ابیاتی از مرثيۀ آية‌ الله‌ مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ محمد حسين‌ غروی اصفهاني‌ معروف‌ به‌ كمپاني‌ در مصيبت‌  شهادت حضرت‌ فاطمه‌ زهراء سلام‌ الله‌ عليها

 

ابیاتی از مرثيۀ آية‌ الله‌ مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ محمد حسين‌ غروی اصفهاني‌ معروف‌ به‌كمپاني‌ در مصيبت‌ شهادت حضرت‌ فاطمه‌ زهراء سلام‌ الله‌ عليها:

 

وَ لِلسِّباطِ رَنَّةُ صَدَاهَا                        فِي‌ مَسْمَعِ الدَّهْرِ فَمَا أشْجَاهَا

...

ووَكزُ نَعلِ السَيفِ فِي جَنْبَيْهَـــــا         أتَى بِكُلِ مَا أَتَــــــــــــــــى عَليها

 

وَ لَسْتُ أدْرِي‌ خَبَرَ المِسْمَارِ                      سَلْ صَدْرَهَا خِزَانَةَ الاسْرَارِ

...

وَجَاوَزوا الحَدَّ بِلَطْمِ الخَدِّ                              شَلَّتْ يَدُ الطُّغْيَانِ وَالتَّعْدِي‌

 

فَاحْمَرَّتِ العَيْنُ وَ عَيْنُ المَعْرِفَة ‌               تُذْرِفُ بِالدَّمْعِ عَلَي‌ تِلْكَ الصَّفَة‌ 

...

ترجمه:

آن‌ تازيانه‌ كه‌ بر زهراء خورد، ناله‌ و صدائي‌ كرد كه‌ طنين‌ آن‌ در گوش‌ روزگار پيچيده‌ است‌؛ پس‌ چقدر غصّه‌ و حزن‌آور بوده‌ است‌؟

...

و ضربه ى (آهن یا نقره ى پایین) غلاف شمشیر بر دو پهلوى حضرتش به سر وى آورد آن چه را که آورد.

 

و من‌ آنكسي‌ نيستم‌ كه‌ خبر ميخ‌ را بدانم‌ و بفهمم‌؛ تو از سينۀ زهراء كه‌ خزينۀ اسرار است‌ اين‌ مطلب‌ را بپرس‌!

...

و  با نواختن سيلي برصورت او ظلم را از حد گذارندند، دست تجاوز و سرکشي بريده باد.

 

 

چشمان‌ زهراء از آن‌ سيلي‌ قرمز شد، و چشم‌ عرفان‌ روزگار پيوسته‌ براي‌ اين‌ حالت‌ زهراء اشكبار است‌.

...

--------------------------------------------------------

منابع:

دیوان کمپانی به نقل از کتاب امام شناسی علامه حسینی تهرانی

و: http://motaghin.com/fa_Default.asp?RP=M_News.asp&P1N=NewId&P1V=428&NewCategoryID=17

و: http://www.maarefislam.com/

و: http://www.yazahra.net/

و: http://shobeyr.persianblog.ir/ 

و: http://www.fadak.org/ 

و : http:http://shiaweb.org/

و: http://delsoozi.blogfa.com/ 

 -------------------------------------------

 ***ابیاتی از اشعار فوق ، توسط حجت الاسلام صدیقی ، در روضه فاطمیه خوانده شده است . لینک روضه در سایت آپارات :

http://www.aparat.com/v/4ZpNL/%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%A8_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%871437_94%2F12%2F20 

--------------------------------------------------------------

 

مصائب حضرت زهرا در اشعار آیت الله کمپانی

 

 ابیات کامل شعر با ترجمه آن:

 

ايضرم النار بباب دارها / و آيه النور علي منارها
آيا بر در خانه‏اش که آيه نور بر مناره آن است آتش افروخته مي‏شود

و بابها باب نبي الرحمه / و باب ابواب نجاه الامه
در خانه او در خانه پيامبر رحمت و در درهاي نجات امت است

بل بابها باب العلي الاعلي / فثم وجه الله قد تجلي
بلکه در خانه او در خانه خداوند علي اعلي است و از آنجا وجه الله آشکار است

ما اکتسبوا بالنار غير العار / و من ورائه عذاب انار
با اين آتش فروزي جز ننگ و عار به دنبالش عذاب آتش دوزخ چيزي به دست نياوردند.

ما اجهل القوم فان النار لا / تطفي نور الله جل و علا
چه قدر نادانند و نمي‏دانند که نور خداي جل و علا با آتش خاموش نمي‏شود.

لکن کسر الضلع ليس ينجبر / الا بصمصام عزيز مقتدر
لکن شکستن پهو جبران بردار نيست مگر به شمشير خداي عزيز توانا.

اذ رض تلک الاضلع الزکيه / رزيه لا مثلها رزيه
زيرا شکستن استخوان‏هاي پهلوي پاکيزه او مصيبتي بي مانند است

و من نبوع الدم من ثدييها / يعرف عظم ماجري عليها
از جوشش خون از سينه‏هايش بزرگي مصيبت وارده معلوم مي‏گردد،

و جاوزوا الحد بلطم الخد / شلت يد الطغيان و التعدي
و با نواختن سيلي برصورت او ظلم را از حد گذارندند، دست تجاوز و سرکشي بريده باد.


فاجرت العين و عين المعرفه / تذرف بالدمع علي تلک الصفه
اشک از ديده جاري شد و ديدگان معرفت بر اين خصوصيت اشکبار است.

و لا تزيل حمره العين سوي / بيض السيوف يوم ينر اللوي
سرخي ديده را جز سفيدي شمشير در روز به اهتزاز در آمدن پرچم (حضرت بقيه الله) برطرف نمي‏کند.

و للسياط رنه صداها / في مسمع الدهر فما اشجاها
تازيانه را ناله‏اي است که فريادش همچنان در گوش روزگاران است و چه سوزناک است.

و الاثر الباقي کمثل الدملج / في عضد الزهراء اقوي الحجج
اثر بر جاي مانده همانند بازوبند بر بازوي حضرت قوي‏ترين دليلها است.

و من سواد متنها اسود الفضا / يا ساعد الله الامام المرتضي
از سياهي صورتش فضاي اسمان تيره گشت اي بازوي خدا، اي امام مرتضي.

و وکز نعل السيف في جنينها / اتي بکل ما اتي عليها
از کوبيدن غلاف شمشير بر پهلويش همه بلاهائي که بر آن حضرت وارد شد پديد آمد.

و لست ادري خبر المسمار / سل صدرها خزانه الاسرار
من خبر ميخ در را نمي‏دانم، از سينه او بپرس که مخزن اسرار الهي است.

و في جنين المجد ما يدمي الحشا / و هل لهم اخفاء امر قد فشي؟
و از کودک گراميش بپرس که درون شکم را خونين کرد، ايا آنان مي‏توانند کاري که آشکار شده پنهان نمايند؟

و الباب و الجدار و الدما / شهود صدق ما به خفاء
در و ديوار و خون‏ها همگي گواهان راستيني هستند که پنهاني بردار نمي‏تواند باشد.

لقد جني الجاني علي جنينها / فاندکت الجبال من حنينها
جنايت کار بر جني او جنايت وارد کرد و ازناله او کوه‏ها درهم فروريخت.

اهکذا يصنع بابنه النبي / حرصا علي الملک فيا للعجب
آيا با دختر حضرت رسول به خاطر حرص به حکومت بدينگونه بايد رفتار شود، وه که چه شگفتي است؟!

اتمنع المکروبه المقروحه / عن البکا خوفا عن الفضيحه
آيا بانوي غم زده مصيبت ديده بايد به خاطر ترس از رسوائي از گريه منع شود؟!

تالله ينبغي لها تبکي دما / مادامت الارض ودارت السما
به خدا سوگند که او را سزاوار چنان بود ه تا زمي دوام دارد و اسمان در گردش است خون گريه کند،

لفقد عزها ابيها السامي / و لا هتضامها و ذل الحامي .
زيرا مايه عزت خود پدرش را از دست داده و خود کوبيده شده و سرپرست و حامي وي خوار گشته بود.

منبع: http://www.ahlalbeit.org/page/content/33 

--------------------------------------------------------------

زندگی نامه آیت الله کمپانی از سایت ویکی شیعه:

 

محمد حسین غروی اصفهانی

 
 
محمدحسین غروی اصفهانی
زادروز ۲ محرم۱۲۹۶ه‍.ق
درگذشت ۵ ذیحجه ۱۳۶۱ه‍.ق/۱۳۲۱ه‍.ش - نجف
محل زندگی نجف
استادان آخوند خراسانی، آقارضا همدانی، سید محمد فشارکی
شاگردان ابوالقاسم خوئی، علامه طباطبائی، محمدرضا مظفر، سید محمد حجت کوه کمره ای، محمدتقی بهجت
شناخته‌شده برای فقه، اصول، دیوان شعر
آثار نهایة الدرایة، الاصول علی النهج الحدیث، حاشیة المکاسب، تحفة الحکیم، دیوان اشعار

محمدحسین غروی اصفهانی (۱۲۹۶-۱۳۶۱ ه.ق) مشهور به کمپانی از فقها، اصولیین و فلاسفه قرن چهاردهم امامیه است. او در کنار آقاضیاء عراقی و میرزای نایینییکی از سه مکتب اصولی در شرح و بسط مکتب اصولی شیخ انصاری را ایجاد کرده است هر چند تلاش او برای تغییر در باب‌های علم اصول با مرگ او ناتمام ماند. غروی اصفهانی به دقت و نگاه ژرف در مباحث شهره است. کتاب نهایة الدرایة او از مهم‌ترین آثار در اصول فقه به شمار می‌آید که در شرح کفایة الاصول آخوند خراسانی نگاشته است. دیوان شعری از او که در مدح و رثای اهل بیت است، با تخلص «مفتقر» منتشر شده است. 

 

زندگی نامه

محمدحسین اصفهانی فرزند محمدحسن اصفهانی نخجوانی در دوم محرم ۱۲۹۶ ه.ق در نجف متولد شد. پدرش از تجار مشهور کاظمین بود و اصالتاً نخجوانی بودند. پس از امضای قرارداد ترکمانچای نخست به تبریز و سپس به اصفهان مهاجرت می‌کند و بعدها به کاظمین منتقل می‌شود.[۱] پدرش دوست داشت که راه او در تجارت را ادامه دهد، اما وی با توسل به امام موسی کاظم رضایت پدر را به دست آورد و در نزدیک بیست سالگی برای تحصیل به نجف آمد. او دارای خط خوشی بود.[۲]

وی به خاطر شغل پدر به «کمپانی» مشهور بود. گفته شده است وی از این نام ناخشنود بود. با این حال دیوان اشعار او در یکی از چاپ‌ها به نام دیوان کمپانی منتشر شده است.

وفات

محمدحسین غروی اصفهانی در پنجم ذیحجه ۱۳۶۱ ه.ق درگذشت. پیکر او در حجره‌ای متصل به گلدسته شمالی ایوان طلای حرم امیرالمؤمنین، نزدیک مقبره علامه حلی به خاک سپرده شد.[۳] درگذشت او یک هفته پس از وفاتآقاضیاء عراقی بود.

خصوصیات اخلاقی

غروی، سریع‌الذهن و حاضرجواب و سخنانش همراه لطیفه و مزاح بود و حتی در تقریر درس نیز بذله‌گویی داشت. گفته‌اند که او بسیار اهل عبادت بود. حدود دوازده سال از درس و بحث کناره گرفت و به سیر و سلوک پرداخت و تا آخر عمر این سیر عرفانی در او مشهود بود.[۴] علامه طباطبایی، از رابطه و مکاتبه استادش با میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، که از تربیت یافتگان ملا حسینقلی همدانی خبر داده است.[۵]

محمدتقی بهجت از اهتمام استادش به درس، مداومت بر زیارت عاشورا، نماز جعفر طیار و قرائت سوره قدر سخن گفته است، وی می‌گوید:

«مرحوم آقا شیخ محمدحسین طوری بود که اگر کسی به فعالیت‌های علمی‌اش توجه می‌کرد، تصور می‌کرد در شبانه روز هیچ کاری غیر از مطالعه و تحقیق ندارد، و اگر کسی از برنامه‌های عبادی ایشان اطلاع پیدا می‌کرد، فکر می‌کرد غیر از عبادت به کاری نمی‌پردازد...مرحوم آقا شیخ محمدحسین در روضه‌شان مقید بود که خود پای سماور بنشیند، و خود او همه کفش‌ها را جفت کند.»[۶]

تحصیلات

سطح را از شیخ حسن تویسرکانی و برخی دیگر از اساتید نجف آموخت. در درس فقه و اصول سید محمد فشارکی اصفهانی و آقا رضا همدانی شرکت کرد. به مدت سیزده سال در درس آخوند خراسانی شرکت کرد. از مشاهیر شاگردان آخوند بود و در زمان تحصیل حاشیه ای بر کفایه نوشت.[۷]

در دوره شرکت در درس آخوند، تنها دو مرتبه در درس حاضر نشد. یکی هنگامی که به زیارت کاظمین رفته بود و به خاطر مشکلی به درس نرسیده بود[۸]و دیگری وقتی زمانی که باران شدیدی در نجف آمد و در شب تاریک راه تقریباً بسته بود و گمان کرد که آخوند به درس نخواهد آمد.[۹] پس از وفات آخوند، مستقلاً به تدریس پرداخت و چند دوره اصول و فقه مکاسب را تدریس کرد. درس وی دقیق بود و به زبان عربی فصیح بیان می‌شد.[۱۰] آخرین دوره کامل اصول را در ۱۳۴۴ ه.ق شروع کرد و در ۱۳۵۹ ه.ق به پایان برد. این طولانی‌ترین دوره او بود.

ترتیب جدید علم اصول

پس از این دوره، برای تهذیب و اختصار و ترتیب فنی ابواب اصول و تنقیح و تقسیمی نو، دوره درسی جدیدی را آغاز کرد. وی ترتیب مطالب اصولی گذشته را تغییر داد و برخی مباحث مقدماتی را به جای خود برگرداند. او در این تقسیم‌بندی بر خلاف آنچه معمول بود، اصول را به چهار مبحث تقسیم کرد و تلاش کرد به عواملی که باعث اشتباه و خلط بین مباحث بود، پایان دهد.

  1. مبحث الفاظ
  2. ملازمات عقلیه
  3. مباحث حجت
  4. مباحث اصول عملیه

او تلاش کرد کتاب نوینی را بر همین اسلوب منتشر کند، اما پیش از پایان آن، وفات کرد.

وی علاوه بر فقه و اصول، در کلام، تفسیر، حکمت، تاریخ، ادب و عرفان نیز مهارت داشت. درس حکمت و فلسفه و کلام را از میرزا محمدباقر اصطهباناتی فراگرفت. تأثیر فلسفه در فقه و اصول و حتی اشعار وی دیده می‌شود.

اساتید

شاگردان

درس اصفهانی شاگردان بسیاری تربیت کرد که بعدها از مراجع بزرگ و اساتید حوزه‌های علمیه شدند.[۱۱] برخی شاگردان ایشان به این شرح است

گفته شده است که آیت الله سید حسین بروجردی پس از مراجعت از مکه، چهار ماه در نجف اقامت کرده و در این مدت از درس فلسفه اصفهانی بهره بده است.[۱۲]

مرجعیت

پس از وفات میرزای نایینی اعلامیه‌ای به امضای میرزا علی‌اصغر ملکی -از شاگردان آخوند خراسانی-، سید ابوالقاسم خوئی، سید محمدهادی میلانی به این مضمون نوشته شد که پس از شیخ انصاری در این اواخر نظیر آیت الله اصفهانی در روحانیت شیعه پیدا نشده و در حوزه نجف اشرف نظیر ایشان نیست. در بغداد برخی مقلدین به اصفهانی رجوع کردند.[۱۳]

آثار

  • نهایة الدرایة فی شرح الکفایة؛ این کتاب از دقیق‌ترین شروح کفایه و آکنده از تحقیق و تدقیق است. بخش نخست در سال ۱۳۴۱ ه.ق و بخش دوم و سوم در ۱۳۴۴ ه.ق در تهران به چاپ رسید. مؤسسه آل البیت قم چاپ جدیدی از این کتاب منتشر کرده است.
  • الاصول علی النهج الحدیث؛ این کتاب تلاشی برای تبویب جدید و نو از علم اصول بود که ناتمام ماند. محمدرضا مظفر کتاب اصول الفقه را بر اساس این تبویب نگاشت.
  • حاشیه بر رساله قطع شیخ انصاری
  • الاجتهاد و التقلید و العداله؛ این رساله همراه الاصول علی النهج الحدیث و الطلب و الاراده در یک مجلد به نام بحوث فی الاصول منتشر شده است.[۱۴]
  • ارجوزة فی الصوم؛ منظومه‎ای فقهی در باب صوم.
  • الانوار القدسیه؛ ۲۴ قصیده‌ای عربی در تاریخ حیات پیامبر و بعضی عموهای پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام و برخی اولاد ایشان است. این قصیده‌ها با اشاره به آیات و روایات و با اسلوبی فلسفی در دو هزار بیت سروده شده است. این کتاب در نجف با مقدمه شیخ محمدعلی اردوبادی به چاپ رسیده است.
  • تحفة الحکیم ارجوزه ای است در فلسفه به زبان عربی و حدود هزار بیت شعر است. میرزا مهدی آشتیانی تا مبحث وجود ذهنی و محمدباقر ساعدی بر همه آن شرح نوشته است.[۱۵]
  • حاشیه بر مکاسب؛ حاشیه‌ای بر بیع و خیارات مکاسب شیخ انصاری.
  • حاشیه بر کتاب طهارت شیخ انصاری
  • دیوان، این دیوان به فارسی است. اصفهانی با تخلص «مفتقر» شعر می‌گفته است. این دیوان شامل مدایح و مراثی اهل بیت علیهم السلام است و بارها چاپ شده است.[۱۶] این دیوان در یکی از چاپ‌ها با نام دیوان کمپانی منتشر شده است.
  • منظومه‌ای در اعتکاف

افزون بر این آثار، رساله‌های متعددی در فقه و اصول نگاشته است. رساله‌هایی در اجاره، نماز جماعت، نماز مسافر، مشتق، اجرت گرفتن بر واجبات، موضوع علم، مشترک، حروف، صحیح و اعم، قواعد تجاوز و فراغ و اصالة الصحة و اصالة الید، طهارت، حقیقت حق و حکم، رساله عملیه مختصری به فارسی و عربی به نام الوسیله، قاعده لاضرر، وضع، شرط متأخر، علامت حقیقت و مجاز، حقیقت شرعیه و نماز جمعه.

بنا به نقل سید عباس کاشانی، اصفهانی، تفسیری ناتمام نیز نوشته‌اند که در کتب تراجم ذکر نشده است.

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  علماء معاصرین، واعظ خیابانی تبریزی، ص ۱۹۰
  2.  مجله نور علم، شماره۴۰، ص۴۰
  3.  نقباء البشر، ج۲، ص ۵۶۱
  4.  مجله نور علم، ش ۴۰، ص۵۲، به نقل از سید عباس کاشانی
  5.  یادنامه شهید آیت الله قدوسی، ص ۲۷۰-۲۷۱به قلم جمعی از دانشمندان، قم، انتشارات شفق، ۱۳۶۳ ه.ش
  6.  پایگاه نشر آثار آیت الله بهجت
  7. همان، ص۴۱
  8.  پایگاه نشر آثار آیت الله بهجت
  9.  مدرسی چهاردهی، تاریخ روابط ایران و عراق، ص ۱۳۶
  10.  مجله حوزه، ش ۳۰، ص ۳۷
  11.  ماضی النجف و حاضرها، ص ۲۸۱
  12.  نور علم، ش ۴۰، ص ۵۰
  13. مجله نور علم، ش ۴۰، ص ۵۷ به نقل از سید هادی خسروشاهی
  14.  بحوث فی الاصول، دفتر انتشارات اسلامی، قم
  15.  دائرة المعارف تشیع، ج۲، ص ۲۲۷
  16.  از جمله: تهران، دارالکتب الاسلامیه، تصحیح سید کاظم موسوی، ۱۳۳۸ ه.ش، همراه با شرح حال مختصری از مرحوم اصفهانی؛ قم، مؤسسه مطبوعاتی حق بین، ۱۳۴۸ ه.ش، جیبی، به انضمام مقدمه‌ای کوتاه و واژه‌نامه؛ بی‌جا، نشر لقمان، ۱۳۶۵ ه.ش و...
 

منابع

  • مقدمه محمدرضا مظفر بر حاشیه مکاسب، ص الف تا د، قم کتاب‌فروشی بصیرتی
  • مقدمه محمدرضا مظفر دیوان شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، ترجمه جواد فاضل، تهران، دارالکتب الاسلامیه۷ ۱۳۳۸
  • مجله نور علم، ش ۴۰، سید ابوالحسن مطلبی، مقاله نجوم امت؛ آیت الله العظمی شیخ محمدحسین غروی اصفهانی
  • دائرة المعارف تشیع، ج۲
  • جعفر الشیخ باقر آل محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، دار الاضواء، چاپ دوم، بیروت، ۱۹۸۶ م.
​---------------------------------------------------
منبع زندگی نامه : http://fa.wikishia.net/

 

بازدید 4170 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا