شعر ((نه فکر نان و نه در بندِ نام بود / در یک کلام: بندگی او تمام بود)) درباره امیر المومنین از سیدجلال موسوی

 

 

نه فکر نان و نه در بندِ نام بود

در یک کلام: بندگیِ او تمام بود

 

با مردمِ فقیر چنان گرم می گرفت

انگار تک تکِ کلماتش سلام بود

 

او با زبانِ حال سخن گفت سالها

در کفشِ وصله دار و لباسش پیام بود

 

در آخرین سحر که به محراب سر سپرد

خلعِ سلاح شایعه در شهر شام بود

 

در حسرتِ ضیافتِ خونینِ آن شبم

ایثار و عشق و خون و خدا و امام بود

 

تنهاترینِ مردِ عرب بس که درد داشت

از غصّه در درونِ دلش ازدحام بود

 

«راحت شدم» که گفت، تکان خورد سرنوشت

دنیا برای شیرِ خدا نیز دام بود

 

آن گونه آری آمد و این گونه نیز رفت

مردی که بی مضایقه مردی تمام بود

 

 

شاعر: سیدجلال موسوی

منبع کوثرنامه:ستایش امیرالمؤمنین.../ 469 به نقل از حوزه نت

 
بازدید 632 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا