داستان قهرمان بت شکن

 

داستان قهرمان بت شکن


           
 
یک روز که مردم بت پرست از شهر بیرون رفته بودند، حضرت ابراهیم علیه السلام، تبر بزرگی برداشت و به بت خانه شهر رفت. در آن جا هیچ کس نبود. حضرت ابراهیم علیه السلام یکی یکی بت ها را شکست و همه آن ها را خرد کرد به جزبت بزرگ. آن گاه تبر را روی دوش بت بزرگ گذاشت و به خانه برگشت.

وقتی مردم به شهر بازگشتند و به بت خانه رفتند، ناگهان متوجه شدند که بت ها شکسته و خرد شده اند. آن ها ناراحت شدند و گفتند: این کار، حتما کار ابراهیم است. او بت ها را دوست ندارد و آن ها را نمی پرستد.

مردم به خانه حضرت ابراهیم علیه السلام رفتند، او را گرفتند و به بت خانه آوردند و از او پرسیدند: چه کسی بت های ما را شکسته است؟ آیا تو این کار را کرده ای؟!

حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: مگر نمی بینید تبر روی دوش بت بزرگ است؟ شاید او آن ها را شکسته است. اگر بت ها می توانند حرف بزنند از خود آن ها بپرسید.

مردم به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: چگونه از بت ها بپرسیم، آن ها نمی توانند حرف بزنند.

حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: آن ها فقط سنگ و چوب هستند و هیچ کاری نمی توانند بکنند. چرا به جای بت ها، خدای دانا و توانا را نمی پرستید؟!

گروهی از مردم درباره حضرت ابراهیم علیه السلام فکر کردند و با خود گفتند: شاید ابراهیم راست می گوید!
 

منبع کوثرنامه: کتاب قرآن دوم دبستان به نقل از پرتال اهل بیت
بازدید 8384 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا