عواقب وضعی ظلم

اثرات ذیل را می توان به عنوان پیامدهای وضعی و غیر قابل برداشت ظلم برشمرد.

 

1- برگشت ظلم به خودش

سیره الهی و سنّت خداوند بر این اقامه شده است که هر ستمی را به همان صورت جزا دهد.

قال علی علیه السلام:

«مَنْ حَفَرَ لَاخیهِ بِئراً اوْ قَعَهُ اللَّهُ فیهِ»[1]

کسی که برای برادرش چاهی حفر کند، خدای او را در همان خواهد انداخت.

و البته این پژواک و انعکاس هر عملی است.

 

«کما تَدینُ تُدانُ»[2]

همان گونه که جزا دهی، به تو خواهند داد.

و لذا آنکه شمشیر ستم بر کسی کشد، با همان شمشیر کشته می شود.

 

قال علی علیه السلام:

«مَنْ سَلَّ سَیفَ الْبَغی قُتِلَ بِهِ»[3]

کسی که شمشیر ستم کشد، خود به آن کشته می شود.

ناگفته نماند این سنّت خداوندی خاص انسان نیست بلکه بر تمام چرخه طبیعت حاکم می باشد.

 

بچشم خویش دیدم در گذرگاه

که زد بر جان موری مرغکی راه

 

هنوز از صید منقارش نپرداخت

که مرغ دیگر آمد کار او ساخت

                                                                          

2- عقوبت سریع

حضرت امیر علیه السلام در این باره می فرمایند:

«ایاک وَالْبَغْی فَانِّهُ یعَجِّلُ الصَّرْعَةَ وَیحُلُّ بِالْعامِلِ بِهِ الْعَبَرَ (الغیر)»[4]

بر تو باد دوری از ستم که افتادن را نزدیک و اندوه آور است.

 

امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است.

«انَّ اعْجَلَ الشَرِّ عُقُوبةً الْبَغْی»[5]

گناهی که کیفرش از همه زودتر می رسد، ستم است.

 

3- انتقام حتمی

انتقام مظلوم از ظالم حتماً در دنیا صورت می پذیرد.

قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله:

«لَوْ بَغی جَبَلٌ عَلی جَبَلٍ لَجَعَلَ اللَّهُ الباغی مِنْهُما دَکاً»[6]

اگر کوهی به کوهی ستم کند، خداوند، کوهی که ستم کرده است در هم می کوبد.

 

ولی اگر ظالم به واسطه برخی مصالح چون احسان زیاد، صله رحم، اکرام والدین، تکریم علماء، سادات و ریش سفیدان و... موجبات راحتی دنیوی را برای خود فراهم کرده باشد و یا اینکه قبل از انتقام مظلوم از وی به علت دیگری هلاک شود، بالاخره انتقام از ذریه او گرفته خواهد شد.

 

قال الصادق علیه السلام:

«مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً اخِذَ بِها فی نَفْسِهِ اوْ فِی مالِهِ اوْ فِی وَلَدِهِ»[7]

کسی که ستمی به کسی روا دارد خود یا اموالش و یا اولادش به همان ستم گرفتار میشوند.

 

در روایت ذیل علاوه بر بیان همین مطلب، امام علیه السلام در پاسخ اینکه چرا ستم به اولاد و ذریه می رسد؟ به آیه حرمت خوردن مال یتیم اشاره نموده است. در آن آیه برای ترغیب دیگران به پرهیز از اموال ایتام به ناحقّ، خداوند می فرماید: آیا خورنده مال یتیم نمی ترسد در مورد ایتام او نیز همین رفتار را داشته باشند.

 

قال الصادق علیه السلام:

«مَنْ ظَلَمَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیهِ مَنْ یظْلِمُهُ اوْ عَلی عَقِبِهِ او عَلَی عَقِبِ عَقِبِهِ»[8]

هرکس ستم کند، خداوند کسی را مسلط می کند تا به او یا فرزندان و نوادگانش ستم کند.

 

«عبدالعلی» که راوی روایت است می گوید: عرض کردم او ستم کرده و خداوند به فرزند یا نوه اش ستمکاری را مسلط می سازد؟! حضرت فرمودند:

«انَّ اللَّه عَزَّوَجَلّ یقول «وَلْیخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَکوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیةً ضِعافاً خافُوا عَلَیهِمْ فَلْیتَّقُوا اللَّهَ وَلْیقُولُوا قَوْلًا سَدیداً»[9]

کسانی که از آینده فرزندان ضعیف خود می ترسند، باید از ستم نسبت به یتیمان بهراسند و تقوا پیشه کنند و سخن راست و درست بگویند.

 

بهرحال اثر طبیعی ظلم این است که همان ظلم به ستمکار برسد، و اگر او شرایط آثار آن ظلم را نداشته باشد، این پیامد در اولاد او ظاهر شود، همانند اثر آتش که سوزندگی است، حال اگر بر قطعه آهنی تأثیری جدی نداشته باشد، چوب را می تواند بسوازند.

پس در واقع این اثر وضعی ظلم است و بایستی جاری گردد. البته چه بسا فرزندانی که تاوان ستم پدرشان را می بینند، به خاطر تحمل اثر ستم پدر، در دنیا و یا آخرت از پاداش خداوند بهره مند گردند.

 

4- سلب نعمت

قال علی علیه السلام:

«بِالظُّلْمِ تَزُولُ النِّعَمَ»[10]

ظلم، نعمت را زایل می کند.

 

ونیز می فرماید:

«الْبَغْی یسْلُبُ النِّعْمَةَ»[11]

ستم، نعمت را سلب می کند.

 

5- کاسته شدن عمر

قال علی علیه السلام:

«مَنْ جارَ قُصِمَ عُمْرُهُ»[12]

آنکه ستم کند عمرش کم می شود.

 

6- مطرود درگاه حقّ

قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله:

«اوحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الی داوُدَ علیه السلام: قل لِلظّالِمینَ لایذْکروُنَنی، فانَّهُ حَقٌّ عَلَی انْ اذْکرَ مَنْ ذَکرَنی، وَانَّ ذِکری ایاهُمْ انْ الْعَنَهُمْ»[13]

خدای به حضرت داود علیه السلام وحی کرد که: به ظالمین بگو: کسی از آنها مرا یاد نکند، چرا که بر من لازم است هرکس مرا یاد کند، او را یاد نمایم، و یاد ظالمین به این است که آنها را از درگاه خود طرد کنم.

 

 

پی نوشت ها

[1] غررالحكم.

[2] نهج البلاغه- خطبه 152 به ترتيب فيض و 153 به ترتيب صبحى.

[3] بحار الانوار- جلد 77- صفحه 211.

[4] غرر الحكم.

[5] اصول كافى- جلد 2- صفحه 327.

[6] وسايل الشيعه- جلد 11- صفحه 334.

[7] وسايل الشيعه- جلد 11- صفحه 338.

[8] اصول كافى- جلد 2- صفحه 332.

[9] نساء- 9.

[10] غرر الحكم.

[11] غررالحكم.

[12] غرر الحكم.

[13] بحار الانوار- جلد 75- صفحه 319.

 
 
 
 
 
 
منبع: اخلاق در قرآن و سنت حاوی یکصد مبحث اخلاقی، جلد 2، صفحه 144.
 
بازدید 444 بار
برچسب‌ها
محتوای بیشتر در این بخش: « خودمحوری برتری جویی (علو) »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا