سید بن طاوس رحمة الله علیه

نسبش از ناحیه پدر به امام حسن مجتبی علیه السّلام و از ناحیه مادر به امام حسین علیه السّلام منتهی می شود، زیرا نسب او به حسن مثنّی علیه السّلام فرزند امام حسن علیه السّلام می رسد که همسرش فاطمه، دختر امام حسین علیه السّلام بود، از این رو او را «ذو الحسبین» (دارای دو حسب) می خواندند، نام او علی بود، و عنوان او را چنین نگاشته اند: «السید رضی الدّین ابو القاسم، علی بن (سعد الدّین) ابی ابراهیم موسی بن جعفر بن محمّد بن احمد بن ابی عبد اللَّه بن محمّد بن احمد بن محّمد بن طاوس.»

از این رو که نام یکی از اجدادش «طاوس» بود، به سید بن طاوس معروف گردید، زیرا آن جدّش، همانند طاوس صورتی زیبا و نمکین داشت، ولی پاهایش همانند طاوس تناسبی با صورتش نداشت.

 

این عالم ربّانی و زاهد صمدانی و محدّث خبیر در نیمه ماه محرّم سال 598 ه. ق در شهر حلّه (واقع در کشور عراق) دیده به جهان گشود، و در سال 664 ه ق صبح روز دوشنبه پنجم ذی قعده در 75 سالگی در بغداد رحلت کرد. مرقد مطهّرش در نجف اشرف است.

او در شهر حلّه نشو و نما کرد، دروس مقدّماتی را در همان جا خواند، او اساتید بسیار داشت، پدرش سعدالدّین موسی و جدّش ورّام بن ابی فراس نخعی  نقش اساسی در تربیت او داشتند که خود می گوید: «پدر و جدّم ورّام بیشترین نقش را در تربیت من داشتند و معلّم اخلاق و پاکزیستی من بودند.»

 

تألیفات سید بن طاوس

سید بن طاوس- قدّس سرّه- به روایات پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السّلام بسیار اهمیت می داد، چرا که گفتار پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم و امامان علیهم السّلام پس از قرآن، منبع و کانون اصیل شناخت دین می باشد، او دارای یک کتابخانه شخصی عظیمی بود که از آن به عنوان یکی از کتابخانه های مهم تاریخی یاد می شد، و دارای 1500 کتاب (مرجع) بود.

تألیفات او در شؤون مختلف علوم، بسیار است که نام حدود شصت کتاب او در کتب رجال و تراجم ذکر شده است، کتابهای معروف او عبارتند از:

الامان من اخطار الاسفار و الزّمان، فلاح السّائل، سعد السّعود، اسرار الصّلاة و انوار الدّعوات، الاقبال بالاعمال الحسنه، کشف المحجّة لثمرة المهجه، مهج الدّعوات ، اللّهوف علی قتلی الطّفوف (کتاب حاضر)  و. ..

 

سفرهای سید بن طاوس

علّامه مجلسی رحمة اللَّه می نویسد: «سید بن طاوس رحمة اللَّه در نیمه ماه محرّم سال 589 ه. ق در شهر حلّه چشم به جهان گشود، چند سال در همان جا بود، سپس 25 سال در عصر حکومت بنی عبّاس در بغداد سکونت نمود، و بعد به حلّه بازگشت و از آنجا به نجف اشرف رفت و سه سال در نجف اشرف، سپس سه سال در کربلا و سه سال در شهر کاظمین زیست، سپس به سامرّا رفت و پس از سه سال سکونت در آنجا، به بغداد بازگشت، قبل از آنکه دولت مغول بر اوضاع مسلّط شود، مستنصر (سی و ششمین خلیفه عبّاسی) هر چه به او اصرار کرد که نقابت (و ریاست) طالبیین و سادات عراق را بر عهده گیرد، نپذیرفت، ولی پس از برقراری حکومت مغول، با تقاضای هلاکوخان در سال 661 ه. ق، به خاطر مصالحی که تشخیص می داد، عهده دار نقابت طالبیین و سادات عراق گردید، و این نقابت، سه سال و یازده ماه به طول انجامید.»

 

سید بن طاوس بزرگمرد فضیلت

این عالم ربّانی به راستی از نظر علم و عمل، ممتاز بود، و در سیر و سلوک و کمالات معنوی، در سطح بسیار عالی می درخشید، علمای بزرگ او را با عالیترین مضامین ستوده اند، علّامه حلّی (وفات یافته سال 726 ه. ق که از شاگردان برجسته سید بن طاوس بود) گوید:

«سید بن طاوس پارسای وارسته، و عابد پاکروش بود در حدّی که دارای کرامات بود، که بعضی از آنها را برای من نقل کرده اند، و بعضی را پدرم روایت نمود.»

همچنین در کتاب منهاج الصّلاح در بحث استخاره می نویسد: «و کان اعبد من رأینا من اهل زمانه، سید بن طاوس، در میان آنچه را از علمای عصرش دیده ایم، از همه عابدتر بود.»

علّامه مجلسی رحمة اللَّه می نویسد: «همه علما و سیره نویسانی که بعد از او آمده اند، او را به عظمت مقام علمی و تقوایی و صاحب کرامات تمجید کرده اند.»

او وقتی که عهده دار نقابت (و سرپرستی سادات) شد، در مجلس جشن، به پیروی از جدّش حضرت رضا علیه السّلام (در مورد ولایتعهدی از مأمون) لباس سبز پوشید، پیروانش نیز لباسهای سیاه را از تن خارج نموده و لباس سبز پوشیدند. «1»

او به قدری به عبادت و نماز اهمیت می داد، که در یکی از کتابهایش به نام «الامان من اخطار الاسفار» در ذیل حدیث

«انّ المؤمن اذا کان للَّه مخلصا اخاف اللَّه منه کلّ شی ء

، همانا مؤمن هر گاه کارهایش خالص برای خدا باشد، خداوند هر چیز را از او می ترساند.» «2»

می نویسد: «روزی در خانه ام در حلّه نماز مغرب می خواندم، ماری آمد و زیر سجّاده ام رفت و پنهان شد، نماز را تمام کردم به من آسیبی نرسانید، پس از نماز، آن را کشتم.» «3»

 

از کرامات این بزرگمرد علم و تقوا اینکه: محدّث نوری در کتاب مستدرک پس از ذکر بعضی از کرامات سید بن طاوس، می نویسد: «از کتاب «کشف المحجّة» (تألیف سید بن طاوس) فهمیده می شود که

در ملاقات و تشرّف او به محضر حضرت مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف باز بوده است.»

محدّث نوری در کتاب جنّة المأوی، در این رابطه به ذکر چند کرامت از سید بن طاوس رحمة اللَّه پرداخته از جمله می نویسد:

سید بن طاوس رحمة اللَّه در اواخر کتاب «المهجّ الدّعوات» نقل می کند:

من در شهر سامرّا در سحر شب چهارشنبه 13 ذی قعده سال 638 ه. ق (در سرداب) این دعا را از حضرت قائم عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف شنیدم که در مورد بقاء و عزّت مؤمنان دعا می کرد، و آن دعا (ظاهرا) این است:

الهی بحقّ من ناجاک، و بحقّ من دعاک فی البرّ و البحر، تفضّل علی فقراء المؤمنین و المؤمنات بالغناء، و الثّروة، و علی مرضی المؤمنین و المؤمنات بالشّفاء و الصّحّة، و علی احیاء المؤمنین و المؤمنات باللّطف و الکرامة، و علی اموات المؤمنین و المؤمنات بالمغفرة و الرّحمة، و علی غرباء المؤمنین و المؤمنات بالرّدّ الی اوطانهم سالمین غانمین، بحقّ محمّد و آله الطّاهرین،

خداوندا! به حق کسی که در خشکی و دریا با تو مناجات می کند و به درگاهت دعا کند، به فقیران مؤمن از زن و مرد، بی نیازی و ثروت کرامت فرما، به بیماران مؤمن از زن و مرد، شفا و سلامتی بده، و به زندگانیشان لطف و کرامت کن و مردگان را مشمول آمرزش و رحمتت قرار بده، و غریبان از آنها را با سلامتی و دست پر به وطن هایشان بازگردان، به حق محمّد و آل پاکش.

سید بن طاوس رحمة اللَّه گوید: گویا امام زمان عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف در دعا بر زندگان این جمله را افزود:

«و احیهم فی عزّنا و ملکنا و سلطاننا و دولتنا ، و آنها را در عزّت و شوکت و حکومت و دولت ما زنده بدار» سپس برای شیعیان دعا فرمود.

نیز سید بن طاوس رحمة اللَّه در کتاب «غیاث سلطان الوری» مکاشفاتی را که در حرم حضرت علی علیه السّلام برایش رخ داده نقل می کند، و نامه و پیامی که حضرت مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف توسّط مردی وارسته و صالح به نام عبد المحسن، برای او فرستاده، ذکر می نماید «2».

 

از گفتنی ها اینکه: سید بن طاوس به استخاره به خصوص در امور مهم، بسیار اهمیت می داد، او در کتاب الاستخارات می نویسد: «مدّتی در جانب غربی بغداد می زیستم، بعضی از صاحبان مناصب دولتی تقاضای ملاقات با من کرده بود، تردید داشتم که با او ملاقات کنم یا نه؟ بیست و دو روز در آنجا بودم و هر روز استخاره (ذات الرّقاع) می کردم، و جواب استخاره، منفی بود، و من با او ملاقات نکردم» نیز می نویسد: در ایام سکونتم در بغداد، چند روز به حلّه رفتم، بعضی از خویشانم از من خواستند که با یکی از مقامات دولتی ملاقات کنم (با توجّه به اینکه دوائر دولتی، در دست ولایت فقیه نبود) یک ماه صبح و عصر استخاره کردم، و تعداد استخاره ها به پنجاه عدد رسید، هیچ کدام از آنها خوب نیامد، و من هم با او ملاقات نکردم، پس از مدّتی برای من آشکار شد، که مصلحت من در ملاقات نکردن با او بوده، و اگر با او ملاقات می کردم، آسیب بزرگی به حیثیت من وارد می شد

 

از شنیدنی ها اینکه: خلیفه وقت، به سید بن طاوس رحمة اللَّه پیشنهاد کرد که «مقام قضاوت را بپذیر» او در پاسخ گفت: «پنجاه سال است در وجود من بین عقل و هوای نفس، نزاع و کشمکش است، و آن دو مرا قاضی قرار داده اند، عقل می گوید: می خواهم تو را به بهشت و نعمت های همیشگی آن برسانم، هوای نفس می گوید این نقد بگیر و دست از آن نسیه بردار، در این مدّت گاهی به نفع عقل گاهی به نفع هوای نفس اقدام می کنم، من که در مدّت پنجاه سال هنوز نتوانسته ام دعوای عقل و هوای نفس را پایان دهم، چگونه عهده دار قضاوت بین دعواهای مختلف مردم شوم» او بر همین اساس این مسئولیت خطیر را نپذیرفت «1» از ویژگیهای معنوی سید بن طاوس رحمة اللَّه اینکه: کفن خود را مهیا کرده و به مکه رفت و آن را لباس احرام خود قرار داد، در مکه آن را بر روی کعبه و حجر الاسود پهن کرد، و آن را در کنار مرقد مطهّر رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم و ائمّه بقیع علیهما السّلام و امیر مؤمنان علی علیه السّلام (در نجف) و امام حسین علیه السّلام (در کربلا) و امام کاظم علیه السّلام و امام جواد علیه السلام (در کاظمین) و امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السّلام و (در سرداب سامرّا)، متبرّک نمود، و آن را وسیله شفاعت ایشان و نجات از فزع روز قیامت قرار داد.

 

چون نگاه به کفن استحباب دارد، گهگاه آن را باز می کرد به آن می نگریست، قبرش را در نجف اشرف مهیا نمود، و می فرمود: «طبق روایات، جناب عثمان بن سعید رحمة اللَّه و پسرش محمّد بن عثمان (نایب خاص اوّل و دوم امام زمان عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف) قبر خود را در ایام زندگیشان مهیا کرده بودند، من نیز در جوار جدّم امیر مؤمنان علی علیه السّلام دستور دادم قبرم را در پایین پای قبر پدر و مادرم حفر کردند و آماده نمودند، تا سرم پایین پای آنها قرار گیرد، زیرا خداوند نهایت تواضع به پدر و مادر را دستور داده و احسان به آنها را سفارش نموده است. و به پیروی از وصیت جدّم «ورّام بن ابی فراس» (صاحب کتاب مجموعه ورّام) دستور دادم بر نگین عقیقی، نام خدا و چهارده معصوم علیهم السلام را بنویسند، و پس از مرگ در دهانم بگذارند، تا پاسخ به سؤالات دو فرشته نکیر و منکر در قبر باشد.» «1»

 

فرزندان سید بن طاوس

او دو پسر داشت که نام یکی از آنها محمد، و دیگری علی همنام خودش بود که هر دو از علمای برجسته و پارسایان روزگار و خلف صالح پدر و دارای تألیفات مهم به شمار می آمدند. کتاب «زوائد الفوائد» از تألیفات علی بن رضی الدین طاوس است.

او دارای چهار دختر بود که نام دو دخترش را ذکر کرده اند که عبارتند از: شرف الاشراف و فاطمه.

او از دخترانش تجلیل کرده و به آنها افتخار نموده از این رو که شرف الاشراف در دوازده سالگی همه قرآن را حفظ کرد، و فاطمه در کمتر از نه سالگی حافظ همه قرآن شده بود، سید بن طاوس، دو نسخه قرآن داشت که وصیت کرد، یکی از آنها را به یکی از دخترانش، و دیگری را به دختر دیگرش بدهند.

 

 

منبع: غم نامه کربلا، صفحه 23.

 

بازدید 575 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا