شعر ((ای ذوالفقار...)) ؛ در رثای امیر المومنین ؛ از بهمن صالحی

 

 

       ((ای ذوالفقار...))

 

 

خورشید

- صبحدم -

چو به محراب رفته بود

رنگ از رخ ستاره و مهتاب رفته بود

داسی گذشت

بر سر او ناگهان و آه

آن آفتاب سرخ،

- تا سر ز دامن افق خویش بر کند -

در لحظه های فاجعه

از تاب رفته بود

ای ذوالفقار

با من بگوی

وقتیکه رعد شوم شقاوت طنین فکند

در جان روزگار

آیا چگونه

چشم تو

در خواب رفته بود؟...

 

 

شاعر: بهمن صالحی

منبع کوثرنامه: بانوی آفتاب / 33 به نقل از حوزه نت

بازدید 619 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا