چهار ویژگی ذاتی کودکان

1- بانک خاطرات آنها خالی است و تجربیات آنها هم چندان غنی نیست.

در واقع آلبوم ذهن کودکان در این سن بی شمار صفحات خالی دارد. اگر بخش اصلی کارکرد ذهن انسان را در طول شبانه روز کاوش در مخزن خاطرات گذشته ، البته در ازای از دست دادن هشیاری نسبت به زمان اکنون بدانیم باید بگوییم که از این بابت ذهن کودکان خردسال کار چندان زیادی ندارد و بیشتر اوقات در زمان حال حضور دارد.
به همین دلیل است که میبینید بعد از زلزله بم کودکی که همه ی اقوام خود را از دست میدهد ظهر که می شود با کودکان هم سن و سال خود روی همان خاکروبه ها بازی و شادی را از سر میگیرد در حالی که بزرگتر ها از فرط سوگ و ماتم نمی دانند چه کنند و دائم حسرت شادی کودکان را می خورند.


اندکی تأمل در اختلالات روانی رایج این نکته را آشکار میکند که سرکشی مستمر به خاطرات قدیمی و زیرورو کردن محتویات حافظه و بعضا اقامت دائمی در گذشته عامل اصلی بیماری های روانی است و عمده نشانه های افسردگی و اضطراب تنها با بازگشت به زمان حال و رهاسازی آنچه در گذشته رخ داده است تا حد زیادی فروکش میکند.
برای اینکه روش رهاسازی کوله پشتی خاطرات قدیمی را یاد بگیریم کافی است در رفتار و بازی و شادی کودکان خردسال دقیق شویم.شاید به همین خاطر است که مادربزرگ ها و پدربزرگ های تنها و افسرده به محض دیدن نوه های خردسال شیطان و پر شروشور دوباره به زندگی برمیگردند و از دنیای سرد و بی روح خاطرات قدیمی بیرون میخزند و شاداب و سرحال میشوند.


2- آنها آینده را زیاد جدی نمی گیرند.

شاید اگر از دید کودکان خردسال به واژه ((فردا)) دقیق شوید.می بینید برای آنها فردا چیزی شبیه امروز است که همین الان پشت در پنهان شده است شاید یک کودک برای دیدار با دخترخاله هم سن و سالش که قرار است فردا با قطار از راه دور برسد لحظه شماری کند اما این دور بودن از دختر خاله را مثل بزرگترها به خط زمان وصل نمیکند بلکه آن را نتیجه بعد مسافت و دور بودن مکانی آن هم نه فاصله خیلی زیاد میداند.
در  واقع میتوان نگاه کودک را شبیه نگاه فضانوردی دانست که از سفینه شناور بالای کره ی زمین به نقطه ای اشاره میکند و میگوید این منزل ماست و بعد به نقطه دیگری اشاره میکند و میگوید این هم قطار خواهر همسرم که دارد با فرزند خردسالش به سمت منزل ما حرکت می کند.


همان طوری که فضانورد هردو کودک را هم زمان می بیند کودکان نیز یکدیگر را این چنین باور دارند. برای آنها آینده و فردا و لحظات بعد از این کلمه ای بیش نیستند در واقع فردا برای آنها همین امروز است که دیروز منتظرش بودیم.
رهاشدن از ترس آینده و حضور در زمان اکنون جاودانه و ابدی، تکنیکی بسیار موثر برای آرامش عمیق و ماندگار است که برای بزرگ سالان از طریق تمرینات عمیق ذهن آگاهی و مراقبه دست یافتنی است. کودکان خود به خود و بدون آنکه بدانند در این حالت اکنون جاودان شناورند و از آرامش و انرژی بی پایان آن بهره می برند.
در درمان اختلالات روانی نیز تکنیک های رهاسازی از فکر و خیال متعلق به آینده غالبا با تمرینات شناختی طولانی قابل یادگیری است. تماشای چند کودک خردسال به صورت عملی و مستقیم برای فرد بیماری که قادر به درک نگاه بی زمان کودکان باشد بهترین الگوی عملی است.


3-کودکان با تمام وجود کودکی می کنند.

آنها مثل بزرگترها عناصر ذهنی و روانی شان تکه پاره و گسترده نیست. آنها به معنای واقعی موجوداتی واحد و یکپارچه اند. یکپارچگی ذهن و جسم و روان کودکان در بازی ها و حرکاتشان کاملا هویداست.
همه آنها که با کودکان سروکار دارند اذعان میکنند که بچه های خردسال اکثرا نقش بازی نمی کنند. آنها وقتی چیزی را می خواهند با تمام وجود آن را طلب می کنند و وقتی از چیزی وحشت دارند ترس و وحشت در تمام حرکات و سکناتشان قابل مشاهده است. 
شاید دلیل دوست داشتنی بودن کودکان همین یکرنگی آنهاست. وقتی یک کودک خردسال با وحشت به ما می گوید که در انبار جانوری دیده است همه قبول می کنیم که چیزی حتما هست که باعث شده است کودک تا این حد بترسد. برای همین هم همه بزرگترها بلافاصله از جا برمی خیزند تا عامل ترس را پیدا کنند و از بین ببرند. کودکان خردسال به خاطر همین ذات یکپارچه و یکرنگی که دارند به راحتی کمک اجتماع را به خود جلب میکنند.
اما وقتی وارد جامعه بزرگترها می شویم می بینیم آدم بزرگ ها کمتر همدیگر را باور می کنند و بسیار با احتیاط به هم نزدیک می شوند زبان ، فکر و واکنش های رفتاری آدم ها با هم یکی نیست. این ناهماهنگی فکری و روانی باعث بروز آشفتگی در واکنش ها و و برخورد انسان ها با یکدیگر می شود.


بسیاری از اوقات بزرگترها با نیم نگاهی به شیوه برخورد کودکان خردسال به زندگی میتوانند به راحتی متوجه عمق لطمه ای شوند که به رابطه خود با خویشتن ، آدم های دوروبر و دنیای اطراف خود زده اند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از بزهکاران و خلافکاران خشن و بی رحم معمولا کسانی هستند که بچه ندارند و برعکس افرادی که خودشان کودک خردسال دارند نسبت به بچه ها رئوف تر و مهربان ترند.


4-برای کودکان نظر منفی دیگران مادامی که برایشان تهدید کننده نباشد مهم نیست.

کودک از اینکه خانم همسایه از او خوشش نمی آید و لباس نو او را تحسین نمیکند نگران نمیشود و خاطره اخم آن خانم را شبانه روز با خودش حمل نمیکند گرچه بدون شک این مسئله را فورا با مادر خودش مطرح کرده و سعی هم میکند از این به بعد از آن خانم اخمو فاصله بگیرد و حتی به او نگاه هم نکند به زبان ساده تر کودکان برای خودشان زندگی میکنند و برایشان خودِ زندگی بیشتر اهمیت دارد.
این یکی از بزرگترین درس هایی است که بزرگتر ها اگر یادبگیرند بخش زیادی از مشکلات اجتماعی و درگیری های جمعی خود به خود کاهش می یابد. ظرفیت بی اعتنایی بچه ها فوق العاده بالاست. این ظرفیت فقط از طریق مشاهده مستقیم شیوه برخورد کودکان با انسان های مختلف قابل درک است.


البته تفاوت نگاه کودکان به زندگی با نگاه بزرگترها به همین چهار مورد ختم نمیشود و تفاوت های بی شماری وجود دارد که تنها از طریق حضور در محضر این کوچک استادان بزرگ قابل درک است. حضور مداوم یک کودک خردسال در بین اعضای خانواده نعمتی است که نباید آن را نادیده گرفت. آنها چراغ روح و روان خانواده اند و باید هرطور که هست آنها را روشن نگه داریم.

 

 

 

منبع : مجله موفقیت شماره 309 (دکتر افسانه خواجوند)

 

بازدید 370 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا