شعر (( جام شهادت)) ؛ در سوگ امیر مومنان ؛ از محمّدجواد غفورزاده ، شفق

 

 

              ((جام شهادت))

 

 

باز از محرابِ خون، شوقِ سفر دارد علی

خلوتی خوش با خدا ، شب تا سحر دارد علی

 

در سجود است آن همایِ رحمت ، امّا آسمان

خون بگرید چون سر از ،این سجده بردارد علی

 

بوسه بر جام شهادت می زند، زیرا به مرگ

اُنس از پستان مادر ، بیشتر دارد علی

 

بینوایانِ عرب ، صد کاسه شیر آورده اند

تا به دستِ مرحمت ، یک جرعه بردارد علی

 

با خدا نجوایِ او ، فُزْتُ و رَبِّ الکعبه است

در شب قدری که ، فرصت تا سحر دارد علی

 

با نگاهی می نوازد ، عاشقانِ خسته را

با کدامین اهلِ دل ، امشب نظر دارد علی

 

شمعِ شب هایِ یتیمان است و چون پروانه ها

عشق بازی می کند، تا بال و پَر دارد علی

 

نخل هایِ کوفه را ، یک عمر در ماتم نشاند

داغ هایی کز مدینه ، بر جگر دارد علی

 

بازتابِ خاطراتِ آشیانی سوخته است

گوشۀِ چشمی که بر، دیوار و در دارد علی

 

در هوایِ دیدن محبوبِ هجده ساله اش

با همه چشم انتظاری ، چشمِ تَر دارد علی

 

لاله زار سینۀِ او  ، چون نسوزد از فراق

وقتی از داغِ دلِ زهرا ، خبر دارد علی؟

 

دیده بر راه است، تا مهدی بپا خیزد، «شفق»!

کز صبوری هایِ خود، چشمِ ظفر دارد علی

 

 

شاعر: محمّدجواد غفورزاده (شفق)

منبع کوثرنامه: از کعبه تا محراب/ 71 به نقل از حوزه نت

 

 

بازدید 756 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا