منتشرشده در دعا و زیارت
صفحه1 از18

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز164
دیروز636
ماه12734
مجموع1856721

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا