شعر ((بیا که سکه ی خونینِ اشک را امشب / به نامِ سبزِ نخستین به خون تپیده زدند)) ؛ سوگ سروده ی شهادت حضرت علی ؛ از قادر طهماسبی ، فرید

 

 

                  ((گل انار))

 

 

شبی که سیبِ طلا بر سرِ سپیده زدند

گلِ انار بر آن کاکلِ خمیده زدند

 

دوباره اشک به چشمِ فرشتگان رقصید

مگر که شانه به زلفی به خون تنیده زدند

 

دهانِ زخم به خون بسته شد، ولی فریاد

که مُهر بر لبِ آن شوکران چشیده زدند

 

زمامِ چاره رها شد ز دستِ شیر و طبیب

چرا که دست به دامانِ آبِ دیده زدند

 

کمالِ غربت او را ببین که دشمن و دوست

ز دور بوسه بر آن رویِ خون دویده زدند

 

به دستِ جهلِ مجسّم، شهید شد غیرت

شبی که تیغ جفا بر سرِ عقیده زدند

 

رسید صبح و نپژمرد یک ستاره ی  اشک

مگر که نیل به پیراهنِ سپیده زدند

 

بیا که سکه ی  خونینِ اشک را امشب

به نامِ سبزِ نخستین به خون تپیده زدند

 

شکوه بین، کَه اساطیر جانفشانی، دست

بر آن حماسه ی  در بستر آرمیده زدند

 

زهی به خشمِ صبورش! که دید و تاب آورد

چو تازیانه به بازویِ آن شهیده زدند

 

گریخت رنگ ز رخسارِ زینب و حَسنین

مگر نشانه ی  پایان بر این فریده زدند

 

دوباره راه مصیبت به کربلا افتاد

مگر که شانه به مویِ سری بریده زدند

 

غزاله ی  غزلم تیر خورد و خون نوشید

بر این ترانه مگر تهمتِ قصیده زدند

 

برادران زلیخایِ عشوه گر، تهمت

مگر به یوسف و گرگ نیافریده زدند

 

 

شاعر: قادر طهماسبی (فرید)

منبع کوثرنامه: پری ستاره ها / 107 به نقل از حوزه نت

بازدید 455 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا