نوحه یِ قتلگاه

 

 

حُجّتِ حقّ، ز اسبِ خود پیاده - رویِ زمین فتاده

 

شمرِ لعین، خنجرِ کین، کشیده - به قتلگه رسیده

 

آمده تا او بِبُرَد سَرَش را - کشیده خنجرش را

 

دُختِ علی می نِگَرَد برادر - چو اوست جانِ خواهر

 

بینِ خِیام و قتلگه روان است - سویِ حسین دوان است

 

شمر، کنون ببین کجا نشسته - صدرِ حسینِ خسته

 

رَاسِ حسین به دستِ او جدا شد - بُریده از قَفا شد 

 

درین زمان، زمین به لرزه افتاد - خونِ خدا چو جان داد

 

دخترَکان به دورِ ذوالجَناح اند - غریب و بی پناهند

 

لشکریان به خیمه ها رسیدند - غارتِ آن نمودند

 

اهلِ حَرَم همه شده گریزان - فراریِ بیابان

 

آلِ خدا، اهلِ حَرَم اسیرند - صبور و بس دلیرند

 

عمّه کنون رهبرِ کاروان است - که اُسوه یِ زنان است...

 

         ****************

 

از آن زمان، عزایِ او به پا شد - شهیدِ کربلا شد

 

حجتِ حق،  سبطِ نبی، حسین است - زاده یِ "فا" و "عین" است

 

سینه بزن، به سر بزن، عزا شد - این همه خون به پا شد

 

در آن زمان، در این زمین، چه ها شد - جَفا به مصطفی شد

 

خونِ حسین، درین زمین، رها شد - ستم به مرتضی شد

 

حسین، سرش، به رویِ نیزه ها شد - فاطمه در عزا شد

 

بس که ستم بر زن و بچّه ها شد - جهان پر از نوا شد

 

خونِ خدا، برایِ دین فدا شد - مَقامِ او فَنا(رِضا) شد

 

مهدیِ ما، صاحبِ این عزا شد - هادیِ این لوا شد

 

سینه بزن، به سر بزن، عزا شد - این همه خون به پا شد...

 

سروده: سید محمد جواد شمس

 

 

بازدید 820 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز362
دیروز729
ماه15688
مجموع1943228

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا