استغاثه به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

[از وظائف شیعیان نسبت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف):] استمداد و استعانت و استغاثه به آن جناب در هنگام شداید و اهوال و بلایا و امراض و رو آوردن شبهات و فتنه از اطراف و جوانب و ندیدن راه چاره و خواستن از حضرتش حلّ شبهه و رفع کربة و دفع بلیه، [است] چه آن جناب بر حسب قدرت الهیه و علوم لدنیه ربّانیه بر حال هر کس در هر جا دانا و بر اجابت مسئولش توانا و فیضش عامّ، و از نظر در امور رعایای خود غفلت نکرده و نمی کند.

و خود آن جناب، در توقیعی که برای شیخ مفید فرستادند مرقوم فرمودند که:

علم ما محیط است به خبرهای شما، و غایب نمی شود از علم ما هیچ چیز از اخبار شما و معرفت به بلایی که به شما می رسد.[1]

و شیخ طوسی در کتاب غیبت روایت کرده به سند معتبر از جناب ابو القاسم، حسین بن روح، که گفت: اختلاف کردند اصحاب ما در تفویض و غیر آن. پس رفتم نزد ابی طاهر بن بلال در ایام استقامتش. یعنی پیش از آن که بعضی مذاهب باطله اختیار کند پس آن اختلاف را به او فهماندم. پس گفت:

مرا مهلت ده، پس او را مهلت دادم چند روز، آن گاه معاودت کردم به نزد او، پس بیرون آورد حدیثی به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام که فرمود: هرگاه اراده نمود خدای تعالی امری را، عرضه می دارد آن را بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آن گاه به امیر المؤمنین علیه السّلام و یک یک از ائمّه علیه السّلام تا آن که منتهی شود به سوی صاحب الزّمان علیه السّلام آن گاه بیرون می آید به سوی دنیا و چون اراده نمودند ملائکه که بالا برند عملی را به سوی خداوند عزّ و جلّ عرض می شود بر صاحب الزّمان علیه السّلام، آن گاه بر هر یک تا این که عرض می شود بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، آن گاه عرض می شود بر خداوند عزّ و جلّ. پس هر چه فرود می آید از جانب خداوند بر دست ایشان است و آنچه بالا می رود به سوی خداوند عزّ و جلّ به سوی ایشان است و بی نیاز نیستند از خداوند عزّ و جلّ به قدر به هم زدن چشمی.[2]

 

و مفتی کرکی سبط محقّق ثانی در کتاب دفع المناوات از کتاب براهین نقل کرده که او روایت نمود از ابی حمزه از حضرت کاظم علیه السّلام که گفت:

شنیدم آن جناب می فرماید: نیست ملکی که خداوند او را به زمین بفرستد به جهت هر امری مگر آن که ابتدا می نماید به امام علیه السّلام پس معروض می دارد آن را بر آن جناب و بدرستی که محلّ تردّد ملائکه از جانب خداوند تبارک و تعالی، صاحب این امر است.[3]

و در خبر أبو الوفای شیرازی است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود به او که: چون درمانده و گرفتار شدی، پس استغاثه کن به حضرت حجّت علیه السّلام که او تو را در می یابد و او فریادرس است و پناه است از برای هر کس که به او استغاثه کند.[4]

 

و شیخ کشی و شیخ صفار در بصائر روایت کرده اند از رمیله که گفت: تب شدیدی کردم در زمان امیر المؤمنین علیه السّلام پس در نفس خود خفّتی یافتم در روز جمعه و گفتم: نمی دانم چیزی را بهتر از آن که آبی بر خود بریزم (یعنی غسل کنم) و نماز کنم در عقب امیر المؤمنین علیه السّلام. پس چنین کردم آن گاه آمدم به مسجد پس چون امیر المؤمنین علیه السّلام بالای منبر بر آمد آن تب به من معاودت نمود پس چون امیر المؤمنین علیه السّلام مراجعت نمود و داخل قصر شد داخل شدم به آن جناب، فرمود: ای رمیله! دیدم تو را که بعضی از تو، (و به روایتی. پس ملتفت شد به من امیر المؤمنین علیه السّلام و فرمود: ای رمیله! چه شده بود که تو را دیدم) که بعضی از اعضایت در بعضی در هم می شد؟

پس نقل کردم برای آن جناب حالت خود را که در آن بودم و آنچه مرا واداشت در رغبت بر نماز عقب آن جناب.

پس فرمود: ای رمیله! نیست مؤمنی که مریض شود مگر آن که مریض می شویم ما به جهت مرض او، و محزون نمی شود مگر آن که محزون می شویم به جهت حزن او و دعا نمی کند مگر آن که آمین می گوییم برای او، و ساکت نمی شود مگر آن که دعا می کنیم برای او، پس گفتم به آن جناب: یا امیر المؤمنین! علیه السّلام فدای تو شوم، این لطف و مرحمت برای کسانی است که با جناب تواند در این قصر، خبر ده مرا از حال کسانی که در اطراف زمینند؟

فرمود: ای رمیله! غایب نیست یا نمی شود از ما مؤمنی در مشرق زمین و نه مغرب آن.[5]

 

و نیز شیخ صدوق و صفّار و شیخ مفید و دیگران به سندهای بسیار روایت کرده اند از جناب باقر و صادق علیهما السّلام که فرمودند: به درستی که خداوند نمی گذارد زمین را مگر آن که در آن عالمی باشد که می داند زیاده و نقصان را در زمین، پس اگر مؤمنین زیاد کردند چیزی را بر می گرداند ایشان را، و به روایتی: می اندازد آن را، و اگر کم کردند، تمام می کند برای ایشان، و اگر چنین نبود مختلط می شد بر مسلمین امور ایشان،[6] و به روایتی حقّ از باطل شناخته نمی شد.[7]

در تحفة الزّائر مجلسی و مفاتیح النّجاة سبزواری مروی است که: هر که را حاجتی باشد، آنچه مذکور می شود بنویسد در رقعه و در یکی از قبور ائمّه علیهم السّلام بیندازد یا ببندد و مهر کند و خاک پاکی را گل سازد و آن را در میان آن گذارد و در نهری یا چاهی عمیق یا غدیر آبی اندازد که به حضرت صاحب الزّمان- صلوات اللّه و سلامه علیه- می رسد و او بنفسه متولّی برآوردن حاجت می شود.

 

نسخه رقعه مذکوره:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، کتبت یا مولای- صلوات اللّه علیک- مستغیثا، و شکوت ما نزل بی مستجیرا باللّه عزّ و جلّ، ثمّ بک من امر قد دهمنی، و أشغل قلبی و أطال فکری، و سلّبنی بعض لبّی، و غیر خطیر نعمة اللّه عندی، أسلمنی عند تخیل وروده الخلیل، و تبرّأ منّی عند ترائی إقباله الی الحمیم، و عجزت عن دفاعه حیلتی، و خاننی فی تحمّله صبری و قوّتی، فلجأت فیه الیک و توکلت فی المسألة للّه جلّ ثناؤه علیه و علیک فی دفاعه عنی، علما بمکانک من اللّه ربّ العالمین ولی التّدبیر، و مالک الامور، واثقا بک فی المسارعة فی الشّفاعة الیه جلّ ثناؤه فی امری، متیقّنا لإجابته تبارک و تعالی ایاک بإعطاء سؤلی، و انت یا مولای جدیر بتحقیق ظنّی و تصدیق املی فی امر کذا و کذا (و به جای کذا و کذا نام حاجت خود را ببر) فیما لا طاقة لی بحمله، و لا صبر لی علیه و ان کنت مستحقّا له و لاضعافه بقبیح افعالی و تفریطی فی الواجبات الّتی للّه عزّ و جلّ، فاغثنی یا مولای صلوات اللّه علیک عند اللّهف، و قدّم المسألة للّه عزّ و جلّ فی امری قبل حلول التّلف و شماتة الاعداء، فبک بسطت النّعمة علی و اسأل اللّه جلّ جلاله لی نصرا عزیزا و فتحا قریبا فیه بلوغ الآمال و خیر المبادی و خواتیم الاعمال و الأمن من المخاوف کلّها فی کلّ حالّ، انّه جلّ ثناؤه لما یشاء فعّال، و هو حسبی و نعم الوکیل فی المبدأ و المآل.

 

آن گاه بر بالای آن نهر یا غدیر بر آید و اعتماد بر یکی از وکلای حضرت نماید یا عثمان سعید العمروی، یا والد او محمّد بن عثمان، یا حسین بن روح، یا علی بن محمّد السّمری و یکی از آن جماعت را ندا نماید و بگوید:

یا فلان بن فلان سلام علیک، اشهد انّ وفاتک فی سبیل اللّه، و انّک حی عند اللّه مرزوق قد خاطبتک فی حیاتک الّتی لک عند اللّه عزّ و جلّ، و هذه رقعتی و حاجتی الی مولانا علیه السّلام، فسلّمها الیه و انت الثّقة الامین.

پس نوشته را در نهر یا در چاه یا غدیر اندازد که حاجت او برآورده می شود.[8]

 

و از این خبر شریف چنین مستفاد می شود که آن چهار شخص معظّم چنانچه در غیبت صغری واسطه بودند میان رعایا و آن جناب در عرض حوائج و رقاع و گرفتن جواب و ابلاغ توقیعات، در غیبت کبری نیز در رکاب همایون آن جناب هستند و به این منصب بزرگ مفتخر و سرافرازند. پس معلوم شد که خوان احسان وجود و کرم و فضل و نعم امام زمان- صلوات اللّه علیه- در هر قطری از اقطار ارض برای هر پریشان در مانده و گم گشته و وامانده و متحیر و نادان و سرگشته و حیران، گسترده و باب آن باز و شارعش عامّ با صدق اضطرار و حاجت و عزم با صفای طویت و اخلاص سریرت اگر نادان است شربت علمش بخشند و اگر گمشده است به راهش رسانند و اگر مریض است لباس عافیتش پوشند.

 

چنانچه از سیر و حکایات و قصص گذشته ظاهر و هویدا می شود نتیجه مقصود در این مقام و این که حضرت صاحب الأمر- صلوات اللّه علیه- حاضر در میان عباد و ناظر بر حال رعایا و قادر بر کشف بلایا و عالم بر اسرار و خفایا به جهت غیبت و ستر از مردم از منصب خلافتش عزل نشده و از لوازم و آداب ریاست الهیه خود دست نکشیده و از قدرت ربّانیه خویش عجز به هم نرسانیده و اگر خواهد حلّ مشکل که اندر دل افتاده کند بی آن که از راه دیده و کوشش چیزی به آنجا رساند. و اگر خواست دلش را به آن کتاب یا عالمی که دوای دردش در آن و نزد آن است مایل و شایق کند، گاهی دعایش تعلیم کند و گاهی در خواب دوای مرضش به او آموزد.

 

 

پی نوشت ها

[1] بحار الأنوار، ج 53، ص 174؛ الاحتجاج طبرسی، ج 2، ص 322- 323.

[2] الغیبة، ص 238؛ المستدرک الوسائل، ج 12، ص 164.

[3] بحار الأنوار، ج 26، ص 357؛ بصائر الدرجات.

[4] بحار الأنوار، ج 102، ص 250؛ الدعوات راوندی، ص 192.

[5] ختیار معرفة الرجال، ج 1، ص 319؛ بصائر الدرجات، ص 259 و 260؛ رجال کشی، ص 102.

[6] کمال الدین، ج 1، ص 203؛ بحار الأنوار، ج 23، ص 21؛ البصائر، ص 486.

[7] علل الشرائع، ص 196.

[8] بحار الأنوار، ج 102، ص 234؛ البلد الامین، ص 157؛ المصباح کفعمی، ص 405؛ تحفة الزائر، ص 480- 482؛ الدعاء و الزیارة، ص 809- 810.

 

 

 

 

 

منبع : منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل علیهم السلام(فارسی)، ج 3، ص: 2111؛ حاج شیخ عباس قمی(ره).

 

بازدید 26 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « ادب شیعه منتظر در روز عید فطر

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز392
دیروز751
ماه19872
مجموع1883007

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا