چرا خداوند متعال عذاب گنهکار را به تأخیر می اندازد؟

اگر شخص خاطی به محض صدور جرم از وی معاقب شود، دیگر گناهی رخ نخواهد داد وخلایق فریب اغوای شیطان نخواهند خورد، با این وصف چرا عاصی بعد از عصیانش معذب نمی گردد و چرا خطاهایش نادیده گرفته می شود؟

 

 

اگر شخص خاطی به محض صدور جرم از وی معاقب شود، دیگر گناهی رخ نخواهد داد وخلایق فریب اغوای شیطان نخواهند خورد، با این وصف چرا عاصی بعد از عصیانش معذب نمی گردد و چرا خطاهایش نادیده گرفته می شود؟

 

پاسخاخت

در این باره مجموعاً به شش پاسخ ذیل توجه کنید:

1- اتمام حجّت

خداوند متعال انسان را آفریده است و می بایست برای هدایت او تمام زمینه ها را آماده کند و راه گریز را از وی سلب نماید، برای هدایت وی عقل باطنی و رسولان ظاهری قرار داده است. این دو، حجّت را بر انسان تمام می گردانند و انسان را در مقابل خداوند، خلع سلاح می نمایند.

اما گاهی انسان، از عوامل هدایت غافل می شود، و بدون توجه مرتکب معصیت می گردد، تأخیر عذاب چه بسا وی را از خواب غفلت بیدار کند و او را به این اندیشه وا دارد که خداوند متعال معدن صبر و رحمت است و با دیدن این همه معصیت از بنده، دائماً رحمتش را به سوی او نازل می کند، لذا تأخیر عذاب خود نوعی هدایت است و بدون آن، چه بسا حجّت بر بنده تمام نشود.

 

2- سلب اختیار انسان

انسان در انتخاب اعمال خود مختار است. او با اختیار خود راه سعادت یا شقاوت را انتخاب می کند. اختیار انسان، امتحان او را مستدل می سازد، چه اگر مختار نبود، آزمایش هم صحیح نبود.

بدیهی است اگربا هر عمل نیکی، بالفور ثواب آن آشکار و یا با هر گناهی، عذاب آن هویدا می شد، اختیار از انسان سلب می گشت و خلایق بالاجبار سراغ اعمال حسنه می رفتند و از گناه جدا می شدند. تاخیر عذاب، این نقیصه را مرتفع می سازد تا این که اختیار همیشه باقی باشد و آزمایش و ابتلای انسان ممکن شود.

 

3- وجود برخی بی گناهان

گاهی علت تأخیر در عذاب، وجود برخی انسان های بی گناه و یا بهائم که آنها هم مخلوقات الهی هستند، می باشد.

قال ابوالحسن علیه السلام: انَّ للَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فی کلِّ یوْمٍ وَ لَیلَةٍ مُنادیاً ینادی مَهْلًا مَهْلًا، عِبادَ اللَّهِ عَنْ مَعاصِی اللَّهِ، فَلَوْلا بَهائِمٌ رُتَّعٌ وَصَبِیةٌ رُضَّعٌ وَ شُیوخٌ رُکعٌ لَصَبَّ عَلَیکمُ العَذابَ صَبَّاً تُرَضُّونَ بِهِ رَضّاً.[1]

خداوند سبحان هر روز و شب منادی ئی دارد که ندا می دهد، صبر کنید، صبر کنید، ای بندگان خدا از عصیان الهی که اگر حیوانات مشغول چرا و کودکان شیرخوار و پیرمردان در حال رکوع نبودند، عذابی بر شما نازل می شد که نرم و کوبیده شوید.

 

4- عمر معین

هر شخصی عمری معین دارد و تا عمر او به سرنرسد و اجل او پایان نیابد، خداوند کریم تر است از این که حیات را از او سلب نماید.

وَ لَوْ یؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَک عَلَیها مِنْ دَابَّةٍ وَ لکنْ یؤَخِّرُهُمْ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی، فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یسْتَقْدِمُونَ.[2]

و اگر خداوند مردم را به خاطر ظلمشان مجازات می کرد، جنبنده ای بر زمین باقی نمی ماند ولی آنها را تا زمان معینی به تاخیر می اندازد و هنگامی که اجلشان فرا رسد نه لحظه ای تاخیر می کنند و نه پیش می دارند.

 

5- افزایش بار

گاهی علت تاخیر عذاب این است که شخص گنهکار بیشتر در گناه واقع شود، خطاهایش زیادتر گردد تا امکان بازگشت به هیچ وجه نداشته باشد. به این دو آیه توجه کنید.

وَ لا یحْسَبَنَّ الَّذِینَ کفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیرٌ لِأَنْفُسِهِمْ، إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ.[3]

آنان که کافر شدند خیال نکنند اگر به آنها مهلت می دهیم به سودشان است، ما به آنها مهلت می دهیم برای این که به گناهانشان بیفزایند و برای آنها عذاب خوارکننده ای است.

وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا یعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یؤَخِّرُهُمْ لِیوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصارُ.[4]

گمان مبر که خداوند از اعمال ظالمان غافل است، آنها را برای روزی تأخیر انداخته که چشمها در آن از وحشت باز می ایستند.

 

6- تولد اولاد صالح

چه بسا از شخص فاسق، اولاد صالح به وجود آیند یا فرزندانی به هم رسد که آنها در آینده های دور و نزدیک، اولاد صالحی داشته باشند. لذا فاسق بایستی آن قدر عمر کند تا آن اولاد یا اسبابشان از وی ایجاد شوند.

«معاویه دوم» فرند یزید است، او روزی به منبر رفت و گفت: این خلافت شایسته من نیست. و کم له نظیرٌ.. .

در تاریخ موارد متعددی از این گونه افراد که از پدران و مادران فاسق و فاجر متولد شده اند ثبت شده است.

به هر حال حلم خداوند متعال چنان وسیع است که بزرگترین معاصی را از بندگان خود می بیند و بر آن صبر می کند آمده است:

روزی حضرت ابرهیم علیه السلام کسی را در حال گناه دید، او را نفرین کرد تا هلاک شد، دومی و سومی را هم که در حال معصیت بودند مورد نفرین حضرت قرار گرفتند، در مرتبه چهارم تا خواست نفرین کند خطاب آمد: ای ابراهیم بس کن، اگر قرار باشد هر که گناه کرد هلاک کنیم، کسی باقی نمی ماند، جز عده ای اندک.

 

پی نوشت ها

[1] بحارالأنوار، ج 73، ص 344.

[2] سوره نحل، آيه 61.

[3] سوره آل‏عمران، آيه 178.

[4] سوره ابراهيم، آيه 42.

 

 

 

 

منبع: سایت حوزه

 

بازدید 26 بار
برچسب‌ها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا