پیامدهای زیان بار کینه توزی

اهمیت کینه زدایی

یکی از ویژگی های مردان و زنان خداجو، پرهیز از کینه توزی است. آنان آرزومندند که دل های شان همچون دل های بهشتیان، تهی از کینه و دشمنی مؤمنان شود.

در قرآن کریم آمده:«وَلاَ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّا لِلَّذِینَ آمَنُوا؛ در دل هایمان از آنان که ایمان آورده اند، کینه ای قرار مده.» (حشر: 10)

در مقابل، آنان که به خدا و سرای آخرت ایمان ندارند، کینه دیگران را در دل جای می دهند و در کمین فرصتی برای انتقام گیری هستند.

«کینه توزی و دشمنی، نفس قدسی انسان را بیمار می سازد و همیشه روح، از آن در آزار است. همچنین آدمی را از بساط قرب الهی دور و از هم نشینی با ساکنان عالم قدسی محروم می کند و صاحب خود را از آنچه شیوه اهل ایمان و نیکان است، باز می دارد.

کینه توزی، از گناهان عارضی مهم دل به شمار می آید. وقتی انسان از کسی خشمگین می شود، در حالی که زمینه انتقام جویی برایش فراهم نباشد، دشمنیِ او را به دل می گیرد. در این صورت، حالتی در دل او شکل می گیرد که به آن، «کینه» می گویند. این حالت، مناسب مؤمنان نیست.

حضرت علی علیه السلام در سفارش، برای کینه زدایی از دل ها می فرماید: «طَهِّرُوا قلوبَکم من الْحِقد فانّهُ داءٌ مرمی؛ دل ها را از کینه پاک سازید، زیرا کینه توزی دردی مهلک است.» انسان های کینه توز، طبعی پست و فرومایه دارند و چون از دشمن خود انتقام می کشند، حالت سرمستی و غرور می یابند و دل های آدمیان پست و مغرور، نور الهی را بر نمی تابد. ازاین رو، خداوند در قرآن مجید می فرماید: «مؤمنان از خدا می خواهند که دل شان را از کینه دیگران پاک سازد». (حشر: 10)

از امام علی علیه السلام نیز نقل می کنند: «رأسُ العیُوبِ الْحِقْدِ؛ کینه توزی در رأس عیب هاست».

 

1. کینه توزی، نوعی دل مشغولی برای انتقام جویی و خارج شدن از جاده سلامت نفس است.

2. مؤمنان پاک دل، هیچ گاه در دل هایشان کینه را جای نمی دهند.

 

کینه ها، مانعی بر سر راه تکامل آدمی

کینه توزی، همان گونه که برای حرکت دل به سوی کمال مانع است، از خردورزی و عقلانیت آدم ها نیز جلوگیری می کند؛ زیرا کینه توزی و حس انتقام جویی، به آدمی این اجازه را نمی دهد که درباره دیگران درست بیندیشد و آنها را دقیق بشناسد. پس شناخت درست و استدلال منطقی و نتیجه گیری مطمئن زمانی امکان پذیر است که عقل آدمی، از هرگونه محدودیتی آزاد باشد. بدیهی است که کینه توزی، اندیشه و نتیجه آن را به سمتی نادرست می کشاند و عقل را وا می دارد که در جهت انتقام گرفتن از دیگران و برای ضربه زدن به آنها حرکت کند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «سلاحُ الشّرِّ الحِقد؛ کینه ابزار شرارت و فتنه است».

برای رهایی از چنین دل مشغولی هایی، باید با عزم و توان بسیار، برای کینه زدایی و پالایش قلب از این دشمن خطرناک کوشید.

حضرت علی علیه السلام در سخنی دیگر می فرماید: «مَنْ اَطْرَحَ الْحِقْد اِسْتراحَ قَلْبُهُ ولُبُّه؛ کسی که کینه را دور بریزد، دل و عقلش آسوده می شود.»

در واقع، انسان ها در پی زندگی آرام و سرشار از محبت و به دور از شعله های کینه و نفرت هستند؛ زیرا نیک می دانند که کینه، شاخ و برگ و ریشه درخت معنویت را می سوزاند.

کینه توزی افزون بر فرد، اجتماع را نیز به جهنمی از فتنه ها، آشوب ها و دشمنی ها تبدیل می سازد. پس چه خوب است، از آتش کینه توزی دوری و به سفارش رسول رحمت صلی الله علیه و آله عمل کنیم که فرمود: «دنیا کوچک تر و بی ارزش تر و ناچیزتر از آن است که در آن، از کینه ها پیروی شود.»

آری، مؤمن کینه به دل نمی گیرد و به فرمایش امام صادق علیه السلام :

حِقْدُ المُؤمن مُقامَةٌ ثم یُفارق اخاه فلا یَجِد علیه شیئا و حِقْدُ الکافِر دَهْرُه.

کینه مؤمن، لحظه ای است و چون از برادر دینی خود جدا شود، کینه او را در دل نگه نمی دارد، ولی کینه کافر، دائمی است.

 

تأثیر کینه توزی بر فرد و جامعه

کینه توزی، در جامعه فتنه و آشوب می آفریند و هرگاه بر شمار کینه توزان افزوده شود، این دشمنی به بیماری تبدیل خواهد شد که زندگی و پیشرفت جامعه را به شدت تهدید می کند. در محیط کار، کینه توزی به تحقیر شخص مورد کینه می انجامد. بدین ترتیب، زمینه بی توجهی یا کم توجهی به او را فراهم می سازد و خواسته یا ناخواسته، همدلی و همکاری، از این محیط رخت بر می بندد و کارها به سامان نمی رسد.

اینکه انتظار داریم، آدمی هیچ گاه به خشم و غضب دچار نشود، بسیار سخت و مشکل است، ولی می توان خشم را گذرا و بی کینه کرد.

بی شک، مؤمنان و انسان های درستکار نیز گاهی به خشم و غضب گرفتار می شوند، ولی هرگز خشم و عصبانیت آنها به سرحد گناه و کینه توزی نمی رسد؛ زیرا خشم آنها از دو حال خارج نیست: یا خشم شان زودگذر است و پس از فروکش کردن خشم، هیچ کینه ای در دل آنها باقی نمی ماند، یا اینکه اگر کینه ای هم در دل شان باقی بماند، از آن بسیار اندوهناک هستند و می کوشند تا ریشه این صفت زشت را از دل خویش برکنند. شایسته است که به فرموده امام صادق علیه السلام نیز دقت کنیم که:

المُؤمنُ یَحقِد مادام فی مَجلسِهِ فَاذا قامَ ذَهَب عَنْهُ الْحِقد.

مؤمن وقتی در مجلس است [ممکن است] دچار کینه شود، ولی آن گاه که از مجلس خارج شد، کینه هم از دل او می رود.

 

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «تنها کسانی عاقل هستند که کینه ها را از دل بیرون کنند».

 

 

برخی عوامل کینه توزی

گفت وگو، گاه برای حقیقت جویی است، ولی گاهی گفت وگو با هدفی نادرست مانند فضل فروشی و به رخ کشیدن برتری در دانش صورت می گیرد. اگر هدف گفتمان، پست و ناشایست باشد، تلاش هر یک از دو طرف گفت وگو آن است که طرف دیگر را محکوم و سخن خود را حاکم کند. گاهی حتی پس از آنکه به روشنی ثابت می شود که حق با او نیست، باز هم با همه وجود بر دیدگاه خویش پافشاری می کند و از پذیرش حق روی بر می تابد. این حالت را (مِراء) می گویند که ائمه نیز در روایت ها به شدت از آن نهی می کنند.

یکی دیگر از عوامل کینه توزی، سخن چینی و شوخی های بیش از اندازه و بدون مرز است. زشتی بدگویی و سخن چینی، در نهایت آشکار می شود و به گوش کسی که از او بد گفته اند، خواهد رسید و همین امر، سبب ایجاد کینه و دشمنی میان شان خواهد شد.

امیرمؤمنان علی علیه السلام، سخن چینی را از عوامل مهم کینه توزی می داند و می فرماید: «اِیّاکم والنمائم فَاِنَّها تُورثُ الضَغائن؛از سخن چینی بپرهیزید که کینه توزی می آورد.»

در روایتی دیگر، آن حضرت می فرماید: «از سخن چینی بپرهیزید که در دل های مردان، کینه توزی می آفریند.» در برخی دیگر از روایت ها، شوخی های بی اساس و بدون مرز، از اسباب کینه توزی معرفی می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از شوخی بپرهیزید، زیرا بدخواهی می آورد و کینه بر جای می گذارد و دشنام کوچک به شمار می رود».

 

 

 

 

 

منبع: سراج نت

 

بازدید 633 بار
برچسب‌ها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا