شعر : (( دل به ناگهانْ شبی دچار شد، نیامدی - چشم ماه و آفتاب تار شد، نیامدی )) در باره انتظار فرج از عبد الجبار کاکایی

 

عمر انتظار

 

دل به ناگهانْ شبی دچار شد، نیامدی چشم ماه و آفتاب تار شد، نیامدی
سنگ های سرزمین من در انتظار تو زیر سمّ اسب ها غبار شد، نیامدی
چون عصای موریانه خورده دست های من زیر بار درد تار و مار شد، نیامدی
ای بلندتر زکاش و دورتر زکاشکی روزهای فتنه بی شمار شد، نیامدی
عمر انتظار ما، حکایت ظهور تو قصه بلند انتظار شد، نیامدی

شاعر:عبدالجبار کاکایی

منبع کوثرنامه: حوزه نت

بازدید 677 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا