اقسام طالبان علم و دانشمندان

آموختن دانش به تنهایی، کافی نیست. چه بسا دانشمندی که واجد صلاحیت های لازم نیست و برای همین، دانش وی به جای اینکه در خدمت بشریت و انسانیت قرار بگیرد تبدیل به ابزاری برای تسلط و چپاول دیگران می شود.

 

 

آموختن دانش به تنهایی، کافی نیست. چه بسا دانشمندی که واجد صلاحیت های لازم نیست و برای همین، دانش وی به جای اینکه در خدمت بشریت و انسانیت قرار بگیرد تبدیل به ابزاری برای تسلط و چپاول دیگران می شود.

حضرت علی (علیه السلام) کسانی را که به دنبال دانش هستند بر سه قسم می داند و می فرماید:

طَلَبَةُ هذا العِلمِ علي ثلاثة أصنافٍ : ألا فَاعرِفوهُم بِصِفاتِهِم :    صِنفٌ مِنهُم يتَعَلَّمونَ العِلمَ لِلمِراء والجَدَل وصِنفٌ للاستطالَةِ والحِيل وصِنفٌ لِلفقه والعمل.    فَأمّا صاحِبُ المِراءِ والجدل فإنَّك تَراهُ ُمارِياً لِلرِّجال في أندِيةِ المَقال، قَد تَسَربَلَ بالتَّخَشُّع، وتَخَلّي عَنِ الوَرَع، فَدَقَّ اللهُ مِن هذا حَيزومَهُ، وقَطَعَ منه خَيشومَهُ.    وأمّا صاحب الاستطالة والحِيل، فإنَّه يستطيلُ علي أشباهه مِن أشكاله، ويتواضَع للاغنياء مِن دونهم، فهو لِحَلَوائِهِم هاضِمٌ، ولدينه حاطِمٌ، فأعمَي اللهُ بَصَرَهُ، ومَحي مِنَ العُلَماء أثَرَهُ.    وأمّا صاحِبُ الفِقهِ والعَمَل، فَتَراهُ ذا كآبَةٍ وحُزنٍ، قام اللَّيلَ في حِندسِهِ، وانحَني في بُرنُسِهِ يَعمل ويَخشي فَشَدَّ اللهُ مِن هذا أركانَهُ، وأعطاهُ اللهَ يوم القيامة أمانَهُ[1].    

طالبان دانش بر سه قسم اند كه بايد آن ها را با صفت هايشان بشناسيد:

بعضي از آن ها علم را براي خودنمايي و مجادله فرامي گيرند.

بعضي براي دست اندازي كردن و نيرنگ، علم را فرامي گيرند.

عده اي هم براي فقه (فهم) و عمل.

 كساني كه علم را براي خودنمايي و مجادله فرامي گيرند، رياكاري آن ها را در مجالس مي بيني. لباسي از خشوع به تن كرده، در حالي كه فاقد پرهيزكاري است؛ اما خداوند به او فرصت نمي دهد و بيني او را به خاك مي مالد.

آنكه علم را به قصد دست انداختن و نيرنگ مي آموزد؛ پس او به اشكال گوناگون به مردم تعدي مي كند، براي ثروتمندان فروتني كرده، و از طعام و شيريني آنان مي خورد، و دينش را نابود مي سازد؛ پس خداوند بصيرت او را كور كرده و نامش را از ميان دانشمندان محو مي كند.

ولي آن كه علم را به قصد ژرف انديشي در دين و عمل به آن فرامي گيرد، هميشه مغموم و اندوهگين است. در شب تيره و تار به قيام براي خدا برمي خيزد، در خرقه اش براي خداوند سجده و ركوع دارد، و از او در هراس است؛ پس خداوند به بركت او اركان آسمان و زمين را محكم مي سازد، و به او در روز قيامت خط امان مي دهد.

 

همان گونه که در کلام حضرت (علیه السلام) می بینیم آموختن علم به هر نیت و انگیزه ای، صحیح نیست. افرادی هستند که هدفشان از اموختن علم مراء و جدل و بحث است تا بدین وسیله در بین مخاطبان، خودی نشان دهند مانند کسانی که امروزه علومی را یاد می گیرند و با استفاده از ابزارهای رسانه ای از قبیل روزنامه و تلویزیون و شبکه های اجتماعی، در صدد مطرح کردن خود هستند و با طرح برخی شبهات و مغالطات سعی دارند خود را در جامعه مطرح کنند حتی گاهی پا را هم فراتر می گذارند و برای مطرح کردن خود، حتی برخی مسلمات را هم زیر سوال می برند. برای چنین افرادی، آن چه مهم است کسب شهرت و معروفیت است حتی اگر منجر به برهم ریختن باورهای جامعه و زیر سوال بردن اعتقاد به خدا  و معاد و... گردد.

برخی دیگر، با درک نیاز مردم و جامعه به مباحث معنوی و معرفتی، سعی می کند چهره ای عارف و زاهد و اهل باطن از خود نشان دهد و بدین وسیله گروهی را هم دور خود جمع می کند. چنین کسی چه بسا از معرفت و عرفان و معنویات هم مطلع باشد، اما آن چه که در این میان مهم است، هدف وی است. چرا که وی به جای رساندن مردم به خدا، آن ها را به سوی خود دعوت می کند. و بت وجود خود را به جای خدا مطرح می کند.

 

اما قسم دومی که حضرت آن ها را معرفی می کند کسانی هستند که به تعبیر حضرت علم را برای دست اندازی و حیله می آموزند تا آن را ابزاری برای تسلط بر دیگران قرار دهند چنین مساله ای شاید در قدیم چندان به چشم نمی آمده ولی در عصر حاضر، مصادیق متعددی از آن را می توان مشاهده کرد که در علوم متعددی می تواند پیش بیاید از علم پزشکی و داروسازی گرفته که امروزه برخی آن را وسیله ای برای تجارت و چاپیدن مردم قرار داده اند تا علوم دیگر که آن را وسیله ای برای ساخت ابزارهای نظامی و ارتباطی و جاسوسی قرار داده اند تا با تسلط و دست درازی به ملت های دیگر، اهداف و منافع خود را دنبال کنند.

حضرت در حدیث دیگری در باره چنین افرادی می فرماید:

لَو أنَّ حَمَلَةَ العِلمِ حَمَلوهُ بِحَقِّه لاَحَبَّهُمُ اللهُ وأهلُ طاعتِهِ مِن خلقه، ولكنَّهُم حَمَلوهُ لِطَلَبِ الدُّنيا فَمَقَتَهُم اللهُ وهانوا علي النّاس[2].

اگر حاملان علم به راستي آن را حمل مي كردند، خدا و پيروان او آن ها را دوست مي داشتند. ولي آن ها علم را براي طلب دنيا فرا گرفتند؛ پس خدا از آن ها متنفر شد و به مردم خرسند شدند.

 

اما در این میان تنها گروه سوم، مورد تایید حضرت هستند که علم را برای عمل بدان می آموزند و آن را نسخه شفابخشی برای خود و دیگران قرار می دهند تا در پرتو آن با رسیدن به مراتب بالای کمال انسانی، به خداوند تقرب جویند و آن را ذخیره برای آخرت خود قرار دهند.

 

همان طور که در حدیث دیگری حضرت در این باره می فرمایند:

كسي كه علم را فرامي گيرد، و در راه آن كوشش فراوان مي كند، اگر هدفش رضاي خدا و سراي آخرت باشد، در دنيا و آخرتش پيروز گشته است. و اگر هدفش تمايلات دنيا و خودبزرگ بيني باشد؛ پس ضرر آشكاري كرده است.

 

 

پی نوشت ها:

[1] مستدرك نهج البلاغة : 177.

[2] بحار الانوار 2 : 37.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
منبع: سایت حوزه
 
بازدید 136 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز709
دیروز714
ماه19438
مجموع1882573

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا