معرفت امام

 شناخت امام، درک اضطرار به او، و آگاهی به حق ولایت اوست (عارفا بحقه)؛ زیرا امام از ما به ما و مصالحمان آگاه تر و نسبت به ما از ما مهربان تر است؛ چون آگاهی او شهودی و وجودی است و محبت او غریزی و محدود نیست، بلکه ربوبی و محیط است؛ امام از همه کشش های نفسانی آزاد است؛ او به راه های آسمان آگاه تر از راه های زمین است.

 

 

شناخت امام، درک اضطرار به او، و آگاهی به حق ولایت اوست (عارفا بحقه[1] زیرا امام از ما به ما و مصالحمان آگاه تر و نسبت به ما از ما مهربان تر است؛ چون آگاهی او شهودی و وجودی است و محبت او غریزی و محدود نیست، بلکه ربوبی و محیط است؛ امام از همه کشش های نفسانی آزاد است؛ او به راه های آسمان آگاه تر از راه های زمین است. تلفیق این آگاهی و آزادی، عصمت می شود و همین زیربنا، رمز پذیرش ولایت و سرپرستی آنها و تسلیم در برابر آنهاست:

إنّما کلّف الناس ثلاثة: معرفة الأئمّة و التسلیم لهم فیما ورد علیهم و الردّ إلیهم فیما اختلفوا فیه؛[2]

مردم به سه تکلیف مکلفند: معرفت امامان، تسلیم در برابر ایشان و واگذاری امور به ایشان در اموری که اختلاف پیش می آید.

 

ناآگاهی از حق ولایت امام و جهل در تشخیص و مصداق این چنین امامی، آثار زیان باری هم چون چشم پوشی از همه دست آوردهای وحی، مرگ جاهلی، گم راهی و هلاکت و.. . را در پی دارد:

من شک فی أربعة فقد کفر بجمیع ما أنزل اللّه عزّ و جلّ، أحدها معرفة الإمام فی کلّ زمان و أوان بشخصه و نعته؛[3]

کسی که در چهار چیز شک کند، به همه آن چه خداوند آن را نازل فرموده کافر شده است: یکی از آنها، شناختن امام در هر عصر و زمان است که شخص امام را با صفاتی که داراست بشناسد.

 

من مات و هو لا یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة؛[4]

کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.

 

اللّهمّ عرّفنی حجّتک فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی؛[5]

بارالها! حجت خود را به من بشناسان وگرنه از دین خود گم راه خواهم شد.

 

السلام علیک یا سبیل اللّه الذی من سلک غیره هلک؛[6]

سلام بر تو ای راه خدا! که هرکس غیر آن را رود، هلاک می شود.

 

کسانی که اضطرار به ولی را این گونه احساس کرده اند، می توانند به محبت و ولایت و اطاعت امام برسند و از تقدم و تأخّر نجات یابند، که:

«المتقدّم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق»[7] و «فمعکم معکم لا مع غیرکم»[8] و از جان و مال خود در راه این حق عظیم و پیمان الهی بگذرند و هستی خود را فدای امام کنند: «الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السّلام.»[9]

 

 

پی نوشت ها

[1] . وسائل الشيعة، ج 10، ص 293، 294، 318 و 319. در زيارت جامعه نيز از خداوند چنين مى‏خواهيم:« فبحقّهم الذى أوجبت لهم عليك أسئلك أن تدخلنى فى جملة العارفين بهم و بحقّهم.»

[2] . روايت از امام باقر عليه السّلام است. همان، ج 27، ص 67.

[3] . بحار الأنوار، ج 69، ص 135.

[4] . همان، ج 23، ص 94.

[5] . همان، ج 52، ص 146؛ مفاتيح الجنان، دعا در غيبت امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف.

[6] . مفاتيح الجنان، دعاى حضرت صاحب الامر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف. و اين يعنى امام نه يك راه كه تنها راه است.

[7] . مصباح المتهجد، ص 361.

[8] . مفاتيح الجنان، زيارت جامعه.

[9] . همان، زيارت عاشورا.

 
 
 
 
 
 
منبع: مسعود پور سید آقایی؛ با جاری انتظار، صفحه 134.
 
 
بازدید 564 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا