شعر ((عروجِ علی علیه السلام و یتیمان کوفه)) از هوروش نوّابی

 

 

((عروجِ علی علیه السلام))

 

 

شبا هنگام در زد خانه ای را

برون آمد سری زان خانه ی تنگ

 

به چالاکی گرفت آن بسته ها را

ز شادی گونه اش گردید گلرنگ

 

 

در آن شب خانه رنگی از صفا داشت

یتیمان در برِ هم جا گرفتند

 

به لبها موجی از شادیّ و لبخند

کنارِ سفره ای مأوا گرفتند

 

 

چو فردا شد دوباره باز آن دست

دَرِ آن خانه را با مِهر کوبید

 

صدایِ خنده هایِ شادِ اطفال

دوباره در فضایِ خانه پیچید

 

 

بسی شب ها ، در آغوشِ سیاهی

علی با خود  ، چراغ آورد و تنها

 

شمیمی دلنشین ،پُر کَرد هر بار

درونِ خانه را  ،با نان و خرما

 

 

شبی ناگه رسید از وادیِ درد

که دستِ مِهر، آن در را نکوبید

 

نهالِ خارِ غم ، با بی قراری

به گلزارِ دلی افسرده ، روئید

 

 

شبِ دیگر ، دوباره منتظر ماند

ولیکن ، انتظارش ، جان ستان بود

 

نیامد آن کریمِ پُر سخاوت

کسی کو ، پای تا سر ، جمله جان بود

 

 

یتیمِ بی نوا ، تا صبح نالید

نبود از بهرِ او ، آب و غذایی

 

تو گوئی ، دستِ تقدیر ، از سرِ درد

پدید آورده ، اندوه و عزائی

 

 

علی آن یاورِ دل هایِ محروم

عروجی جاودان ،سویِ خدا داشت

 

برون از عالمِ پر رنجِ خاکی

درونِ خانه ی معبود ، جا داشت

 

 

شاعر: هوروش نوّابی

منبع کوثرنامه: محراب آفتاب / 225 به نقل از حوزه نت

 
بازدید 1005 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا