دریافتی از مناجات خمسة عشر: مناجات الشاکرین ( راز و نیاز سپاسگزاران از خدا ) از سید مهدی شجاعی

 

مناجات الشاکرین

 ترنم سبز«لک الحمد»

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

 

خدایا!

تشنگی عمیق من وباران مداوم وبی حد وحصر تو ، مرا  از اقامت در زیر خیمه شکرت باز داشته است.

 خدایا!

دست یاری هر لحظه تو در نشیب وفراز صخره های صعب زندگی مرا از اندیشه پرتگاه ناسپاسی واگذاشته است.

  اِلهى اَذْهَلَنى عَنْ اِقامَةِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ وَاَعْجَزَنى عَنْ اِحْصآءِ ثَنآئِکَ فَیْضُ فَضْلِکَ وَشَغَلَنى عَنْ ذِکْرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ عَوآئِدِکَ وَاَعْیانى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِکَ تَوالى اَیادیکَ . . .

خدایا!

این سالک غریب آنچنان به روشنای نور تو در جاده عشق عادت کرده است که سپاس مرا اینهمه را از یادبرده است.

خدایا!

این دل که در اقیاس تو غرقه گشته است چگونه می تواند تموج آبی تو را ترسیم کند؟

خدایا!

آبششهای این ماهی دل که هر لحظه در آب نعمتهای تو تنفس می کنند چسان یارای نشر نعم ملموس تو دارند؟  

وَهذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْمآءِ وَقابَلَها بِالتَّقْصیرِ وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ بِالْإِهْمالِ وَالتَّضْییعِ وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکَریمُ

خدایا!

من در مقام کسی ایستاده ام که همه نعمتهای تو را لمس کرده است معترف آمده است.  

خدایا!

من در لباس اذعان بخششهای تو را _ هر چند کوتاه _  به تن کرده ام.

خدایا!

رشد گیاه من اعتراف به وجود خورشید توست.

اما خردیم، گواه اهمال وناشایستگی من.

خدایا!

تویی آن بخشنده مهربان و تویی که بال فضل بر کائنات گشوده ای وسایه لطف بر بندگان گسترده ای.

تویی که خستگی را بر تن دوندگان به سوی خویش نمی گذاری ومأیوس وخسته بازشان نمی گردانی واز قله آرزویت به زیرشان نمی افکنی وشکوفه امید به خود را با رگبار بی مهری ناکام نمی کنی.

خدایا!

کاروانهای امید در کنار بارگاه تو فرود آمده اند و پرندگان آرزو بر گرد بام تو پرواز می کنند.

خدای من!

بال پرنده امید را با تیر یأس مشکن ودر کوچه اشتیاق، مرا به بن بست نومیدی مکشان. 

فَلا تُقابِلْ آمالَنا بِالتَّخْییبِ وَالْأَیاسِی وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالْإِبْلاسِ اِلهى تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الائِکَ شُکْرى وَتَضآئَلَ فى جَنْبِ اِکْرامِکَ اِیَّاىَ ثَنآئى وَنَشْرى...

خدایا!

تن من در این سرمای سوزان کویر ، لباس نازک بدبینی را تاب ندارد.

شولای گرم امید بر کتفهای لرزانم بیفکن واز گرمای خویش جرعه ای به جگر سرما زده ام بنوشان.

خدایا!

پرنده کوچک وجودم چگونه شکر وسعت آسمان تو گوید وپاهای خرد وخسته ام چگونه جاده بی انتهای ثنای تو پوید؟

خدایا!

چگونه شکر تو گویم که سراپای وجودم غرقه در نعمتهای توست، تویی که مرا به زینت ایمان آراسته ای ودر خیمه لطف منزل داده ای.

جَلَّلَتْنى نِعَمُکَ مِنْ اَنْوارِ الْأیمانِ حُلَلاً وَضَرَبَتْ عَلَىَّ لَطآئِفُ بِرّکَ مِنَ الْعِزِّ کِلَلاً وَقَلَّدَتْنى مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ وَطَوَّقَتْنى اَطْواقاً لا تُفَلُّ فَآلائُکَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى عَنْ اِحْصآئِها وَ نَعْمآؤُکَ کَثیرَةٌ قَصُرَ فَهْمى عَنْ اِدْراکِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصآئِها. . .

تویی که گردنبند ناگسستنی منتهایت را بر گردنم آویخته ای وحلقه های زیبای ناشکستنی مهرت را در گوشم کرده ای.

« جلوه گاه رخ او دیده ی من تنها نیست

ماه و خورشید همین آینه می گردانند.»

خدایا!

آنچنان آلاء ونعمتهای تودر اطرافم انباشته است که مرا مجال نه تشکر که شمارش نیست و ابداً اندازه فهم من به درک اینهمه نمی رسد ظاهر آن را در نمی یابد چه رسد که به عمق آن دست یابد.

فَکَیْفَ لى بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ وَشُکْرى اِیَّاکَ یَفْتَقِرُ اِلى شُکْرٍ فَکُلَّماقُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِکَ اَنْ اَقُولَ لَکَ الْحَمْدُ. . .

خدایا!

من چگونه شکر تو را گویم وحال آنکه خود توفیق سپاسگزاری از تو، محتاج شکر دیگر یست.

خدایا!

من با کدام زبان به سپاس بپردازم که گردش زبان به سپاس، خود نیازمند تشکر است.

خدایا!

من چگونه نوای «لک الحمد» سر دهم که این نوای ارادت، خود از بیشمار نعمتهای توست ومحتاج «لک الحمد»ی دیگر.

خدایا!

من چگونه عطایای تو را به سجده بگذارم که این پیشانی و خاک از توست و این سرو سودا نیز از تو و اینهمه درخور سجده ای دیگر برای تو.

 اِلهى فَکَما غَذَّیْتَنا بِلُطْفِکَ وَرَبَّیْتَنا بِصُنْعِکَ فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوابِغَ النِّعَمِ وَادْفَعْ عَنَّا مَکارِهَ النِّقَمِ وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدَّارَیْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً وَآجِلاً وَلَکَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلائِکَ وَسُبُوغِ نَعْمآئِکَ حَمْداً یُوافِقُ رِضاکَ وَیَمْتَرِى الْعَظیمَ مِنْ بِرِّکَ وَنَداکَ یا عَظیمُ یا کَریمُ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

ربی! خدای من! معبودم!

تو که تا کنون پرورده ای، به دامن گیر.

تو که تا بحال تغذیه کرده ای گرسنه ام مگذار و مرا در گذرگاه طوفان بلا مگمار.

خدای من!

مرا به جامهای پیاپی از شراب دو جهان مهمان کن، مرا شایسته ی عنایت سبحان کن، درد هجران را درمان کن، مشمول لطف خودت در آینده و الآن کن، در غریب و قریب و آجل و عاجل مرا سزاوار انعام رحمان کن ومکاره نقم هر لحظه را تو خود جبران کن.

که در حسن بلا نیز ستایش سزاوار توست ودر گستردگی نعمت نیز سپاس در خور تو، سپاس و ستایشی که بر آن رنگ رضای تو خورده و نم سخای تو نشسته، ای نهایت مهربانی!

 

 

منبع کوثرنامه:دست دعا، چشم امید/ سید مهدی شجاعی به نقل از:

احسن الحدیث: http://www.ahsanolhadis.ir/books/4227.html 

 

بازدید 335 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا