مبانی فقهی،اعتقادی و تاریخی شهادت سوم ( شهادت ثالثه: گواهی به ولایت امیر المومنین ) در اذان شیعه

 

شهادت سوم در اذان شیعه:

 

اذان

مقصود از شهادت سوم ، شهادت بر ولایت امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام (پس از شهادت بر یگانگى خداوند و رسالت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله ) در اذان و اقامه است . در احادیثى كه از اهل بیت علیهم السلام در تبیین بندهاى اذان به ما رسیده است ، شهادت سوم وجود ندارد . از این رو ، شیخ المحدّثین ، صدوق (م 381 ق) پس از اشاره به روایت ابو بكر حضرمى و كلیب اسدى 1 در كتاب من لایحضره الفقیه ، در تبیین بندهاى اذان مى گوید : مصنّف این كتاب مى گوید : اذان صحیح ، همین است . نه چیزى به آن افزوده و نه چیزى از آن كاسته مى شود ؛ امّا مفوّضه 2 ـ كه خدایشان لعنت كناد ـ اخبارى ساخته اند و به موجب آنها دو بار جمله «محمّد و آل محمّد خیر البریّة» را به اذان افزوده اند. نیز در پاره اى از روایاتشان آورده اند كه پس از «أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه»، دو بار باید گفت: «أشهد أنّ علیّا ولىّ اللّه.»

بعضى از آنان هم به جاى آن ، این جمله را روایت كرده اند: «أشهد أنّ علیّا أمیر المؤمنین حقّا» كه دو بار باید گفته شود . البتّه شكّى نیست كه على[ علیه السلام] ، ولىّ خداست و او امیر المؤمنینِ واقعى است و محمّد و خاندان او ـ صلوات اللّه علیهم ـ بهترین انسان هایند ؛ امّا هیچ یك از اینها در اصل ، جزء اذان نیست . و من ، این روایاتِ ساختگى را بدان سبب آوردم تا به وسیله این افزوده هاى ساختگى ، افراد متّهم به تفویض ـ كه خودشان را میان ما جا زده اند ـ شناخته شوند . 3

همچنین شیخ الطائفه محمّد بن حسن طوسى (م 460ق) در النهایة مى گوید :

و امّا جمله هاى : أشهد أنّ علیّا ولىّ اللّه و آل محمّد خیر البریّة ـ كه در اخبار شاذ روایت شده اند ـ در اذان به آنها عمل نمى شود ، و هر كس به آنها عمل كند (آنها را در اذان بگوید) ، خطاكار است . 4 او در كتاب المبسوط مى گوید : جمله هاى : أشهد أنّ علیّا أمیر المؤمنین ، و آل محمّد خیر البریّة ـ كه در روایات شاذ آمده اند ـ در اذان به آنها عمل نمى شود ، و اگر انسان آنها را به كار برد ، گناه نكرده است ، هر چند نه موجب فضیلت اذان و نه موجب كامل شدن بندهاى اذان مى گردد . 5 سایر فقهاى بزرگ شیعه نیز ، چه فقیهان پیش از شیخ طوسى و چه پس از او (مانند : شیخ مفید در المقنعة ، 6 سیّد مرتضى در الرسائل ، 7 حلبى در الكافى ، 8 سَلاّر در المراسم ، 9 محقّق حلّى در المعتبر ، 10 علاّمه حلّى در المنتهى) 11 تا مقدّس اردبیلى (م 993ق) در شرح خود بر الإرشاد ، هیچ یك ، این شهادت را در میان بندهاى اذان ، ذكر نكرده اند . به سخن دیگر ، مى توان گفت كه جزء اذان نبودن شهادت سوم ، تا قرن دهم در میان فقهاى بزرگ شیعه مورد اتّفاق بوده است . البتّه از قرن یازدهم ، با ظهور مسلك اخبارى گرى ، نظریّه فقهاى گذشته مورد خدشه قرار گرفت و ظاهرا نخستین كسى كه رأى شیخ صدوق را درباره شهادت سوم زیر سؤال برد ، ملاّ محمّدتقى مجلسى معروف به مجلسىِ اوّل (م 1070ق)است.

وى در كتاب روضة المتّقین در ذیل كلام صدوق مى گوید : با در نظر گرفتن فراوانىِ اخبارى كه درباره افزایش و كاهش [ بندهاى اذان ]وارد شده و ما تنها بعضى از آنها را آوردیم ، یقین كردن به این كه این اخبار ، ساختگى هستند ، مشكل است . ظاهرا اخبار مربوط به افزوده شدن این جملات ، هم در اصول (كتاب هاى «اصل») وجود دارند و هم صحیح اند، چنان كه از كار محقّق و علاّمه و شهید ـ رحمهم اللّه ـ چنین پیداست ؛ زیرا این اخبار را شاذ دانسته اند و حدیث شاذ ، حدیثى است كه صحیح ، امّا غیر مشهور است ، با آن كه قائلان به صحّت این اخبار نیز اندك اند ـ چنان كه دانستى ـ . پس به صرف این كه مفوّضه یا عامّه (اهل سنّت) به چیزى عمل كنند ، نمى توان به عدم آن یا ساختگى بودنش قطع پیدا كرد ، مگر آن كه از ائمّه ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایتى دالّ بر این امر رسیده باشد ، كه در این مورد نرسیده است .

به علاوه ، شیعه در گذشته و حال ، به آن (ذكر شهادت سوم در اذان) عمل كرده است . ظاهر روایات نیز بیانگر آن است كه هر گاه كسى به آن عمل كند ، گنهكار نیست ، مگر در صورت یقین به شرعى بودنش ، كه در این صورت خطاكار است . بهتر ، آن است كه آن (شهادت سوم) را جزء ایمان بداند ، نه جزء اذان . 12

مى توان گفت كه جزء اذان نبودن شهادت سوم ، تا قرن دهم در میان فقهاى بزرگ شیعه مورد اتّفاق بوده است . البتّه از قرن یازدهم ، با ظهور مسلك اخبارى گـرى، نظریّه فقهاى گذشته مورد خدشه قرار گرفت و ظاهرا نخستین كسى كه رأى شیخ صدوق را درباره شهادت سوم زیر سـؤال برد ، ملاّ محمّدتقـى مجلسى معـروف به مجلسىِ اوّل (م 1070ق)است

وى در كتاب حدیقة المتّقین در مورد شهادت سوم مى گوید : جمعى از اصحاب ، نقل كرده اند كه در اخبار شاذ ، آمده است كه آن ، جزء اذان است و اگر كسى این دو بند را به این عنوان بگوید كه اگر از شارعْ متلقّى است ، فبها ، و اگر تیمّنا وتبرّكا باشد ، بهتر است . 13

اشهد ان علی ولی الله

نیز در شرح فارسى بر كتاب من لایحضره الفقیه مى نویسد : ... مصطلح ارباب حدیث ، آن است كه خبر صحیحِ مخالف با مشهور را شاذ مى گویند و در زمان محقّق و علاّمه كتب حدیث ما بسیار بوده است . بنا بر این ، یقین كردن به ساختگى بودن این اخبار ، مشكل است ... . پس اگر كسى این كلمات را بگوید ، چنانچه مطلوب شارع باشد ـ ولو به عنوان تیمّن و تبرّك ـ فبها و اشكالى ندارد ، هر چند اگر نگویند ، بهتر است ... . 14

بنا بر این ، مجلسىِ اوّل، هر چند سخن شیخ صدوق و همه فقهایى را كه اخبار دالّ بر جزء اذان بودنِ شهادت سوم را مخدوش دانسته اند، رد كرده است ، ولى خود قائل به جزء بودنِ آن براى اذان نیست . البتّه فرزند او ، علاّمه محمّدباقر مجلسى ، قدم را بالاتر گذاشته و بعید نمى داند كه شهادت سوم ، از اجزاى مستحبّ اذان باشد : بعید نیست كه شهادت سوم (شهادت به ولایت) از اجزاى مستحبّ اذان باشد ؛ چرا كه شیخ ، علاّمه ، شهید و دیگران به وارد شدن اخبار [از سوى ائمّه علیهم السلام] در این باره ، گواهى داده اند . 15

سیّد نعمة اللّه جزایرى در الأنوار النعمانیّة 16 و شیخ یوسف بحرانى در الحدائق الناضرة 17 نیز ـ كه هر دو ، مشى اخبارى گرى دارند ـ نظر علاّمه مجلسى را تأیید كرده اند، هر چند در همان دوران ، برخى از فقیهان غیر اخبارى (مانند : محقّق سبزوارى18 و سبط شهید ثانى 19 ) همان نظر فقیهان متقدّم را داشته اند .

با ظهور فقیه و محقّق بزرگوار ، وحید بهبهانى (م 1205ق) ، مسلك اخبارى گرى افول كرد ؛ امّا وى ضمن تصریح به جزء نبودن شهادت سوم در اذان و بدعت دانستن و حرمتِ گفتن آن به قصد جزئیت ، با تمسّك به قاعده «تسامح در ادلّه سُنَن» و خبر موجود در الاحتجاج طبرسى 20 و نیز قیاس به فرستادن صلوات پس از نام گرامى پیامبر خدا ، گفتن آن را به قصد مطلق قربت و نه به قصد جزئیت براى اذان ، مخل به اذان نمى داند ؛ بلكه آن را مندوب مى شمارد . سایر فقها تا دوره معاصر نیز همین نظر را تأیید كرده اند . 21

خلاصه كلام ، این كه : فقهاى بزرگ شیعه ، چه قدما و چه متأخّرانشان ، هیچ یك ، شهادت سوم را جزء اذان نمى دانند ؛ امّا بسیارى از آنها معتقدند كه گفتن آن بعد از شهادت بر رسالت خاتم انبیاء بدون قصد جزئیت ، اشكالى ندارد ؛ بلكه به قصد مطلق ذكر ، مطلوب است .22

پاورقی: 

1) . ر . ك : ص 38 ح 23 .

2) . مفوّضه فرقه اى از غالیان بودند كه اعتقاد داشتند خداوند ، محمّد صلى الله علیه و آله را آفرید و آفرینش دنیا را به او وا گذاشت . از این رو، پیامبر صلى الله علیه و آله نیز آفریدگار است و به قولى ، معتقد بودند كه پیامبر صلى الله علیه و آله هم كار آفرینش دنیا را به على علیه السلاموا گذاشت ر . ك : معجم مصطلحات الحدیث : ص 169 (المفوّضه) .

3) . كتاب من لایحضره الفقیه : ج 1 ص 188ـ189 .

4) . النهایة : ص 69 .

5) . المبسوط : ج 1 ص 99 .

6) . المقنعة : ص 100 .

7) . رسائل الشریف المرتضى : ج 3 ص 30 .

8) . الكافى ، حلبى : ص 120 .

9) . المراسم العلویّة : ص 67 .

10) . المعتبر : ج 2 ص 124 .

11) . منتهى المطلب : ج 4 ص 377 .

12). روضة المتّقین : ج 2 ص 245 .

13) . حدیقة المتّقین (مخطوط) : ص 17 .

14) . لوامع صاحبقرانى : ج 1 ص 182 .

15) . بحار الأنوار : ج 84 ص 111 .

16) . الأنوار النعمانیّة : ج 1 ص 169 .

17) . الحدائق الناضرة : ج 7 ص 403 .

18) . ذخیرة المعاد : ج 2 ص 254 .

19) . الزهران الزویة فى الروضة البهیّة (مخطوط) .

20) . قاسم بن معاویه روایت كرد كه : به امام صادق علیه السلام گفتم : اینها در حدیث معراج روایت مى كنند كه چون پیامبر خدا به معراج برده شد ، بر عرش دید ... و چون خداوند عز و جل ماه را آفرید ، بر آن نوشت : «لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ أمیر المؤمنین» و اینها همان لكّه هاى سیاهى هستند كه شما در ماه مى بینید . پس هر گاه یكى از شما مى گوید : «لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه » ، باید بگوید : «علىٌّ امیر المؤمنین» (الاحتجاج : ج 1 ص 365 ح 62) .

21) . ر . ك : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة ... : ص384ـ417 .

22)فرهنگ نامه اذان، مسعودی، عبدالهادی؛ شیخی، حمیدرضا

----------------

فتوای مراجع تقلید درباره شادت سوم:

 

آیه الله سيد علي سيستاني:

مسأله ۹٠۵ ـ «أَشْهَدُ أنَّ عَلِيّاً وَليُّ اللّه‏ِ» جزء اذان و اقامه نيست ، و لى خوب است بعد از «أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه‏َ» به قصد قربت گفته شود .

آیه الله مكارم شيرازي:

مسأله 843ـ «اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیَّاً وَلِىُّ اللّهِ» (یعنى گواهى مى دهم که على ولىّ خدا بر همه خلق است) جزء اذان و اقامه نیست، ولى خوب است بعد از «اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» به قصد تبرّک گفته شود، لکن به صورتى که معلوم شود جزء آن نیست.

آیه الله سيد صادق شيرازي:

مسأله 1000: « أشْهَدُ أنَّ عَلِياً وَلىُّ اللّه » جزو اذان و اقامه است. و در بعضى از روايات به آن اشاره شده است.
 
استفتاء شماره 161: شهادت ثالثه جزء اذان و اقامه است به این معنی که بدون آن اذان و اقامه ناقص است.
 
امام خميني:

٩١٩ "اشهد ان عليا ولى الله" جزو اذان و اقامه نيست، ولى خوب است بعداز "اشهد ان محمدا رسول الله" به قصد قربت گفته شود.
 
آیه الله سيد صادق روحاني:

مسأله 925 ـ مستحب است گفتن اشهد ان امير المؤمنين عليا ولي الله يا اشهد ان عليا اميرالمؤمنين وولي الله در اذان و اقامه، بعد از اشهد ان محمدا رسول الله، بلكه چون در اين ازمنه اين جمله جزء شعائر مذهب تشيع مى باشد و بعضى از فقهاء احتمال وجوب آن را داده اند، ترك نشود.

 
آیه الله علوي گرگاني:

مسأله 928- «أشْهَدُ أنَّ عَلِيَّاً وَلِيُ اللّهِ» جزء اذان واقامه نيست، ولي خوب است بعد از «أشْهَدُ‌أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه»، به قصد قربت گفته شود.
 
آیه الله مظاهري:

مسئله 729- «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللَّهِ» جزو اذان و اقامه نيست ولى مستحب است بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَداً رَسُولُ اللَّهِ»، دو مرتبه گفته شود (مستحب در مستحب)، لكن چون فعلاً شعار شيعه است، بايد گفته شود.
 
آیه الله وحيد خراساني:

مسأله ۹۲۸ ـ اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیا وَلِی اللّهِ» جزء اذان و اقامه نیست ، ولى چون ولایت آن حضرت مكمّل دین است ، شهادت به آن در هر حال و از جمله بعد از «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمُّداً رَسُولُ اللّهِ» از أفضل قُربات است.
 
آیه الله مجتبى تهرانى:

مسأله 919- وَ اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّا وَلِىُّ اللّه‏ جزء اذان و اقامه نيست؛ ولى خوبست بعد از اشهد ان محمدا رسول اللّه‏، به قصد قربت گفته شود.
 
آیه الله تقي مدرسي:

استفتاء شماره 153
فقها گفته اند كه شهادت سوم (اشهد ان علياً ولي الله) جزء اذان و اقامه نيست ولي شهادت به رسالت حضرت ختمى مرتبت را كامل مى كند و امروزه شعار شيعيان شده است. بنابراين اولى آن است كه به قصد رجاء مطلوبيت گفته شود.
 
آیه الله سيد محمد حسيني شاهرودي:

مسأله 928) أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللّه جزء اذان و اقامه نيست. ولى خوبست بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ، به قصد قربت گفته شود.
 
آیه الله عبدالكريم موسوي اردبيلي:

پاسخ : گفتن شهادت ثالثه در اذان و اقامه، به عنوان جزئيت جايز نيست؛ ولى گفتن در اذان و اقامه، به قصد قربت مطلقه، خوب است.
 
آیه الله سبحاني:

مسأله 775)أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللّه جزو اذان و اقامه نيست ولى خوب است بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ، به قصد قربت مطلقه و زينت اذان و اقامه گفته شود.
 
آیه الله صافي گلپايگاني:

مسأله928.  «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ الله»جزو اذان و اقامه نيست، ولي خوب است بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله»، به قصد قربت گفته شود.
 
آیه الله خامنه اي:

س 456: گفتن «أشهد أنّ علياً ولي الله» به عنوان شعار تشيع خوب و مهم است و بايد به قصد قربت مطلقه گفته شود، ولى جزو اذان و اقامه نيست.
 
  آیه الله نوري همداني:

(مساله 920) اشهدً انّ علياً وليً اللهِ جزء اذان و اقامه نيست ولي خوب است بعد از اشهدً انّ محمداً رسولُ‌ اللهِ، به قصد قربت گفته شود. و چون در امثال زمان ما، شعا ر تشيع محسوب مي شود در هر جا که اظهار اين شعار مستحسن و لازم باشد، گفتن آن هم مستحسن و لازم است.
 
مرحوم آیه الله بروجردي:

مسأله 928- «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیاً وَلِی اللهِ» جزء اذان و اقامه نیست، ولی خوب است بعد از «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللهِ» به قصد قربت گفته شود.
 
مرحوم آیه الله سيد محمد شيرازي:

مسأله 1000: (أشْهَدُ أنَّ عَلِياً وَليُّ الله) جزو اذان و اقامه است. و در رواياتى به آن اشاره شده كه در (الفقه) بيان نموده ايم.
 
مرحوم آیه الله بهجت:

اذان و اقامه مسأله« 36 » بعيد نيست مستحب بودن اقرار به ولايت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام در اذان مستحبى، در صورتى كه به نيّت مطلوب بودن گفته شود ، به عبارات مختلفى كه در « نهايه » و « فقيه » و « احتجاج » نقل شده است كه « اَنَّ عَلِيّا وَلِىُّ اللّه » و يا « عَلِىٌّ اَميرُ المُؤمِنين » و يا به عبارت « اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّا وَلِىُّ اللّه » باشد ، و اما اقرار به ولايت اگر چه در غير اذان باشد خوب است ، پس احتياج به دليل مخصوص ندارد؛ و كاملترين عبارتى كه در اينجا گفته مى شود آن است كه اقرار به خليفه بودن يا وصى بودن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه طاهرين عليهم السلام در آن باشد.
 
مرحوم آیه الله ميرزا جواد تبريزي:

مـسـالـه 928 : اشهد ان عليا ولى اللّه جزو اذان و اقامه نيست , ولى خوب است بعد از اشهد ان محمدا رسول اللّه به قصد قربت گفته شود.
 
مرحوم آیه الله فاضل لنكراني:

رسال عمليه صفحه 156: اَشْهَدُ اَنَّ عَليَّاً وَلىُّ اللهِ جزو اذان و اقامه نيست ولى خوب است بعد از اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللهِ به قصد قربت گفته شود
 
---------------------
دلایل شیعه برای شهادت بر ولایت حضرت علی(ع) در اذان:
 
 
شهادت به ولایت حضرت علی(ع) هیچ گاه جزء اذان نبوده است. ولی مستحب است كه انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(ص) این شهادت را نیز ذكر كند. به دلایلی كه اشاره خواهیم كرد، شیعه افزودن «اشهد ان علیاً ولی الله» را به اذان نه تنها بدعت و مخالف كتاب و سنت نمی داند، بلكه بر افزودن آن نیز اصرار دارد.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،  شهادت به ولایت حضرت علی(ع) «اشهد ان علیاً ولی الله» هیچ گاه جزء اذان نبوده است. فقها نیز در كتاب های فقهی خود، یادآور شده اند كه نبایستی كسی این شهادت را به نیت جزء اذان بگوید.

ولی مستحب است كه انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(ص) این شهادت را نیز ذكر كند؛ و آن را جزء اذان به حساب نیاورد. و به دلایلی كه اشاره خواهیم كرد، شیعه افزودن آن را به اذان نه تنها بدعت و مخالف كتاب و سنت نمی داند، بلكه بر افزودن آن نیز اصرار دارد.[1]

در مورد سابقۀ این عبارت باید عرض شود:

حضرت آیت الله سید اسماعیل مرعشی در كتاب اهمیت اذان واقامه و سومین شهادت، دو حدیث را از كتاب «السلافه فی امر الخلافه» كه اثر محقق و دانشمند بزرگ اهل سنت شیخ عبدالله مراغی مصری است نقل می كند و از این دو حدیث برمی آید كه شهادت سوم از زمان رسول خدا(ص) وجود داشته است.

1- سلمان فارسی در عصر پیامبر در اذان و اقامه بعد از گواهی به یكتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) به ولایت امیرمؤمنان علی (ع) نیز شهادت می داد. یكی از اصحاب به محضر رسول خدا(ص) رسید و عرض كرد: «ای رسول خدا، امروز موضوعی را شنیدم كه قبلا" نشنیده بودم. پیامبر فرمود: آن موضوع چیست؟ او عرض كرد: سلمان اذان می گفت.

شنیدم او بعد از گواهی به یكتایی خدا و رسالت پیامبر(شهادتین) به ولایت علی (ع) گواهی داد (این ماجرا بعد از حجه الوداع پس از ماجرای غدیر رخ داد). پیامبر فرمو: سمعتم خیراً: چیز خوبی شنیده اید».

2- نیز در مورد ابوذر غفاری روایت شده، یكی از اصحاب نزد پیامبر(ص) آمد و عرض كرد: ای رسول خدا! ابوذر در اذان بعد از شهادت به رسالت پیامبر(ص) به ولایت علی شهادت می دهد و می گوید: «اشهد ان علیا" ولی الله» پیامبر فرمود: «كذلك اونسیتم قولی فی غدیر خم من كنت مولاه فعلی مولاه فمن ینكث فانما ینكث علی نفسه: همین گونه است.

مگر سخن مرا در غدیر خم فراموش كرده اید كه گفتم هر كس من رهبر او هستم پس علی (ع) رهبر او است. هر كس پیمان را بشكند قطعا" به خودش آسیب رسانده است». در هر حال علی (ع) به حكم آیه «انما ولیكم الله والرسول ...»،[مائده/55] از اولیاء الهی بر مسلمین است، شهادت دادن بر ولای علی به حكم آیه، بدون آن كه آن را جزء اذان بدانیم كاری است محبوب.

اگر به تاریخ مراجعه كنیم‌، در می یابیم كه به طور كلی، سه دیدگاه متفاوت در برخورد با امیرمؤمنان علی(ع) وجود داشته است‌:

1. عده‌ای از روی حسادت‌، آن حضرت را دشمن داشته و ایشان را مدتها، حتی بر روی منابر لعن می كردند.[2]

2. گروهی در دوستی و اظهار محبت نسبت به آن حضرت آنقدر افراط و غلوّ كردند كه العیاذ باللّه او را خدا می دانستند و می گفتند: مقام او از پیامبر(ص) هم بالاتر است‌.[3]

3. دسته سوم حد اعتدال را پیش گرفته و با وجود بیان و اثبات كرامات زیادی برای آن حضرت‌، معتقدند ایشان نه خدا بوده و نه پیامبر خدا؛ بلكه تنها ولی خدا و امام و پیشوای معصوم شیعیان است‌.

بر این اساس‌، شیخ صدوق‌ می فرماید: اصرار ما بر افزودن "اشهد انّ علیّا ولیّ اللّه‌" به این جهت است كه موضع‌گیری ما به عنوان شعار شیعه واقعی، در برابر كسانی كه ادعای دوستی نسبت به آن حضرت را دارند، كاملاً روشن شود و بدانند كه ما علی را فقط ولی خدا می دانیم‌. یكی از مهمترین وجوه بیان این "ذكر" همین نكته است‌.[4]

وجه دیگر این است كه شیعه افزودن این ذكر را به قصد رجا و امید به مطلوبیت این كار، انجام می دهد، و این مشكلی در اذان نمازگزار ایجاد نمی كند؛ چرا كه مثل صلوات بر پیامبر(ص) است‌.[5]

یعنی همانگونه كه وقتی در اذان یا در نماز یا هر جای دیگر، نام پیامبر اكرم(ص) را می‌شنویم‌، صلوات می فرستیم و آن‌ را جزئی از اذان و نماز نمی دانیم و این كار به نحو عمومی مستحب است‌، افزودن ذكر "اشهد انّ علیّا ولیّ الله" نیز چنین است‌.[6]

علامه سیدبحرالعلوم در همین باب می‌فرماید:

«و اكمل الشهادتین باللتی‌قد اكمل الدین بها فی الملة‌*فانها مثل الصلوة خارجة‌عن الخصوص بالعموم و الجهة‌؛[7] یعنی شهادتین را با جمله‌ای كامل كن كه دین با آن كامل می شود. (مسألة ولایت‌) این "ذكر" مثل "صلوات‌" است كه به نحو عمومی در هرجا مستحب است‌.»

از دیگر مستندات شیعه برای افزودن این "ذكر" این است كه شهادت به ولی خدا بودن امیرمؤمنان، از شعایر شیعه است كه در آیات و روایات متعددی به اثبات رسیده و همانگونه كه اشاره گردید، آیه 55 مائده بر این امر دلالت دارد.

همینطور روایتی كه از امام صادق‌(ع) نقل شده كه فرمودند: «هرگاه یكی از شما: "لا اله الاّ الله محمد رسول الله" گفت‌، به دنبال آن "علی امیرالمؤمنین‌" یا "ولی الله" را بیفزاید.»[8] بنابراین افزودن شهادت سوم (اشهد انّ علیّا ولیّ الله) در اذان بدعت نخواهد بود؛ بلكه به نحو عام مستند به آیات و روایات است‌.

منابع:

[1]. بحارالانوار، ج 81، ص 111، چاپ سوم‌، مصححه‌، داراحیأالتراث العربی‌، بیروت‌.
[2]. معالم المدرستین‌، علامه عسكری‌، ج 1، ص 370، مؤسسة البعثة‌.
[3]. فصل فی الملل و الاهوأ و النحل‌، ابن‌حزم اندلسی‌، حاشیه شهرستانی‌، ج 1، ص 204، نشر مكتبة المثنی بغداد.
[4]. بحارالانوار، ج 81، ص 111.
[5]. جواهرالكلام‌، نجفی‌، ج 9، كتاب الصلوة فی فصول الاذان‌، ص 89 و 90، داراحیأ التراث العربی‌، بیروت‌.
[6].جواهر، همان‌.
[7]. بحارالانوار، ج81، ص 112.
[8]. ر.ك‌: الاحتجاج‌، علامه طبرسی‌، ج 1، ص 231، منشورات دارالنعمان للطباعة و النشر نجف اشرف‌.
 
------------
 
سوال: دستور شهادت به ولایت امیرالمومنین(ع) در اذان و اقامه از چه زمانی و توسط چه کسی صادر شد؟
 
جواب:
 
آنچه كه در اذان از اميرمومنان (ع) ياد مي شود، شهادت به ولايت ايشان است و چون پس از شهادت به يگانگي خدا و رسالت حضرت محمد (ص) بيان مي شود، به شهادت ثالثه (سوم) مشهور است . در اين باره چند نكته بيان مي شود :
1. از ديدگاه شيعه ، اذاني كه در عصر رسول خدا(ص ) براي نماز قرائت مي شد به اين صورت بوده است :
«الله اكبر, الله اكبر, الله اكبر, الله اكبر, اشهد ان لا اله الا الله , اشهد ان لا اله الا الله . اشهد ان محمدا رسول الله , اشهد ان محمدا رسول الله . حي علي الصلوه , حي علي الصلوه , حي علي الفلاح , حي علي الفلاح , حي علي خير العمل , حي علي خير العمل , الله اكبر, الله اكبر, لا اله الا الله , لا اله الا الله» . (1)
از اين رو كسي نمي تواند جزئي بر آن اضافه و يا جزئي از آن را كم نمايد ؛ از ايين رو اهل سنت ، به دليل حذف «حي علي خير العمل » در اذان و اضافه كردن« الصلاه خير من النوم » در اذان نماز صبح ، مورد نقد قرار دارند.
1.شيعه معتقد است كه شهادت سوم جزء اذان نبوده است و نبايد كسي اين شهادت را به نيت اذان بگويد. هرچند كه بيان آن مستحب است.
2. به عقيده فقهاي شيعه اگر اين شهادت ، در اذان به قصد جزئيت ذكر شود، بدعت است ؛ شهيد اول ( متوفي 786هـ ) مى نويسد: «شهادت به ولايت على(عليه السلام) از احكام ايمان است، نه از الفاظ اذان»(2).
3. فقهاي شيعه ، شهادت سوم را بدون قصد جزئيّت، و تنها به قصد تبرك بدون اشكال دانسته ، بلكه مستحبّ مي شمارند. محقق قمي (متوفي 1231هـ ) مى نويسد: «اگر شهادت به ولايت به قصد استحباب باشد نه به قصد جزئيّت اشكالى ندارد، زيرا در اخبار مطلقه وارد است كه هرگاه يادى از محمّد(صلى الله عليه وآله)نموديد، خدا را ياد كنيد و هرگاه يادى از رسالت پيامبر(صلى الله عليه وآله)نموديد، «علىّ ولىّ الله» بگوييد(3) ده ها نفر ديگر از علماى شيعه نيز به استحباب شهادت ثالثه در اذان بدون قصد جزئيت فتوا داده اند.
4.برخي از فقها ، شهادت بر ولايت را رمز و شعار شيعه مي شمارند و از اين جهت، بر گفتن آن در اذان اصرار دارند، مرحوم سيد محسن حكيم مى نويسد: « شهادت به ولايت در اذان در اين زمان از شعائر ايمان و رمز تشيع است; لذا مى توان آن را از اين جهت راجح شرعى بلكه واجب دانست، ولى نه به عنوان جزئيت در اذان.»(4) مرحوم آقاي خويي نيز مي نويسد : «ما براي گفتن جمله اشهد ان عليا ولي الله نيازي به ورود نص(روايت) نداريم چون ولايت, از متممات رسالت, از مقومات ايمان و كمال دين است و بخصوص در اين عصر هيچ گونه نيازي به امر ديگري نيست چون اين جمله روشن ترين شعار شيعه و آشكارترين رمز تشيع است. بر اين اساس ذكر اين جمله , چه در اذان و چه در غير اذان هيچگونه اشكال ندارد. البته اين جمله جزو اذان نيست».(5)

استاد عبدالمحسن عبدالله سراوى مستبصر سورى مى گويد: « شيعه در اذان، شهادت به ولايت را به قصد جزئيت نمى گويد، بلكه از زمانى كه معاويه لعن بر على بن ابى طالب(عليه السلام) را بر بالاى منبرها و مأذنه ها علنى كرد، شيعه اماميه به اين فكر افتاد كه براى جلوگيرى از اين بدعت و مكتوم نشدن ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام)، شهادت به آن را به قصد تبرك در اذان ها اعلام دارد، همان گونه كه خداوند متعال اين امر را كتمان نكرده ودر قرآن به ولايت امام على(عليه السلام)شهادت داده است». (6)
5. برخي از متون حديثي گواه بر اين نكته است كه گويا از دوران رسول خدا (ص) ، برخي از اصحاب در اذان بر شهادت اميرمومنان (ع) اصرار داشتند ؛ شيخ عبد الله مراغى مصرى نقل مى كند: سلمان فارسى در اذان واقامه شهادت به ولايت على(عليه السلام) را بعد از شهادت به رسالت در زمان حيات پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى گفت. شخصى بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وارد شد وعرض كرد: اى رسول خدا! چيزى شنيدم كه تاكنون نشنيده بودم. پيامبر فرمود: چه شنيده اى؟ عرض كرد: سلمان در اذان بعد از شهادت به رسالت، شهادت به ولايت على(عليه السلام) مى دهد؟ حضرت فرمود: خير شنيدى . همو روايت كرده است: شخصى بر رسول خدا (صلى الله عليه وآله)وارد شد و عرض كرد: اى رسول خدا! ابوذر در اذان بعد از شهادت به رسالت، شهادت به ولايت على(عليه السلام) داده و مى گويد: اشهد انّ علياً ولىّ الله؟ حضرت فرمود: «همين طور است، آيا فراموش كرده ايد گفتار روز غدير را «من كنت مولاه فعلىّ مولاه؟» هر كس عهد بشكند بر خود ضرر كرده است.»(7)
پي نوشت:
1. وسائل الشيعه , ج 4, ص 644, ح 9.
2. شهيد اول ، الدروس الشرعيه، ج 1، ص 162.
3. الغنائم، ج 2، ص 423.
4.مستمسك العروة الوثقى، ج‏5، ص 545 .
5. مستند العروه , ج 2, ص 287
اجوبة الاستفتاءات (بالفارسية)، ص 93.6
6.القطوف الدانيه، ج 1، ص 57 ـ 58.
7.رضواني ، شيعه شناسي ،ج 2، ص393.
 
منبع کوثرنامه: تبیان، پرسمان دانشجویی و شیعه نیوز
 
بازدید 370 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز584
دیروز706
ماه8933
مجموع1724155

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا