اقسام ایمان در قرآن

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «ایمان » در قرآن چهارگونه مطرح گشته است:

1 اقرار زبانی:

خداوند می فرماید:«یا ایهاالذین آمنوا خذوا حذرکم...» (ای کسانی که «ایمان » آورده اید با کمال دقت مراقب دشمن باشید(تا غافلگیرنشوید) و در دسته های متعدد یا به صورت اجتماع،(برای مبارزه) به راه افتید، در میان شما افرادی (منافق) وجوددارند که هم خودشان سست می باشند و هم دیگران را به سستی می کشانند، اگر مصیبتی به شما برسد می گویند: خدا به ما نعمت داد که با مجاهدان نبودیم تا شاهد صحنه های دلخراش گردیم. واگر با خبر شوند که مومنان واقعی پیروز شده اند و طبعا به غنائمی نیز دست پیدا کرده اند، همچون افراد بیگانه ای که هیچ ارتباطی میان آنها و مومنان نبوده، از روی حسرت می گویند: ای کاش ما هم با مجاهدان بودیم و سهم بزرگی نصیب ما می شد. ) (10)

امام می فرماید: اگر اهل شرق و غرب این سخن را بر زبان جاری می ساختند از دایره ایمان بیرون می رفتند. اما با این حال چون اقرار زبانی کرده بودند خداوند آنها را مومن نامیده و به همین جهت مومنان دعوت می شوند که ایمان آورند: «یا ایهاالذین"آمنوا"، "آمنوا" بالله و رسوله » (11) که خداوند به خاطراقرار زبانی آنها را مومن نامیده و به ایشان فرموده ایمان آورید یعنی تصدیق هم بنمائید.

 

2 تصدیق قلبی:

خداوندمی فرماید: «الذین "آمنوا" و کانوا یتقون لهم البشری فی الحیاه الدنیا و فی الاخره » (آنها "اولیای خدا" کسانی هستندکه ایمان آورده و "قلبا تصدیق نمودند" و بطور مداوم تقوا وپرهیزکاری را پیشه خود ساخته اند، برای ایشان در زندگی دنیا ودر آخرت بشارت است.) (12)

و همچنین در آنجا که خداوند از قول بنی اسرائیل چنین نقل می کند که: «یا موسی لن نومن لک...» (13) یعنی ای موسی ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم (و تو راقلبا تصدیق نمی کنیم) مگر آنکه خدا را (با چشم خود) آشکاراببینیم! و همچنین در آیه «یا ایهاالذین آمنوا» که در قسمت اول گذشت.)

 

3 انجام واجبات:

خداوند می فرماید: «و ما کان الله لیضیع ایمانکم...» وقتی خداوند قبله پیامبرش را به طرف کعبه تغییر جهت داد، اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) گفتند: (وای برما) نمازهایی که به سوی بیت المقدس اقامه کردیم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آیه فوق را نازل کرد وفرمود: «خداوند ایمان (نمازهای) شما را تباه نخواهدساخت.» (14)

 

4 تایید و حمایت:

خداوند می فرماید: «لا تجدقوما یومنون بالله و...» هیچ قوم و گروهی را که ایمان به خداو روز قیامت دارد نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنهاباشند، ایشان کسانی هستند که خدا ایمان (یعنی تایید و حمایت خود) را بر لوح و صفحه قلوبشان نوشته و با روحی از جانب خودش آنها را تقویت فرموده...» (15)

 

اقسام کفر در قرآن

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: در قرآن «کفر» به پنج معنا وارد شده است:

1 انکار (که خود بر دوقسم است):

الف: از روی نادانی:

خداوند می فرماید: آنها (کفار نادان) گفتند:

چیزی جز همین زندگانی ما در دنیا چیز دیگری نیست، گروهی از مامی میرند و گروهی زنده می شوند (و به دنیا می آیند و جای آنها رامی گیرند) و چیزی جز گذشت زمان ما را هلاک نمی کند. «و مایهلکناالا الدهر» در حالی که آنها (کفار نادان) به این سخن خود (که معادی وجود ندارد) یقین نداشته و تنها گمانی بی اساس دارند.

«و مالهم بذلک من علم ان هم الا یظنون » (16) و همچنین آنجا که خداوند می فرماید: آنهای که (از روی نادانی) کافرگشتند برای آنها تفاوت نمی کند که آیا مرا از عذاب خدا بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد. (17)

 

ب از روی آگاهی

خداوند می فرماید:

هنگامی که از طرف خداوند کتابی (قرآن) به آنها (یهود) رسید که موافق نشانه هایی بود که با خود داشتند، با اینکه پیش از این جریان، خود را به ظهور پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) دلگرم می کردند و امیدپیروزی بر دشمنان خود را داشتند، اما با ظهور وی (همه چیز رافراموش کردند و با آگاهی) به او (حضرت محمد«ص ») کافر گشتند. (18)

 

 

2 بیزاری:

خداوند از قول حضرت ابراهیم(علیه السلام) چنین نقل می کند:

شما غیر از خدا برای خود بتهایی انتخاب کرده اید که در زندگی دنیا وسیله محبت و دوستی میان شما گردند، اما بدانید روزقیامت این رشته علاقه و محبت گسسته گشته و هریک از شما ازدیگری بیزاری می جوید «یکفر بعضکم ببعض » و یکدیگر را لعن ونفرین می کنند... (20)

 

3 ترک فرمان خدا:

خداوند می فرماید: بر ذمه عموم مردم است که آهنگ خانه او کنند،آنها که توانائی رفتن به سوی آن را دارند، حج برکسانی که مستطیع باشند واجب است) و هرکس کفر ورزد (و فرمان خدا را ترک گوید و حج بجای نیاورد، تنها به خویشتن ضرر زده، چرا که)خداوند از همه جهانیان بی نیاز است. (21)

 

4 کفران نعمت:

خداوند از قول سلیمان چنین نقل می کند: «و هرکس خدای را شکرگذارد، به سود خویش شکر کرده و هرکس کفر ورزد (و کفران نعمتهای خدا نماید، فقط به خویش خسارت وارد کرده، چرا که)پروردگار من بی نیاز و کریم است. (22)

 

رنگ خدایی

خداوند می فرماید: رنگ خدائی بپذیرید، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر؟! «صبغه الله و من احسن من الله صبغه » (23)

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: مراد از «رنگ خدایی » اسلام است. (24)

آری،اگر مبانی و تعالیم آسمانی اسلام برای نسل جوان تبیین گرددآنان را شیفته خود کرده و روی از مکاتب ساخته دست بشر وبرآمده از هوا و هوسهایش رهایی می یابند و اثر جلوه گریهای سراب گونه و سم کشنده فرهنگ فاسد غرب در قالب خط و خال خوشرنگ از بین خواهد رفت.

 

معنای خشم و غضب خدا

خداوند (پس از بیان جنایات فرعون و پیروانش و مغالطه کاریهای آنها در برابر حضرت موسی(علیه السلام) و عدم پذیرش ارشادات و مواعظ آن حضرت) می فرماید: پس آن هنگام که ما را به خشم آورند، از ایشان انتقام گرفتیم و همه را غرق نمودیم. «فلما آسفونا انتقمنامنهم فاغرقنا هم اجمعین) (25)

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: خداوندمانند ما (انسانها) به خشم در نمی آید بلکه برای خود، اولیا ودوستانی دارد که آنها خشمگین و یا راضی می گردند، و خداوندرضای آنها را رضای خود و خشم آنان را خشم خویش قرار داده، چراکه آنان را راهنمای به سوی خود محسوب داشته و فرموده است:

هرکس به دوست من اهانت کند، با من به جنگ برخاسته و مرا به جنگ دعوت کرده است و همچنین خداوند فرموده است: کسی که ازپیامبر(ص) پیروی کند خدا را پیروی کرده است. «من یطع الرسول فقد اطاع الله » (26) همچنین فرموده است: کسانی که با تو بیعت می کنند، در حقیقت با خدا بیعت نموده اند «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله » (27)

 

 

کمترین اهانت به پدر و مادر، ممنوع!

خداوند می فرماید: پروردگارت فرمان داده جز او راپرستش مکنید و به پدر و مادر احسان و نیکی نمائید، هرگاه یکی از آنها، یا هردو ایشان، نزد تو به سن پیری برسند، به آنها«اف » مگو. (کلمه اهانت آمیز به زبان نیاور) «فلا تقل لهمااف » و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار کریمانه (لطیف وسنجیده) نثارشان گردان. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: اگر چیزی کمتراز «اف » وجود داشت، خدا از آن نهی می کرد و این (کلمه اف) حداقل مخالفت و بی احترامی نسبت به پدر و مادر می باشد... (31)

 

بهره هرکس از قرآن، به اندازه خویش

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

معارف قرآن 4 دسته اند: عبارت، اشارت، لطائف و حقائق.

آری، قرآن ظاهری دارد و باطنی.

دسترسی به ظاهر قرآن برای کسانی که با لغت عرب آشنایی دارندمیسور است. اما از این مرحله که بگذریم یعنی اشارات و لطائف وحقائق قرآن در شعاع فکری هرکسی نمی باشد و تنها عده ای مخصوص ازآنها بهره می برند.

 

 

پی نوشت ها:

 

10 نساء، 71 تا73.

11 همان، آیه 136.

12 یونس، آیات 63 و 64.

13 بقره، آیه 55.

14 همان، آیه 143.

15 مجادله، آیه 22. تفسیر قمی، ج 1، ص 30، چاپ نجف.

16 جاثیه، آیه 24.

17 بقره، آیه 6.

18 همان، آیه 89.

20 عنکبوت، آیه 25.

21 آل عمران، آیه 97.

22 نمل، آیه 40 و تفسیر قمی، ج 1، ص 32، چاپ نجف.

23 بقره، آیه 138.

24 تفسیر قمی، ج 1، ص 62.

25 زخرف، آیه 55.

26 نساء، آیه 80.

27 فتح، آیه 10 و توحید صدوق، ص 168.

28 بقره، آیه 186.

29 همان، آیه 40.

30 تفسیر قمی، ج 1، ص 46.

31 جامع السعادات، ج 2، ص 258.

 

 

 

 

منتشرشده در قرآن و حدیث

 

 حضرت علی علیه السلام کتاب قرآنی جمع کردند و این کتاب الان در دست حضرت مهدی (عج) است آیا این کتاب با قرآنی که الان ما داریم از نظر محتوی و لفظ فرق می کند؟

 

پاسخ

این کتاب معروف است به مصحف علی علیه السلام که با توجه به روایات و اسناد موجود بین فریقین یعنی شیعه و سنی غیر قابل انکار هست.

مثلاً سیوطی از علمای اهل سنت از طریق ابن سیرین از علی ـ علیه السّلام ـ چنین نقل می کند: « همین که پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ از دنیا رفت سوگند یاد کردم که عبایم را جز برای نماز جمعه (بر دوش) نگیرم تا قرآن را جمع کنم» و بعد راوی می افزاید «فجمعه» یعنی پس آن را جمع کرد.(الاتقان، ج1، ص117)

سیوطی از علما و مفسرین اهل سنت است و در کتاب الاتقان فی تفسیر القران این مسئله رو نوشته است.

اما اعتقاد شیعه بر این هست که علی علیه السلام پس از خود این کتاب ارزشمند را از امامی به امام دیگر انتقال داده است تا برسد بدست حضرت حجت عج.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: « و وقتی که قائم (عجل الله تعلی فرجه ) قیام فرماید، کتاب خدای عزوجل را به حدش خواهد خواند و مصحفی را که علی ـ علیه السّلام ـ نوشته است بیرون آورد»

(اصول کافی، ج4، ص444)

 

اما این قران یا این مصحف ویژگی های منحصر بفردی دارد که بدان ها اشاره می شود:

در مصحف علی ـ علیه السّلام ـ قرآن طبق ترتیب نزول نوشته شده است.

ترتیب نزول و ترتیب تدوین دو گونه جدای از هم است، اما این کتاب بر اساس ترتیب نزول تدوین شده است.

این مصحف شریف طبق بعضی روایات مشتمل بر توضیحاتی است که در قرآن موجود در دست ما، وجود ندارد.

در واقع وقتی آیات بر قلب نازنین حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم نازل میشد، حضرت آیات را با همه تفسیرش خدمت علی علیه السلام ارائه می فرمودند و آن حضرت مکتوب می کردند در حاشیه این مصحف از همه وقایع و اتفاقات تا آخر الزمان و...

مستند این ادعا روایتی از خود امام علی علیه السلام است که خطاب به طلحه فرمودند:

« ای طلحه! تمام آیاتی که خداوند -عزوجل- بر حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل فرموده با املاء پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و خط من نزد من است. هر حلال و حرام و حدود و احکام، یا هر چیزی که امت تا روز قیامت به آن احتیاج داشته باشند حتی دیه خراشی که بر بدن وارد شود نزد من است. که با املاء پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و خط من، نوشته شده است.

طلحه پرسید: آیا هر چیز کوچک و بزرگ، خاص و عام و آنچه تا روز قیامت اتفاق میافتد در آن نوشته شده و نزد توست؟!

حضرت فرمودند: آری...»

(الاحتجاج، ج 1، ص356ـ357. اسرار آل محمد(ص)، همان، ص251ـ252)

 

اما قسمت دوم سوال این است که آیا این قرآن با قرآنی که ما داریم فرق می کند؟

مسلما خیر؛ به دو دلیل

اول: اگر فرق می کرد اعجاز قرآن و وعده خداوند بر عدم تحریف و نگهداری از این کتاب زیر سوال می رفت.

دوم حتما ائمه هدی بعد از علی علیه السلام به ما می گفتند که این قرآن چه کمی ها و کاستی ها دارد در حالی که خودشان این قران را تایید کرده و تفسیر نموده اند.

 

 
 
 
 
 
 
 
منبع: سایت حوزه
 
منتشرشده در عقاید

مربیان و والدین عزیزی که دوست دارند در زمینه آموزش قرآن به کودکان، موفق باشند و آموزش‌های آنان راحت، ماندگار و بر پایه اصول و روش‌های علمی باشد، لازم است چند نکته را به یاد داشته باشند.

 

منتشرشده در قرآن و حدیث

پرسش

قرآن در مورد افسردگی و مبتلا نشدن به آن چه راهکارهایی دارد؟

پاسخ

افسردگی از جمله بیماری های روانی است که در جوامع مختلف شیوع دارد. این اختلال روانی در قرن اخیر یکی از مشکلات مهم و نگران کنندۀجوامع و از جمله، عوامل تهدید کنندۀوضعیت اقتصادی کشورها به شمار می رود و از این رو مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و سیاستگزاران امور بهداشتی کشورها و سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته است.[1]

قبل از پاسخ لازم است به بررسی علت های بروز این حالت روانی بپردازیم:

1- عوامل زیست شناختی: شامل آمادگی های ژنتیکی، پیام رسانی های عصبی، نور و آندوکرین و. . . البته این عوامل ارتباطی با اعتقادات مذهبی ندارد و یا ارتباط آن ضعیف است.

2- عوامل روان شناختی: شامل دیدگاه های روان پویایی، شناختی، رفتاری و. . . که در سبب شناسی افسردگی نقش زیادی دارند. توضیح این که:

1- 2- دیدگاه های روان پویایی: از نظردانشمندان روان شناسی، از دست دادن فرد مورد علاقه و یا هر شی دوست داشتنی، باعث ایجاد اضطراب و تنش های درونی می گردد، که در صورت درون فکنی آن، باعث بروز افسردگی می شود.

2- 2- دیدگاه های شناختی: آقای keeB مثلث شناختی منفی را در سبب شناسی افسردگی به صورت ذیل مطرح می نماید:

* نگرش منفی نسبت به خویشتن این نوع نگرش باعث «بروز احساس حقارت» در انسان می شود.

* نگرش منفی نسبت به تجربیات گذشته این نوع نگرش موجب بروز «احساس بدبینی» در انسان می گردد.

* نگرش منفی نسبت به حوادث آینده که باعث «احساس ناامیدی» در انسان می شود.

بروز این گونه احساسات باعث ایجاد افسردگی در فرد می شود.

3- 2- دیدگاه های رفتاری (یادگیری): رفتارگرایان معتقدند که تجربۀمستمر ناراحتی، ناکامی و درماندگی را به دنبال دارد که خود باعث ایجاد افسردگی می گردد.

3- عوامل جامعه شناختی: جامعه شناسان عوامل زیر را موجب بروز افسردگی می دانند:

1- 3- حوادث تنش زای زندگی.

2- 3- تجرد و خانوادۀاز هم گسسته: براساس بررسی های میدانی، افسردگی در افراد مجرد و به ویژه در افرادی که با طلاق از هم جدا شده اند و خانواده های گسسته، شیوع بیشتری دارد.

3- 3- احساس تنهایی و انزوا از عوامل افسردگی به شمار می رود.

4- 3- فقر اجتماعی.

آنچه گفته شد عواملی بود که صاحب نظران برای بروز افسردگی برشمرده اند، گرچه موارد دیگری نیز در بروز این بیماری وجود دارد که بیان تمامی موارد آن از حوصله این مقاله خارج است.

راه درمان

قرآن کریم به عنوان تنها منبع وحیانی مورد اعتماد؛ با نگاهی جامع به انسان، و نیازهای او و ظرفیت وجودیش، دستورالعمل هایی را برای سالم ماندن از حمله های عصبی، افسردگی و هر بیماری دیگر بیان کرده است.
قرآن کریم می فرماید:

«مومنان کسانی هستند که هر گاه مصیبتی به آنان برسد متوجه خداوند شده و می گویند: انا لله و انا الیه راجعون.[2] در حقیقت ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم. »

قرآن کریم با بیان این دستورالعمل، انسان مصیبت زده را از افتادن به ورطۀاضطراب و افسردگی نجات می دهد و در صورت بروز اضطراب با بیان «أَلَا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[3]، او را به آرامش و دور شدن از اضطراب دعوت می کند. شخصی که معتقد به نیرویی فراتر از ماده باشد هیچ گاه از دست دادن چیزی از امور دنیوی او را افسرده و غمگین نمی کند.

همان طور که گذشت، طبق بیان دیدگاه های شناختی نیز، سه نگرش منفی وجود دارد که باعث بروز افسردگی در انسان می گردد. ولی خداوند در مقابله با این عوامل می فرماید:

«وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» [4]

از این رو شخصی که خود را عزیز بداند و به این نسخۀشفا بخش توجه کند دچار احساس حقارت نمی گردد.

خداوند در جای دیگر از احساس بدبینی نهی و آن را گناهی بزرگ شمرده و می فرماید:

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» [5]

«ای کسانی که ایمان آورده اید ، از گمان ها جدّا بپرهیزید ، زیرا که ( پیروی ) برخی از گمان ها ( گمان بدی که مخالف واقع باشد ) گناه است.»

آری کسی که به آیات الهی مومن است تلاش می کند نسبت به دیگران بدگمانی نداشته باشد یا بد گمانی خود را کنترل کند؛ در آن حال از افسردگی و افسرده شدن نجات یافته است.

قرآن کریم در رابطه با عامل دیگر ایجاد افسردگی یعنی احساس نومیدی، می فرماید:

«وَلَا تَیأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا ییأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» [6]

«و از [گشایش و] رحمت خدا ناامید نشوید؛ [چرا] که جز گروه کافران، (کسی) از رحمت خدا ناامید نمی شود. »

و در جای دیگر می فرماید:

«قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»[7]

«بگو: «ای بندگان من که در مورد خودتان زیاده روی کرده اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، [چرا] که خدا تمام آثار (گناهان) را می آمرزد؛ که تنها او بسیار آمرزنده [و] مهرورز است. »

از جمله عوامل دیگر افسردگی، تجربۀمستمر ناراحتی بود، قرآن کریم راه نفوذ برخی ناراحتی ها را که ممکن است عواملی مانند: نوع نگاه شخص به وقایع اطراف باشد را مسدود کرده است و می فرماید:

«عَسَی أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکمْ وَاللّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[8]

«و چه بسا از چیزی ناخشنودید، و آن برای شما خوب است؛ و چه بسا چیزی را دوست می دارید و آن برای شما بد است. و خدا می داند، و شما نمی دانید. »

در زندگی روزمره، حوادثی اتفاق می افتد که ممکن است باعث ناراحتی انسان شود. خداوند می فرماید: در رابطه با این امور، ناراحتی به خود راه ندهید. چه بسا همین امر که به ظاهر موجب ناراحتی شما شده است،
مصلحت شما در آن باشد. از آن جا که این بیان عام می باشد، فرد مومن باید نسبت به هر امر به ظاهر ناراحت کننده با دیدۀمثبت نگریسته و از گرفتار شدن در کمند غمگینی شدید رهایی می یابد.

عوامل جامعه شناختی مطرح شده نیز، از نگاه قرآن مخفی نمانده و با بیاناتی شیوا، انسان را از وارد شدن به آن محدوده باز داشته است و می فرماید:

«وَلَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَی ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» [9]

«و قطعاً [همه ] شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در ثروت ها و جان ها و محصولات، آزمایش می کنیم؛ و به شکیبایان مژده ده. »

خداوند در این آیه عوامل امتحان بشر را باز می شمارد. عواملی که در صورت عدم ایمان شخص، باعث تنش در زندگی او می شود و فرد را به کام افسردگی فرو می برد، اما خداوند با تذکر به این نکته که این موارد برای امتحان و آشکار شدن افراد صابر است و جامعۀاسلامی را از ورود به اضطراب و افسردگی نجات می دهد.

از عوامل دیگر جامعه شناختی در بروز افسردگی، تجرد و خانواده های از هم گسسته است. در اسلام به موضوع ازدواج و تشویق به تشکیل خانواده اهتمام زیادی شده است و آن را عامل ثبات روانی و دور شدن از اضطراب می داند و می فرماید:

«وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکم مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکرُونَ» [10]

«و از نشانه های او این است که همسرانی از (جنس) خودتان برای شما آفرید، تا بدان ها آرامش یابید، و در بین شما دوستی و رحمت قرارداد؛ قطعاً در آن [ها] نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند. »


پی نوشت:
[1] اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، ج 1، ص 15، مقاله (شواهد پژوهشی در رابطه بین وابستگی مذهبی و افسردگی)، دکتر احمدعلی نوربالا
[2] بقره/ 156
[3] رعد/ 28- «آگاه باشید! یاد خدا دل ها را آرامش می دهد. »
[4] منافقون/ 8- «در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مومنان است. »
[5] حجرات/ 13
[6] یوسف/ 87-
[7] زمر/ 53
[8] بقره/ 216-
[9] بقره/ 155
[10] روم/ 21-

منبع: حوزه نت

منتشرشده در قرآن و حدیث

آیات بسیاری درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قرآن وجود دارد. و بعضی تا ۲۵۰ آیه از آیات قرآن را مرتبط به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانسته اند.

 

منتشرشده در قرآن و حدیث

آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که تعمق و تدبر در آنها و دانستن تفسیرشان ما را به مهدویت و وجود مقدس حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رهنمون می شود.

 

منتشرشده در مناسبت ها
صفحه1 از11

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا