دریافتی از مناجات خمسة عشر:مناجات الراجین (راز ونیاز امیدواران باخدا ) از سید مهدی شجاعی

 

دریافتی از مناجات خمسة عشر(مناجات الراجین )
 

مناجات الراجین

 

(دست دعا،چشم امید)

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم


 
یا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ، وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُناهُ، وَاِذا اَقْبَلَ عَلَیْه قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ، وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْیانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطّاهُ، وَاِذا تَوَکَّل عَلَیْهِ اَحْسَبَهُ وَکَفاهُ.
 

 ای آنکه بر قامت نیاز های انسان جامه لطف  می پوشانی و بنده را با ریسمان کرم با چکاد آرزوها می رسانی.

و هر گاه به سویت چهره بگرداند و نگاه سرشار از خواستن خویش را بر چشمهای تو بدوزد در کنارش می گیری و در میان بازوان پر مهر خویش می فشاری.

و هر گاه قدم از محدوده ی خویش فراتر بگذارد و دست به گناه بیالاید و پا به ورطه عصیان بگذارد و چشم در مسیر خطا بگرداند ولب به زهر اشتباه تر کند و دل به غیر تو بسپارد تو همه را نه می گذری، که می پوشی، نه خرده نمی گیری، که پرده می افکنی.

هر گاه بنده ای دل به تو خوش کندو از ماسوی در گذرد و  از غیر ببرد و کوله بار امید خویش در سایه ی درخت توکل تو بر زمین بگذارد، تو از خنکای نسیم کفایتت در تابش طاقت سوز نیازها بر او می نوشانی.

 

 اِلـهى مَنِ الَّذى نَزَلَ بِکَ مُلْتَمِساً قِراکَ فَما قَرَیْتَهُ، وَمَنِ الَّذى اَناخَ بِبابِکَ مُرْتَجِیاً نَداکَ فَما اَوْلَیْتَهُ، اَیَحْسُنُ اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِکَ
بِالْخَیْبَةِ مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواکَ مَوْلىً بِالاِْحْسانِ مَوْصُوفاً...

کدام سائل انابه کننده ای، کدام مهمان محتاجی، کدام فقیر مویه گری، کدام نیازمند ضجه زننده ای سحوری در خانه ی بی نیازیت را در ظلمت نه توی گناه و معصیت و فقر تکانده است و تو پاسخ نگفته ای ؟!

کدام بیچاره ی درد آلوده امید مندی را تو از خویش رانده ای؟

کدام چشم امیدواری را تو گریان تحمل کرده ای؟

ریزش کدام اشک امید آغشته ای را تو تاب آورده ای ؟

خدایا!

درست است که خسته، درهم شکسته، خون به چشم نشسته، پرنده امید پای بسته و خواب از چشم رسته از بارگاه تو رانده شوم؟

 

 کَیْف اَرْجُو غَیْرَکَ وَالْخَیْرُ کُلُّهُ بِیَدِکَ، وَکَیْفَ اُؤَمِّلُ سِواکَ وَالْخَلْقُ وَالاَْمْرُ لَکَ...

مگر من به غیر تو می شناسم؟

مگر به منزلی جز خانه ی تو راه می برم؟

مگر دل به معشوق دیگری داده ام؟

مگر پیشانی بر خاک دیگری سائیده ام؟

مگر در هجران دیگری سوخته ام؟

که امید به غیر تو داشته باشم؟

مگر جز تو تمامت خوبیست و مگر نه تمامی خیر به دست توست ؟

چگونه در آرزوی غیر تو باشم و آفرینش و فرمان به دست تو باشد؟

تویی که میوه ی نعمت های ناطلبیده از درخت فضل خویش برایم بار آورده ای، تو که از چشمه ی ناگفته ام آب جوشانده ای.

چگونه حال که گرسنه و تشنه  به امید مزرعه و بوستان تو آمده ام تهیدستم باز می گردانی؟

چگونه ریشه ی آرزوهای مرا از زمین بخشتت در می آوری؟

من دست خسته به تو داده ام و تو آن را محتاج دست خسته ی دیگر می کنی؟

من دل شکسته به تو بسته ام، تو به بیچاره ای دیگر حوالش می دهی؟

من در خانه ی ترا می زنم، تو مرا به پیش مثل خویش می فرستی؟

نه، این در اندیشه ی وجود نیست، این در باور ممکنات نمی گنجد، این غیر ممکن است.

 
    یا مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ، وَلَمْ یَشْقَ بِنِقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ، کَیْفَ اَنْسیکَ وَلَمْ تَزَلْ ذاکِرى، وَکَیْفَ اَلْهُو عَنْکَ
وَاَنْتَ مُراقِبى...

 

ای آنکه هرکه در جاده ی رحمتت گام نهاده، به بوستان سعادتت رسیده!

هر دل که هوای تو گرفته، پا برفرق غیر تو نهاده!

هر سر که سودای تو گرفته چشم از سواد و بیاض عالم برگرفته!

در هر دل که یاد تو تپیده، خاطرش آرمیده و باور غیر تو رمیده!

با انتقام تو هیچ گنهکار طالب بخششی به وادی شقاوت نرسیده.

چگونه فراموشت کنم که تو از یادم نبرده ای!

چگونه چشم از تو ترگیرم که تو چشم به من دوخته اای!

چگونه از تو بگریزم که تو مرا در بر گرفته ای!

 

اِلـهى بِذَیْلِ کَرَمِکَ اَعْلَقْتُ یَدى، وَلِنَیْلِ عَطایاکَ بَسَطْتُ اَمَلى، فَاَخْلِصْنى بِخالِصَةِ تَوْحیدِکَ، وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَةِ عَبیدِکَ...

 دست به دامن کرم تو آویخته ام و پای امید برای نیل به عطایای تو سرعت بخشیده ام و دست آرزو برای در برگرفتن نعمت تو گشاده ام!

مرا در کارگاه یکتایی خویش صیقل ببخش تا آینه دار جمال تو باشم.

مرا در کوره توحید بندگانت امتیازی دیگر گونه بخش که کارگزار تو باشم.


یا مَنْ کُلُّ هارِب اِلَیْهِ یَلْتَجِئُ، وَکُلُّ طالِب اِیّاهُ یَرْتَجى، یا خَیْرَ مَرْجُوٍّ، وَیا اَکْرَمَ مَدْعُوٍّ، وَ یا مَنْ لا یَرُدُّ سآئِلَهُ، وَلا یُخَیِّبُ امِلَهُ.


ای  پناه هر گریزنده! وای امید گاه هر جوینده!

ای برترین قله امید!وای زیباترین قاصد نوید!

ای آنکه به تو جز با تو نتوان رسید!

ای مهربانترین منادی!

ای آنکه اشک را قبل از اینکه بر زمین بریزد به دامن می گیری!

ای آنکه دلهای شکسته را بند دستگیری می زنی!

ای آنکه محرومان و سائلان و فقیران را نه رد نمی کنی که در لطف می گشایی!

ای آنکه گل آرزوی خودت را نه پر پر نمی کنی که خود آبیاری می کنی!

 
یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعیهِ، وَ حِجابُهُ مَرْفُوعٌ لِراجیهِ، اَسْئَلُکَ بِکَرَمِکَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطآئِکَ بِما تَقِرُّ بِهِ عَیْنى، وَمِنْ رَجآئِکَ
بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى، وَمِنَ الْیَقینِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَىَّ مُصیباتِ الدُّنْیا، وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصیرَتى غَشَواتِ الْعَمى، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

ای آنکه خواننده گانت را در رحمت گشاده ای و امیدوارانت را پرده بالا زده ای!

به بزرگواریت و بخشش بی نهایتت قسم که بر من آنسان منت نهی از عطایت که چشمم روشنایی بیابد، و از امیدت که دلم اطمینان و از یقینت که مصایب دنیای فانی بر من آسان شود.

پیاله برکفنم بند تا سحرگه حشر

به می زدل ببرم هول روز رستاخیز

مرا آنچنان یقینی ده که پرده های ظلمانی چشم دلم پاره پاره گردد، به رحمت جاودانه ات ، ای مهربانترین مهربانان.
 

 



 منبع کوثرنامه: دست دعا،چشم امید / سید مهدی شجاعی/ به نقل از احسن الحدیث
 

بازدید 387 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا