دریافتی از مناجات خمسة عشر :مناجات مناجات العارفین (راز ونیاز عارفان به درگاه الهی) از سید مهدی شجاعی

 

مناجات العارفین

درتاب زلف یار...

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اِلـهى قَصُرَتِ الاَْلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنآئِکَ کَما یَلیقُ بِجَلالِکَ، وَعَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ اِدْراکِ کُنْهِ جَمالِکَ، وَانْحَسَرَتِ الاَْبْصارُدُونَ النَّظَرِ اِلى سُبُحاتِ وَجْهِکَ، وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَریقاً اِلى مَعْرِفَتِکَ، اِلاَّ بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِکَ،

الهی!

درخت وصف، بی شک به آسمان ثنای تو نتواند رسید و پرنده ی عقل بر اوج جمال تو بال نتواند سائید.

خدایا!

در چنته کوچک فهم ما کی ابزار درک تو می گنجد و در کوله بار خرد ما کجا توشه ی راه قلّه ی جلال تو جای می گیرد؟

پای عقل در راه درک تو کفش آبله پوشید و به مقصد نرسید و چشمها بر خیمه گاه تو در انتظار ماند و رخسار زیبای تو ندید، که تو مر پناهگاه معرفت خویش را راهی نیافریده ای، جز کوره راههای عجز.

 اِلهى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذینَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ اِلَیْکَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَاَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِکَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ، فَهُمْ اِلى اَوْکارِ الاَْفْکارِ یَاْوُونَ، وَ فى رِیاضِ الْقُرْبِ وَالْمُکاشَفَةِ یَرْتَعُونَ، وَمِنْ حِیاضِ الْمَحَبَّةِ بِکَاْسِ الْمُلاطَفَةِ یَکْرَعُونَ، وَشَرایِعَ الْمُصافاتِ یَرِدُونَ،

خداوندا!

ما را ز آنانی قرارده:

که درخت های اشتیاق در باغهای سینه هایشان ریشه دوانده و شعله های عشق تو آتش به دلهایشان زده و رایحه ی جمال تو پرنده ی افکارشان را اوج تازه بخشیده.

آنان که در مزارع قرب تو، به چراگاه مکاشفه آمده اند و از چشمه ی عشق تو با جامهای لطف تو می نوشند.

آنان که:

در جوار خانه ی تو مسکن گزیده اند و آب حیات از باران مهر تو می نوشند و لباس از نسیم لطف تو می پوشند.

آن پروانه ها که هماره گرد تو می گردند و وام زندگی از آتش عشق تو می گیرند.

آنان که در بلندای قله ملاطفت تو تنفس می کنند.

 قَدْ کُشِفَ الْغِطآءُ عَنْ اَبْصارِهِمْ، وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ الرَّیْبِ عَنْ عَقآئِدِهِمْ  وَضَمآئِرِهِمْ، وَانْتَفَتْ مُخالَجَةُ الشَّکِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرآئِرِهِمْ، وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ، وَعَلَتْ لِسَبْقِ السَّعادَةِ فِى الزَّهادَةِ هِمَمُهُمْ،

خداوندا!

ما را از آنانی قرارده:

که اطراق در کنار جوی صفای تو کرده اند و از سبزینه ی وفای تو می زیند.

آنان که پرده های جهل از جلوی چشمانشان برداشته شده و ابرهای ظلمت در آسمان وجودشان شکافته شده.

آنان که از خیمه ی خویش رهایی یافته اند و حصار هوی را درهم شکسته اند.

آنان که از بیراهه های وهم و چند راهه های ریب خلاصی یافته اند.

آنان که به جغد بیم و کبوتر امید از یک پنجره می نگرند.

آنان که گلیم خویش را از گرد گمان تکانده اند و ملخهای شک را از مزارع دلهای خویش رانده اند.

 وَعَذُبَ فى مَعینِ الْمُعامَلَةِ شِرْبُهُمْ، وَطابَ فى مَجْلِسِ الاُْنْسِ سِرُّهُمْ، وَاَمِنَ فى مَوْطِنِ الْمَخافَةِ سِرْبُهُمْ، وَاطْمَاَنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى رَبِّ الاَْرْبابِ اَنْفُسُهُمْ، وَ تَیَقَّنَتْ بِالْفَوْزِ وَ الْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ، وَ قَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى مَحْبُوبِهِمْ اَعْیُنُهُمْ، وَاسْتَقَرَّ بِاِدْراکِ السُّؤْلِ وَنَیْلِ الْمَأْمُولِ قَرارُهُمْ، وَرَبِحَتْ فى بَیْعِ الدُّنْیا بِالاْخِرَةِ تِجارَتُهُمْ،

خدایا!

ما را از آنانی قرارده:

که سینه هایشان با تنفس در فضای عرفان تو گشاده گشت.

آنان که در دریای سعادت، کشتی همتشان با بادبان زهد پیشی گرفت.

همانها که جامه ی کردار در رود تو شستند و لقمه ی رفتار از دست تو گرفتند و شراب گفتار از جام تو نوشیدند.

آنها که وجودشان در مسیر توفانهای وحشت، ایمنی از تو یافت و پیکرشان در مسیل سیل های بنیان کن استقامت از تو گرفت و خاطرشان با رجعت به سوی تو، پروردگار خدایان، سلطان پادشاهان و مالک حاکمان آرامش یافت و دلهایشان با یاد تو اطمینان گرفت و روانهایشان در اقیانوس رستگاری به کشتی یقینی نشست و روحهایشان آرامش را در بغل گرفت.

و از دیدار معشوقشان نگاه منتظرشان برق زد و چشمانشان روشنی یافت.

و آرامش برباد رفته با رجعت مسافران آرزو باز گشت.

و قرار از جان پرکشیده شان با دیدار خواسته هایشان در وجود نشست.

آنان که در معامله ی دنیا و آخرتشان به سود مقصود شان نایل آمدند و آنان که از فانی گذشتند تا به باقی رسیدند.

آنان که در دام سفلی فرود نیامدند تا در اوج علوی پریدند.

آنان که در طوفان مهلک دریا کشتی خویش سبک کردند تا به ساحل سلامت رسیدند.

اِلهى مااَلَذَّ خَواطِرَ الاِْلْهامِ بِذِکْرِکَ عَلَى الْقُلُوبِ، وَما اَحْلَى الْمَسیرَ اِلَیْکَ بِالاَْوْهامِ فى مَسالِکِ الْغُیُوبِ، وَما اَطْیَبَ طَعْمَ حُبِّکَ،وَما اَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِکَ، فَاَعِذْنا مِنْ طَرْدِکَ وَ اِبْعادِکَ، وَاجْعَلْنا مِنْ اَخَصِّ عارِفیکَ، وَاَصْلَحِ عِبادِکَ، وَاَصْدَقِ طآئِعیکَ، وَاَخْلَصِ عُبّادِکَ، یا عَظیمُ یا جَلیلُ، یا کَریمُ یا مُنیلُ، بِرَحْمَتِکَ وَمَنِّکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

خدایا!

چه لذت بخش است گذر نسیم یاد تو بر دلها و چه زیباست پرواز پرنده ی خاطرات تو بر قلب ها و چه شیرین است پیمودن اندیشه در جاده ی غیب ها بسوی تو.

چه روح می بخشد گام زدن در مسیر عرفان تو و چه جان می دهد ایمان به غیب تو.

خدای من!محبوب من! چه خوش است طعم عشق تو.

چه شوق آفرین است نگاه عاشقانه ی تو.

چه تکان دهنده است توجه مهر آمیز تو.

چه شیرین است زندگی در کنار تو و در زیر سایه ی لطف تو.

چه لذت بخش است گرمای دست نوازش تو.

خدای من!

چه آرامش هیجان انگیزی می بخشد نگریستن به چشمهای تو.

چه بی قراری آرامی است بر در خانه ی محبت تو.

محبوبم!

نه  تنها از خویش مران که در کنارم گیر و دامنت را پناه جاودانه ی من ساز.

مرا از نزدیکترین عارفان و شایسته ترین بندگان و راستگوترین مطیعان و خالص ترین عبادت کنندگان و مخلص ترین روی به تو آورندگانت قرارده.

ای خلایق بزرگیها و ای آفریننده ی عظمت ها! و ای در وجود آورنده ی رتبه های بلند!

ای عظیم! ای جلیل! ای بخشنده ی کرم و ای کرامت محض!

ای دست گیرنده و به مقصد رساننده!

تو را سوگند به رحمت و نعمت بی منتهایت که اجابت کن!

ای مهربانترین بخشندگان!

 

 

منبع کوثرنامه: کتاب دست دعا،چشم امید/ سید مهدی شجاعی/ به نقل از احسن الحدیث



بازدید 473 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا