شعر ((آذرخش ذوالفقار)) ؛در ماتم شهادت امیر المومنین ؛ از سیداکبر میرجعفری

 

 

             ((آذرخش ذوالفقار))

 

 

آخرین باری که مهتاب از دلت جان می گرفت

ماجرایِ ماه و نخل و چاه، پایان می گرفت

 

مهربانِ من! که هر شب این یتیمستانِ بغض

زیرِ پایت کوچه هایش عطرِ انسان می گرفت

 

کهکشان محصولی از اشک و اشاراتِ تو بود

چرخ در هر چرخش از چشمِ تو فرمان می گرفت

 

تا به پا داری عدالت را، برایت آسمان

از نسیم و چشمه و خورشید، پیمان می گرفت

 

آه اگر اشکِ تو و چشمِ غزل خوانت نبود

عشق تنها می شد و راهِ بیابان می گرفت

 

کاش این شبها کسی از عصرِ فرصتهایِ سبز

در حضورت می نشست و درسِ قرآن می گرفت

 

کاش این شبهایِ ابری در کویرستانِ ما

آذرخشِ ذوالفقارت بود و باران می گرفت

 

 

شاعر : سیداکبر میرجعفری

منبع کوثرنامه: گزیده ادبیات معاصر 61 / 72 به نقل از حوزه نت

بازدید 334 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا