خصوصیات سنی کودک (از تولد تا ده سالگی): هفت سالگی

هفت سالگی هم از این قانون کّلی که هر سنّی با خود تغییرات زیاد و همچنین توانایی های فراوانی برای انجام کارها به همراه می آورد مستثنا نیست. بچّۀ شش ساله بچّه ای بود خشن و متجاوز و پیوسته آماده برای کارهای تازه و اعتماد و اطمینان کاذبی نسبت به خود داشت و با موقعیت های تازه بی پروا رو به رو می شد. مثلاً اگر در زمین بازی بین دو بچّه دعوا درمی گرفت او فوراً خود را وارد معرکه می کرد و اگر کسی می خواست یکی از اشیای متعلّق به او را بگیرد می ایستاد و به خاطر آن مبارزه می نمود. ولی در هفت سالگی وضع کودک خیلی فرق دارد. اگر چه این سن نیز مثل سایر سنین دارای لحظات جوش و خروش و آرامش و شادی هر دو هست ولی روی هم رفته اختصاص این سن در آن است که کودک آرام و در خود فرورفته است. کودک هفت ساله از بسیاری جهات آرامش یافته و زندگی کردن با او آسان تر از زمانی است که شش ساله بود ولی کودک در این سن بیشتر تمایل به شکایت کردن دارد تا به شادی و خوشی. هنگام برخورد با موقعیت هایی که مخالف میل اوست معمولاً به جای اینکه بایستد و حقّ خود را بخواهد، غرغر کنان خود را از صحنه کنار می کشد و به همین جهت کودک هفت ساله را بچّۀ احساساتی و متلوّن نامیده اند و حقیقتاً این صفت او را به خوبی توصیف می کند.

کودک هفت ساله نه تنها از مبارزه اجتناب می ورزد بلکه این طور به نظر می آید که خود را از مردم هم کنار می کشد. دلش می خواهد یک اتاق مخصوص برای خودش داشته باشد تا اشیای متعلّق به خود را در آن نگهداری کند. هنگام برخورد با هر واقعه ای میل دارد کنار بایستد و گوش کند و فقط تماشاچی باشد. در این سن کودک از علاقمندان جدّی تلویزیون و احیاناً مطالعه است و گویی می خواهد به وسیلۀ تماشا و به یاد آوردن آنچه که شنیده و دیده شخصیت خود را بنا کند. در این دوره خطری که بچه ها را تهدید می کند، توجّه بیش از حد و اعتیاد گونه به تلویزیون و یا بازی های الکترونیکی است. زیرا هم همیشه در اختیار و در دسترس اوست و هم اصولاً بر آن عیب و ایرادی وارد نیست، مگر وقت زیادی که در پای تلویزیون صرف می کند. بنابراین باید کودک هفت ساله را به فعالیت و ارتباط با دیگران ترغیب کنیم.

دست های کودک نیز می خواهد هر چه را که با آن تماس پیدا می کند حس نماید. کودک خیلی به مداد علاقه دارد و مدادهای تراشیده و نوک تیز را به مدادهای رنگی و نوک پهن ترجیح می دهد. قوای فکری و مغزی او رو به تکامل است و حسّ تشخیص و تمیز او نسبت به آنچه می بیند و انجام می دهد تقویت یافته است.

غالباً از خودش خیلی توقع دارد. از کارها اطّلاع دارد ولی همیشه قادر نیست آنها را به اتمام رساند. آنقدر وقت صرف یک کار می کند تا بالاخره خسته شود. باید به او کمک کرد تا به موقع دست از کار بکشد. بعضی روزها برای او خوب و بعضی روزها بد است. بعضی از روزهای خیلی خوب چیز یاد می گیرد و گاهی همه چیز را فراموش می کند. یک معلّم و مربّی خوب باید متوجّه این امر باشد. یک مادر عاقل اگر صبح هنگام بیدار شدن کودک احساس کند که این هم یکی از روزهای بد اوست بهتر است آن روز او را در خانه نگه دارد و این قبیل روزها از همان صبح معلوم است که چگونه روزی خواهد بود.

در این سن گاهی از اوقات زندگی کودک برای مدّت کوتاهی خیلی سخت و ناراحت کننده می شود زیرا خیال می کند مردم همه مخالف او هستند و او را دوست ندارند و مرتّب سرزنشش می کنند یا اینکه تصوّر می کند بچّه های دیگر کلاه سرش می گذارند و معلّم در مدرسه از او ایراد می گیرد و حتّی پدر و مادرش هم نسبت به او روش غیر عادلانه ای دارند. بعضی از کودکان ممکن است در این حسّ بدبینی آنقدر غلو نمایند که تصوّر کنند پدر و مادرشان آنها را از سر راه برداشته اند و این مثال کاملاً وضع یک کودک هفت ساله را که تصوّر می کند دیگران دوستش ندارند مجسّم می سازد. اگر کودک احساس کند که پدر و مادرش خیلی با او بد رفتاری می کنند آنها را تهدید به فرار خواهد کرد. این فرار با حالت گسترشی که در چهار سالگی ممکن بود کودک را از منزل بیرون بکشد فرق دارد و در این سن کودک فرار می کند تا از عذاب غیر قابل تحمّلی که به تصوّر او در منزل وجود دارد رهایی یابد.

حتی حالت چهره و قیافۀ بعضی از کودکان هفت ساله هم ممکن است نارضایتی آنها را از زندگی نشان دهد یعنی به اصطلاح همیشه لب های آنها آویزان است. اگرچه در این سن ممکن است کودک کمتر از آنچه پدر و مادرش میل دارند خوشحال و از زندگی راضی باشد ولی هر قدر بزرگتر شود روزهای خوش او مرتّباً زیادتر شده و از خستگیش خواهد کاست به طوری که در هشت سالگی برای هر کاری آماده خواهد بود.

در این سن والدین کودک باید ضمن آنکه نسبت به شکایات مختلف او علاقه و دلسوزی نشان می دهند برای این شکایت ها اهمّیت زیادی قائل نباشند (ولی سردردهای مداوم کودک محتاج توجّه و بررسی است). شاید آنقدر که او می گوید معلّمش نسبت به او ناملایم نباشد و دوستان و خواهر و برادرش هم آنقدر که او شکایت می کند بدجنس و شیطان نیستند و این شکایت ها بیشتر به علّت وضع روحی خود اوست.

برای اصلاح برخی از مشکلات رفتاری کودک در این سن می توانید:

  1. به کودک نشان دهید که دوست دارید به صحبت هایش گوش دهید تا قبل از اینکه ناامید شود مشکلاتش را با شما به عنوان فردی قابل اعتماد در میان بگذارد.
  2. مرزها و محدودیت ها را به روشنی برایش بیان کنید تا بداند چه چیزی ممنوع است و چه انتظاراتی از او می رود.
  3. از او بخواهید زمانی آرام در اتاقش بنشیند و به رفتار یا اشتباهش فکر کند.
  4. به جای اینکه از کودک انتقاد کنید، در مورد اینکه چرا رفتار او درست نبوده و چطور می تواند رفتار بهتری داشته باشد صحبت کنید و سعی کنید لحنی محترمانه و دوست داشتنی به کار برید تا او نیز با احترام با شما برخورد کند.

 

منابع:

  • روانشناسی کودک (رفتار کودکان) از تولد تا ده سالگی/ فرانسیس ایلگ و لوئیز ایمس، ترجمۀ دکتر آوارگان، نشر اندیشه.
  • پرورش، تعلیم و تربیت 3 تا 7 سالگی/ گروه مولفین انتشارات باهدف، نشر باهدف.
  • www.sciencedaily.com
بازدید 30 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز727
دیروز566
ماه13897
مجموع1962884

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا