دریافتی از مناجات خمسة عشر :مناجات الزاهدین(راز و نیاز پرهیز کاران با خدا) از سید مهدی شجاعی

 

 

 

 
 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

«بی خویش، با خدا»

مناجات الزاهدین

اِلهى اَسْکَنْتَنا داراً حَفَرَتْ لَنا حُفَرَ مَکْرِها، وَعَلَّقَتْنا بِاَیْدِى الْمَنایا فى حَبآئِلِ غَدْرِها...

خدایا!

در خانه ای جایمان داده ای که نگاهمان به هر سو که می دود دام بلایی در پیش پای خویش کنده می بیند.

در بیابانی فرویمان فرستاده ای که قاصد چشم از همه جا پیغام سراب می آورد.

و خارهای خیانت، پای خسته را در خویش می فشرد.

خدایا!

گذرمان را از باریکه راههایی انداخته ای که دشنه های فریب از فراسوی خانه ها به انتظارمان نشسته است.

خدایا!

تیرهای آرزو بر تخته سنگهای ناکامی می شکند و جویهای باریک امید بر زمین تفتیده می خشکد.

خدایا!

این عجوزه ی هزار داماد آهنگ شکستن عزم مردان کرده است و عمر را به کابین می طلبد.

خدیا!

این دنیای هرزه هر لحظه دامی تازه می گسترد و خود را برای کسی می آرید.

راههای به سوی تو را یا سّد سکّوی مقام می نهد یا گودال زندگی می کند، یا دام ثروت می گسترد یا به خویشمان مشغول می دارد و یا ... می دانی که بی پرواز از این موانع نمی توان گذشت.

خدایا!

قدرت پرواز را از تو می طلبم.

فَاِلَیْکَ نَلْتَجِئُ مِنْ مَکآئِدِخُدَعِها،وَبِکَ نَعْتَصِمُ مِنَ الاِْغْتِرارِبِزَخارِفِ زینَتِها، فَاِنَّهَا الْمُهْلِکَةُ طُلاّبَهَا، اَلْمُتْلِفَةُ حُلاّلَهَا، اَلْمَحْشُوَّةُبِالاْفاتِ اَلْمَشْحُونَةُ بِالنَّکَباتِ...

خدایا!

چه گذرگاه سختی است این دنیا و چه تنگه صعبی!

این چه طعام آلوده ایست که مرگ خورنده را تدارک می بیند!

این چه آب متعفنی است که جگر تشنگانش را می سوزاند!

خدیا!

این چه معشوقی است که شب را در آرزوی هلاکت عاشقان صبح می کند!

خدایا!

سلامتمان، در گذر از این تنگنا به دست قدرت توست.

بر فراز این پرتگاه مهلک دست امیدمان به ریسمان عطف تو آویخته است.

 اِلـهى فَزَهِّدْنا فیها، وَسَلِّمْنا مِنْهابِتَوْفیقِکَ وَعِصْمَتِکَ، وَانْزَعْ عَنّا جَلابیبَ مُخالَفَتِکَ، وَتَوَلَّ اُمُورَنا بِحُسْنِکِفایَتِکَ، وَاَوْفِرْ مَزیدَنا مِنْ سَعَةِ رَحْمَتِکَ...

خدایا!

ریشه های این علاقه را در خاک وجود ما بخشکان، و تارهای این وابستگی را در زوایای قلب ما بسوزان.

خدایا!

عشق به این لجنزار متعفن جامه ی مخالفت تو را بر ما پوشانده است، تو این جامه را بر تن ما بدر.

خدایا!

حکومت کشور جان با توست، به غیر وامگذار.

خدایا!

باغبانی این باغ را به کس مسپار که اگر جز شیره ی مهر تو در آوندهای این باغ بدود، برگها به پژمردگی خواهد نشست و اگر جز باران محبت تو بر این باغ ببارد، پرچم های باغ فرو خواهد افتاد و اگر جز نسیم لطف تو به این بوستان بوزد غنچه ها خواهند مرد.

 وَاَجْمِلْ صِلاتِنا مِنْ فَیْضِمَواهِبِکَ، وَاَغْرِسْ فى اَفْئِدَتِنا اَشْجارَ مَحَبَّتِکَ، وَاَتْمِمْ لَنا اَنْوارَ مَعْرِفَتِکَ،وَاَذِقْنا حَلاوَةَ عَفْوِکَ وَلَذَّةَ مَغْفِرَتِکَ، وَ اَقْرِرْ اَعْیُنَنا یَوْمَ لِقآئِکَ بِرُؤْیَتِکَ، وَاَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیا مِنْ قُلُوبِنا، کَما فَعَلْتَ بِالصّالِحینَ مِنْ صَفْوَتِکَ، وَالاَْبْرارِمِنْ خآصَّتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، وَ یا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ.

 خدایا!

سنگهای گناهان ما را از دهان چشمه های موهبت خویش کنار بزن و دلهای ما را سیراب زلال مهر خویش گردان.

معبودم!

درکرت قلب های ما به جای هرزه گیاه های هوس نهال محبت خویش را بنشان.

خدایا!

شیرینی عفوت و لذت معرفتت را به ما بچشان و با روشنای دیدارت چشمان خسته ی ما را جلایی تازه ببخش.

خدایا!

آفت علاقه به دنیا بر گند مزار ایمان ما زده است، دریابمان!

آنچنانکه عابدان و صالحان و برگزیدگانت را دریافتی، آنچنانکه بندگان ناب و خالصت را و آنچنانکه عاشقان و معشوقان خویش را.

با دست های گرم محبتت ای پذیراترین آغوش بازماندگان!

ای رئوف ترین مهربانان و کریم ترین مهرورزان!

 

 

منبع کوثرنامه:کتاب دست دعا، چشم امید/ تالیف سید مهدی شجاعی/به نقل از احسن الحدیث

بازدید 309 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا