اثرات شبکه های اجتماعی بر زندگی
در بین شبکه های اجتماعی اینستاگرام به عنوان یک شبکۀ تصویرمحور، از قدرت تخریب بالاتری برخوردار است. هر تصویر معادل هزار کلمه عمل می کند. عکسی که مخاطب از طریق این شبکه مشاهده می کند، حتی اگر بداند غیرواقعی است، تأثیر خود را بر روی او می گذارد و در ذهن مخاطب مقایسه ای شکل می گیرد. بحرانی که اینستاگرام در زندگی ما ایجاد کرده آن است که نمی توانیم بپذیریم در زندگی همۀ افراد سختی ها و مشکلاتی وجود دارد.

 

 

بحث در مورد تأثیر شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی افراد است. در عصر حاضر زندگی بدون رسانه اصلاً قابل تصور نیست. رسانه ها زندگی ما را کاملاً احاطه کرده اند و نقش پررنگی در زندگی ما دارند. در همه جای دنیا رسانه ها یکی از ارکان اطلاع رسانی و فرهنگ سازی هستند. در این میان شبکه های اجتماعی زمینه ساز ارتباطات بدون مرز شده اند و به تبع آن تأثیرات شبکه های اجتماعی بر زندگی افراد بسیار گسترده است.

اشتباه است اگر بگوییم رسانه ها و به خصوص شبکه های اجتماعی کارکرد مثبت ندارند. هر تکنولوژی یک وجه مثبت و یک وجه منفی دارد. شبکه های اجتماعی نیز کارکردهای مثبت و منفی بسیاری دارند. دستاوردهای مثبت آن عبارتند از: امکان اشتراک علایق با افراد در سراسر جهان، آشنایی با نظرات و سلایق گوناگون، بسترسازی برای مشارکت ها و پویش های اجتماعی حول محورهای گوناگون، انتشار آزادانۀ اخبار و اطلاعات (که البته تبعات منفی نیز دارد؛ اما به مرور زمان تفکر انتقادی و قدرت تحلیل افراد را رشد می دهد و در نهایت باعث تقویت خرد جمعی می شود)، ایجاد تحرک اجتماعی، افزایش صمیمیت بین انسان ها، امکان تولید محتوا توسط همگان، بسترسازی برای تبلیغات به خصوص برای کارآفرینان و سرپرستان خانوار و. ...

علاوه بر تمام دستاوردهای مثبت، شبکه های اجتماعی کارکردهای منفی هم دارد. از جمله: انتشار شایعات و اخبار کذب (که تا حدی با افزایش سواد رسانه ای قابل مدیریت است)، نقض حریم خصوصی افراد، انزوا و دوری از محیط ها و نزدیکان حقیقی، ایجاد تأثیرات منفی رفتاری (مثل ادبیات خاص فضای مجازی، شکل حضور خاص افراد در این فضا که ممکن است با شخصیت حقیقی خود فرد متفاوت باشد و به ازخودبیگانگی منجر شود و غیره)، و...

همچنین تحقیقاتی صورت گرفته است که نشان می دهد تعریف زن مطلوب، دختر و پسر مطلوب و. .. در شبکه های اجتماعی چیست. به عنوان مثال دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی (ره) تحقیقی در شهر تهران انجام داده اند که نشان می دهد تأثیر شبکه های اجتماعی بر تمایل افراد نسبت به عمل های زیبایی چگونه است. شبکه های اجتماعی می توانند حتی سبک پوشش ما را هم تغییر دهند. یا آن که می توانند برای مخاطبان ذائقه سازی کنند. یکی دیگر از تأثیرات مهم شبکه های اجتماعی، افزایش میل به مصرف در مخاطب است.

در سال های گذشته افراد به دنبال تولید و همچنین استفادۀ حداکثری از داشته های خود بودند. ولی وقتی مخاطب در این فضا با تنوع لباس، وسایل دکوری، ظرف ها و وسایل آشپزخانه و. .. مواجه می شود، ممکن است به مرور به مصرف گرایی ترغیب شود. چیدمان و تنوع وسایل در بعضی عکس ها به نحوی است که در آتلیه ها هم ساعت ها زمان می برد تا اینچنین صحنه ای ساخته شود. البته اگر این عکس ها در صفحات مشخص و با هدف مشخص همچون تبلیغات گذاشته شود، اشکالی ندارد. اما اگر به عنوان سبک عادی یک زندگی در خانه ای معمولی معرفی شود، آسیب زاست. خانمی خانه دار که همسرش کارگر یا کارمند ساده است، وقتی با این صحنه ها مواجه می شود، چه مقایسه ای در ذهنش شکل می گیرد؟ این گونه نمایش دادن ها شاید دور از رحم و انصاف باشد.

 

سبک ارتباطات شبکه های اجتماعی

می توان گفت ارتباط با دوستان و آشنایان همواره جزئی از زندگی بشر بوده است. اما با ورود شبکه های اجتماعی، شکل ارتباطاتمان تغییر کرد. همان طور که انسان همواره غذا درست می کرد؛ اما امروزه غذا را با چیدمانی متفاوت تدارک می بیند تا قابلیت انتشار عکس آن در صفحۀ اجتماعی میسر باشد. در مورد ارتباطات و رفت و آمدها هم همین طور است. به عنوان مثال می خواهیم به نحوی دورهم جمع شویم که بتوان عکس هایی را از این دیدار منتشر کرد، یا مهمانی هایی ترتیب دهیم که مورد توجه و پسند دیگران باشد، یا دوستانمان را به نحوی انتخاب کنیم که منزلت اجتماعی داشته باشند.

مسأله ای که مرا آزار می دهد ارتباطاتی است که بر اساس منفعت شکل می گیرد که شبکه های اجتماعی هم به آن دامن می زند. گاهی می بینیم اگر مخاطب ببیند تعداد دنبال کنندگان یک صفحه بالاست، کامنتی می گذارد تا مورد توجه قرار گیرد و اگر تعداد مخاطبین کم باشد، از کنار مهم ترین اتفاقات آن صفحه بدون هیچ واکنشی می گذرد.

این درد بزرگی است که شبکه های اجتماعی روحیۀ منفعت طلبی انسان را برای ما عیان می کند. گاهی آدم ها با کسانی معاشرت می کنند که برایشان آورده داشته باشند. این روحیه روابط را پیچیده تر می کند و این سؤال را ایجاد می کند که احساس طرف مقابل صادقانه است یا خیر. پس تکلیف انسانیت و علاقه و دوستی چه می شود؟

 

شبکه های اجتماعی اینستاگرام

طبق تحقیقاتی که در دنیا صورت گرفته، در بین شبکه های اجتماعی اینستاگرام به عنوان یک شبکۀ تصویر محور، از قدرت تخریب بالاتری برخوردار است. هر تصویر معادل هزار کلمه عمل می کند. عکسی که مخاطب از طریق این شبکه مشاهده می کند، حتی اگر بداند غیرواقعی است، تأثیر خود را بر روی او می گذارد و در ذهن مخاطب مقایسه ای شکل می گیرد. بحرانی که اینستاگرام در زندگی ما ایجاد کرده آن است که نمی توانیم بپذیریم در زندگی همۀ افراد سختی ها و مشکلاتی وجود دارد.

از سوی دیگر آیا وقتی برای اولین بار با صفحه ای مواجه می شویم، بر اساس تعداد دنبال کنندگان آن صفحه، قضاوت اولیه در ذهن ما شکل می گیرد یا خیر؟ در حالی که می دانیم سخیف ترین محتوا می تواند دنبال کنندگان بسیاری داشته باشد و عمیق ترین محتوا دنبال کنندگان اندک! شبکه های اجتماعی ما را به سمت سطحی شدن سوق می دهند. غالباً مخاطبان محتوای عمیق را پیگیری نمی کنند و این یک آسیب است. مخاطب اینستاگرام مخاطب متن خوان نیست و به دنبال دیدن تصویر است. پس دارندگان صفحات باید به دنبال جذابیت عکس ها برای بالا بردن تعداد مخاطبانشان باشند. در نتیجه مخاطب به دنبال خواندنی ها و کتاب ها نمی رود. البته افراد و گروه هایی هم هستند که تلاش می کنند مخاطب خود را به کتاب خوانی و تفکر ترغیب کنند؛ اما چندان مورد استقبال قرار نمی گیرند.

 

تخریب بالای اینستاگرام

گاهی در صفحات پرمخاطب اینستاگرام مشاهده می کنیم از کالاهایی استفاده می شود که در ظاهر گران و در اصل تقلبی و فیک هستند و صاحب صفحه از نمایش این کالاها برای کسب مزیت اجتماعی استفاده می کند تا الگویی دست نیافتنی به نظر برسد و از این طریق بر تعداد مخاطبان صفحه اضافه کند.

از طرفی می دانیم میزان حضور و فعالیت بانوان نیز به دلیل علاقمندی آنان نسبت به جزئیات (که اتفاقاً در اینستاگرام و تصاویر آن، جزئیات هستند که نقش آفرینی می کنند) در شبکه های اجتماعی بسیار زیاد است. همچنین به خاطر ویژگی های روحی خانم ها، غالباً تأثیرگذاری بر آنان ساده تر است.

حال وقتی مخاطب چنین صفحه ای را مشاهده می کند، حتی اگر کالاهای نمایش داده شده اجاره ای یا تقلبی باشند، محو داشته های فرد می شود و داشته های خود را از یاد می برد. ما ظاهر زندگی دیگران را می بینیم و گاهی آرزو داریم در جایگاه آنان باشیم؛ در حالیکه شاید دیگری آرزوی داشته های ما را داشته باشد.

اگر در طول روز داشته های خود را با دیگران مقایسه کنیم، خروجی آن افسردگی و نارضایتی از داشته هایمان است. حال اگر می دانم که این مقایسه ها به من ضربه می زند، باز چرا سراغ این گونه فضاها می روم؟ به این خاطر که الگوی شکل گیری شبکه های اجتماعی، اساساً الگویی اعتیادآور است که مخاطب زمان و توجه زیادی را صرف این شبکه ها کند. الگوی شبکه های اجتماعی الگوی پاداش است؛ گویی فرد در دام مواد مخدر یا قمار افتاده است. زمانی که پست فرد در اینستاگرام مورد پسند قرار می گیرد، لذتی در ذهن او ایجاد می شود و انگیزۀ او برای تولید محتوای جدید افزایش می یابد تا مجدداً مورد توجه و تأیید قرار گیرد.

چه بسا اعتیاد به فضای مجازی از اعتیاد به مواد مخدر خطرناک تر است؛ چون همیشه و همه جا در دسترس است و فرد غالباً نسبت به این اعتیاد آگاهی ندارد یا وابستگی خود را به این فضا نمی پذیرد؛ مگر زمانی که به هر دلیلی از این فضا دور بماند. کافی است بررسی کنیم در طول یک روز یا یک هفته، چه مدت از این فضا استفاده می کنیم تا متوجه شویم در چه دامی گیر افتاده ایم. علیرغم همۀ مزایای شبکۀ اجتماعی، آسیب ها و خطراتی وجود دارد که ما باید نسبت به آن آگاه باشیم.

برای سازندۀ شبکۀ اجتماعی غالباً فرقی ندارد مخاطبان درگیر چه موضوعاتی می شوند؛ بلکه مهم است مخاطب چه میزان درگیر این فضا می شود. اگر ما نسبت به این تهدیدها آگاه نباشیم، ناخواسته هویت و سبک زندگی خود را به سمت الگویی که این فضا برای ما ترسیم می کند سوق می دهیم که ممکن است الگوی ارزشمندی هم نباشد.

 

شبکه های اجتماعی و بانوان

یکی از کج کارکردها آن است که بعضی سبک زندگی ها مانند زندگی مجردی در شبکه های اجتماعی عادی سازی می شود. تصویری که به مخاطب ارائه می شود، امتیازات این نوع زندگی است؛ بدون آن که از سختی های آن حرفی به میان آید. می توان گفت ما شاهد چارچوب های به ظاهر ایده آل در فضای مجازی هستیم که افراد زندگی خود را بر مبنای آن چارچوب ها قضاوت می کنند و دچار ایده آل گرایی می شوند که آسیب های فراوانی به دنبال دارد؛ از جمله افزایش سن ازدواج.

از سوی دیگر ادراک زنان ما از عشق در شبکه های اجتماعی دستخوش تحریف و بازی شده است. عشق نه به معنای عمیق آن، بلکه به معنای آن چه می توانم در چشم دیگری فرو کنم معنا می شود! عشق واقعی به نمایش های ساختگی و طراحی صحنه های عجیب و غریب نیازی ندارد. آشوب هایی که در دل و ذهن خانم با دیدن این تصاویر ایجاد می شود، اگر درست مدیریت نکند، هیچ کمکی به بهبود شرایط زندگی او نمی کند. مگر آن که با دیدن عکس ها و خواندن متن ها پی ببرد در کدام لایه های زندگی خود نیاز به پیشرفت و مهارت آموزی دارد و به سراغ آموختن و کسب تجربه برود.

یکی دیگر از کج کارکردهای شبکه های اجتماعی برای زنان ما، ایجاد احساس تنهایی در آن هاست. یک خانم با دیدن تصاویر تفریح و مهمانی های متعدد دیگران احساس تنهایی می کند و مطلوبش می شود سبک زندگی دیگران. اینجا ما باید قدرت تفکر و تحلیلمان را ارتقاء دهیم و اگر فعالیتی را به عنوان فعالیت درست و مطلوب تلقی کردیم، مانند ورزش کردن، در عمل به سراغ آن فعالیت برویم؛ نه آن که حسرت زندگی دیگران را بخوریم و یا در پی تقلید از آنان و ازخودبیگانگی باشیم.

به طور کلی می توان گفت شبکه های اجتماعی برای ما زنان آگاهی ایجاد می کند، اما خودمان باید در پی راه های رسیدن به رشد خود باشیم. در غیر این صورت گویی در بیابانی رها می شویم که ماحصل آن افسردگی و طغیان است. گاهی مخاطب را باید با وجدانش تنها گذاشت و پرسید که چه میزان از وقتش را صرف تعالی خودش و هر نوع فعالیتی که به آن علاقه دارد، به جز حضور در شبکه های اجتماعی می کند؟ ما باید خودمان دستاورد سال هایی را که در فضای مجازی گذرانده ایم مرور کنیم و ببینیم وقتمان را برای چه کسانی و چه موضوعاتی صرف می کنیم که شاید هیچ جایگاه حقیقی هم در زندگی ما ندارند. ما باید آگاه باشیم که دنیای حقیقی خود را فدای دنیای مجازی نکنیم.

 

شبکه های اجتماعی و موضوع فرزندآوری

در مورد فرزند آوری وقتی نوع نگرش به این موضوع تغییر کند و نیاز انسان به پرورش، به سمت نگهداری از حیوان خانگی سوق داده شود (قصد من ارزش گذاری در این خصوص نیست. انسان ها برای انتخاب سبک زندگی شخصی خود مختارند. صرفاً در مورد منشأ این جریان صحبت می کنم. نگهداری از حیوانات در خانه و محل زندگی جزئی از سبک زندگی ایرانی نبوده است، اما امروزه در بین بعضی افراد یکی از پایه های منزلت اجتماعی محسوب می شود)، سگ و گربه داشتن به مثابۀ انسان متمدن بودن تعریف می شود و فردی که تصمیم به فرزندآوری دارد، با ژست روشن فکری و انسان دوستی به او برچسب نادانی می زنند.

البته سلبریتی ها هم در این جریان نقش حائز اهمیتی دارند و مخاطب منفعل در شبکۀ اجتماعی از آنان به صورت ناخودآگاه تأثیر می گیرد. در فضای مجازی بانوان ما را به این سمت سوق می دهند که به فکر خودت باش و درگیر محدودیت های فرزندآوری و فرزندپروری نشو. اما آیا مادری ارزش کمی است و فرزندآوری مقوله ای کم اهمیت است؟ من به عنوان یک مادر که سختی های زیادی هم در مسیر مادری کشیده ام می گویم شیرینی دنیای یک زن پس از مادری، قابل قیاس با هیچ تفریح و لذت ناپایداری نیست. اعتقاد من این است که مادری کردن می تواند شخصیت زن را مستغنی و قوی کند.

به این بُعد مادری کردن کمتر پرداخته می شود که این موضوع ناشی از تبعات جهانی شدن و ارتباطات بدون مرز در فضای مجازی است. با این حال در همان جهان اول می بینیم که برخی سلبریتی ها صاحب چند فرزند هستند! اگر آن جا داشتن فرزندان زیاد ارزش است، چرا این موضوع برای ما ضد ارزش است؟ البته مسیر درست برخاسته از فطرت است و حذف نشدنی است. اما بهرحال افزایش تعداد مجردان قطعی، بالا رفتن سن ازدواج و کاهش تمایل به فرزندآوری آسیب های خود را در جامعه به دنبال دارد.

 

 

 

 

 
منبع: سایت حوزه
 
بازدید 33 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « آثار و نتایج سپاس

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا