برتری جویی (علو)

یکی از رذائل اخلاقی روحیه (علّو) و برتری جویی است که ابلیس و فرعون و قارون و.. . دارای چنین صفتی بودند و پیامبران الهی با روح برتری جویی مقابله و مبارزه می نمودند. در قرآن نیز آیات بسیاری در مذمت کبر و استکبار و علو آمده است که از باب نمونه به یک آیه اشاره می نماییم.

«تِلْک الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً»[1]؛

سرای آخرت تنها برای کسانی است که اراده برتری جویی و فساد در زمین را ندارند، و نه تنها روحیه برتری جویی، و فساد ندارند که اراده آن را نیز نمی کنند و قلبشان از این امور پاک و روحشان از این آلودگی ها منزّه است.

 

حضرت علی علیه السلام فرمود: این آیه درباره زمامداران عادل و متواضع و همچنین سایر قدرتمندان از توده های مردم نازل شده است.

همچنین فرمود: گاه می شود که انسان از این لذت می برد که بند کفش او از بند کفش دوستش بهتر باشد بدین جهت داخل می شود تحت آیه فوق، چرا که این هم شاخه کوچکی از برتری جویی است.[2]

 

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که دوست دارد مردم در مقابلش بایستند جایگاه او مملو از آتش خواهد بود.[3]

طاووس یمانی می گوید: شنیدم که می فرمود: اگر خواستی مردی از اهل آتش را مشاهده کنی به آن کسی نگاه کن که خودش نشسته و مردم را در اطراف خود سرِپا نگاه داشته است.[4]

 

برتری جویی در سیره معصومین

پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین با این که مظهر عالین و بزرگان واقعی جهان بشریت بودند اما هرگز روحیه بزرگ طلبی و علو نداشتند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی برای دعای مردگان به قبرستان رفته بود یاران و اصحاب او به دنبالش در حرکت بودند، ناگهان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد حاضرین جلوتر حرکت کنند. یاران سئوال کردند چرا اصحاب جلوتر حرکت کنند؟ حضرت فرمود:

«اشْفَقْتُ انْ یقَعَ فی نَفْسی شَیی مِنَ الْکبر»؛

من ترسیدم این نوع همراهی شما در قلب من ذره ای از کبر ایجاد نماید.

و شبیه این برخورد، هنگامی اتفاق افتاد، که مؤمنین از دیدن آن حضرت خوشحال شده گفتند: مرحبا به سرور و مولای ما. پیامبر از شنیدن این سخن به شدت ناراحت شد و فرمود: مرا با این القاب خطاب نکنید؛ بلکه بگویید: مرحبا به پیامبر ما.[5]

 

اباذر می گوید: سلمان بر اساس رسوم ایرانی پس از ایمان به اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواست دست و پای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ببوسد لذا خود را به پاهای مبارک آن حضرت افکند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای سلمان با من همانند رفتار عجم ها که با پادشاهان می کنند رفتار مکن؛ زیرا من مثل شما بنده ای از بندگان خدا هستم.[6]

 

امام سجاد علیه السلام در یکی از دعاهایش می فرماید: خدایا به هر اندازه ای که در میان مردم مرا گرامی می داری در نفسم متواضع ساز. به هر مقداری که برایم عزّت ظاهری فراهم می کنی ذلّت باطنی در نفسم ایجاد کن.[7]

 

حضرت علی علیه السلام در معرفی خود فرمود: من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ ملامتی نمی ترسند نه تکبر می ورزند و نه علو و برتری جویی دارند.[8]

 

بزنطی یکی از دانشمندان مشهور در زمان امام رضا علیه السلام است.

روزی به امام عرض کرد: آرزو دارم اگر رفت و آمدم باعث ایجاد ناراحتی از طرف حکومت نیست بطور حضوری در خانه از سخنانتان استفاده نمایم. امام رضا علیه السلام به دنبال شرایط و وقت مناسبی بود تا او را بپذیرد تا این که روزی امام علیه السلام مرکب خویش را فرستاد و بزنطی را پیش خود فرا خواند و تا نیمه های شب گفتگوهای علمی بین امام و او انجام گرفت.

بزنطی از این گفتگو بسیار شادمان شد. هنگام خواب امام رضا علیه السلام به خدمتکارش فرمود: بستر خصوصی خودم را برای بزنطی بگستران.

هنگامی که بزنطی در رختخواب امام علیه السلام قرار گرفت. از شادی خوابش نمی برد و در اندیشه بود که اکنون در دنیا کسی از من خوشبخت تر نیست. در این هنگام امام، بزنطی را مخاطب قرار داده و فرمودند: آنچه را که امشب برایت پیش آمد مایه فخر و مباهات خود مپندار. زیرا صعصعة ابن صوحان که از یاران حضرت علی علیه السلام بود بیمار شد و علی علیه السلام به عیادتش رفت و به او بسیار محبّت نمود و دست خویش را بر پشت صعصعه گذاشت. حضرت علی علیه السلام هنگام حرکت فرمود: این امور را هرگز مایه فخر و مباهات خود مپندار، اینها دلیل بر چیزی نمی شود من این را جهت تکلیف خودم انجام دادم و نباید کسی این امور را برای خود ملاک برتری بپندارد.[9]

 

 

پی نوشت ها

[1] . قصص/ 83.

[2] . تفسير نمونه، ج 16، ص 179.

[3] . اخلاق فلسفى، ج 2، ص 152.

[4] . اذا ارَدْتَ انْ تَنْظُرَ الى‏ رَجُلٍ مِنْ اهْلِ النّار. الكنى و الالقاب، ج 2، ص 441.

[5] - زمينه ‏هاى فساد در جامعه، ص 61، مكتب اسلام، سال 26، ش 5، ص 70.

[6] زمينه ‏هاى فساد در جامعه، ص 61، مكتب اسلام، سال 26، ش 5، ص 70.

[7] . صحيفه سجاديه، دعاى 20، ص 131.

[8] . نهج البلاغه، خطبه 192، قسمت 136.

[9] . كافى، ج 3، ب كبر.

 

 

 

 

منبع: خود و ناخود، محمود اکبری، صفحه 150.

 

بازدید 474 بار
برچسب‌ها
محتوای بیشتر در این بخش: « عواقب وضعی ظلم مجالست با بدان »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا