موسم ماتم

آغاز محرم، ماه اندوه اهل بیت علیهم السلام، سروده ای از آیت الله سیدحسین شمس خراسانی ره :

 

شد محرّم، موسم ماتم‏ رسيد

 بهر فخر انس و جن، شاه شهيد

 

عالم بالا كه خالى از غم است

 ساكنينش را ز نو ماتم رسيد

 

قدسيان را سر به زانوى غم است

 تا كه مَه شد منجلى سر از افق بيرون كشيد

 

گوئيا ماه فروزان با شعاع خويشتن

 بر دل اهل ولايت ماتم و غم مى ‏دميد

 

چون كه شد ماه محرّم، ماه ماتم، عرش حق

 قلب پاكش را ز هر سو و جهت ماتم رسيد

 

افتتاح مكتب توحيد كرد او در کربلا

کرد او احیاءِ دین بر پیکر او جان دمید

 

چون که او بُد منقطع از غیر،او وارسته بود

 درس حق‏ جويى به عالم داد آن فرد وحيد

 

داد او هستىّ خود را با خلوص از بهر حق

 در ره دين رنج ‏ها را او به جان خود خريد

 

گفت او، یاابن الدَّعي من اهل بیعت نیستم

 من ابا دارم ز ذلّت، آن بود شأن عبيد

 

گفت من حُر، زاده حرّم، نه شأنم ذلّت است

 من خدا را بنده‏ ام، در نزد او عبد و عبيد

 

حق نخواهد ذلّتم، ذلّت نه شأن مؤمن است

 پس چگونه تن دهم بر ذلّت قوم عنيد

 

بلكه مى‏ خواهم ز ذلّت وا رهانم عالمى

 با فداكارى خود، در راه حق گردم شهيد

 

بلكه مى ‏خواهم ز اكبر بگذرم وز شيرخوار

 تا شوم در نزد حق با اين قيامم رو سفيد

 

من كه حق را خواهم و حق را يگانه بنده ‏ام

 من كه مى ‏گويم رضايش را به جان بايد خريد

 

من حمايت مى ‏كنم از دين جدّم مصطفى

 تا كه جان در كالبد دارم، نخواهم من يزيد

 

من كه مى‏ خواهم عمود دين حق بر پا كنم

 پس چگونه مى توانم كرد بيعت با يزيد

 

دست بيعت من به دست ناكسان كى مى ‏دهم؟

 دست حق نى مى‏ توان هم‏ دست گردد با يزيد

 

مقصد و مقصود من نبود به جز اجرای حق

 زين سبب گويم نشايد حاكمى مثل يزيد

 

جدّ من دستور كلّى را بيان فرموده است

 گفتۀ او را از بیانات حسينش بشنويد

 

من رَاى فرمود جدّم، گفت تعييرش كنيد

 ورنه باشد در قيامت جای­گاهت با يزيد

 

چون كه من شايسته تعيير و اولايم به آن

 نهى از منكر كنم با خون خود، گردم شهيد

 

چون بُوَد او منكر توحيد و وحى آسمان

 با قيامم واژگون، ويران كنم كاخ يزيد

 

من كه كشتىّ نجاتم، گر نجاتت طالبى

 در ره من نِه قدم، خود را ز طوفان وا رهيد

 

گر شفاعت خواهى از من، راه من در پيش گير

 تا دم آخر به فريادت رسم با صد نويد

 

اى حسين، اى زادۀ مولا و زهرای بتول

 اين سَمِيّت را شفاعت كن، بدو هم دِه نويد

 

اى حسين، باشد مرا درسر هواى كوى تو

 چون که محبوب منی قلبم پر از حبّ شديد

 

كاش من پروانه گردم، بر مزارت پر زنم

 پر بسوزم، جان دهم، گردم فدايت اى شهيد

 

سیدی صِفرُالیدم، با عمرِ طولانی،نکردم بندگی

بر تو و برخاندان تو بُوَد چشم امید

بازدید 31 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا