متن کامل حدیث أم أیمن

أم أیمن کیست؟

یکـی از زنـان نمونـه و بسـیار شایسـته در صـدر اسـلام أم أیمـن اسـت. اودارای کمـالات اخلاقـی و نفسـانی بسـیار بالایـی اسـت بـه شـکلی کـه به ندرت مـردان میتواننـد صاحـب چنیـن امتیازاتـی باشـند. زنـی کـه بارهـا مـورد مـدح پیامبـر صلي الله عليه وآله قـرار گرفـت.
رسول خداصلي الله عليه وآله گواهی داد که او از اهل بهشت و بهشتیان است. و مرحوم علامـه مجلسـی(ره) گویـد: «أم أیمـن همـان آزاد شـده رسـول خداصلي الله عليه وآله بـوده و از گواهـان فـدک اسـت، و خاصـه و عامـه از پیغمبـرصلي الله عليه وآله روایـت کننـد کـه او اهـل بهشـت است».1
أم أیمن برتریهای اخلاقی متعدد داشت و پس از رسول خداصلي الله عليه وآله هم از معدود کسانی بود که پای از خانه و خاندان اهلبیت علیهم السلام نکشید و دوشادوش فاطمه زهرا علیهاالسلام حرکت کرد.
أم أیمـن مسـتقیما بـه خلفـای جـور اعتـراض کـرد و بـا کمـال شـجاعت بـه عنـوان زنـی بهشـتی شـهادت بـر مالکیـت فـدک بـرای حضـرت زهـراعلیها السلام داد و در دادخواهی حضرت زهرا علیهاالسلام در برابر خلیفه وقت شـرکت مسـتقیم داشـت.
أم أیمـن و ام سـلمه از جملـه زنـان شـجاع تاریـخ هسـتند کـه بـه دفـاع از ولایـت امیرالمومنیـن علیه السلام 2برخاسـتند. همچنیـن پسـر أم أیمـن بـه نـأم أیمـن ابـن أم أیمن نیز از شـهدای صدر اسـلام اسـت. 3 أم أیمن اولین کسـی اسـت که امام حسـین علیه السلام را نـزد پیامبـر صلي الله عليه وآله آورد.4
از أم أیمـن اخبـار و احادیـث ارزشـمند و متعـددی نقـل شـده کـه از جملـه آنهـا میتـوان بـه:
1- کودکـی پیامبـر صلي الله عليه وآله و دیـدار یهودیـان از ایشـان 2- خریـدن جهـاز بـرای فاطمـه زهـرا علیهاالسلام 3- رویـای أم أیمـن دربـاره امـام حسـین علیه السلام پـاره تـن رسـول الله صلي الله عليه وآله 4 -استشـهاد حضـرت فاطمـه علیهاالسلام از أم أیمـن 5-حدیـث معـروف أم أیمـن از شـهادت امیرالمومنیـن علـی علیه السلام و امـام حسـین علیه السلام اشـاره نمـود کـه حضـرت زینـب کبـری علیهاالسلام آن را در کربـلا بـرای حضـرت امـام زیـن العابدیـن علیه السلام بیـان فرمودنـد.

متن کامل حدیث أم أیمن

روزی حضرت امام سجادعلیه السلام به پدر قدامه بن زایده فرمود: اى زائـده! ایـن طـور بـه مـن رسـیده کـه گاه گاهـی قبـر پـدرم حضـرتابـی عبـد الله الحسـین علیه السلام را زیـارت میکنی؟ گفتم: همین طور اسـت کـه شـنیده اى. فرمـود: چـرا ایـن عمـل را انجـام میدهـی، در صورتـی کـه پیـش سـلطان خـود منزلـت و مقامـی دارى!؟ همـان سـلطان تـو کـه احـدى را بـر محبـت و فضیلـت و ذکـر فضائـل مـا و آن حقـی کـه از مـا بـرایـن امـت واجـب اسـت وادار نمی کنـد.
گفتـم: بـه خـدا قسـم منظـور مـن از زیـارت امـام حسـین علیه السلام غیـر از خـداو رسـول چیـزى نیسـت و با کـی از امـر ناپسـندی نـدارم، هر امر ناپسـندى بدیـن جهـت دچـار مـن شـود در نظـرم بـزرگ نیسـت. آن حضـرت سـه مرتبه فرمود: آرى همین طور اسـت من هم سـه مرتبه گفتم: آرى همین طـور اسـت. سـپس آن بزرگـوار سـه مرتبـه فرمـود: مـژده بـاد تـو را اکنـون من بـه تـو خبـرى میدهـم کـه نـزد من اسـت:

هنگامـی کـه مـا در کربـلا دچـار آن مصائـب شـدیم و پـدرم و آن افـرادى کـه از قبیـل: فرزنـدان و بـرادران و سـایر اهـل بیتـش شـهید شـدند و زنـان و اهـل و عیالـش را بـر شـتران سـوار کردنـد و مـا را بـه طـرف کوفـه حرکـت دادنـد مـن نظـر کـردم و اجسـاد آنـان را روى زمیـن دیـدم کـه بـه خـاک سـپرده نشـده اند ایـن موضـوع بـه نظـرم خیلـی بـزرگ آمـد و آرام از جانـم بـراى ایـن جنایتـی کـه آنـان کـرده بودنـد بریـد، نزدیـک بـود جـان از بدنـم خـارج شـود، وقتـی عمـه ام زینـب کبـر علیها السلام از ایـن موضـوع آ گاه شـد فرمـود:

«ما لِی أراکَ تَجودُ یا بقیّةَ جدّی و أبی و إخوتی»5 یعنی برای چیست که می بینم می خواهد روح از بدنت خارج شود، ای باقیمانـده جـد و پـدر و برادرانـم.!
گفتـم: چگونـه جـزع و فـزع نکنـم در صورتـی کـه جسـد پـدر بزرگـوارم، برادرانم، عموهایم، عموزادگانم و اهل بیتم غرقه به خون خود شده اند، اجسادشـان برهنـه، لباسشـان بـه تـاراج رفتـه، بدنشـان کفـن نشـده و بـه خاک سـپرده نشـده اند، احدى متوجه ایشـان نمیشـود، بشـرى نزدیک آنـان نمـیرود. گویـا: ایشـان از اهـل دیلـم و خـزر باشـند!؟
زینـب قهرمـان فرمـود: مبـادا ایـن منظـره دلخـراش تـو را دچـار جـزع و فـزع نمایـد! بـه خـدا قسـم ایـن پیـش آمـد یـک عهـد و پیمانـی اسـت از پیامبـر خـدا صلي الله عليه وآله بـا جـد و پـدر و عمـوى تـو. خـدا تعهـدى از گروهـی از ایـن امـت گرفتـه کـه سـتمکاران و قلـدران زمیـن آنـان را نمیشناسـند. ولـی ایشـان نـزد اهـل آسـمانها معروفند. آنان هسـتند که ایـن اعضاء پراکنده را جمـع میکننـد و ایـن اجسـاد غرقـه بـه خـون را بخـا ک می سـپارند.

«یَنصبون لِهذا الطَّفِ عَلَماً لِقبرِ أبیکَ سیِّدِالشُّهَدَاء لَایَدرُسُ أثرُهُ و لایعفُو رسمُهُ علی کُرُورِ اللَّیَالِی و الایّامِ و لِیَجتَهِدَنَّ أئمَّةُ الکُفرِ و أشیاعُ الضّلالةِ فی محوِهِ و تَطمِیسِیهِ فلایزدادُ أثرُهُ إلّا ظُهورآً و أمرُهُ إلّا عُلُوّاً.» 6

یعنـی در ایـن کنـار فـرات پرچمـی بـراى قبـر مقـدس پـدرت سـید الشـهداءعلیه السلام نصب می کنند که تا شـب و روز برقرار باشـند اثر آن کهنه و رسـم آن محـو نخواهـد شـد. حتمـا پیشـوایان کفـر و تابعیـن ضلالـت فعالیت هائـی میکنند کـه اثر و سـاختمان قبـر پـدرت را محـو و نابـود کننـد. ولـی جـز بر ظهور و علـو اثر و امـر آن چیـزى افزوده نخواهد شـد.

خبر پیامبر خدا به اهل بیت علیهم السلام و أم أیمن

حضـرت امـام سـجاد علیه السلام فرمودند: مـن بـه عمـه ام گفتـم: آن تعهـد و آن خبـر چیسـت؟ فرمـود: أم أیمـن بـراى مـن گفـت: یـک روز پیغمبـر خـدا صلی الله علیه وآله وسلم بـه منـزل فاطمـه زهـراء علیها السلام رفـت. فاطمـه اطهـر بـراى پیامبـر خـدا حریـره درسـت کـرد. حضـرت امیـر هـم یـک طبـق خرمـا آورد.
أم أیمن میگوید: من هم یک قدح شـیر و کره براى آنان بردم. پیغمبر خدا، علـی، فاطمـه، حسـن و حسـین علیهم السلام از آن حریـره و شـیر و کـره و خرمـا خوردنـد و آشـامیدند. سـپس حضـرت امیـر آب بـه دسـت رسـول خـداصلی الله علیه وآله وسلم ریخـت و آن حضـرت دسـت خود را شسـت.
هنگامی که پیغمبر خدا از شسـتن دسـت مبارک خود فراغت حاصل کرد دست خود را به صورت مبارک خویش مالید و نظرى به حضرت امیر المومنین و فاطمه و حسن و حسینعلیهم السلام کرد که ما اثر خوشحالی را در صورت مقدسش دیدیـم. سـپس آن حضـرت چنـد لحظـه اى چشـم خـود را متوجـه آسـمان نمود. بعـدا صـورت مبـارک خـود را بـه سـوى قبلـه برگردانیـد، دسـتهاى خـود را گشـود و پـس از اینکـه دعـا کـرد مشـغول سـجده شـد. گریـه آن بزرگـوار بـه طـول انجامیـد، نالـه اش بلنـد و اشـک هایش نظیـر بـاران فـرو میریخـت و بـه زمین نـگاه می کرد.
وقتـی حضـرت فاطمـه و علـی و حسـن و حسـین علیهم السلام بـا ایـن منظـره روبـرو شــدند محــزون گردیدنــد و مــن نیــز محــزون شــدم. هنگامــی کــه ایــن حالــت را از پیامبــر خــدا مشــاهده کردیــم ترســیدیم از علــت آن جویــا شــویم. موقعــی کــه ایــن منظــره بــه طــول انجامیــد حضــرت امیرالمومنیــن و فاطمــه بــه رســول خدا(صلـی الله علیهـم اجمعیـن) گفتنـد: یـا رسـول الله! چـه باعـث گریـه شـما شـده؟ خـدا چشـمهاى تـو را گریـان نکنـد. ایـن حالتـی کـه مـا از تـو مشـاهده می کنیــم قلبهــاى مــا را جریحــه دار میکنــد.
پیغمبـر اعظـم صلی الله علیه وآله وسلم بـه ایشـان فرمود: اى دو محبوب مـن! من اکنون به نحوى از دیـدن شـما مسـرور شـدم کـه تـا کنون هرگز مسـرور نشـده بـودم. من به شـما نظر کـردم و خـدا را بـراى نعمـت وجـود شـما سپاسـگزار شـدم. نـا گاه دیـدم جبرییـل نـازل شـد و گفـت: یـا محمـد خـداى علیـم از نیـت تـو آگاه شـد. از خوشـحالی تـو بـراى وجـود بـرادرت علـی و دختـرت و دو سـبط عزیزت مسـتحضر شـد. خدا نعمـت را بـراى تـو کامـل نمـوده و در بـاره ایـن عطیـه کـه ایشـان، فرزنـدان ایشـان، دوسـتان آنـان و شیعیانشـان را بـا تو در بهشـت قـرار داده اسـت تهنیت میگوید.
بیـن تـو و ایشـان جدائـی نخواهـد افتـاد. آنـان نظیـر تـو زندگـی میکننـد. مثـل تـو عطـا میکننـد. تـو راجـع بـه آن بلیه هائـی کـه در دنیـا بـه ایشـان میرسـد راضـی شـوى و در باره آن رفتارهاى ناپسـندى که به دسـت آن مردمی که اسـلام را بخود میبندند و گمان میکنند از امت تو میباشـند با ایشـان میشـود راضی باشـی.
آن افراد از خدا و تو بیزارند. ایشـان فرزندان تو را شـدیدا میزنند و به شـدت میکشـند. قتلگاه آنان پراکنده و قبورشـان از یک دیگر دور خواهد بود.
خـدا ایـن سرنوشـت را بـراى آنـان و تـو انتخـاب کـرده اسـت. تـو خـدا را بـراى ایـن سرنوشـت و بـه قضـاوت او راضـی بـاش. لـذا مـن حمد خـداى را بجـا آوردم و در بـاره آن سرنوشـتی کـه بـراى شـما اختیـار کـرده راضـی شـدم.

سـپس جبرییل گفت: یا محمد! برادرت: علی بعد از تو مورد قهر دشـمنان و مغلـوب امـت تـو و دچـار رنـج و تعـب دشـمنان تـو میشـود و بعـد از تـو شـهید خواهد شـد.
او را شـریرترین و شـقیترین خلـق کـه نظیـر پیکننـده ناقـه صالـح اسـت خواهـد کشـت وى در شـهرى شـهید میشـود کـه بـه سـوى آن هجـرت میکنـد. آن شـهر محـل نشـو و نمـاى شـیعیان او و شـیعیان فرزندانـش خواهـد بـود. در آن شـهر علـی کل حـال بلیـه آنـان زیـاد و مصیبـت ایشـان بـزرگ خواهـد بـود.
ایـن سـبط تـو حسـین علیه السلام در میـان گروهـی از فرزنـدان و اهـل بیـت و افـراد نیکرفتـارى از امـت تـو در کنـار فـرات در زمینـی کـه آن را کربـلاء می نامنـد، شـهید خواهـد شـد. بـراى خاطـر آن زمیـن در آن روزى کـه غـم و اندوه و حسـرت آن منقضـی و فانـی نخواهـد شـد کـرب و بـلاء فراوانـی دامنگیـر دشـمنان تـو ودشـمنان ذریـه تـو خواهـد شـد.
زمیـن کربـلاء طیـب و طاهرتریـن و بـا حرمت تریـن بقعه هـاى زمیـن بـه شـمار مـی رود. آن زمیـن از بطحاء بهشـت اسـت.
وقتـی آن روزى کـه سـبط تـو و اهـل بیـت او در آن شـهید میشـوند فـرا رسـد و تاراجگـران اهـل کفـر و ملعـون بـر آنـان احاطـه پیـدا کننـد قطرهـاى زمیـن و کوه ها متحـرک و اضطـراب آنهـا زیـاد خواهـد شـد، دریاهـا بهوسـیله امـواج خـود دچـار اضطـراب می ّ شـوند، آسـمانها بـه وسـیله اهـل خـود مـوج خواهنـد زد. یـا محمد! آنهـا همـه بـراى تـو و ذریـه تـو و بخاطـر هتـک حرمـت بـزرگ تـو و بـه ّ جهـت شـرى کـه دچـار فرزنـدان تـو میشـود غضب میکنند. چیزى از آنهـا باقی نخواهد ماند مگـر اینکـه راجـع بـه نصـرت اهـل بیـت مظلـوم تـو کـه بعـد از تـو بـر خلـق حجـت خداینـد از خـدا اجـازه می خواهنـد.
پـس از ایـن جریـان خـدا بـه آسـمانها و زمیـن و کوهها و دریاها و اشـخاصی کـه در آنهـا وجـود دارنـد خطـاب میکنـد و میفرمایـد: مـن همـان خدائی هسـتم کـه پادشـاهی قـادر میباشـم، همـان خدائـی کـه هیـچ فرارکننـدهاى از دسـت قـدرت او نمیتوانـد فـرار کنـد، هیـچ شـخص قلـدرى نمیتوانـد او را عاجـز نمایـد. مـن ایـن قـدرت را دارم کـه یـارى کنـم و انتقـام بگیـرم. بـه عـزت و جـلال خـودم مـن آن کسـی را کـه خـون فرزنـدان پیامبـر صفـی مـرا بریـزد، حرمـت وى را هتـک نمایـد، عتـرت او را شـهید کنـد، و عهـد او را پشـت سـر بینـدازد و در حـق اهـل بیـت وى ظلـم نمایـد بـه نحـوى عـذاب میکنم کـه احدى از اهـل عالمین را عـذاب نکـرده باشـم.
در همیـن موقـع اسـت کـه هـر چیـزى کـه در آسـمانها و زمینها اسـت ضجه میکنند و هر کسـی را که در باره عترت تو ظلم کرده باشـد و احترام تو را از بین بـرده باشـد لعنت میکنند.
هنگامـی کـه ایـن گـروه بـا سـعادت متوجـه خوابـگاه خویشـتن گردیدنـد خـداى مهربـان بـه دسـت قـدرت خـود متصـدى قبـض روح آنـان خواهـد شـد. گروهـی از ملا ئکـه آسـمان هفتـم بـه زمیـن نـزول میکننـد کـه ظرفهـاى یاقـوت و زمـرد بـا خـود داشـته باشـند آن ظرفهـا پـر از آب حیـات میباشـند. حله هائـی از حله هـاى بهشـتی و عطـرى از عطرهـاى بهشـت میآورنـد. سـپس جثه هـاى مقـدس شـهیدان کربـلا را بـه وسـیله آن آب غسـل می دهنـد و از آن حله هـا بـه آنهـا میپوشـانند و بـا آن عطرهـا حنـوط میکننـد و هـر صـف ملائکـه پـس از دیگـرى بـر بـدن آنـان نمـاز می خواننـد.
سـپس خـداى توانـا گروهـی از امـت تـو را کـه کفـار آنـان را نمیشناسـند و راجـع بـه ریختـن آن خونهـا بـه زبـان و عمـل و نیـت شـرکت نکردهانـد مبعـوث و مأمـور میکنـد تـا اجسـاد مقـدس ایشـان را بـه خـا ک بسـپارند و رسـما بـر سـر قبـر سـید الشـهداء علیه السلام کـه در آن گـودى قـرار دارد اقامـت می نماینـد. آن قبـر یـک پناهگاهـی اسـت بـراى اهـل حـق و وسـیله اى اسـت بـراى رسـتگارى مؤمنیـن.
در هـر شـب و روزى از هـر آسـمانی تعـداد صـد هزار ملک در اطـراف قبر امام حسـین علیه السلام خواهنـد بـود کـه بـر آن حضـرت درود می فرسـتند خـدا را نـزد قبـر آن حضـرت تسـبیح میگوینـد. و بـراى زوارش طلـب مغفـرت می نماینـد. نام هـاى افـرادى از امـت تـو را کـه قربتـا الـی الله و الیـک بـه زیـارت او می آینـد و نامهـاىپدران و خویشـاوندان و شـهرهاى ایشـان را می نویسـند. به وسیله نور عرش خدایـک علامـت در صورتهـاى آنـان می گذارنـد بدیـن مضمـون:

«هذا زائِرُ خَیرِ الشُّهَداءِ وَابنِ خَیرِ الأَنبِیاء.»7
یعنی این شخص زائر قبر بهترین شهیدان و پسر بهترین پیامبران است.
وقتـی روز قیامـت فـرا میرسـد یـک نـورى از صورتهـاى آنـان سـاطع میشـود کـه چشـمها را خیـره و مـردم را بـر آنـان راهنمائـی میکنـد و بـه واسـطه آن نـور معـروف و شـناخته میشـوند.
یـا محمـد! گویـا در آن روز تـو و مـن و میکاییـل ایسـتادهایم و علـی در جلـو ما می باشـد و بـه قـدرى از ملا ئکـه پـروردگار بـا مـا خواهنـد بـود کـه عـدد آنـان قابـل شـماره نخواهـد بـود. مـا آن افـرادى را کـه آن علامـت در صورتشـان باشـد از بیـن خلائـق میرباییـم، تـا خـدا ایشـان را از هـول و سـختیهاى آن روز نجـات دهد.ایـن حکـم و عطـاء پـروردگار نصیـب کسـی میشـود کـه قبـر تـو، یـا قبـر بـرادرت علـی، یـا قبـر دو سـبط تـو را زیـارت کنـد. و منظـور او از ایـن زیارت غیـر از خداىسـبحان چیزى نباشـد.
بـه زودى گروهـی از آن مردمـی کـه خـدا لعنـت و سـخط را بـراى آنـان لازم دانسـته اسـت فعالیـت میکننـد تـا اثـر آن قبـر را محـو نماینـد. ولـی خـداى توانـا بـراى ایـن عمـل راهـی بـراى آنـان بـاز نخواهـد کـرد.
پیغمبر خدا فرمود: این موضوع است که مرا گریان و محزون نموده است.8

حدیث أم أیمن به روایت امیرالمومنین علیه السلام

حضـرت امـام سـجاد علیه السلام فرمـود: زینـب کبـری سلام الله علیها می فرمـود: هنگامـی کـه ابـن ملجـم بـر فـرق پـدرم امیرالمومنین علی علیه السلام ضربت زد و مـن اثر موت را بر آن حضـرت مشـاهده نمـودم بـه آن بزرگـوار گفتـم: أم أیمـن بـراى مـن چنیـن و چنان گفـت، مـن دوسـت دارم گفته هـاى أم أیمـن را از تـو بشـنوم فرمـود: اى دختـر من! حدیثـی کـه أم أیمـن بـراى تـو گفته صحیح اسـت.
گویا من، تو و دختران اهل بیت تو را در این شـهر کوفه اسـیر میبینم. شـما میترسـید از اینکـه مبـادا مـردم شـما را برباینـد. صبـر کنیـد صبـر کنیـد! بـه حـق آن خدائـی کـه حبـه را میشـکافد و بشـر را می آفرینـد در آن روز غیـر از شـما و دوسـتان و شـیعیان شـما دوسـتی در روى زمیـن بـراى خـدا نخواهـد بـود.
آن موقعـی کـه پیغمبـر خـدا صلی الله علیه وآله وسلم ایـن خبـر را بـه ما مـیداد می فرمود: شـیطان در آن روز بـراى خوشـحالی کـه دارد پـرواز میکنـد و در کلیه زمین جولان میزند
و به شـیاطین خـود میگوید:
اى گـروه شـیاطین! مـا مطلـوب خـود را از فرزنـدان آدم دریافـت نمودیـم و هلاکـت آنـان را بـه نهایـت رسـاندیم. مـا وارث آتـش شـدیم (کـه فرزنـدان آدم را دچـار آن کنیـم) مگـر آن افـرادى کـه بـه ایـن گـروه یعنی ّ آل محمد متوسـل شـوند.

شـما مشـغول این موضوع شـوید که ایشـان مشـکوک مردم واقع شـوند. مردم را بر دشـمنی آنـان وارد کنیـد، مـردم را بـا ایشـان و دوستانشـان دشـمن نماییـد تا پایه گمراهـی خلـق و کفرشـان مسـتحکم شـود و احـدى از آنـان نجـات پیـدا نکنـد شـیطان که دروغگو اسـت سـخن خود را به ایشـان راسـت نشـان داد و گفت: با دشـمنی شـما عمـل صالـح نفعـی نخواهـد داشـت و یـا محبـت و دوسـتی شـماغیـر از گناهـان کبیـره ضـررى نخواهـد داشـت.
زائـده میگویـد: وقتـی حضـرت علـی بـن الحسـین علیه السلام ایـن حدیـث را بـراى مـن نقـل کـرد بـه مـن فرمـود: ایـن حدیـث را از دسـت مـده. آیـا نـه چنیـن اسـت کـه اگـر یـک سـال بـر شـتر سـوار شـوى و بـه دنبـال آن بـروى قلیـل و اندک اسـت. 9

 

پی نوشت:

1. اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج4، ص 129.

2.اسرار آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم ترجمه کتاب سلیم، ص 236. دفاع أم أيمن و بريده اسلمی از امیرالمومنین علیه السلام ص 236.

3. رجال طوسی، ص 25.

4. زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها ( ترجمه جلد 23 بحارالانوار)/ ترجمه نجفی، ص 270.

5. کامل الزیارات، الباب الثامن و الثمانون فضل کربلاء و زیارة الحسین علیه السلام، ص 261.

6. کامل الزیارات، الباب الثامن و الثمانون فضل کربلاء و زیارة الحسین علیه السلام، ص 262.

7. کامل الزیارات، الباب الثامن و الثمانون فضل کربلاء و زیارة الحسین علیه السلام، ص 265.

8.کامل الزیارات، الباب الثامن و الثمانون فضل کربلاء و زیارة الحسین علیه السلام، ص 265.

9.کامل الزیارات، الباب الثامن و الثمانون فضل کربلاء و زیارة الحسین علیه السلام، ص 266.

 

کوثرنامه

بازدید 16 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا