درسهای مصیبت حضرت علی اصغر علیه السلام

هر چه به روز عاشورا نزدیک می شویم شرایط برای کاروان حسینی سخت تر می شود تا این که در روز هفتم، آب بر خیام حسینی بسته می شود و سختی ها رنگ و بوی غیرانسانی و وحشیگرانه می یابد.

شاید به همین خاطر است که روز هفتم را به نام طفل شیرخواره امام حسین علیه السلام حضرت علی اصغر علیه السلام نامگذاری کرده اند که در حالی که در عطش می سوخت با تیری از طرف دشمن پلید، در آغوش امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.

این مصیبت، آن چنان دردناک و بزرگ است که بازخوانی واکنش امام حسین علیه السلام به آن، درس های معرفتی و رفتاری زیادی را به همه مشتاقان آن حضرت می آموزد که در این نوشتار پس از اشاره به بزرگی این مصیبت، برخی از آن درس ها را مورد بررسی قرار می دهیم.
 

سنگینی مصیبت حضرت علی اصغر علیه اسلام

این که یک طفل شیرخواره ای که در تب عطش و تشنگی می سوزد را در دامان پدرش به آن شکل فجیع ذبح کنند مصیبت بسیار بزرگی است؛ اما آن چه بزرگی این مصیبت را دوچندان می کند کلامی است که از خود امام حسین علیه السلام در هنگام دریده شدن گلوی این نازدانه معصوم بیان کردند که: «وَ اللهِ لَأَنتَ أَکرَمُ عَلى اللهِ مِن الناقَةِ، وَ لَمُحَمّد أَکرَمُ عَلى اللهِ مِن صالِح؛ [1] به خدا سوگند که تو از ناقه صالح نزد خدا گرامی‌تر هستی و محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هم از صالح (علیه‌السّلام) گرامی‌تر است.»

ناقه حضرت صالح، معجزه خیره کننده ای بود که به شکل عجیبی از دل کوه بیرون آمد ولی مردم قدر آن را ندانسته و آن را کشتند. این مقایسه امام حسین علیه السلام به معنای تکرار تاریخ البته در مقیاسی بزرگ تر است.

سخن حضرت بیان گر این حقیقت است که اتفاقی عظیم تر از کشته شدن معجزه الهی رخ داده است، چرا که این بار نه معجزه یک پیامبر بلکه فرزندی از فرزندان برترین رسول الهی آن هم در حالی که شیرخواره ای لب تشنه است کشته شده است.

اکنون درس هایی بزرگ از عکس العمل امام حسین علیه السلام در این حادثه دلخراش را مرور می کنیم.
 

درس معادباوری

وقتی همه عالم بر مدار نظم قرار دارد و در پی هر عملی عکس العملی متناسب با آن نهفته است، عکس العمل و نتیجه کار پلیدی که دشمن در حق طفل معصوم، شیرخواره و تشنه امام حسین علیه السلام انجام داد چه چیزی است.

اصلاً آیا جزایی معادل این کار بی رحمانه در این دنیا یافت می شود تا بر سر عاملانش بیاید؟ قطعاً خیر! پس، وجود دنیای دیگری که دار مکافات باشد ضروری است و این، به معنای اعتقاد به معاد است. یعنی، قطعاً دنیای دیگری بسیار بزرگ تر از این دنیا وجود دارد که ظرفیت چشاندن نتایج اعمال خوب و بد با عاملان آن ها را دارد.
یکی از هنرهای زندگی آن است که در سخت ترین شرایط زندگی، انسان بتواند تهدیدها را به فرصت های بزرگ برای رسیدن به هدف آرمانی خود تبدیل کند.

درس پستی دنیاگرایی

وقتی همه زیبایی های این دنیا را در کنار واقعه شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام قرار می دهیم، به پستی و بی ارزشی این دنیا پی می بریم. دنیایی که نهایت هدف عاشقان آن، رسیدن به پول و مادیات زودگذری است که برای آن حاضرند جان طفل معصوم تشنه ای را بگیرند ارزش دل بستن ندارد و هر چه، طلا و جواهرات در مقابل این کار پلید به انسان داده شود باز هم خسران محض است؛

چنان که قرآن کریم می فرماید: «أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ؛ [2] آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده‏ اید متاع زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست.»

اساساً خداوند متعال، دنیا را تنها برای آزمایش بندگان خود قرار داده و داشته های دنیایی ارزش محسوب نمی شوند مگر برای مؤمنانی که به درستی از آن ها استفاده کنند.

از همین رو، رسول خدا صلّی الله علیه و آله خطاب به امام علی علیه السلام می فرمایند: «یَا عَلِیُّ إِنَّ الدُّنْیَا لَوْ عَدَلَتْ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَنَاحَ بَعُوضَةٍ لَمَا سَقَى‏ الْکَافِرَ مِنْهَا شَرْبَةً مِنْ‏ مَاء؛ [3] اگر دنیا در نزد خداوند ـ تبارک و تعالى ـ با بال پشه اى برابرى مى کرد ، [حتّى]جرعه آبى از آن را به کافر نمى نوشاند.»

درس تبدیل تهدید به فرصت

یکی از هنرهای زندگی آن است که در سخت ترین شرایط زندگی، انسان بتواند تهدیدها را به فرصت های بزرگ برای رسیدن به هدف آرمانی خود تبدیل کند. امام حسین علیه السلام در جهت اقامه امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و تا آخرین لحظه نیز کمترین فرصت برای نیل به این هدف آرمانی را از دست ندادند؛ از جمله در شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام طبق یکی از نقل ها، نگاهشان به طفل شیرخواره افتاد که از فرط عطش در حال جان سپردن بود.

در چنین شرایط سختی، برای اتمام حجت و امر به معروف و نهی از منکر، قنداقه این شیرخواره را روی دست گرفته و خطاب به لشکر دشمن صا زدند:«یا قَومُ، إِن لَم تَرحَمُونی فَارحَمُوا هذَا الطّفلَ؛ [4] ای قوم! اگر به من رحم نمی کنید به این طفل رحم کنید.»

این، شدیدترین نوع خطاب عاطفی برای بیدار ساختن وجدان های خفته است تا هم حجت بر دشمن عنود تمام شود و هم شاید برخی متنبه شده و توبه کنند.
 

درس کارکردهای دعا و مناجات

هر که می خواهد به اهمیت دعا در زندگی انسان پی ببرد باید رد پای دعا و مناجات و ارتباط با حق تعالی را تا آخرین لحظات سهمگین مصیبت هایی که برای امام حسین علیه السلام اتفاق افتاد دنبال کند. چنان که در مصیبت حضرت علی اصغر که یکی از سخت ترین مصیبت ها بود چندین دعا و مناجات و ارتباط با خدای متعال از حضرت نقل شده است.

یکی این که حضرت خطاب به خدای متعال عرض کردند: «اللّهمّ‌ احکُم بَینَنا وَ بَینَ قَومٍ دَعَونا لِیَنصُرونا فَقَتَلُونا؛ [5] خدایا خود، بین ما و قومی که ما را دعوت کردند تا یاریمان کنند، اما ما را کشتند، حکم کن.»

یکی دیگر از دعاهای حضرت در این موقع این بود: «رَبِّ اِن تَکُ حَبَسْتَ عَنَا النصرَ مِنَ السَّماءِ فَاجْعَل ذلِکَ لِما هُوَ خَیرٌ وَ انتَقِم لَنا مِن هؤُلاءِ الظالمینَ؛ [6] پروردگارا، اگر یاری شدن از آسمان را از ما بازداشته‌ای، آن را در چیزی که برای ما بهتر است، قرار ده و انتقام ما را از این ستمگران بگیر».
 

درس ریشه صبر

صبر، انواع مختلفی دارد که ریشه همه آن ها به نوع معرفت و اعتقاد فرد نسبت به احاطه دقیق خدای متعال به همه امور ظاهری و باطنی است. امام حسین علیه السلام، پس از مشاهده گلوی پاره طفل شیرخواره اش، تحمل این مصیبت را آسان دانسته و دلیل آن را اینچنین بیان می کنند: «هَوَّنَ‌ عَلَیَّ‌ مَا نَزَلَ‌ بِی أَنَّهُ‌ بِعَیْنِ‌ اللَّهِ‌؛ [7] آنچه مصیبت وارده را بر من آسان می کند این است که خداوند مى‌بیند.»

بر این اساس، حضرت خداوند را در جایگاهی می داند که همه چیز را می بیند و همان، کافی است؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: « أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَه‏؛ [8] آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟»

معنای نزدیک تر از رگ گردن به انسان نیز همین می تواند باشد که مثلاً خداوند حتی به فشارهای روحی و درونی انسان نیز آگاه است. چنان که می فرماید: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید؛ [9] و ما از شاهرگ [او] به او نزدیک تریم.» این معرفت درونی باعث می شود انسان، در سختی ها خود را تنها نبیند بلکه نسبت به حق و حقانیت مطیع و تسلیم باشد.

پس، اعتماد حقیقی به خدای متعال، موجب انواع صبر می شود؛ چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «أَصْلُ‏ الصَّبْرِ التَّوَکُّلُ عَلَى الله؛ [10]  ریشه صبر، توکل و اعتماد بر خدای متعال است.» امام حسین علیه السلام، به خدای متعال و پاداش های قطعی او اعتماد و ایمان کامل دارند از این رو، تحمل این مصیبت ها را آسان می دانند.

پی نوشت
[1] یعقوبی، احمد بن اسحاق؛ تاریخ الیعقوبی، ناشر: دار صادر، بیروت، ج2، ص245.
[2] سوره توبه، آیه 38.
[3] ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه - قم، چاپ: دوم، 1413 ق، ج‏4 ؛ ص363.
[4] ابن‌جوزی‌، یوسف‌ بن‌ قزاوغلی‌؛ تذکرة الخواص من الأمة بذکر خصائص الأئمة، محقق: تقی‌زاده، حسین، ناشر: المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام، مرکز الطباعة و النشر محل نشر: قم، 1426 ه.ق، ج2، ص164.
[5] الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دار التراث ، ط الثانیة، 1387/1967، ج5،ص:389.
[6] همان، ج5، ص448.
[7] ابن‌طاووس، علی بن موسی؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، مترجم: فهری زنجانی، احمد، ناشر: جهان محل نشر: تهران، ص117.
[8] سوره زمر، آیه 36.
[9] سوره ق، آیه 16.
[10] لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی) - قم، چاپ: اول، 1376 ش، ص120.

 

راسخون

بازدید 24 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا