پنج شنبه, 28 تیر 1397 10:40

راهکار قرآن درباره افسردگی

افسردگی از جمله بیماری های روانی است که در جوامع مختلف شیوع دارد. این اختلال روانی در قرن اخیر یکی از مشکلات مهم و نگران کنندۀ جوامع و از جمله، عوامل تهدید کنندۀ وضعیت اقتصادی کشورها به شمار می رود و از این رو مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و سیاستگزاران امور بهداشتی کشورها و سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته است.[1]

 

قبل از پاسخ لازم است به بررسی علت های بروز این حالت روانی بپردازیم:

1- عوامل زیست شناختی: شامل آمادگی های ژنتیکی، پیام رسانی های عصبی، نور و آندوکرین و. . . البته این عوامل ارتباطی با اعتقادات مذهبی ندارد و یا ارتباط آن ضعیف است.

 

2- عوامل روان شناختی: شامل دیدگاه های روان پویایی، شناختی، رفتاری و. . . که در سبب شناسی افسردگی نقش زیادی دارند. توضیح این که:

1- 2- دیدگاه های روان پویایی: از نظردانشمندان روان شناسی، از دست دادن فرد مورد علاقه و یا هر شی دوست داشتنی، باعث ایجاد اضطراب و تنش های درونی می گردد، که در صورت درون فکنی آن، باعث بروز افسردگی می شود.

2- 2- دیدگاه های شناختی: آقای keeB مثلث شناختی منفی را در سبب شناسی افسردگی به صورت ذیل مطرح می نماید:

* نگرش منفی نسبت به خویشتن این نوع نگرش باعث «بروز احساس حقارت» در انسان می شود.

* نگرش منفی نسبت به تجربیات گذشته این نوع نگرش موجب بروز «احساس بدبینی» در انسان می گردد.

* نگرش منفی نسبت به حوادث آینده که باعث «احساس ناامیدی» در انسان می شود.

 

بروز این گونه احساسات باعث ایجاد افسردگی در فرد می شود.

3- 2- دیدگاه های رفتاری (یادگیری): رفتارگرایان معتقدند که تجربۀ مستمر ناراحتی، ناکامی و درماندگی را به دنبال دارد که خود باعث ایجاد افسردگی می گردد.

 

3- عوامل جامعه شناختی: جامعه شناسان عوامل زیر را موجب بروز افسردگی می دانند:

1- 3- حوادث تنش زای زندگی.

2- 3- تجرد و خانوادۀاز هم گسسته: براساس بررسی های میدانی، افسردگی در افراد مجرد و به ویژه در افرادی که با طلاق از هم جدا شده اند و خانواده های گسسته، شیوع بیشتری دارد.

3- 3- احساس تنهایی و انزوا از عوامل افسردگی به شمار می رود.

4- 3- فقر اجتماعی.

 

آنچه گفته شد عواملی بود که صاحب نظران برای بروز افسردگی برشمرده اند، گرچه موارد دیگری نیز در بروز این بیماری وجود دارد که بیان تمامی موارد آن از حوصله این مقاله خارج است.

 

راه درمان:

قرآن کریم به عنوان تنها منبع وحیانی مورد اعتماد؛ با نگاهی جامع به انسان، و نیازهای او و ظرفیت وجودیش، دستورالعمل هایی را برای سالم ماندن از حمله های عصبی، افسردگی و هر بیماری دیگر بیان کرده است.

 

قرآن کریم می فرماید:

«مومنان کسانی هستند که هر گاه مصیبتی به آنان برسد متوجه خداوند شده و می گویند: انا لله و انا الیه راجعون.[2] در حقیقت ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم. »

 

قرآن کریم با بیان این دستورالعمل، انسان مصیبت زده را از افتادن به ورطۀ اضطراب و افسردگی نجات می دهد و در صورت بروز اضطراب با بیان «أَلَا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[3]، او را به آرامش و دور شدن از اضطراب دعوت می کند. شخصی که معتقد به نیرویی فراتر از ماده باشد هیچ گاه از دست دادن چیزی از امور دنیوی او را افسرده و غمگین نمی کند.

 

طبق بیان دیدگاه های شناختی (همان طور که گذشت)، سه نگرش منفی وجود دارد که باعث بروز افسردگی در انسان می گردد. ولی خداوند در مقابله با این عوامل می فرماید:

 «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» [4]

 از این رو شخصی که خود را عزیز بداند و به این نسخۀشفا بخش توجه کند دچار احساس حقارت نمی گردد.

 

خداوند در جای دیگر از احساس بدبینی نهی و آن را گناهی بزرگ شمرده و می فرماید:

 «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» [5]

 «ای مردم! در واقع ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را نژادها و قبیله هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. »

 

آری کسی که به آیات الهی مومن است تلاش می کند نسبت به دیگران بدگمانی نداشته باشد یا بد گمانی خود را کنترل کند؛ در آن حال از افسردگی و افسرده شدن نجات یافته است.

 

قرآن کریم در رابطه با عامل دیگر ایجاد افسردگی یعنی احساس نومیدی، می فرماید:

 «وَلَا تَیأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا ییأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» [6]

 «و از [گشایش و] رحمت خدا ناامید نشوید؛ [چرا] که جز گروه کافران، (کسی) از رحمت خدا ناامید نمی شود. »

 

و در جای دیگر می فرماید:

 «قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»[7]

 «بگو: «ای بندگان من که در مورد خودتان زیاده روی کرده اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، [چرا] که خدا تمام آثار (گناهان) را می آمرزد؛ که تنها او بسیار آمرزنده [و] مهرورز است. »

 

از جمله عوامل دیگر افسردگی، تجربۀمستمر ناراحتی بود، قرآن کریم راه نفوذ برخی ناراحتی ها را که ممکن است عواملی مانند: نوع نگاه شخص به وقایع اطراف باشد را مسدود کرده است و می فرماید:

 «عَسَی أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکمْ وَاللّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[8]

 «و چه بسا از چیزی ناخشنودید، و آن برای شما خوب است؛ و چه بسا چیزی را دوست می دارید و آن برای شما بد است. و خدا می داند، و شما نمی دانید. »

 

در زندگی روزمره، حوادثی اتفاق می افتد که ممکن است باعث ناراحتی انسان شود. خداوند می فرماید: در رابطه با این امور، ناراحتی به خود راه ندهید. چه بسا همین امر که به ظاهر موجب ناراحتی شما شده است، مصلحت شما در آن باشد. از آن جا که این بیان عام می باشد، فرد مومن باید نسبت به هر امر به ظاهر ناراحت کننده با دیدۀمثبت نگریسته و از گرفتار شدن در کمند غمگینی شدید رهایی می یابد.

 

عوامل جامعه شناختی مطرح شده نیز، از نگاه قرآن مخفی نمانده و با بیاناتی شیوا، انسان را از وارد شدن به آن محدوده باز داشته است و می فرماید:

«وَلَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَی ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» [9]

«و قطعاً [همه ] شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در ثروت ها و جان ها و محصولات، آزمایش می کنیم؛ و به شکیبایان مژده ده. »

خداوند در این آیه عوامل امتحان بشر را باز می شمارد. عواملی که در صورت عدم ایمان شخص، باعث تنش در زندگی او می شود و فرد را به کام افسردگی فرو می برد، اما خداوند با تذکر به این نکته که این موارد برای امتحان و آشکار شدن افراد صابر است و جامعۀاسلامی را از ورود به اضطراب و افسردگی نجات می دهد.

 

 

پی نوشت:

[1] اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، ج 1، ص 15، مقاله (شواهد پژوهشی در رابطه بین وابستگی مذهبی و افسردگی)، دکتر احمدعلی نوربالا

[2] بقره/ 156

[3] رعد/ 28- «آگاه باشید! یاد خدا دل ها را آرامش می دهد. »

[4] منافقون/ 8- «در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مومنان است. »

[5] حجرات/ 13

[6] یوسف/ 87-

[7] زمر/ 53

[8] بقره/ 216-

[9] بقره/ 155

 

 

 

 

منبع: پرسش و پاسخ های قرآنی ویژه جوانان، جلد 6، صفحه 28.

 

منتشرشده در قرآن و حدیث
شنبه, 06 فروردين 776 18:20

مهربان تر از مادر

این متن با در کنار هم قرار دادن رفتار مادران و آیاتی از قرآن، سعی می نماید که مهربانی خدا در حق ما را به کمک بیان صحنه هایی از مهربانی های مادر، برایمان ملموس کند.

 

سوره بقره: آیه 216

گاهی از بایدها و نبایدهایش دلخور می شدم. گاهی خیال می کردم حساسیتهایش بی دلیل است. سالها گذشت تا فهمیدم مادر مهربانم چیزی می دانست که من نمی دانستم

عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ
چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است; و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است. و خدا مى داند، و شما نمى دانید. (بقره ،216)



سوره زمر: آیه 53

خطای بزرگی مرتکب شدم. دوست داشتم از مادر عذرخواهی کنم. اما نمی دانستم آیا عذرم را می پذیرد یا نه، وقتی تردید را در نگاه شرمسارم دید. قدم پیش کشید و مرا در آغوش کشید.

 

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم داشته‏ ايد از رحمت‏ خدا نوميد مشويد که ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.( سوره زمر، آیه 53)

سوره اعراف: آیه 42

مادر مهربانم همیشه کارهایی را به عهده من می گذاشت، اما هیچگاه چیزی بیش از توانم از من طلب نمی کرد.

 

وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ

و کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند ـ البته هیچ کس را جز به اندازه توانائیش تکلیف نمى کنیم ـ آنها اهل بهشتند; و جاودانه در آن خواهند ماند. (سوره اعراف، آیه 42)



سوره نساء:آیه 69

مادر مهربانم مرا در انتخاب دوستان خوب راهنمایی می کرد.

 

وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدیقان و شهیدان شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت (ایمان، اخلاق، و عمل صالح) داده؛ و اینان نیکو رفیقانی هستند. (سوره نساء، آیه 69)

 


سوره آل عمران: آیه92

در کودکی روزی مادرم چند آبنبات به من داد و از من خواست تا یکی از آنها را به دوستم بدهم. سخاوت را مادرم اینگونه به من آموخت.

 

لنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ

هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می کنید، خداوند از آن آگاه است (سوره آل عمران، آیه92)



سوره یوسف:آیه 3

مادرم با قصه های زیبایش به من درس زیبازیستن می آموخت.

 

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلینَ

ما نیکوترین حکایت ها ( و روش قصه گویی) را به سبب این قرآن، که به سوی تو وحی کردیم، برای تو حکایت می کنیم؛ و مسلماً بیش از این از بی خبران بودی!(سوره یوسف، آیه 3)



سوره مائده:آیه 6

مادر مهربانم به پاکیزگی و سلامت جسم و جان من بسیار اهمیت می داد

 

مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

خدا نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجااد کند، بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آوربد. ( سوره مائده، آیه 6)


سوره اعراف:آیه 26

مادر مهربانم لباسهای زیبا و پاکیزه به من پوشاند

 

يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ

ای فرزندان آدم! در حقیقت لباسی برای شما فرو فرستادیم که شما را می پوشاند و مایه زینت است و پوشش تقوا و پارسایی این بهتر است، این از نشانه های خداست، باشد که آنان متذکر شوند.(سوره اعراف، آیه 26)



سوره زمر: آیه 40

مادر مهربانم به من آموخت که گذشت شیرین تر است از انتقام.

 

وَ جَزاءُ سَیِّئَة سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ لایُحِبُّ الظّالِمِینَ

مجازات بدی همانند آن است و هرکس ببخشد و اصلاح نماید، پس پاداش او بر خداست، که او ستمکاران را دوست ندارد .(سوره زمر، آیه 40)



سوره تحریم : آیه 6

مادر مهربانم همیشه مرا از عواقب کارهای اشتباهم آگاه می ساخت

 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لایَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ

اى کسانى که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید; آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا مى نمایند! (سوره تحریم ، آیه 6)

 

 

 

 

منبع: سایت اهل البیت علیهم السلام

 

منتشرشده در قرآن و حدیث
جمعه, 28 ارديبهشت 1397 22:32

هدایت و ضلالت در قرآن

بی توفیق شدن و گمراه گشتن افراد آلوده و منحرف امری است کاملاً طبیعی، سعادت هر انسانی بسته به این است که تمام نیروها و استعدادهای مادی و معنوی وجود خود را به طور صحیح پرورش دهد. «هدایت الهی» به معنی توفیق و کمک او بر کارهای خیر و راه های نیک بختی و سعادت است و آن مخصوص کسانی است که در راه حق گام بردارند و در این راه مجاهده کنند.
 
 
 
 

عدالت خداوند از عقاید اصولی ما مسلمانان است و ما معتقدیم همه ی کارهای خداوند متعال بر اساس عدل و حکمت انجام می گیرد؛ با توجه به این اصل، ممکن است این سئوال مطرح شود که: منظور از جمله ی «یضِلُّ مَنْ یشَاءُ وَ یهْدِی مَنْ یشاءُ» در آیه 93 سوره ی نحل و مانند آن چیست؟ اگر هدایت و گمراهی به خواست خداست، چگونه با عدل الهی سازگار است که ما را به جرم گمراهی کیفر و در برابر هدایت پاداش دهد؟ که این نوشتار در صدد است تا به صورت بسیار مختصر به این مسأله بپردازد.

آیات قرآن مجید یکدیگر را تفسیر می کنند؛ بسیاری از آیات هست که باید در برابر هم چیده شوند تا معنی آنها با توجه به یکدیگر روشن گردد.

 

آیه ی فوق که درباره ی «ضلالت و هدایت» سخن می گوید، از این قبیل است و بنابراین، باید معنی کامل این آیه ی شریفه را با توجه به سایر آیات که درباره ی ضلالت و هدایت صحبت می کند به دست آورد.

در این آیه گفته شده: «خداوند هر که را بخواهد هدایت می کند». در آیات دیگری از قرآن مانند آیه ی 74 سوره ی مؤمن گفته شده: «کذلک یضِلُّ اللهُ الْکافِرینَ؛ این گونه خداوند کافران را گمراه می سازد.» در آیه ی 34 از سوره ی مؤمن چنین می خوانیم: «کذلِک یضِلُّ اللهُ مَنْ هُوَ مُسْرِف مُرْتاب؛ این گونه خداوند هر اسراف کار تردیده کننده ای را گمراه می سازد».

 

این دو آیه توضیح می دهند چگونه کسانی توفیق و لطف الهی را از دست داده و از راه مستقیم زندگی و سعادت دور می افتند و ما به توجه به این دو آیه می توانیم معنی آیه ی مورد بحث را به طور روشن بفهمیم. وقتی دو آیه ی اخیر را پهلوی آیه ی اول می گذاریم، معلوم می شود آنهایی که به مضمون آیه ی اول از هدایت پروردگار محروم می شوند همان گنهکاران و افراد بی ایمان و ستمگرند، نه افراد دیگر.

چنان که باید توجه داشت که بی توفیق شدن و گمراه گشتن افراد آلوده و منحرف امری است کاملاً طبیعی، سعادت هر انسانی بسته به این است که تمام نیروها و استعدادهای مادی و معنوی وجود خود را به طور صحیح پرورش دهد و به اصطلاح به مقام «فعلیت» درآورد.

 

بهترین راه این پرورش روحی و جسمی و رسیدن به سعادت شایسته ی انسانی، پیروی از دستورات و تعالیمی است که خداوند به وسیله ی پیامبران گرامی خود به بشر عرضه داشته است. کسانی که از عمل به این تعالیم و دستورات سرپیچی می کنند و گنهکار می شوند از رسیدن به سعادت باز می مانند، آنان دیگر شایستگی ندارند که لطف و توفیق الهی شامل حالشان شود و هدایت یابند، آنها استعداد پذیرش توفیق الهی را از دست می دهند و معنی «گمراه شدن آنها در اثر گناه» که در آیات سابق اشاره شد نیز همین است.

 

در آیه ی 79 سوره ی نساء به این حقیقت به شکل دیگری اشاره شده و خداوند چنین فرموده: «ما اَصابَک مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ وَ ما اَصابَک مِنْ سیئَةٍ فَمِنْ نَفْسِک؛. (آری،) آنچه از نیکی ها به تو می رسد از طرف خداست؛ و آنچه از بدی به تو می رسد، از سوی خود تو است.» در جمله ی دوم تصریح شده که سرچشمه ی هر گونه گمراهی و کنار افتادگی از راه صحیح زندگی و در نتیجه دوری از سعادت مطلوب انسانی، خود انسان و اعمال اوست.

 

در مورد هدایت الهی که در آیه ی مورد بحث به آن اشاره شده است «و هر که را بخواهد هدایت می کند» نیز مطلب همین طور است، منظور از هدایت همان لطف و توفیق الهی است که شامل حال بندگان خالص می شود؛ این افراد هر روز استعداد و شایستگی خود را برای پذیرش توفیق الهی در اثر عمل به دستورات و تعالیم آسمانی بیش تر می کنند و از آن سهم بیش تری می برند.

 

نتیجه این که: «هدایت الهی» به معنی توفیق و کمک او بر کارهای خیر و راه های نیک بختی و سعادت است و آن مخصوص کسانی است که در راه حق گام بردارند و در این راه مجاهده کنند (وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا).[1] و «ضلالت» یعنی سلب این توفیق و قطع این کمک الهی، مخصوص گنهکاران و ستمگران و مسرفان و افراد بی ایمان است وگرنه خداوند بدون علّت نه کسی را هدایت می کند و نه هدایت خود را از کسی دریغ می دارد.

 

 

پی نوشت:

[1] سوره عنکبوت: آیه 69.

 

 

 

منبع: معارفی از کتاب دین.

 

منتشرشده در قرآن و حدیث
صفحه3 از11

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا