اصل مساوات و برابری

اصل مساوات و برابری نخستین پایه نظام اجتماعی اسلام است و ادیان و مکتب های فلسفی دیگر در این حد برای برابری انسان ارزش اجتماعی، سیاسی، حقوق و اقتصادی قائل نشده اند و این نوع تفاوت از اختلاف بینش در شناخت شخصیت و ارزش های والای انسان ناشی می گردد.

 

 

اصل مساوات و برابری نخستین پایه نظام اجتماعی اسلام است و ادیان و مکتب های فلسفی دیگر در این حد برای برابری انسان ارزش اجتماعی، سیاسی، حقوق و اقتصادی قائل نشده اند و این نوع تفاوت از اختلاف بینش در شناخت شخصیت و ارزش های والای انسان ناشی می گردد.


با مطالعه خصایص مشترک انسانی زیر می توان به عمق مسئله مساوات و برابری انسانها از دیدگاه اسلام پی برد:


1. همه افراد انسان از هر نژاد و با هر نوع خصیصه مادی و معنوی، از دو انسان مرد و زن آفریده شده و نخستین مرد و زن که پدر و مادر همه انسانها هستند از نوع و طبیعت مشابه آفریده شده اند. 
(الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء) (13).


2. انسان به مثابه بذر و نهال است (نه ماده خام) و نسبت به شکل ها و حرکت ها و جهت ها و عوامل گوناگون یکسان نیست. حرکت او به سمت کمال است و این جوشش و خیزش ریشه در فطرت او دارد و این خصلت بطور همگانی در عموم انسانها دیده می شود.
(یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه) (14).


3. گرچه انسان ها بخشی از شخصیت خود را از عواملی می گیرند که در زندگی و جامعه او نقش دارند ولی بخش دیگری از شخصیت انسانها که حائز اهمیت است ریشه در سرشت آنها دارد و همه انسان ها این سرمایه عظیم را از خدا گرفته اند.
(و نفخت فیه من روحی) (15).


و انسان ها شخصیت و وجدان فطری را قبل از آنکه شخصیت و وجدان اکتسابی را بدست آورند از پیش داشته اند و همه انسان ها در این خصیصه مشترکند.

 
4. تفاوت بینش ها و اختلاف عقیده ها گرچه در میان انسان ها فاصله انداخته است واز این رهگذر گروه بندی های زیادی دامنگیر انسان گشته ولی این گونه فاصله ها، حتی مرز حق و باطل نیز هرگز انسان ها را از طبیعت همگون انسانی خارج نساخته است.
(و ما کان الناس الا امة واحدة فاختلفوا) (16).


5. به همان گونه که اشتراک در خصایص اکتسابی انسانی پایه های وحدت بشری و عوامل تشکل و تعاون و همکاری است همگونی در خصائص طبیعی و فطری مشترک نیز می تواند انگیزه اصیل و نیرومند در جهت مشارکت و همیاری و همزیستی باشد.
(فانهم صنفان: اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق) (17).


6. رمز اختلافات شکلی و ظاهری در میان انسان ها از قبیل اختلاف در جنس (زن و مرد) و نژاد و رنگ پوست و ملیت ها و زبان را باید در اسرار و پیچیدگی های نظام آفرینش جستجو نمود که بیش از هر چیزی معرفت ساز و عرفان زاست.
(یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم) (18) ، 
(و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ان فی ذلک لایات للعالمین) (19).


7. خداوند فرزندان آدمی را کرامت و شرافت والائی بخشیده.
(و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر) (20)


و انسان را حامل امانت و سری بزرگ که آسمان ها و کوه ها از پذیرش آن سرباز زدند، قرار داده است.
(انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان) (21).


8. همه انسان ها در برابر خدا بطور یکسان مسئولند و نیز نسبت به افراد دیگر و جامعه وظائف مشترکی بر عهده دارند. زیرا همگی مخلوق خدا و عضو جامعه اند.
(کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته) (22).


9. هیچ گونه تفاوتی جز «تقوی » نمی تواند معیار تبعیض و نابرابری تلقی گردد و نابرابری و تمایز بر اساس تقوا نیز معیاری در تقسیم وظائف و وسیله ای برای نیل به اهداف عالیه انسانی است نه عامل تبعیض در برابر قانون 
(ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد کلکم لادم و آدم من تراب ان اکرمکم عند الله اتقیکم و لیس لعربی علی عجمی و لا لاحمر علی ابیض و لا لابیض علی احمر فضل الا بالتقوی) (23).


10. ارزش هر انسانی به میزان عمل و کیفیت آن بستگی دارد .
(کل نفس بما کسبت رهینه) (24) 
و معیار ارزیابی هر فردی توانائی و شایستگی اوست.
(قیمة کل امرء ما یحسنه) 
و شخصیت واقعی هر انسان را باید در وجود خود او جستجو کرد.
(من فاته حسب نفسه لم ینفعه حسب آبائه) (25) 
و شخصیت اضافی و اعتباری بدون شخصیت ذاتی سودی ندارد.
(من ابطا به عمله لم یسرع به نسبه) (26) 
و اگر از شخصیت تقوائی انسانها صرفنظر شود همه آنها علی رغم تمامی تفاوتها و اختلافهایشان برابرند. 
(اصل المرء دینه و حسبه خلقه کرمه تقواه و ان الناس من آدم شرع سواء) (27).


11. اسلام امتیاز طلبی های مبتنی بر ثروت و قدرت را محکوم می کند.
(و قالوا نحن اکثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبین قل ربی یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر و لکن اکثر الناس لا یعلمون) (28).
و برای خصائص نژادی نقشی در تقسیم عادلانه حقوق مردم قائل نمی شود.
(انی لا اری فی هذا الفی ء فضیلة لبنی اسماعیل علی غیرهم) (29)
و همه را در برابر قانون یکسان می شمارد 
(الناس کلهم سواء کالسنان المشط) (30) 
و حقوق و وظائف را متلازم و متساوی در مورد همه تعمیم می دهد 
(الحق لا یجری لاحد الا جری علیه و لا یجری علیه الا جری له) (31) 
و به زمامداران و دولتمردان دستور می دهد که همه را در برابر حق یکسان ببینند 
(و لیکن امر الناس عندک فی الحق سواء) (32) 
و اعلان شعار مساوات را در جامعه لازم می شمارد 
(و اعلموا ان الناس عدنا فی الحق اسوة) (33) 
(خذ سواء واعط سواء) (34). 
حضرت علی (علیه السلام) به فرمانداران خود دستور می داد حتی در نگاه کردن به مردم نیز مراعات مساوات کنند.
(واس بینهم فی اللحطه و النظرة) (35). 

 

 

پی نوشت ها:


13. نساء، آیه 1. 
14. انشقاق، آیه 6. 
15. ص، آیه 72. 
16. یونس، آیه 19. 
17. نهج البلاغه، نامه 53. 
18. حجرات، آیه 13. 
19. روم، آیه 22. 
20. اسراء، آیه 70. 
21. احزاب، آیه 70. 
22. ورام، ص 60. 
23. از سخنان پیامبر اسلام (ص) در حجة الوداع، رجوع شود به تحف العقول، ص 29. 
24. مدثر، آیه 38. 
25. نهج البلاغه، باب حکم شماره 389. 
26. نهج البلاغه، باب حکم شماره 22. 
27. امام باقر (ع) سفینة البحار، ج 2، ص 348. 
28. سبا، آیه 36 و 35. 
29. وسائل الشیعه، ج 11، ص 80. 
30. من لا یحضره الفقیه، ص 579. 
31. نهج البلاغه، خطبه 216. 
32. نهج البلاغه، نامه 59. 
33. نهج البلاغه، نامه 70. 
34. وسائل الشیعه، ج 12، ص 10. 
35. نهج البلاغه، نامه 27.

 
 
 
 

 

منبع: سایت حوزه

 

بازدید 419 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا