نام گذاری

المقتل: محل النحر، المنحر، المذبح که به معنای قتلگاه و مکانی است که امام حسین (ع) در آخرین لحظات در آن جا، از اسب بر زمین افتاد و در آن مکان به شهادت رسید. گویا قتلگاه نسبت به بخش های دیگر سرزمین کربلا، پایین تر بوده است و به همین علت در محاورۀ فارسی، به گودی قتلگاه مشهور است.

 

امام در قتلگاه

امام با بسیاری جراحات، درنگی کرد و صالح بن وهب، نیزه ای به آن حضرت زد و سید شهیدان با سمت راست صورت از اسب بر زمین افتاد؛ در حالی که این ذکر را زمزمه می کرد: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله». زینب در آن حال، از خیمه خارج شد. او که ناظر این صحنه بود، به قدری برایش سخت و دردناک بود که فرمود:

«لیت السّماء اطبقت علی الارض؛ ای کاش آسمان بر زمین فرود می آمد». ١

١). ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ١٠، ص ۴٧۴.

دشمنان امام را محاصره کردند و شمر در میان مردم فریاد زد: وای بر شما! چرا به این مرد نگاه می کنید. او را بکشید! در آن حال، آنان از هر سو به امام حمله ور شدند. زرعة بن شریک به کف دست چپ و گردن حضرت ضربه زد؛ به طوری که امام با سختی و مشقت برخاست و دوباره با صورت مبارک بر زمین افتاد. در آن حال سنان بن انس به سویش حمله کرد و با نیزه بر شانۀ امام زد و آن را بیرون آورده، باز در استخوان های سینۀ امام فرو برد و نیز تیری به گلوی مبارکش افکند و امام با پیشانی بر خاک زمین افتاد. ١امام آن گاه به سختی نشست و تیر را از گلوی خود بیرون آورد و دستانش را از خون پر کرد و سر و صورت خود را به آن آغشت و فرمود:

«هکذا حتی ألقی الله مخضبا بدمی مغصوبا علی حقی؛ این چنین حق باخته و آغشته به خون، خدا را دیدار کنم». ٢

پس از آن همواره کسی به حسین (ع) نزدیک می شد. ابن سعد بانگ زد که کار امام را تمام کنید! هلال بن نافع یکی از نفرات سپاه ابن سعد می گوید: هیچ کشتۀ آغشته به خونی را زیباتر و نورانی تر از او ندیده ام. نور چهرۀ ملکوتی و زیبایی او، مرا از اندیشۀ شهادتش باز داشته بود. امام در حالی که در گودی قتلگاه افتاده بود، آب خواست؛ ٣اما به او آب ندادند و با گستاخی پاسخش گفتند! خولی چون نزدیک امام شد تا سر آن حضرت را جدا کند، لرزه بر اندامش افتاد و برگشت. ۴آنگاه شمر آمد و بر سینه امام نشست و محاسن آن حضرت را به مشت گرفت و خواست که امام را بکشد.

١). اللهوف، ص ١٢۶؛ وقعة الطف، ص ٢۵۴.

٢). مثیر الاحزان، ص ٧۵.

٣). اللهوف، ص ١٢۶.

۴). مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۵۶.

حضرت تبسمی نمود و فرمود: «مرا می کشی و نمی دانی که من کیستم؟» شمر گفت: تو را خوب می شناسم؛ مادرت فاطمه زهرا (ع)، پدرت علی مرتضی (ع)، و جدت محمد مصطفی (ص) دادخواهت خدای برین و والا مرتبه است. تو را می کشم و از کشتن باک ندارم». ١آن گاه از قفا سر از تن امام جدا کرد! ٢. برخی از منابع قاتل حسین (ع) را سنان بن انس می دانند. ٣ابن جوزی نیز مدعی است که قاتل امام حسین (ع) سنان با مشارکت شمر بوده است ۴.

به گزارش ابن سعد، بر پیکر حسین (ع) سی و سه زخم یافتند و در جامه هایش نشان یکصد و ده تیر و نشان چند ضربه شمشیر بود. ۵

قتلوک عطشانا و لم یترقّبوا

فی قتلک التنزیل و التأویلا

ویکبرون باَن قُتِلت و انّما

قَتلوا بک التّکبیر و التهلیلا ۶

 

توصیف تاریخی قتلگاه

قتلگاه از گذشته، پیشینه ای معتبر داشته است و بنا بر اذعان خاندان الکلیدار که قرن ها تولیت حرم حسینی را عهده دار بودند و در میان آنان مورخان و محققان برجسته ای نیز وجود داشته است، از شهرت و اعتبار برخودار بوده است. این شهرت، مورد بی دقتی برخی از معاصران قرار گرفته است و این مکان را از موضوعات دوران پهلوی دانسته اند؛ ٧در حالی که شهرت در ثبوت پاره ای از موضوعات خارجی، مانند اثبات قتلگاه، نیازی به دلیل ندارد؛ بلکه صرف شهرت در اثبات آن مکان شریف، کافی است. استاد محقق، سید سلمان آل طعمه ضمن تاکید بر شهرت این مکان در میان خاندان آل طعمه و محققان برجسته کربلایی، به چند منبع نیز درباره پیشینۀ آن و همچنین تغییراتی که در قتلگاه انجام گرفته، اشاره نمودند.

 

١). خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج٣، ص ٣٩؛ در برخی از منابع به بریدن سر امام از قفا اشاره شده است. زینب کبری وقتی به بدن مطهر برادر نگریست، او را سربریده از قفا توصیف کرد؛ «هذا ابنک مجزور الراس من القفا» (ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص ١٢٢).

٢). بلاذری، انساب الاشراف، ج٣، ص ۴٠٩.

٣). سبط بن جوزی، تذکره الخواص، ص ٢۵٣.

۴). «و وجدوا بالحسین ثلاثا و ثلاثین جراحة. و وجدوا فی ثوبه مائة و بضعة عشر خرقا من السهام و أثر الضرب» (الطبقات الکبری، ج١٠، ص ۴٧۴)؛ امّا طبری نوشته است: طبری مدعی است: «وجد به ثلاث و ثلاثون طعنة و أربع و ثلاثون ضربة» (تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۴۵٣).

۵). انساب الاشراف، ج ٣، ص ٢١٣.

۶). متاسفانه برخی از معاصران، مدعی اند که دربارۀ گودی قتلگاه در هیچ یک از منابع معتبر کهن و حتی در منابع عصر صفویه و قاجاریه، مطلبی یافت نمی شود و به نظر می رسد گودی قتلگاه از موضوعاتی است که در دوران پهلوی توسط خطبا و واعظان هنگام ذکر مصائب شهادت امام حسین (ع) بر سر زبان ها افتاده و به تدریج، شهرت یافته است (پیشوایی و همکاران، مقتل جامع سید الشهداء، ص ۵۵٩).

٧). تاریخچه کربلا، ص ١۴٢.

قتلگاه قبل ازتعمیرات هفتاد سال گذشته، مانند سردابی گود بود و پنج یا شش پله در آن بود و در نقره ای بر روی آن قرار داشت ١. عمادالدین اصفهانی در کتاب «تاریخ جغرافیایی کربلا» که در سال ١٣٢۶ شمسی منتشرشده، در توصیف سرداب می نویسد:

«دری دارد که در جنوب غربی است؛ کمی پایین تر از قبر حبیب بن مظاهر اسدی در زاویۀ غربی واقع است که درب نقره دارد و قفل نقره بر آن زده شده؛ کمتر کسی را قوت قلب و نیروی آن است که این پله ها را طی کرده در قتلگاه برسد؛ چه بر حسب تاریخ غالب، آنهایی که خواسته اند آن جا زیارت روند، به چند پله که رفته، از خود بی خود گشته و جسد بیهوش آنها را بیرون آورده اند». ٢

به گزارش سید محمد الکلیدار، در بخش غربی ضریح حبیب بن مظاهر درب نقره ای وجود داشت که به سرداب منتهی می گشت که بدان مذبح می گفتند. ٣سید عبدالحسین الکلیدار آل طعمه، از فردی به نام سید نورالدین نعمت الله (متولد ٧٣١ در حلب) یاد می کند که در قرن هشتم به زیارت کربلا آمد و چهل روز در جوار سرداب مقتل امام (ع) معتکف شد. ۴

حاج شیخ عبدالوهاب عزام در کتاب سفرنامۀ خود که در سال ١٣۴٨ قمری در قاهره منتشر شد، به دیدارش از قتلگاه اشاره کرده، می نویسد:

«سردابی است که حدود ده پله پایین می رود و با شبکه ای آهنی پوشیده شده است که آن را مذبح می نامند؛ گویند خون حسین (رضی الله عنه) به هنگام شهادت، در این نقطه بر زمین ریخته است.» ۵

به گزارش محمد کلباسی حائری، در تعمیرات سال ١٣۶۶قمری، قتلگاه را پر کردند و آن را مساوی با زمین روق نمودند و آن درب نقره ای را برداشتند و به جای آن سنگی گذاشتند که علامت و نشانه ای از محل شهادت باشد. ۶

١). تاریخ جغرافیایی کربلا، ص ١١٠.

٢). وبجوار الفسحة (کشک حانة) الغربیة فی الرواق القبلی وعلی مسافة بضعة أمتار الی الجانب الغربی من ضریح حبیب بن مظاهر توجد باب فضیة ضخمة تؤدی الی سرداب یعرف ب‍- ( المذبح) ویستوی فی الزاویة الشمالیة الشرقیة منه صندوق من الفضة مزخرف بنقوش بارزة یرمز الی الموضع الذی ذبح فیه الحسین (ع)، وقد بلطت جمیع جدران هذا السرداب وأرضه بالرخام الأبیض الناصع. (سیدمحمدحسن الکلیدار آل طعمة، مدینة الحسین (ع)، ج ١، ص ۵۴.)

٣). سید عبد الحسین الکلیدار آل طعمة، حاشیۀ کتاب «بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء»، ص ١٨.

۴). عبدالوهاب، رحلات، ص ۵٩.

۵). تاریخچۀ کربلا، ص ١۴٢.

۶). سماوی، مجالی اللطف بأرض الطف، ص ۵٣.

وحجرة فی ضمنها تابوت

من الرحام کله منحوت

یقال أنها محل النحر

لخامس الکساء یوم الحشر ١

در دهه های اخیر، قتلگاه به وسیلۀ دری به سالن باریکی مرتبط بود که در آن یک اتاق نُه متری قرار داشت و دیوارهای آن آیینه کاری و نقاشی شده است. در سال های اخیر، درب قتلگاه بسته شده بود و در سال ٨٩ زیارت آن جا تنها به وسیلۀ دو ضریح زیبا در دو بخش جنوبی (باب القبله) و غربی (باب الراس) صحن صورت می گرفت. بر فراز یکی از این دو ضریح ساخته شده توسط هنرمندان اصفهانی، کتیبه ای با ابعاد چهار متر و با متن «السلام علی الدماء الجاریات» قرار دارد و دور تا دور این کتیبه، القاب یا قریب، یا مظلوم، یا ذبیح و یا مقتول نوشته شده است.

١). علی خان سدید السلطنه، التدقیق فی سیر الطریق، تصحیح و تحشیه: احمد اقتداری، انتشارات به نشر تهران ١٣۶٢، ص ١٧٧ - ١٧٨.

 

پایگاه حوزه