خصوصیات سنی کودک (از تولد تا ده سالگی): چهارونیم سالگی

در این سن تندروی های چهار سالگی قدری تعدیل می شود و در حقیقت کودک وسط راه خود به سوی پنج سالگی یعنی سنّی است که زندگی او به حقیقت نزدیک تر خواهد بود ولی هنوز عمق زیادی ندارد.

در 4ونیم سالگی کودک سعی دارد بین واقعیات و آنچه ظاهری است فرق بگذارد و دیگر به اندازۀ دوران 3ونیم سالگی یا چهار سالگی در میان کارهایی که به تخیّل یا تقلید انجام می داد گم نمی شود. در آن زمان گاهی از اوقات کودک واقعاً فکر می کرد که گربه یا نجّار و یا اسب سوار قهرمانی است ولی اکنون برای هر کاری که می کند از دیگران می پرسد تا بداند مطابق واقع هست یا نه. مثلاً وقتی می خواهد یک تصویر واقعی از هواپیما بکشد سیم بلندی هم به آن اضافه می کند تا مردم بتوانند آن را به برق وصل کنند. گاهی از اوقات کاملاً گیج می شود و نمی تواند بین آنچه خودش تقلید می کند و یا مثلاً در تلویزیون می بیند و آنچه واقعی است و حقیقت دارد تمیز بگذارد.

این امتزاج واقعیت و تخیّل ممکن است برای والدین کاملاً ناراحت کننده باشد. مثلاً یک روز مادری که از کارهای کودک 4ونیم سالۀ خود به تنگ آمده بود او را تهدید کرد که غول خواهد آمد و او را خواهد برد. بچّه هم در جواب گفت «پس اگر این طور است چمدان مرا پایین بیاور تا پوتین ها و پیراهن سواری خود را بپوشم و به جنگ او بروم».

بچّه ها در 4ونیم سالگی قدری خودکارتر از دوران قبلی هستند و وقتی که کاری را شروع کردند خیلی بهتر از بچّه های چهار ساله آن را ادامه می دهند و کمتر احتیاج به سرکشی بزرگترها دارند. مثلاً وقتی می خواهند با قالب های چوبی مزرعه درست کنند بالأخره مزرعه درست می کنند نه آنکه مثل دوران چهار سالگی خود یک قلعه درست کنند بعد کامیون از آن بسازند و بالأخره به پمپ بنزین ختم نمایند.

بچّه های 4ونیم ساله خیلی بحث می کنند. مثلاً اگر از یک کتاب مطلبی دربارۀ آتش برای آنها بخوانید ممکن است همین مطلب مختصر منتهی به یک بحث طولانی و مفصّل دربارۀ جزئیات آتش و آتش سوزی شود. در این سن کودکان غالباً ذخیرۀ بزرگی از موضوع و تجربه دارند و مثل این است که یک نوع علاقۀ معنوی و فیلسوفانه ای محرّک آنها در بحث ها و گفتگوهایشان است. خیلی علاقه دارند که وارد جزئیات مطلب شوند و میل دارند که این جزئیات را بفهمند و علاقۀ شدید آنها به واقعیات گاهی برای بزرگترها خیلی سخت و ناراحت کننده است. مثلاً گاهی می خواهند به طور خیلی رک و صریح تمام جزئیات مردن را بدانند.

در این سن قدرت کنترل و مهارت کودک بیشتر می شود. بازی کودکان در این سن آرام تر از چهار سالگی است و بهتر می توانند شکست های خود را تحمّل کنند. توانایی کودک برای انجام کارهای دستی از جمله نقّاشی در این سن خیلی بیشتر است و غالباً کودکان در حال نقّاشی هستند. علاقه به حروف و اعداد در کودک شروع به تظاهر نموده و ممکن است خیلی خوب اعداد را بشمارد ولی در ضمن آن بعضی از اعداد را هم از قلم بیندازد.

علاوه بر این بچّۀ 4ونیم ساله وقتی عکسی می بیند علاقه دارد که آن را از چند طرف تماشا کند. طفل در این سن از جلو و عقب و داخل و خارج اشیا اطلاع دارد (مثلاً یک بچّه دلش می خواست بداند که پشت خودش چه شکل است). ممکن است عکس یک آدم را روی یک طرف کاغذ بکشد و بعد آن را برگرداند و پشت سر او را در پشت آن صفحه نقّاشی کند.

چون این سن با قدرت کنترل و علاقه به بهبود و کسب مهارت در کارها همراه است بعضی از کودکان بخصوص پسرهایی که از نظر توانایی انجام کارها و تکلّم عقب بوده اند در این سن می توانند خودشان را جلو ببرند. به علاوه ممکن است این سن همراه با رشد سریع قوای مغزی طفل نیز باشد.

کودک در این سن معمولاً خودش را از دیگران جدا میکند و برخی از اوقات به گوشۀ اتاقش و یا به گوشه ای از خانه پناه می برد. گاهی ترجیح می دهد با دیگر کودکان بازی کند و گاهی دوست دارد تنها بازی کند. او از بازی با دوستانش لذت می برد و به سایر کودکان بسیار علاقمند است. او حتی در پارک یا زمین بازی با کودکان نا آشنا هم بازی می کند. او داشتن قرارهای منظّم بازی با دوستان را خیلی دوست دارد و متوجّه خواهید شد که روز به روز اجتماعی تر می شود. او برای بازی به گروه کودکان آشنا و غریبه نزدیک می شود. بیشتر اوقات، وقتی از او خواسته شود شریک می شود و نوبت را رعایت می کند و با دوستانش، خواهر و برادرانش، و والدین یا بزرگسالان دیگر چانه می زند و معامله می کند. او اغلب اوقات با هم سالانش همکاری می کند اگرچه هنوز گاهی ممکن است حالت ریاست مآبانه یا پرخاش داشته باشد.

هنگامی که سایر کودکان به کمک نیاز دارند، صدمه دیده اند و ناراحت یا خشمگین هستند ممکن است متوجه شوید فرزندتان سعی می کند آنها را دلداری بدهد و خوشحال کند. او کم کم می فهمد چه چیزی احساسات را بر می انگیزد و یاد می گیرد که ممکن است گاهی احساسات آدم های با او فرق داشته باشد : «من خوشحالم ولی امیرحسین ناراحته». در این سن او تجربه خودش را با دیگران مقایسه می کند: «چرا ماهان می تونه این کارو بکنه ولی من نمی تونم؟»

او همچنین بسیار پرتوقّع و پرانتظار است. انتظارات خود را یکی پس از دیگری ابراز می کند و اگر آن را برآورده نکنید همچنان حسابش را نگه می دارد و در وقت لازم آن را بازگو می کند.

به هر حال 4ونیم سالگی دورانی است که هنوز رفتار کودک پر از حرکت های بی جا و نامناسب که اگر پدر و مادر کمی به او فرصت بدهند و در حدّ ممکن به او آزادی عمل ببخشند، احتمالاً آن را با 5 سالگی خودش به پایان می رساند.

منابع:

  • روانشناسی کودک (رفتار کودکان) از تولد تا ده سالگی/ فرانسیس ایلگ و لوئیز ایمس، ترجمۀ دکتر آوارگان، نشر اندیشه.
  • پرورش، تعلیم و تربیت 3 تا 7 سالگی/ گروه مولفین انتشارات باهدف، نشر باهدف.
  • رشد اجتماعی و عاطفی کودکان ۴ تا ۵ ساله: ابعاد و ویژگی ها/ دکتر سید نبی الله قاسم تبار، mahdekoodakan.com
بازدید 30 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز108
دیروز601
ماه13250
مجموع1921107

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا