شعر ((بی علی، کوفه بوی غم دارد / وَ علی را همیشه کم دارد)) ؛ سوگ سروده ی شهادت مولا امیر المومنین ؛ از نسترن قدرتی

 

 

       ((داغ عشق))

 

 

کوفه آن شب، غریب و تنها بود

خانه غصّه ها و غمها بود

 

سر به زانوی تیره شب داشت

رازهای نهفته بر لب داشت

 

از تب و تابِ آسمان می سوخت

زآتش خفته در نهان می سوخت

 

کوفه بود و شرار ناله و آه

گریه ها داشت از غمی جانکاه

 

از غم لالهای که پَرپَر شد

در دل موج خون، شناور شد

 

مثل دریا پر از تلاطم بود

کوفه در ماتم علی، گُم بود

 

چه غریبانه جستجو می کرد

با دل این گونه گفتگو می کرد:

 

تا علی بود، عشق معنا داشت

دردهای زمان تسلّی داشت


با علی می شد از خدا دَم زد

پشت پا بر غمِ دو عالم زد

 

با علی، راهی خدا بودیم

از همه جز خدا، جدا بودیم

 

با علی زندگی صفایی داشت

ناله هامان، رهی به جایی داشت

 

چشمی از انتظار، خسته نبود

راه مهر و امید، بسته نبود

 

کوفه بود و طنین هر گامش

دلِ شب بود و عطر پیغامش

 

خلوت شب انیس رازش بود

عطر یککعبه در نمازش بود

 

واژه افتخار بود، علی

دل ما را قرار بود، علی

 

بوی دشتی ستاره با او بود

یک جهان شورش و هیاهو بود

 

مثل صحرا، نوای غربت داشت

قدر یک آسمان نجابت داشت

 

زندگی تشنه محبّت او

تشنه جرعهای سخاوت او

 

او که با عشق زندگی می کرد

چه صمیمانه بندگی می کرد!

 

سبزتر از سرود باران بود

وسعت سینهاش، بهاران بود

 

قامتی باشکوه و زیبا داشت

مثل آیینه ها تماشا داشت

 

راهی بی نشانه شب بود

از حضور خدا لبالب بود

 

کوچه با غربت علی خو داشت

زندگی هر چه داشت، از او داشت!

 

تا علی بود، پاکبازی بود

رسم و آیین سرفرازی بود

 

رمز آغاز عشق بود، علی

نغمه پرداز عشق بود، علی

 

وای از آن دم! خدای من فریاد!

ننگ بر هر فساد و هر بیداد

 

برق شمشیر تا نمایان شد

سجده گاهی ستاره باران شد

 

گلِ خون تا دمید از دل خاک

ناله برخاست از دل افلاک!

 

کوفه امشب دوباره تنها شد

دامنش زاشک دیده دریا شد

 

کوفه یعنی: دلِ شکسته عشق

کوفه یعنی: زبانِ بسته عشق

 

کوفه یعنی: عدالت و ایثار

واژه سرخ از علی سرشار!

 

کوفه یعنی: بزرگواری ها

بر غم خسته، غمگساری ها

 

بی علی، کوفه از تپش واماند

آفرینش دوباره تنها ماند


بی علی کوچه ها چه تنهایند!

چشم بر راه صبح فردایند

 

بی علی، سینه ها چه غمگینند

دیده ها، با ستاره آذینند

 

عشق، دیگر یتیم و در به در است

بی علی، خون به دامن سَحَر است

 

بی علی قلب آسمان، چاک است

گریه های ستاره غمناک است

 

بی علی نخلها شرر بارند

قصّه ها از شب و علی دارند

 

بی علی، کوفه بوی غم دارد

و علی را همیشه کم دارد

 

حال ماییم و حسرتی جانکاه

سینهای پر شرار و غصّه و آه

 

دیدگانی همیشه تر داریم

ناله در ناله سحر داریم

 

یا علی! حال خستگان دریاب

حال زار شکستگان، دریاب

 

 

شاعر : نسترن قدرتی

منبع کوثرنامه: عطر ولایت / 63 به نقل از حوزه نت

 
بازدید 548 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا