جلوه هائی از زندگاني حضرت علي بن ابيطالب (ع)  كامران شرفشاهي

 

 

جلوه هائی از زندگاني حضرت علي بن ابيطالب (ع)

كامران شرفشاهي


زندگاني پربار حضرت مولي الموحدين امام علي بن ابيطالب (ع ) سرشار از جلوه هاي گوناگوني است كه تاكنون در هيچ بشري مجال ظهور نيافته است . در واقع يكي از جهاتي كه موجب تحير مورخان و انديشمندان جهان بوده است همين تنوع و تكثر خصوصيات عالي اخلاقي و عملي در وجود مبارك مولي علي (ع ) بوده و هست كه او را به شايستگي ابر مرد همه دورانها و ابوالعجائب همه اعصار معرفي مي كند. در طول تاريخ حيات بشر هيچگاه مردي بدين مرتبه ظهور نكرده است كه مجمع عاليترين صفات و فضائل باشد. آنگونه كه هرگاه سخن از علي (ع ) به ميان مي آيد قلم از تكاپو باز مي ايستد كه نخست از كداميك از كرامات و ويژگيهاي منحصر به فرد او آغاز كند. مقام او با تمام ناشناختگي ها باز هم همچون قله رفيعي است كه به تعبير « گوته » هر چه به آن نزديكتر شويم , بزرگي و عظمت هاي او بر ما بيشتر آشكار مي شود.

علي (ع ) مرد تقوي و دانش و سخاوت و مهر و عدالت ... و شمشير است . و هنگامي كه سخن از شمشير به ميان مي آيد , مراد شجاعت است و ايستادگي در برابر شرك و كفر و ستم و پايمردي در طريق تحقق و استمرار حكومت الله در زمين و جلوگيري از هرگونه كژي و انحراف . به اين اعتبار , نبردهايي را كه حضرت در آن حضور داشته اند را مي توان به دو گروه تقسيم كرد. گروه نخست نبردهاي صدر اسلام است با هدف تحقق اسلام و مبارزه با شرك و كفر و گروه دوم نبردهاي دوران خلافت آن حضرت با قاسطين , مارقين و ناكثين با هدف پيشگيري از جريان نفاق و انحراف .

امام علي (ع ) و جنگهاي صدر اسلام
به گواه تاريخ , هيچ شخصيتي مانند حضرت علي (ع ) در جريان جنگهاي صدر اسلام حضوري تعيين كننده و خارق العاده نداشته است . قدرت و شجاعت اعجاب انگيز در كنار روحيه شهادت طلبي و انديشه پيروزي بر كفر و شرك و استقرار اسلام , موجب شده است تا به راستي تمامي مورخان و راويان , متفق القول لب به تحسين مولاي متقيان (ع ) بگشايند.

بي گمان بررسي و تجزيه و تحليل نبردهايي كه در صدر اسلام به وقوع پيوست و نقش حضرت اسدالله الغالب (ع ) در اين ميدان ها به فرصتي بس فراخ نيازمند است و در اين مجال به اجمال از اين دوره سخن گفته خواهد شد.

نخستين جنگ بين مسلمانان و كفار قريش كه به جنگ « بدر » موسوم شد در سال دوم هجري به وقوع پيوست چنانكه طبري در « مجمع البيان » نقل مي كند , در ميان سپاه اسلام تنها شش زره وجود داشت و تعداد سپاهيان دشمن چند برابر مسلمانان بود. در آغاز اين جنگ , عتبه و شيبه وفرزند عتبه وليد , كه از شجاعان و نامداران لشكر قريش بودند , قدم به ميدان نهاده و مبارز طلبيدند. از سوي لشگر مسلمانان سه نفر از انصار مدينه براي نبرد با آنان قدم به ميدان مبارزه نهادند. اما عتبه با تكبر و به صورت تحقيرآميزي گفت : « ما را به شما نيازي نيست , كساني بايد به جنگ ما بيايند كه هم شان ما باشند. »
در اين هنگام رسول خدا(ص ) به عبيده بن حارث , حمزه و امام علي (ع ) ماموريت داد تا برخيزند و به ميدان بشتابند. چندي نگذشت كه امام علي (ع ) با ضربتي هولناك حريف خود را به هلاكت رسانيد و بدين ترتيب روحيه سپاه را متزلزل نمود.
در كتابهاي بسياري درباره اين روز و خدمات شجاعانه حضرت به اسلام سخن گفته شده است . در روز بدر چنانكه « ابن شهر آشوب » در مناقب و « ابن ابي الحديد » در شرح نهج البلاغه ذكر كرده اند بيش از سي و پنج نفر كه نيمي از كشته شدگان سپاه قريش بودند , به دست حضرت اميرالمومنين به هلاكت رسيده بودند و نكته بسيار مهم در اين باره آنكه اين اشخاص تمامي از پهلوانان و جنگجويان چالاكي بودند كه داراي هيبتي بسيار هولناك و پرآوازه در خونريزي , كه نام و سوابق اين افراد در « ارشاد » شيخ مفيد(ره ) ثبت شده است . (ج 1 ـ ص 62 )
جنگ احد كه در سال سوم هجري رخ داد , آزمايش عظيمي ديگر بود كه موجب شد نام علي (ع ) به عنوان سربلندترين و ثابت قدم ترين مسلمانان در تاريخ ثبت شود. نافرماني ساده لوحانه برخي از مسلمين در اين جنگ موجب شد تا سپاه خالدبن وليد كه منتظر فرصتي بود , از اصل غافلگيري استفاده كرده و از پشت سر بر مسلمين كه مي رفتند پيروز جنگ باشند , بتازند.

در اين جنگ به انتقام خون كشته شدگان جنگ بدر , كفار با گردآوري بيش از سه هزار نفر با تجهيزات كامل قدم به ميدان نهاده بود و در صدد بود تا با كسب پيروزي , نهال اسلام را از ميان بردارند و آبروي از دست رفته خويش را بازيابند. بدين لحاظ كفار قريش در اين نبرد , سفاك ترين و زشت ترين چهره خود را به نمايش گذاشتند و از هيچ نوع سياهكاري و درنده خويي دريغ نكردند. ايستادگي , دلاوري و فداكاري امام علي (ع ) در اين نبرد كاملا شاخص و برجسته بود. چنانكه ابن عباس يكي از فضايل بي شمار آن حضرت را در وفاداري و فداكاري آن حضرت در روز احد دانسته است كه علي (ع ) در حالي در كنار پيامبر(ص ) ماند و از ايشان دفاع كرد كه ديگران گريختند. در اين نبرد نيز تعدادمشركاني كه به شمشير امام علي (ع ) به هلاكت رسيدند , به تنهايي بيشتر از ساير كشته شدگاني بود كه به دست مسلمانان ديگر به هلاكت رسيده بودند.

غزوه خندق در شوال سال پنجم هجرت در مدينه به وقوع پيوست . واقعه مهم در اين جنگ , حضور « عمروبن عبدود » جنجگوي نامدار سپاه قريش است كه پس از زخمي شدن در جنگ بدر با خود عهد كرده بود كه تا انتقام خود را از پيامبر(ص ) و مسلمين نگيرد بر زخم خود مرهم نگذارد! عمرو در بين اعراب آنقدر به شجاعت و جنگاوري معروف بود كه او را با هزار مرد جنجگو برابر مي دانستند و از مواجهه شدن با او مي گريختند. در روز نبرد , عمرو با شهامت كم نظيري از خندق مسلمين عبور كرد و خود را به صفوف مسلمانان رسانده و مبارز طلبيد. از آنجا كه كسي جرات روبرو شدن با او را نداشت , هيچكس پيشقدم نشد. عمرو كه اوضاع را بدين منوال ديد شروع به تمسخر مسلمانان كرد. در همين لحظه علي (ع ) وارد ميدان شد و براي مبارزه اعلام آمادگي كرد. عمرو چون علي (ع ) را در مقابل خود ديد , كوشش كرد تا او را از نبرد منصرف نمايد اما عزم علي (ع ) را وقتي كامل ديد به سمت حضرت به طور ناگهاني يورش برد. در اين هنگام پيامبر عاليقدر اسلام (ص ) فرمود : « برز الايمان كله الي الشرك كله »
يعني : همه ايمان با تمام شرك روبرو شد.

پس از درگيري سختي , علي (ع ) با ضربتي شگفت انگيز عمرو بن عبدو را به هلاكت رساند , ضربتي كه رسول خدا درباره آن ضربت فرمود :
« الضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين »
يعني : به درستي كه ضربت علي (ع ) در روز خندق از عبادت جن و انس والاتر بود.
در اين خصوص روايات بسيار ديگري نيز در كتب شيعه و سني به طور متواتر نقل شده است كه حكايت از اهميت شجاعت و فداكاري حضرت علي بن ابيطالب در آن روز سرنوشت ساز دارد.

جنگ خيبر از ديگر جنگهاي بزرگ صدر اسلام است كه در سال هفتم هجرت رسول اكرم (ص ) در سمت شمال غربي مدينه روي داد. خيبر مركب از هفت قلعه محكمي بو كه در اطراف مدينه واقع بود و به مركزي براي توطئه يهوديان عليه اسلام تبديل شده بود. در روزهاي آغازين جنگ , برخي از قلعه ها فتح شد. اما عليرغم محاصره مسلمانان , قلعه « ناعم » يا « قموص » همچنان به پايداري خود ادامه مي داد. طولاني شدن جنگ موجب اندوه رسول خدا را فراهم نموده بود تا اينكه روزي حضرت فرمود : « امروز پرچم را به مردي مي سپارم كه خدا و رسول او را دوست مي دارند. آن حمله كننده اي است كه اهل گريختن نيست . » و به اين ترتيب پرچم سپاه اسلام را به علي (ع ) سپرد. علي (ع ) بي درنگ به سمت قلعه تاخت . « مرحب » , پهلوان نامدار يهود از قلعه خارج شد و با رجزخواني مبارز طلبيد. حضرت رجز خواني مرحب را پاسخ گفت و با ضربه سهمگين , او رابه خاك انداخت . يهوديان چون چنين ديدند به داخل قلعه گريختند و در را به سرعت بستند. علي (ع ) خود را به كنار در رسانيد و با پنجه هاي مشكل گشاي خويش , در را از جاي كنده و به صورت سپري بر سر دست گرفت و با مسلمانان وارد قلعه شده و آن را فتح نمود.

« قاضي عضدالدين ايجي » در « مواقف » نقل كرده است كه پس از پايان جنگ , چهل نفر به زحمت توانستند تا در را دوباره بر سر جاي خويش نصب كنند.

بني نضير , ذات السلاسل , حنين , طائف و فتح مكه از جمله ديگر نبردهايي است كه حضرت اميرالمومنين (ع ) در اين جنگها نقش بسيار موثر و تعيين كننده اي داشتند و ماجراي هر يك از اين نبردها بسيار شنيدني و عبرت انگيز است . از ميان نبردهاي صدراسلام تنها نبردي را كه امام علي (ع ) به دستور پيامير اسلام (ص ) در آن حضور نيافتند , جنگ « تبوك » است كه در سال نهم هجرت پيش آمد و سپاهي براي مقابله با تحركات روميان كه براي حمله به شهرهاي شمالي عربستان آماده شده بودند , تدارك و روانه شد.

در اين جنگ پيامبر(ص ) , علي (ع ) را مامور كرد تا در مدينه بماند و در غياب ايشان اداره امور را برعهده گيرد و با درايت و فراست جلوي دسيسه ها را بگيرند. به لحاظ آنكه اين نخستين باري بود كه رسول خدا(ص ) در يك سفر جنگي علي (ع ) را به همراه خود نمي بردند , اين كار موجب تفسيرها و برداشتهاي گوناگوني خصوصا از سوي منافقان شد كه دائم درصدد بودند تا موضوعي براي ايجاد شكاف در صفوف مسلمين پديد آورند. امام علي (ع ) عاقبت خود را به پيامبر رسانيده و ماجرا را به عرض ايشان رساندند و حقيقت ماجرا را جويا شدند كه پيامبر در پاسخ فرمودند : « ياعلي به راستي كه مدينه جز به وجود من و تو اصلاح نخواهد شد. آيا خوشنود نيستي كه مقام و منزلت تو نسبت به من همانند مقام و منزلت هارون نسبت به موسي باشد , جز آنكه پس از من پيامبري نيست . »
امام علي (ع ) و جنگهاي دوران خلافت
به تعبير يكي از شاعران معاصر , « زمين فقط پنج تابستان به عدالت تن داد » و اين پنج تابستان پنج سال خلافت مولاي متقيان علي (ع ) بود. در طي اين پنج سال امام همواره با هرگونه انحراف مبارزه فرموده و تمام سعي و توان خويش را در جهت اجراي احكام و قوانين دين مبين اسلام به كار بستند و همين جديت بود كه موجب شد تا كساني كه درصدد كسب منافع نامشروع خويش بودند , با انواع توطئه ها و ايجاد موانع عرصه را بر آن حضرت تنگ نمايند.

عدم سازش پذيري حضرت و پافشاري ايشان بر اجراي قسط و عدل و حاكميت احكام الهي موجبات ياس و خشم كساني را فراهم آورد كه زماني در زمره اصحاب و نزديكان پيامبر بودند. و اين گروه علاوه بر زخم خوردگان ديرين كه كينه هاي عصر جاهليت را هنوز در سينه مي پروراندند و درصدد انتقامجويي و مطامع دنيوي بودند , بزرگترين جبهه مخالفان آن حضرت را تشكيل مي دادند. در كنار اين دو گروه , جماعتي نيز بودند كه با برداشتهاي غلط و توقعات نابجاي خويش به مشكل آفريني مي پرداختند و به اين ترتيب امام يك تنه در سه جبهه با قاسطين , مارقين و ناكثين در نبرد بودند , كه به طور خلاصه مروري خواهيم داشت بر نبردهاي اين دوره .

جنگ جمل : در ماه جمادي الاخر سال سي و ششم هجري بين امام علي (ع ) و لشكريان عايشه و طلحه و زبير روي داد. در روز نبرد , علي (ع ) سوار بر استر پيامبر چند بار بدون لباس رزم به ميدان آمد و كوشيد تا با پند و اندرز , عايشه و طلحه و زبير را از جنگ و لجاجت منصرف نمايد. اما سرانجام پس از آنكه حجت را بر آنان تمام كرد , فرمان نبرد را صادر فرمود.

بنابه گفته « ابن شهر آشوب » و مورخان ديگر , تعداد سپاهيان امام علي (ع ) از سپاهيان عايشه و طلحه و زبير در آن روز كمتر بود اما با شروع جنگ , به سرعت سپاه عايشه متلاشي شد. در اين نبرد طلحه و زبير و جمع زيادي از پيمان شكنان كه با انگيزه زياده طلبي به جنگ با آن حضرت برخاسته بودند كشته شدند. عايشه از آنجا كه از حضرت درخواست عفو و گذشت كرده بود , با احترام و به همراه چهل يا هفتاد زن به مدينه بازگردانده شد.

نبرد « صفين » : در سال سي و هفتم هجري در محلي به همين نام واقع شد. در اين نبرد معاويه پسر ابوسفيان و دستيار مكارش عمروعاص از هيچ حيله و خدعه اي فرو گذار نكردند تا جاييكه كه براي گريز از شكست حتمي , قرآنها را بر سرنيزه كردند تا به اين وسيله با فريفتن ساده لوحان , فرصتي ديگر براي تداوم توطئه هاي خويش بيابند. در جريان اين نبرد فرماندهان سپاه امام علي (ع ) همچون مالك اشتر رشادتها و از جان گذشتگي هاي فراواني نمودند و بزرگاني چون عمار ياسر , اويس قرني , هاشم بن عتبه , ابوالهيثم مالك بن تيهان , عبدالله بن بديل , خزيمه بن ثابت و... به شهادت رسيدند.

در اين جنگ ميان دو لشكر چهل برخورد روي داد كه چهلمين آن « ليله الهرير » نام گرفت . در اين شب آنقدر از سپاه معاويه كشته شد كه اطرافيانش به او معترض شدند و اگر حيله فتنه انگيز عمروعاص به كمك او نمي آمد , كارش براي هميشه يكسره شده بود. ليكن حيله عمروعاص در گروهي از سپاهيان ساده لوح لشكر امام علي (ع ) كارگر افتاد و آنها حضرت را وادار به پذيرش حكميت كردند.

گروه خوارج كساني بودند كه پس از اعلام حكميت با شعار « لاحكم الالله » اعلام وجود كردند و تا به آنجا پيش رفتند كه با تهديد امام به قتل از ايشان خواستند كه استغفار كند و دوباره جنگ با معاويه را آغاز نمايد! اما امام آنها را از مخالفت نهي فرمود و به اين سبب آنان به سمت « نهروان » رهسپار شدند و در طي راه از هيچ جنايتي فرو گذار نكردند. در اين حال امام كه با تدارك لشكري درصدد بود تا به جنگ معاويه برود , در مقابل خطر خوارج ناچار شد كه ابتدا كار خوارج را يكسره نمايد و سپس به سراغ معاويه برود.

جنگ نهروان : در روز جنگ , امام پيش از آغاز نبرد با خواندن خطبه اي با خوارج اتمام حجت كرد و پرچمي را به ابوايوب انصاري داد تا آنانكه پشيمان شده اند در زير اين پرچم گرد آيند و امان يابند كه به اين ترتيب چهارهزار نفر از خوارج با ابراز ندامت به سپاه امام (ع ) ملحق شدند. آنگاه امام , نوجواني از قبيله بني عامر را ماموريت داد تا با قرآن به نزد سپاه خوارج برود و آنان را به كتاب خدا و سنت رسول خدا(ص ) دعوت كند. اما خوارج آن نوجوان را تيرباران كردند و لذا امام دستور حمله را صادر كرد.

در جريان اين نبرد چهار هزار تن از خوارج كشته شدند و تنها 9 نفر از آنان موفق به فرار شدند .

پس از فارغ شدن از جريان كارزار نهروان , امام در انديشه تدارك و تجهيز سپاهي جهت مقابله با معاويه بود كه با حمله به شهرها و ايجاد ناامني مشكلات فراواني را پديد آورده بود , ليكن از يك سو سست عنصري برخي از مردم و از سوي ديگر تطميع و وعده هاي پوشالي معاويه و نفوذ در شمار ديگري از مردم آن روزگار و مانع تراشي ها و تفرقه افكني ها مانع از انجام اين مهم شد تا آنكه در شب نوزدهم ماه رمضان در محراب مسجد كوفه به ضرب شمشير عبدالرحمن ملجم مرادي شهادت آن حضرت فرا رسيد.
سيماي امام علي (ع ) در ميدان نبرد
در تاريخ صدر اسلام هيچ مردي همانند علي (ع ) را نمي توان يافت كه آميزه اي از شجاعت و دلاوري , و مجموعه اي از پسنديده ترين خصوصيات اخلاقي باشد. شهامت و جنگاوري او بدان پايه بود كه نام مباركش هراس در دل شجاع ترين پهلوانان عرب مي انداخت و موجب مي شد تا در مقابل ذوالفقار او سرتمكين فرود آورند. با اين حال امام (ع ) هيچگاه به خدعه و نيرنگ متوسل نشد و عليرغم آنكه بارها بر دشمنان خود دست يافت اما با جوانمردي , از كشتن آنها صرفنظر كرد. امام هرگز زخميان را دنبال نكرد و فراريان و زنان و كودكان را مورد تعرض قرار نداد و از دشنام دادن به دشمنان خويش اجتناب مي فرمود.

حضور امام علي (ع ) در ميدانهاي نبرد با هدف جهاد در راه ايجاد و گسترش حكومت دادگستر اسلامي بود. امام علي (ع ) در سخني مي فرمايند : « سوگند به خدا! كه اگر تمام اقاليم هفتگانه را با آنچه زير افلاك آن است در مقابل معصيت به خدا درباره مورچه اي كه پوست جوي را از دهان او درآورم به من بدهند , هرگز چنين اقدامي نخواهم كرد. »
« يحيي بن ابي العلا » نقل كرده است كه امام علي (ع ) همواره جنگ را بعدازظهر آغاز مي كردند تا شمار كشته شدگان كمتر باشد و گروه افزونتري امكان گريختن داشته باشند.

آن حضرت همواره جنگ را با نام خداي بزرگ آغاز مي كرد و پيش از آغاز جنگ با خواندن خطبه و يا ارسال نامه از طريق فرستادگان خود مي كوشيد تا با بيان اصول و حقايق آنها را به حق دعوت نمايد. روشنگري هاي آن پيشواي راستين در ابتداي هر نبرد , موجب مي شد تا گروهي با ابراز ندامت و پشيماني به سپاه آن حضرت ملحق شوند و امان يابند.

تا هنگامي كه دشمن جنگ را آغاز نمي كرد امام (ع ) نيز از شروع جنگ امتناع مي ورزيد. همچنين در هيچ كتابي نيامده است كه پس از جنگي , لشكريان تحت امر امام كسي را مورد شكنجه و يا مثله نمايند.

عشق به شهادت يكي از مهمترين خصوصيات و فضايل امام علي (ع ) است كه تمامي راويان و مورخان را به شگفتي وا داشته است . « رودلف ژايگر » مورخ نامدار آلماني در كتاب « خداوند علم و شمشير » درباره امام علي چنين سخن گفته است : « علي بن ابيطالب (ع ) از اين جهت گاهي فرماندهي قشون را به ديگري واگذار مي كرد كه به همه بفهماند كه از مرگ حتمي هراسي ندارد و مردي راحت طلب و خوش گذران نيست . علي (ع ) مي خواست كه دوستان بدانند كه او هم مثل شهيداني كه هر روز در ميدان كارزار كشته مي شوند , مرگ را استقبال مي كند و خصم هم بداند كه بين مردي چون او , و مرداني چون معاويه و عمروعاص تفاوت وجود دارد. »
امام علي (ع ) از يادآوري نام و نحوه كشتن جنگجوياني كه با ايشان روبرو شده بودند اجتناب مي ورزيدند و ديگران را نيز از بازگويي اين امر باز مي داشتند. خصوصا آن حضرت هرگز ميل نداشتند كه در حضور خانواده شخص كشته شده , ماجراي آن نبرد بازگو شود تا مبادا كه خانواده آن شخص خود را تحقير شده و يا بي آبرو نپندارد.

منش جوانمردي , شرافت , آزادگي و جميع خصايل آن حضرت موجب مي شد كه خانواده پهلواناني كه در مقابل آن حضرت شكست مي خوردند و جان خود را از دست مي دادند , از اين واقعه با افتخار ياد كنند و در موارد بسياري نقل شده است كه خانواده اين پهلوانان مغلوب تنها تسلي و آرامش خود را در آن دانسته اند كه اقوام آنها به دست پهلوانان نامدار , جوانمرد و با شرفي چون اميرمومنان كشته شده است .

اين مقال را با يادآوري سروده زيبايي از جلال الدين محمد مولوي به پايان مي آوريم كه اشاره اي است به نبرد امام علي (ع ) در جنگ خندق با عمربن عبدود و شاهد ديگري بر شايستگي هاي بيشمار مولاي متقيان .

از علي آموز اخلاص عمل
شيرحق را دان منزه از دغل


اهم منابع :
1 ـ خداوند علم و شمشيرـ رودلف ژايگرـ ترجمه : ذبيح الله منصوري ـ چاپ اول تهران : نشر ايرانيان
2 ـ حكومت عدالتخواهي ـ سيداسماعيل رسولزاده خوبي ـ تهران : انتشارات صدر ـ چاپ دوم 1365
3 ـ شخصيت علي (ع )ـ عباس محمود عقاد (مصري ) ـ ترجمه : سيدجعفر غصبان ـ تهران : نشر ساحل ـ چاپ اول
4 ـ امام علي (ع ) پيشوا و پشتيبان ـ سليمان كتاني ـ ترجمه : سيدجواد هشترودي ـ تهران : انتشارات محراب قلم ـ چاپ اول 1368
5 ـ الفتوح ـ ابن اعثم كوفي ـ ترجمه : محمدبن احمد مستوفي , تصحيح : غلامرضا طباطبايي مجد ـ تهران : انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ـ چاپ اول 1372
6 ـ الامام علي , صوت العداله الانسانيه ـ تاليف : جرج جرداق ـ بيروت : دارالروا ـ 1958
7 ـ قرآن كريم ـ مترجم : عباس مصباح زاده ـ تهران : انتشارات جاويدان ـ چاپ سوم 1372
8 ـ علي و فرزندانش ـ تاليف : دكتر طه حسين ـ مترجم : محمدعلي شيرازي ـ تهران : نشر گنجينه ـ چاپ چهاردهم 1354
9 ـ نهج البلاغه ـ ترجمه : دكتر سيدجعفر شهيدي ـ تهران : مركز نشر دانشگاهي ـ چاپ اول 1374
10 ـ غرر الحكم و دررالكلم ـ ترجمه : محمدعلي انصاري ـ قم : موسسه خليج ـ چاپ اول
11 ـ الغارات تاليف : ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثقفي ـ ترجمه : محمدباقر كمره اي : تهران : فرهنگ اسلام , چاپ اول 1356 .


منبع کوثرنامه:  روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1382 صفحه مقالات به نقل از مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
بازدید 489 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا