خصوصیات سنی کودک (از تولد تا ده سالگی): چهار سالگی

برای هر یک از سنین کودکی می توان لغت یا عبارتی یافت که معرّف خصوصیات اخلاقی کودک در آن سن باشد و به خاطر سپردن این لغات غالباً کمک فراوانی به فهم و درک خصوصیات کودک در آن سن می کند.

برای چهار سالگی می توان عبارت «قید ناپذیر» را به کار برد و اگر آن را به یاد داشته و مواقعی که بر زبان می آوریم لبخندی نیز از روی محبت و دلسوزی نسبت به کودک بر لب داشته باشیم هنگام برخورد با یک کودک چهار ساله بهتر خواهیم توانست به او کمک کنیم. کودک در چهار سالگی تقریباً بیش از هر سنّ دیگری از حدود و قیود خارج یا به عبارت دیگر قید ناپذیر است. مثلاً اگر قوای حرکتی او را در نظر بگیرید می بینید که کودک در این سن کتک می زند، لگد می کند، سنگ می اندازد، می شکند و فرار می نماید. از نظر عواطف و احساسات هم همینطور است مثلاً با صدای بلند می خندد و بعد خشمگین می شود و می گوید «تو مرا خیلی عصبانی می کنی». در حرف زدن تقریباً بیش از هر کار دیگر او این کیفیت او دیده می شود. حرف های یک بچّۀ چهار ساله می تواند هر شخصی را شدیداً ناراحت کند مگر یک معلّم کودکستانی را صبر و حوصلۀ کافی داشته باشد. بی احترامی نسبت به دیگران و استعمال کلمات زشت در این سن فراوان دیده می شود و اطرافیان تعجّب می کنند که طفل این کلمات را از کجا یاد گرفته است. لغات مربوط به دستشویی و اجابت مزاج را زیاد به کار می برد. او این کلمات را نه تنها به طور اتّفاقی یا در جاهایی که ممکن است مورد داشته باشد به کار می برد بلکه برای آنها شعر و وزن هم درست می کند و آنها را با خنده های بلند خود طوری همراه می سازد که نشان می دهد کاملاً از زشتی و نامناسب بودن حرف های خود آگاه است.

کودک چهار ساله در روابط خود با دیگران نیز زیاده رو است مثلاً دوست دارد از دستورات پدر و مادر خود سرپیچی کند و تا آنجا که  می تواند با دیگران مخالفت می ورزد و حتّی تنبیهات سخت هم تأثیر زیادی در او ندارد. روی هم رفته سختی و خشونت پیدا کرده مثلاً تکبّر دارد، قسم می خورد، لاف می زند و با حرف های دیگران مخالفت می کند.

گویا تخیّلات او هم در این سن حدود و میزان معیّنی ندارد. پرواز کودک در عالم تخیّل که از 3ونیم سالگی شروع شده ممکن است وسیلۀ خوبی برای سرگرمی او مشغولیت با رفقای خیالیش باشد. این تخیّلات را بسیاری از والدین خوب می پذیرند ولی داستان های مفصّلی که کودک از خودش درست می کند و مخصوصاً وقتی که ماهیت آنها به نظر پدر و مادر دروغ جلوه کند کمتر مورد قبولشان قرار می گیرد. امّا برای کودک چهار ساله حدّ فاصل مشخّصی بین تخیّلات و حقایق وجود ندارد. ممکن است او حقیقتاً دروغ نگوید ولی این چیزها برای او جالب ترند و ممکن است خودش هم کم کم تخیّلات خود را باور کند و به نظرش حقیقی جلوه نماید. اخذ تصمیم دربارۀ اینکه والدین یا معلّم کودک تا چه اندازه باید در برابر این زیاده روی های او در این سن استقامت به خرج دهند با خود آنهاست و مسلّماً باید برای آن حدودی قائل شد و حتی در کودکستان هم باید جلوی آن را گرفت و در منزل باید از این هم بیشتر کودک را کنترل کرد.

در این دوران تمایل به مقایسه، مسابقه و رقابت درکودک آغاز می شود که البته این تمایل شدید به رقابتِ با دیگران، باید کنترل شود؛ و به همین دلیل بازی ها باید بدون بُرد و باخت باشد و فقط به جهت قرار گرفتن در جمع و محیط باشد. برای مثال هنگام بازی با کودک وقتی برنده می شویم اصلاً بردن خودمان را مهم جلوه ندهیم و وقتی که می بازیم وانمود کنیم که هیچ اتفاقی نیفتاده است، بلکه تأکید بر این باشد که : «چه اندازه کوشش کردم» ، «با چه سرعتی دویدیم» ، «چقدر عرق کردیم» ، «چقدر تشنه شدیم» ، «چقدر راه آمدیم». یعنی باید به محتوای بازی توجه داشت نه به جنبۀ رقابتی آن .برد و باخت را باید کاملاً نادیده گرفت و کنار گذاشت. در غیر این صورت هنگام بازی با کودکان دیگر،  ماجرای «رقابت» به «حسادت» تبدیل شده و بالأخره این حسادت به «کینه و دشمنی» منجر خواهد شد. کودکی که حتی 5% باختن خودش را قبول و دوست ندارد ، اگر پدر و مادر او را کمک نکنند تا باختن را عادی و معمولی تلقّی کند ، احتمالاً او را به نوعی حسادت و جنگ در طول زندگی رهنمون شده اند.

کودک 4 ساله هم چنان به پدر و مادر نزدیک و مرتبط است ولی از مرحلۀ اعتیاد بیرون می آید و وارد مرحلۀ عادت می شود . یعنی حالا ترجیح می دهد و دوست دارد که با پدر و مادر باشد امّا مانند گذشته دیگر سخت نیازمند آنها نیست. در نتیجه آمادگی این را پیدا میکنند که به منزل دوستانش برود و یا اگر دوستانش به خانۀ آنها آمدند، برای مدّتی میتوانند پدر و مادر را کاملاً رها کند. ترجیح کودک در 4 سالگی به بودن با همبازی هایش است. ارتباطش را با بزرگسالان کم می کند مگر آن زمانی که نیازی دارد و یا مورد مهر و محبتِ بسیار بزرگسالان قرار می گیرد. در غیر این صورت در انتخاب میان بزرگسالان و کودکان هم سن و سالش، حتماً کودکان هم سن و سالش را انتخاب میکند.

باید به کودک چهار ساله این فرصت را داد که توانایی های خود را بیازماید. مثلاً باید به او اجازه داد تا در هر دو جهت خیابان با دوچرخۀ کوچک خود سواری کند و به تدریج باید آزادی های بیشتری به او داد. شاید در اطراف منزل او همسایه هایی باشند که او را بپذیرند و ضمناً به مادرش اطّلاع دهند که فرزندشان در منزل آنهاست. گاهی از اوقات هنگامی که با پدر و مادر خود راه می رود میل دارد تندتر از آنها راه برود و باید اجازۀ این کار را به او داد ولی به او گفت سر اوّلین خیابان بایستد تا پدر و مادرش به او برسند. در صورتی که بعضی آزادی ها را به کودک بدهند معمولاً در این سن خیلی نسبت به دستورات پدر و مادر پذیرش نشان می دهد. در کل مهار کنترل و مراقبت از کودک را باید قدری شل کرد ولی مواقعی هم هست که باید آن را یک مرتبه و محکم کشید.

شما ناچار خواهید بود در برابر کودک چهار سالۀ خود تا اندازه ای محکم بایستید ولی اگر از قبل بدانید که این گونه رفتارها در یک کودک چهار ساله نه تنها تقریباً حتمی بلکه از خصوصیات این مرحله از رشد اوست مسلّماً کمتر عصبانی و ناراحت خواهید شد. کودک 3ونیم ساله بچّه ای بود که روی هم رفته به خود اطمینان نداشت ولی کودک چهار ساله مثل اینکه خیلی به قدرت خود اطمینان دارد. بالأخره نوسان های پاندول رشد و نموّ کودک کم دامنه تر شده و شخصیت او کمتر در معرض تغییرات سنّی قرار خواهد داشت.

 

منابع:

  • روانشناسی کودک (رفتار کودکان) از تولد تا ده سالگی/ فرانسیس ایلگ و لوئیز ایمس، ترجمۀ دکتر آوارگان، نشر اندیشه.
  • پرورش، تعلیم و تربیت 3 تا 7 سالگی/ گروه مولفین انتشارات باهدف، نشر باهدف.
بازدید 17 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز605
دیروز705
ماه14413
مجموع1899996

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا