وطن اصلی

با توجه به اینکه دنیا گذرگاهی برای رسیدن آدمی به وطن اصلی و جایگاه ابدی- بهشت یا جهنم- می باشد، معیار اساسی در خوبی و بدی هر منطقه از دنیا، به این بستگی دارد که تا چه میزان انسان را به هدف غایی از خلقت نزدیکتر می سازد و به وطن اصلی رهنمون می گرداند. لذا هر جایی که آدمی را به خداوند نزدیک گرداند و به بهشت منتهی شود، بهترین مکانهاست، چه در بیابانها، روستاها و یا دهات دورافتاده باشد یا در دل شهرهای بزرگ؛...

 

 

با توجه به اینکه دنیا گذرگاهی برای رسیدن آدمی به وطن اصلی و جایگاه ابدی- بهشت یا جهنم- می باشد، معیار اساسی در خوبی و بدی هر منطقه از دنیا، به این بستگی دارد که تا چه میزان انسان را به هدف غایی از خلقت نزدیکتر می سازد و به وطن اصلی رهنمون می گرداند.

لذا هر جایی که آدمی را به خداوند نزدیک گرداند و به بهشت منتهی شود، بهترین مکانهاست، چه در بیابانها، روستاها و یا دهات دورافتاده باشد یا در دل شهرهای بزرگ؛ و نیز هر مکانی که هواهای نفسانی را تقویت کند، قدرت اغوای شیطان را بالا برد و بر تباهی آدمی بیفزاید و به آتش منجر شود، بدترین مکانهاست، هر چند در بهترین شهرها باشد.

 

آیات ذیل به دو وطن اصلی اشاره دارد:

فَأَمَّا مَنْ طَغی * وَ آثَرَ الْحَیاةَ الدُّنْیا* فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِی الْمَأْوی * وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوی.[1]

اما آن کس که طغیان کرد و زندگی دنیا را برتری داد، مسلّماً دوزخ جایگاه اوست. ولی آن کس که از مقام پروردگارش بهراسد، و نفس خود را از خواهشها باز دارد، بهشت جایگاه حتمی اوست.

کلامی که از حضرت امیر علیه السلام در آغاز بحث گذشت به نکته ای بسیار مهم اشاره داشت و آن ستایش دنیاست برای کسی که به آن بهای استقلالی ندهد و تنها آن را وسیله رسیدنش به مقصد بداند.

 

وَ لَنِعْمَ دارُ مَنْ لَمْ یرْضِ بِها دارأ...[2]

دنیا خوب سرایی است برای کسی که او را خانه همیشگی نداند، و خوب موطنی است برای آنکه آن را برنگزیند و بر آخرت ترجیح ندهد.

 

وطن آدمی در دنیا بهترین ابزار برای رسیدن به مأوای اصلی است. آنکه دنیا را سرای ابدی به حساب نیاورد و جز به قدر حاجت، خود را به آن نیالاید، و محل آسایش خود قرار ندهد، بی تردید به اهمیت این وسیله مهم برای رسیدن به وطنی که آسایش محض است و در پی رضوان الهی خواهد آمد، پی برده است و آنکه.. ..

 

پی نوشت ها

[1] سوره نازعات، آيات 37 تا 41.

[2] نهج ‏البلاغه، خطبه 214 به ترتيب فيض‏الاسلام و 223 به ترتيب صبحى صالح.

 
 
 
 
 
 
منبع: ره رستگاری، علی غضنفری، ج 2، ص: 111.
 
بازدید 56 بار
برچسب‌ها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز218
دیروز761
ماه14494
مجموع1837687

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا