شعر : (( ای دل جهان به کامِ تو، شُد شُد، نَشُد نَشُد - دولت اگر غلامِ تو، شُد شُد، نَشُد نَشُد )) از ميرزا علی نقی خان حکيم الممالک متخلص به حکيم

 

 
اي دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد

دولت اگر غلام تو شد شد نشد نشد


اين دختر زمانه که هر دم به دامني ست

يکدم اگر به کام تو شد شد نشد نشد


اين سکه ي بزرگي و اقبال و سروري

يک روزهم به نام تو شد شد نشد نشد


چون کار روزگار به تقدير يا قضاست

تقدير بر مرام تو شد شد نشد نشد


روز ازل چو قسمت هر چيز کرده اند

عيشي اگر سهام تو شد شد نشد نشد


چون بايد عاقبت بنهي خانه را به غير

آباده کاخ و بام تو شد شد نشد نشد


زان مي که تر کنند دماغي به روز غم

يک قطره گر به جام تو شد شد نشد نشد


دامي به شاهراه مرادي بگستران

اين صيد اگر به دام تو شد شد نشد نشد


يک دم غنيمت است بنوشان و مي بنوش

صبح اميد شام تو شد شد نشد نشد


در درگه ملک چو غلامان بزي حکيم

بر حضرتش مقام تو شد شد نشد نشد.

 

شاعر: ميرزا علي نقي خان حکيم الممالک متخلص به حکيم

منبع کوثرنامه: وبلاگ طلبه ای طالب یار

http://talebeyar.blogfa.com/cat-2.aspx 

بازدید 6474 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا