معرفی اصحاب امام حسین علیه السلام / دو

9. هانی بن عروة مرادی

او چون پدرش عروة بن نمران، از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از شخصیت های بزرگ شیعی بود. هانی در سه جنگ‌ مهم روزگار خلافت امیرمؤمنان علیه السلام، حضور یافت و در کنار امام قرار داشت.
هانی بن عروه، بزرگ قبیله ی مراد بود و چهار هزار مسلح و هشت هزار پیاده تحت امر او بودند.
مسلم بن عقیل چون به کوفه آمد، در هنگامه ی بی وفایی کوفیان، در خانه ی هانی مأوی گرفت و پس از خبرچینی یک جاسوس، قضیه پناه دادن مسلم آشکار شد و هانی دست گیر شد و توسط ابن زیاد شکنجه شد تا مسلم را تسلیم کند؛ امّا هانی تن به این خواری نداد و در پاسخ چنین گفت:
«و الله هزار عیب و عار باشد؛ من هرگز بدین رسوایی تن در ندهم و مهمان و رسول پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله را پیش خصم نیارم، تا زنده باشم و یاران و اخوان داشته باشم. به خدا اگر حتی تنها باشم و هیچ یار و معین و دوست و مددکار نداشته باشم، هرگز بدین عیب و نقص راضی نشوم.»
مردم مذحج چون نگران وضع هانی بودند، قصر ابن زیاد را محاصره کردند.
شُریح قاضی، مردم را به آرامش فرا خواند و مردم را از سلامت هانی خبر داد و مردم را بفریفت و پراکنده ساخت.
هانی تا دستگیری مسلم محبوس ماند و آن دو همزمان در روز هشتم ذی الحجه سال ۶۰ به قتل رسیدند.
هانی زمان شهادت، بیش از نود سال از عمرش می گذشت.
گویند که هانی را از زندان بیرون آورده، به کوی قصابان در بازار بردند. او از قبیله خود کمک خواست؛ کسی پاسخش نداد؛ آن گاه عبیدالله به غلام خود - رُشید - دستور داد که شمشیری برگردن هانی زند،او نیز چنین کرده و هانی بن عروه را کشت.
سر از پیکر هانی بریدند و پیکرش را بر دار کردند و سر او و مسلم را برای یزید فرستادند.
امام حسین علیه السلام چون از شهادت مسلم و هانی خبر یافتند،
 سخت بگریستند؛ گریستنی شدید و چند بار این آیه را تکرار فرمودند:
" انّا للّه و انّا الیه راجعون"
رحمت خدا بر آن دو باد.

 

 10. سعید بن عبدالله حنفی

 او از شخصیت های نامور ، شجاع و عابد شیعه در کوفه بود .سعید سومین نامه دعوت بزرگان کوفه را در مکه به امام حسین علیه السلام رساند و پاسخ آن را ستاند و به کوفه برگشت. امام پس از پاسخ ، مسلم را به کوفه فرستادند؛ با حضور مسلم در کوفه ، سعید از کسانی بود که خود را در خدمت سفیر امام قرار داد و اعلام کرد که حاضر است جان خود را برای یاری امام حسین علیه السلام تقدیم دارد .
  مسلم نیز او را برای رساندن نامه خود برای امام انتخاب کرد و وی را به سمت حضرت فرستاد . سعید سپس نزد امام ماند و با ایشان به کربلا آمد.
 شب عاشورا چون امام حسین علیه السلام در جمع یاران خود از ایشان بیعت را برداشتند و درخواست بازگشت همگان را کردند ، برخی از بنی هاشم و  یاران لب به سخن گشودند ؛ سعید نیز خطاب به امام چنین گفت:
" -به خدا دست از شما بر نمی داریم و از شما جدا نمی شویم تا وفاداری خویش را به پیامبر اکرم صلی الله علیه واله  و فرزندشان به اثبات برسانیم . به خدا ! اگر می دانستم که کشته می شوم و سپس زنده می شوم و زنده زنده سوزانده می شوم و هفتاد بار به اینصورت با من رفتار شود، هرگز از شما جدا نمی شدم تا در محضرتان جان تسلیم کنم؛ پس چرا به یاری شما نشتابم، در حالی که یکبار کشته می شوم و بعد به کرامت ابدی می رسم .
ظهر روز عاشورا ،هنگامی  که امام حسین علیه السلام برای اقامه نماز ایستادند و یارانشان نماز خوف را به جماعت خواندند ، سعید پیش روی امام ایستاد و خود را سپر امام کرد .   او خود را هدف تیرهای دشمن قرار داد ؛ از راست و چپ به او تیر می زدند و او با صورت و و سینه و دست ها و پهلوهایش به استقبال تیرها می رفت تا تیر به امام اصابت نکند؛ تا اینکه آخر کار به زمین افتاد.
 به گفته سید بن طاووس ، سیزده تیر به بدن سعید اصابت کرد و این تعداد غیر از ضربات شمشیر ها و نیزه ها بود .
  سعید بن عبدالله،  در لحظات اخر، این جمله را بر زبان راند:
" - خدایا آنان را به لعن قوم عاد و ثمود لعنت کن. خدایا سلام مرا به پیامبرت برسان . "
 او سپس رو به امام کرد و گفت : ای پسر رسول خدا آیا به عهد خود وفا کردم ؟
امام نیز که در بالین او نشسته بودند فرمودند:
 " -آری! تو در بهشت در جلوی من خواهی بود.
آن گاه سعید به شهادت رسید.
  در دو زیارت ناحیه مقدسه و رجبیه از او یاد شده است.

 

11. عابس بن ابی شبیب شاکری

عابس، شخصی دلیر، سخنور و عابد بود.
چون سفیر امام به کوفه آمد، وی پیمان وفاداری خود را اعلام کرد و خطاب به مسلم تأکید کرد که؛
 "از جانب مردم به شما خبر نمی دهم و نمیدانم در دلشان چه می گذرد؛ شما را در مورد آنان فریب نمی دهم.  به خدا قسم! اگر دعوتم کنید، اجابت می کنم و در کنارتان با دشمنان می جنگم تا به لقاءالله برسم"
او پس از ماجرای غمگین کوفه، خود را به سالار شهیدان رساند و در روز عاشورا، پس از شهادت غلامش شؤذب، نزد امام آمد و گفت:
"یا اباعبدالله! در روی زمین و در دور و نزدیک، کسی عزیزتر و محبوب تر از شما نزد من نیست. اگر می توانستم با چیزی عزیزتر از جان و خونم، ستم و قتل را از شما دور کنم، انجام می دادم. السلام علیک یا اباعبدالله؛ در پیشگاه خدا گواهی می دهم که من در راه شما و در راه پدرتان بوده ام."
 آنگاه عابس قدم زنان به سوی دشمن رفت. شجاعت او به حدی بود که هیچ کس از افراد دشمن حاضر به جنگ تن به تن با او نبود. در آن حال، ابن سعد دستور داد تا عابس را با سنگ باران به زانو درآورند. دشمن از هر سو به عابس سنگ پرتاب کردند.
 او نیز زره و کلاه خود خویش را انداخت و تنها با پیراهن به طرف سپاه ابن سعد حمله برد و سر انجام به شهادت رسید.

 

12. زاهر بن عمرو کندی

 زاهر ، فردی باتجربه، قهرمانی شجاع و مشهور بود و در محبت اهل بیت علیهم السلام نیز شناخته شده بود.
 او دوست عمرو بن حمق ، یار برجسته  امیر مومنان علیه السلام بود و چون عمرو بر علیه زیاد قیام کرد او نیز در گفتار و کردار ، عمرو را یاری نمود .
 هنگامی که معاویه در پی جلب ابن حمق برامد، دستور دستگیری زاهر را نیز داد و در این ماجرا،  عمرو بن حمق کشته شد و زاهر متواری شد و جان سالم به در برد.
زاهر، در سال ۶۰ هجری حج به جای آورد و در این سفر به ملاقات امام آمد و با آن حضرت همراه شد و راهی کربلا گردید. او، در روز عاشورا  در حمله نخست به شهادت رسید.


13.زیاد بن عریب همدانی صائدی

او فرزند عریب،  صحابی پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم  است و به ابو عمره ، شهرت دارد.
زیاد، مردی دلیر و عابد بود و در کربلا در کنار امام حسین علیه السلام  حضور داشت و در روز عاشورا به مصاف دشمن رفت و به خوبی جنگید ؛ و سرانجام ، عامر بن نهشل او را شهید کرد و سر از تن اش جدا نمود.

14-حجاج بن مسروق مذحجی جعفی

او از شیعیان کوفه و از یاران امیر مؤمنان علیه السلام بود. همزمان با خروج امام حسین علیه السلام از مکه، حَجاج نیز کوفه را به سمت مکه ترک تا امام را دیدار کند. او همراه امام شد و مؤذن آن حضرت گردید. در منزل بنی مقاتل، چون با خیمه عبیدالله بن حرّ جعفی مواجه شدند، حجاج به همراه عموزاده خود، یزید بن مغفل به نمایندگی از امام نزد ابن حرّ رفتند تا از وی برای یاری امام  دعوت کنند که او نپذیرفت. روز عاشورا حجاج بن مسروق از امام اجازه میدان گرفت و به مصاف دشمن رفت و رجزی خواند و جنگید او در حالی که غرق به خون بود، نزد امام حسین علیه السلام برگشت و چنین گفت:
«جانم را فدایت کردم ای هدایت یافته‌ی هدایت گر؛ امروز جدّت پیامبر را دیدار می کنم.
پس پدرت علی را می بینم؛ همو که وصیّ پیامبر می شناسمش»
حضرت به او فرمودند:
«من هم پشت سر تو به ملاقات جد و پدرم نائل خواهم شد.»
حجاج مجددا به میدان رفت  و جنگید و به شهادت رسید.


15.حبشی بن قیس نهمی

او نواده‌ی  سلمه بن طریف،  صحابی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. حبشی پیش از جنگ در کربلا نزد امام حسین علیه السلام  آمد و در رکاب آن حضرت به شهادت رسید.

 

16.مجمع بن عبدلله عائذی

 پدرش عبدالله از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله بود و خود نیز در شمار یاران امیرالمومنین علیه السلام جای داشت.
مجمع به همراه پسرش عائذ و عمرو بن خالد به اباعبدالله الحسین علیه السلام پیوست .حرّ قصد دستگیری آنان را داشت که با مداخله و حمایت امام مواجه شد.
امام از مجمع سراغ مردم کوفه را گرفت و مجمع نیز در پاسخ گفت :
" اشراف و بزرگان مردم رشوه های کلانی ستانده اند و کیسه های خود را پر کرده اند تا دوست دار حکومت باشند .آنان همگی بر ظلم و ستم بر شما متحدند.  
و اما مردم دل هایشان گرایش به شما دارد ، ولیکن شمشیرهایشان فردا بر ضدّ شما خواهد بود"
امام از قیس بن مسهّر جویا شد و مجمع نیز دست گیری او را توسط حُصین بن تمیم به امام خبر داد. مجمع بن عبدالله به همراه همسفران خود در روز عاشورا به دشمن تاخته ، جملگی در یک مکان به شهادت رسیدند. در زیارت رجبیه و در زیارت ناحیه ، از این یار نامی یاد شده است.


 17.مجمع بن زیاد بن عمرو جهنی

 مجمع در جهینه از توابع مدینه می زیست.
 او با عبور کاروان اباعبدلله علیه السلام از کنار منطقه آنان ، به همراه گروهی از جهنیان ، به امام پیوست و برخلاف سایر عرب هایی که در طول مسیر از امام کناره گرفتند ، او هم پای امام به کربلا آمد و در روز عاشورا به شهادت رسید.

18.عائذ بن مجمع بن عبدالله عائذی

او به همراه پدرش مجمع،  به امام حسین علیه السلام  پیوست .
حرّ قصد دست گیری آنان را داشت که با مداخله و حمایت امام مواجه شد . عائذ  در روز عاشورا به همراه پدر به دشمن  تاخت ، و در یک مکان به شهادت رسیدند.



19.شبیب بن عبدالله نهشلی

او را از یاران امام حسین علیه السلام  دانسته اند . او همراه امام به کربلا آمد و در کربلا به شهادت رسید .



20.سیف بن مالک عبدی بصری

سیف، از شیعیان بصره بود که با گروهی از شیعیان به خانه ماریه آمد و رفت می کردند .
او با یزید بن ثبیط و جمعی از بصریان  همراه شد و به مکه آمد و به امام حسین علیه السلام  ملحق شد. سیف در روز عاشورا و پس از نماز ظهر به مصاف دشمن رفت و پس از نبردی سخت به شهادت رسید . در زیارت ناحیه و رجبیه  از این شهید یاد شده است.

21.سلمان بن مضارب جبلی

او عموزاده  زهیر بن قین بود و در سال ۶۰ همراه با او به حج رفت و در بازگشت به کاروان امام حسین علیه السلام پیوست . سلمان پس از نماز ظهر روز عاشورا به شهادت رسید.

 

22-جناده بن حرث مذحجی سلمانی

او از نام آوران شیعه و از یاران امیر مومنان علیه السلام است. جناده، نخست در قیام مسلم شرکت کرد و آن گاه به همراه جمعی از کوفیان به امام حسین علیه السلام پیوست .
ابتدا حرّ، مانع از پیوستن آنان شد ؛ اما با دخالت امام،  آنان به کاروان یاران ملحق شدند. در روز عاشورا او به همراه دوستان خود به صف دشمن تاخت . دشمن آنان را به محاصره در آورد و در آن هنگام ، حضرت ابو الفضل علیه السلام  به کمک ایشان رفت . جناده و دوستانش ، به رزم ادامه دادند و آن گاه به شهادت نائل شدند.


23.جناده بن کعب بن حرث انصاری

او ، همسر و فرزندش ، در مکه به امام پیوستند و همراه آن حضرت به کربلا امدند.
جناده در روز عاشورا و در حمله نخست، شانزده نفر از دشمنان را به هلاکت رساند و سپس خود به شهادت رسید.


24.حبّاب بن عامر تیمی

او از شیعیان کوفه بود ودر آن شهر با مسلم بیعت کرد.
 با شهادت  سفیر امام ، او خود را به کاروان سالار شهیدان رساند و همراه کاروان به کربلا آمد و در روز عاشورا به شهادت رسید . حبّاب از شهیدان حمله نخست بود.

 

کوثرنامه

بازدید 26 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا