خودمحوری

یکی از آثار و پیامدهای خود برتر بینی، خود محوری است که انسان خود را محور حق و باطل، درست و نادرست بداند و تشخیص خود را معیار نیک و بد بداند و مردم را به پیروی از خود دعوت کند و همه چیز را برای خود بخواهد و فقط آنچه را که خود می فهمد صحیح بداند و بس، خود محوری ممکن است در یک جامعه یا یک کشور بروز کند که خطرات آن به مراتب بیشتر و شدیدتر است. جوامع خود محور، تمام ارزش های انسانی و اجتماعی و اخلاقی را در محورهایی قرار می دهند که منافع آنها را تأمین کند و اگر همان ارزش ها در جایی دیگر باشد به کلّی از اعتبار ساقط و بی ارزش است.

لذا حضرت علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: مبغوض ترین افراد نزد خدا، کسی است که خدا او را به خودش واگذاشته و او از راه راست منحرف گشته و بدون راهنما گام برمی دارد، اگر به کشتزار دنیا خوانده شود (اجابت می کند) و برای آن می کوشد و اگر به کشتزار آخرت و نعمت های گوناگون دعوت شود، سستی می ورزد و از جمله دعاهایی که بسیار مطلوب است این است که از خدا بخواهیم که ما را به خودمان واگذار نکند.[1]

 

 

آثار خود محوری

الف- سقوط انسان

خودمحوری در بینش توحیدی نهایت سقوط انسان است، زیرا حرکت به سوی خدا حرکت به سوی کمال مطلق است؛ ولی حرکت به سوی خود، فاصله گرفتن و دور شدن از کمال مطلق است و در نتیجه سقوط انسان است و انسانی که خود محور شد تدریجاً ماهیت انسانی اش به هویت شیطانی مبدل می شود.

 

ب- بدعت گذاری

خود محوری، موجب بدعت گذاری در دین می شود؛ زیرا خود محوران به خاطر پیروی از هوی و هوس و تمایلات نفسانی خود آنچه را بخواهند انجام می دهند و گاهی برای مشروعیت بخشیدن به عمل خود سعی می کنند رنگ مذهبی بدهند.

خودمحوران هم خود مُجرم و گناهکارند، و هم عامل جرم و گناه دیگران هستند؛ زیرا با استبدادی که دارند هر کاری را انجام می دهند و به جامعه نیز تحمیل می کنند.

 

ج- جنگ افروزی

خود محوران وسیله ای برای برانگیخته شدن فتنه ها و جنگ ها در تاریخ بوده و هستند.[2]

 

د- گرایش به فساد

یکی از آثار خود محوری گرایش به فساد و آلودگی است. افرادی که در اثر غرور مال و مقام و یا غرور جوانی به نصایح دیگران توجه نمی کنند و کم کم آلوده می شوند تا جایی که همه درهای نجات را بر روی خود می بندد و در عاقبت انگشت حسرت و ندامت بر دهان می گیرند. و در ندامت گاهها فراوانند از این افراد. در اینجا به نامه کوتاه، یکی از آنها اشاره می نماییم:

او می نویسد: با اینکه من از یک خانواده آبرومند و مذهبی هستم؛ امّا خودم به مسائل مذهبی بی توجهی می کردم و اهل رفیق بازی بودم و به حرف کسی گوش نمی دادم و علاقه ای به درس و کتاب نداشتم. برای اینکه خود را بزرگ نشان دهم شروع به کشیدن سیگار کردم، مادرم دل خوشی از من نداشت. پدرم مرحوم شد. کم کم رو به اعتیاد آوردم و تمام هستیم را فدای دوستان ناباب کردم و امروز در حسرت از دست دادن جوانی و سعادت خود هستم.

 

نشانه های خودمحوران

الف- استبداد رأی

بارزترین نشانه انسان های خود محور، استبداد رأی و دیکتاتوری است؛ به خاطر این روحیه به هر طریق که بتوانند سعی می کنند خواسته ها واهداف خود را عملی سازند و در برابر هیچ منطقی تسلیم نمی گردند؛ زیرا احساس می کنند که اگر حتی در مقابل سخن منطقی دیگران تسلیم شوند موقعیت و ابهّت دورغین آنها شکست خواهد خورد.

 

ب- ترویج تملق

خود محوران، دوستدارِ تملقّ هستند. لذا افرادی را دور خود جمع می کنند که همواره زبان به چاپلوسی آنها باز کنند و در همه حرکت ها و تصمیم گیری هایشان آنان را تمجید کنند.

 

ج- دوری گزیدن از انتقاد

انسانهای خود محور، به دلیل خوگرفتن با چاپلوسان به شدت از انتقاد دیگران برانگیخته می شوند و بدون بررسی انتقادها سعی می کنند با افراد منتقد برخورد نمایند تا کسی جرأتِ انتقاد از آنان را پیدا نکند. آنها نصیحت ناصحان را دشمنی تلقی می کنند و حتی دلسوزی های نزدیک ترین افراد را بدخواهی می پندارند.

 

د- بیگانگی با ارزش ها

ویژگی های عملی و انسان های خودمحور به خوبی نشان می دهد که آنها با ارزش های انسان ساز اسلامی بیگانه هستند و اعتقاد چندانی به آنها ندارند.

 

راه درمان

برای ریشه کن ساختن روحیه خود محوری علاوه بر راههای درمان بیماری خود برتر بینی که بحث آن گذشت جایگزین ساختن خدا به جای خود است. خدا محوری از اساسی ترین و مهمترین بُعد فلسفه بعثت انبیاء است قرآن می فرماید:

«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ»[3]؛

به تحقیق در میان هر امتی پیامبری را به رسالت برانگیختیم تا انسان ها را به بندگی خدا فرا بخواند.

انبیا برپایه رسالت آسمانی خویش، با تمام وجود می کوشیدند تا انسان ها را به فطرت اولیه خود بازگردانند و از آنها موجوداتی خدا محور بسازند.

 

 

پی نوشت ها

[1] . قال على عليه السلام:«انَّ مِنْ ابْغَضِ الرِّجال الىَ اللَّهِ لَعَبْدٌ وَ كَلَّهُ اللَّه الى‏ نَفْسِه جائراً عَنْ قَصْدِ السبيل سائراً بِغَيْرِ دَليل انْ دُعِىَ الى حَرْثِ الدُنيا عَمِلَ و انْ دُعِىَ الى‏ حَرْثِ الآخرة كَسِلَ»(نهج البلاغه، خطبه 103، قسمت 7).

[2] . شرح نهج البلاغه، محمد تقى جعفرى، ج 4، ص 188.

[3] . نحل/ 36.

 

 

 

منبع: محمود اکبری؛ خود و ناخود، صفحه 147.

 

بازدید 562 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « انس با والدین عواقب وضعی ظلم »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا