امام سجاد(علیه السلام) که منبع علم پروردگار و یک جان به تمام معنا تصفیه شده و گیرینده حقایق است در طلیعه دعای چهل وچهارم صحیفه سجادیه، پنج نام برای ماه مبارک رمضان بیان می‌کنند. نام‌هایی که دارای معانی بلند، آسمانی و ملکوتی است. فهم این معانی برای درک حقیقت این ماه مبارک و برقرای رابطه صحیح با آن لازم است.
 

«وَ الحَمْدُ لله الّذی جَعَل مِنْ تِلكَ السُّبُل شَهْرَهُ شَهْرَ رَمضان، شَهْرَ الصّیامِ وَ شَهْرَ الاسلام وَ شَهْرَ الطّهور و شَهْرَ التمحیص و شَهْر القیام».[1]

 

   1- ماه رمضان

اوّلین نامی که امام سجاد(علیه السلام) بیان می فرماید «رمضان» است، معروف‌ترین و رایج‌ترین نام برای این ماه نیز همین نام است.

کلمه «رمضان» و «رمض» واژه ای عربی است، به معنای تابش شدید آفتاب که حالت سوزندگی دارد. برخی احتمال می‌دهند علت نام‌گذاری این ماه به «رمضان» در ظاهر و باطن، معنای لغوی این کلمه است. «رمض» یعنی: حرارت شدید و مؤثر و ریشه‌سوز.[2]

عده‌ای عقیده دارند فریضه روزه، برای اولین بار در ماهی واقع شد که گرمای هوا شدید و طاقت فرسا بود. لذا این ماه را «رمضان» نامیدند. در قرآن مجید نیز همین نام برای این ماه بیان شده است. پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه وآله) علت نام‌گذاری این ماه را این‌گونه بیان کرد:

«إِنَّمَا سُمِّيَ رَمَضَانُ رَمَضَانَ لِأَنَّهُ تُرْمَضُ فِيهِ الذُّنُوبُ أَيْ تُحْرَق».[3]

این ماه را رمضان نام نهادند بدین جهت که نورانیت و حرارت این ماه، گناهان گذشته را می‌سوزاند و صفحات سیاه پرونده را سفید می‌کند.

حال چه کسی اهل رمضان است؟ اهل رمضان آن کسی است که روزه گرفتن، انس با قرآن کریم و قدم گذاشتن در مجالس الهی برای کسب معارف الهی در او حال معنوی ایجاد کند؛ این حال معنوی او را به حرکت وادارد و حرکت موجب تجدید نظر در اعمال گذشته و تغییر در رفتار آینده‌اش شود. این همه نتیجه اتصال به ماه مبارک رمضان است. اهل رمضان در پی تقرب جستن به خداست، رو به سوی خدا می‌کند و به دنبال پاک‌سازی درونی و برونی است. حرارت این ماه کوه‌های گناه را ذوب می‌کند، جان آدمی را ناب و خالص می‌گرداند و قلب انسان را از علف‌های هرزه گناه پاک می‌کند؛ علف‌هایی خشک که نه سبزی و طراوت و نه سودی دارد و نه سیرکننده است، انعکاسش در روز قیامت به تعبیر قرآن کریم «ضریع»[4] است.

نافرمانی خدا و گناه همانند پاشیدن دانه‌ در زمین روح آدمی است که وقتی رشد و نمو می‌کند، محصولش خشک است و سبزی و خرّمی ندارد. برخی از زمین‌ها قبل از فصل کشت، پر از نیِ خشک می‌شود. کشاورزان برای پاک‌سازی زمین اقدام به سوزاندن و از بین بردن تمام نی‌ها می‌کنند. همه را به آتش می‌کشند تا زمین آماده کشت و زرع مجدد شود، در ماه مبارک رمضان نیز تمام علف‌های هرز گذشته که مانع رشد آدمی است با روزه داری، حضور در مسجد، انس با قرآن، کسب معرفت بیشتر و حرکت به سمت خدایی‌شدن، سوزانده می‌شود. با این توضیح وجه نام‌گذاری این ماه به «رمضان» روشن می‌شود.

 

    2- ماه صیام

رمضان ماه روزه است. درباره حقیقت روزه و اهمیت روزه‌داری مطالب فراوانی می‌توان مطرح کرد، اما در اینجا تنها به یک روایت زیبا پیرامون روزه اکتفا می‌شود؛ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود كه خداوند متعال فرموده است:

«روزه براى من است و من خود جزاى آن مى شوم و جزاى آن را مى دهم. روزه خواسته‌هاى نفسانى و شهوات طبع را از بين مى برد. روزه آینه دل را صفا مى دهد، اعضا و جوارح را پاك مى سازد، ظاهر و باطن را آباد مى كند، انسان را در مقابل نعمت هاى پروردگار متعال سپاسگزار قرار مى دهد، و موجبات دستگيرى از نيازمندان و احسان بر فقرا را فراهم مى كند، حالت خضوع و خشوع قلب و گريه و تضرع را ايجاد مى نمايد، يگانه وسيله توجه و پناه به سوى خداوند مهربان است، موجب انقطاع و اعراض از مخلوقات بوده و اهتمام انسان را از غير راه حق مصروف مى دارد، سبب مى شود كه بر حسنات و اعمال خير انسان افزوده شده و به همان نسبت از كارهاى بد و ناشايست كه مخالف صلاح و روحانيت و سعادت است كاسته شود. در روزه گرفتن فواید بي‌شمار است، و همين اندازه كه اشاره شد براى اشخاص عاقل و خردمند كه توفيق عمل به اين عبادت مهم را پيدا كرده اند كفايت خواهد كرد.»[5]

 

    3- ماه اسلام

نام دیگری که حضرت برای این ماه بیان کرد، ماه اسلام است. اسلام؛ یعنی تسلیم حق شدن و بریدن از همه قیدها و مکتب‌های باطل، شیاطین درونی و برونی وگرایش‌های نادرست شرق و غرب.

شایسته است انسان در این ماه به پروردگار خود عرض کند که من خود را به تو واگذار کردم، تنها بندة تو هستم و تنها سر به دامن تو می‌گذارم. این‌گونه خدای را بخواند که ای خدای مهربان و عزیز! دوست ندارم از تو جدا شوم، دست در دست دیگری گذارم و به دنبال غیر تو روم.

این‌گونه تسلیم حق شدن، همان است که خداوند متعال در قرآن کریم در وصف حضرت ابراهیم(علیه السلام) فرمود:

 إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ [6]

و پروردگارش به او گفت: تسليم شو. گفت: من در برابر پروردگار جهانيان تسليم هستم.

رمضان، ماه ابراهیم شدن است. اگر ابراهیم شویم، ترسی از آتش نمرود و نمرودیان، نخواهیم داشت و هجوم هیچ خطری ما را به مخاطره نمی‌اندازد. خطرات و هجمه‌های زیادی در زمان انبیاء متوجه مردم شد، بعد از رحلت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نیز هجمه‌های فراوانی صورت گرفت. نتیجه آن شد که مردم زیادی از صراط مستقیم، منحرف شدند. تنها کسانی در راه ماندند که ابراهیم‌گونه، تسلیم حق شدند و به راستی اسلام آوردند. رمضان ماه اسلام و تسلیم است، ماه واگذارکردن خود به خداست.

 

معنای دیگری نیز برای اسلام گفته‌اند و آن آشتی کردن است.[7] رمضان، ماه آشتی کردن با خداست. یازده ماه به قهر کردن، پشت پا زدن، سستی و کسالت سپری شد، حال وقت آشتی فرارسیده است. وجود مقدس حضرت دوست نیز اهل ردکردن آشتی بندگان خود نیست؛ بلکه شوق به این کار دارد، او منتظر است، دست آشتی را ابتدا او دراز کرده است.

در این ماه هیچ گنهکاری نباید دچار ترس و یأس و تردید شود از این که بعد این همه معصیت بیاید به درگاه خداوند یا نه؟ آیا مورد پذیرش قرار می‌گیرد یا نه؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ»[8]

این ماه، ماه خداست. ماه خداوندی که کریم، رحیم و غفور است. صاحب این ماه وقتی این‌گونه بود دیگر جایی برای تردید باقی نمی‌ماند. در طول تاریخ انسان‌هایی بسیار بدتر از ما بوده اند که با پروردگار آشتی کردند. خدا هم آشتی آن‌ها را پذیرفت.

 

معنای دیگری که برای ماه اسلام گفته‌اند، این است که این ماه، ماه اطاعت و بندگی است که بنده بیش از پیش باید به رابطه خود و خدا پرداخت. وقتی این‌گونه شد، یازده ماه دیگر خداوند به بنده خود می‌پردازد. این ماه یازده ماه دیگر را بیمه می‌کند.

 

    4- ماه طهور

چهارمین نامی که حضرت زین العابدین(علیه السلام) در دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه، برای این ماه بیان فرمود، ماه «طهور» است. ماه پاکیزگی و پاک شدن از مال، عمل و حالت حرام است. اگر مال غیری پیش اوست به صاحبش برگرداند، اگر عمل شیطانی در او هست، از آن عمل توبه کند. اگر دل کسی را شکست، دلش را به‌دست آورد . ماهی است که باید خود را طاهر کرد. ماه طهارت مال، بدن، نفس، قدم، زبان، چشم، گوش و ماه طهارت قلب است.

 

     5- ماه قیام

نام دیگری که برای این ماه در این دعای شریف ذکر شد، «ماه قیام» است. قیام در اینجا به صورت مطلق و بدون هرگونه قیدی بیان شد.

 

 

پی نوشت؛

[1] . صحیفه سجادیه: دعای 44؛ « و سپاس خدای را که از جمله آن راه‌ها، ماه خود ماه رمضان را قرار داد؛ ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام.»

[2] . المنجد: ذیل ماده «رَمِض».

[3] . مستدرک الوسائل: 7/484.

[4] . ضریع گیاهی است که تمام حیوانات از خوردن آن امتناع می‌ورزند، مگر وقتی که شتر خیلی گرسنه باشد، چیزی پیدا نکند  و این ضریع را در بیابان های عربی پیدا کند، آن‌وقت مقداری از این علف خشک، تیغ دار و ضربه زننده را می خورد و باخوردن آن تمام لثه، زبان و دهانش خون‌آلود می شود. نمونه چنین علفی در زمین جهنم می‌روید که اهل جهنم از شدت گرسنگی وتشنگی به خوردن آن روی می‌آورند. بحارالانوار: 7/169؛ مجمع البیان: 10/336؛ تفسیر قُرطُبی: 10/7119.

در مورد غذای جهنمیان در قرآن از «ضریع»، «زقوم»، و «غسلین» نام برده شده است که علاقه مندان به این مباحث می توانند به «تفسیر حکیم» استاد انصاریان مراجعه نمایند.

[5] . مصباح الشريعة، ترجمه مصطفوى: 84؛ قال رسول اللَّه  قال اللَّه تعالى: «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ وَ الصَّوْمُ يُمِيتُ مُرَادَ النَّفْسِ وَ شَهْوَةَ الطَّبْعِ وَ فِيهِ صَفَاءُ الْقَلْبِ وَ طَهَارَةُ الْجَوَارِحِ وَ عِمَارَةُ الظَّاهِرِ وَ الْبَاطِنِ وَ الشُّكْرُ عَلَى النِّعَمِ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْفُقَرَاءِ وَ زِيَادَةُ التَّضَرُّعِ وَ الْخُشُوعِ وَ الْبُكَاءِ وَ حَبْلُ الِالْتِجَاءِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ سَبَبُ انْكِسَارِ الْهِمَّةِ وَ تَخْفِيفِ السَّيِّئَاتِ وَ تَضْعِيفِ الْحَسَنَاتِ وَ فِيهِ مِنَ الْفَوَائِدِ مَا لَا يُحْصَى وَ كَفَى بِمَا ذَكَرْنَاهُ مِنْهُ لِمَنْ عَقَلَهُ وَ وُفِّقَ لِاسْتِعْمَالِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.».

[6] . بقره (2): 131.

[7] . المنجد: ذیل «سِلم و صداقة».

[8] .  الأمالی «صدوق»: 93؛ روضة الواعظین: 2/345.

 

 

 

 

منبع: کتاب حسنات و سیئات ،نوشته استاد حسین انصاریان.

 

منتشرشده در دعا و زیارت

امام سجاد (علیه السلام) در دعای بیست و پنجم دعاها و وظایف متعددی را برای پدر و مادر در برابر فرزندان بیان فرموده اند که به چند نمونه آن اشاره می شود:

 

فرزند صالح

«اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَی بِبَقَاءِ وُلْدِی، وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی، وَ بِإِمْتَاعِی بِهِمْ»؛

«خدایا! منت گذار برمن، به: باقی نهادن فرزندانم، سامان دادن و اصلاحشان به نفع من، و برخوردارکردن من از ایشان».

 

تبیین و شرح

زندگی و حیات باقی برای فرزندان، خود به خود نمی تواند امری مطلوب و درخواستی موجه باشد. چه بسا فرزندانی که عمر طولانی یافتند اما زندگی شان جز رنج و رسوایی برای خود و پدر و مادر نبود و دیگران نیز از وجودشان راحت و آسایش نداشتند. بنابراین می نگریم که پیشوای عابد ما پس از درخواست بقای فرزندان، مسئله شایسته و صالح بودن آن ها را پیش می کشد و اینکه برای پدر و مادر و دیگران عناصری مفید و ارزشمند باشند.

اصل مهمی که معمولًا در رابطه میان فرزندان و پدر و مادر مغفول می ماند، اصل اصلاح و تربیت اخلاق فرزندان است. هرچه جامعه ی بشری پیشرفت های حیرت آور بیشتری در عرصه های گوناگون علمی و فنی را تجربه می کند، توجه او به مسائل روحی و معنوی به خصوص درباره نوجوانان و جوانان رو به کاستی می نهد. شاهدیم که بسیاری از پدران و مادران هرچه درتوان دارند برای رفاه و آسایش مادی فرزندان خود می کوشند و نخستین اولویت زندگی شان برآوردن توقعات جسمی و ارضای انگیزه های مادی آنان است بی آنکه گام مهمی در تربیت اخلاق دینی فرزندان پیش بگذارند و تلاش در خوری از خود نشان دهند. غافل از اینکه این روش نه تنها برای آینده فرزندان خطرآفرین و زیان آور است که فردای زندگی پدر و مادر را نیز دستخوش ناملایمات و نگرانی ها قرار می دهد. چنین فرزندانی که طعم صلاح و شایستگی را نچشیده اند و به تربیت دینی آمیخته نشده اند، نخواهند توانست به هنگام نیاز پدر و مادر به مهر و عاطفه فرزندی، به آنان پاسخ مثبت دهند و آنان را در دامان محبت بی دریغ خویش بپرورند و آرامش ببخشند.

 

پدرانه

«إِلهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجالِهِمْ، وَ رَبِّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوِّلِی ضَعِیفَهُمْ، وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ، وَ فِی جَوارِحِهِمْ، وَ فِی کلِّ مَا عُنِیتُ بِهِ مِنْ أَمَرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِی وَ عَلَی یدَی أَرْزَاقَهُمْ»؛

«معبودا! به خاطر من بر آسایش و رفاهشان بیفزا، عمرشان را طولانی کن، فرزندانشان را بپروران، ناتوانشان را توانا گردان، جسم و دین و خویشان را، و جان و تن و هر کارشان را که به من مربوط است، از هرگزندی در امان بدار، و روزی ایشان را به دست من فراوان و پیوسته گردان».

 

تبیین و شرح

این پاره از دعا، نقش برجسته و بی بدیل پدر در خانواده را به تصویر می کشد. در مکتب تربیتی اسلام، سرپرستی پدر شامل امور رفاهی، سلامت، تربیتی و اجتماعی خانواده می شود که وی باید با دیدی وسیع و همه جانبه نگر، با دو چشم دنیایی و آخرتی، صلاح و خیر اهل بیت خود را ملاحظه نماید و به مدیریت و هدایت آنان همت گمارد.

قدرت و توانایی بالای پدر در ایفای نقش خود درتمام این زمینه ها بهترین تأمین کننده آرامش روحی- روانی افراد خانواده است. هرگونه اظهار ضعف و ناتوانی پدر در محیط خانه باعث می شود افراد تحت سرپرستی او خود را تنها و بدون تکیه گاه مطمئن احساس کنند و در برابر هجمه های بیرونی و درونی، بی دفاع بمانند و چاره ای جز تسلیم نداشته باشند.

 

تربیت فطری

«وَ أَعِنِّی عَلَی تَرْبِیتِهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ، وَ اجْعَلْهُمْ لِی عَوْناً عَلَی مَا سَأَلْتُک»؛

«و مرا بر تربیت و ادب کردن و نیکی کردن با آنها یاری کن.. . و ایشان را در عمل کردن آنچه از تو خواسته ام یاور من قرار ده».

 

تبیین و شرح

تربیت یعنی شکوفا کردن استعدادهای درونی افراد. مربی، صنعت گر نیست که چیزی بسازد و ایجاد کند و بتواند آنچه را درذهن دارد، در دنیای خارج از ذهن به وجود آورد. هرکس با استعدادها و ظرفیت های خاصی به دنیا می آید که اگر در مسیر تربیت درست قرار بگیرد و مربی ای تجربه دیده و آگاه او را بپرورد، آن استعدادها بروز می یابد و شکوفا می گردد و آن ظرفیت ها و قابلیت ها به بهترین و سودمندترین شکل خود را نمودار می سازد. پس در تربیت، شخصیت ها و فطرت ها دگرگون نمی شوند، بلکه آنچه که هست، از حالت خفته و بی حرکتی به جنبش و حرکت و رشد درآمده به بالندگی می رسد. بنابراین، مربی باید نخست انسان شناس و آشنا به توانایی های فطری بشر باشد، آفت های تربیت و راه جلوگیری و درمان آنها و نیز عناصر مفید و شیوه بهره مندی از آن ها را به خوبی بشناسد. پس کسی که دستی از دور بر آتش دارد و از انسان جز جسم و فعل و انفعال های شیمیایی و فیزیکی درک نمی کند، نمی تواند مربی مناسبی باشد و بی شک در تربیت افراد دچار خطاها و لغزش های فاحش خواهد شد.

تربیت و ادب کردن فرزندان به آداب پسندیده عرفی وشرعی، کار بسیار حساس و پرمشکلی است. ازاین رو، امام (علیه السلام) خداوند را در این امر به یاری می طلبد و می خواهد که پرورش آنان را برای ایشان سهل و آسان گرداند و فرزندان را درانجام این وظیفه، رام و پذیرای برنامه های تربیتی و پرورشی وی قراردهد.

 

از زبان همه برای همه

«اللَّهُمَّ أَعْطِنَا جَمِیعَ ذلِک بِتَوْفِیقِک وَ رَحْمَتِک، وَ أَعِذْنَا مِنْ عَذَابَ السَّعِیرِ، وَ أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُک لِنَفْسِی وَ لِوُلْدِی فِی عَاجِلِ الدُّنْیا وَ آجِلِ الاخِرَه»؛

«خدایا! این همه را به توفیق و رحمتت به ما ارزانی کن، و ما را از عذاب آتش افروخته دوزخ در پناه آور، و همانند آنچه را من برای این جهان و آن جهان خود و فرزندانم از تو خواسته ام، به همه مردان و زنان مسلمان و با ایمان عطافرما».

 

تبیین و شرح

امام سجاد (علیه السلام) با علم محیط و فراگیر خویش، به نیازهای واقعی بشر بیش از خودشان آگاه است، و نیز می داند که دعایش به عنوان مقرب ترین وجود در درگاه الهی، بلندترین شأن و جایگاه را دارد و هرگز مردود نخواهد شد. ازاین رو، به نیابت از زبان دل همه مردان و زنان مومن و مسلمان، آنچه را مایه صلاح و اصلاح دنیا و آخرت ایشان است، از خداوند می طلبد و با نفَس مقدس خود همگان را دعا می کند.

جدای از این مطلب، سفارش اسلام به دعا کردن مسلمانان و مؤمنان در حق یکدیگر حاکی از اهمیت و ضرورت همگانی این مسئله است. حکمت این توصیه را شاید بتوان در فواید بزرگ اجتماعی آن جستجو کرد که در نهایت به افراد جامعه بازگشت می کند. عافیت، امنیت و سلامت فردی، همیشه در گرو جامعه ای به دور از ناملایمات و گرفتاری هاست. افراد هر اندازه که خود تربیت شده، اخلاقی، متدین و.. . باشند، چون به محیط ناامن جامعه پای گذارند و در برخورد با دیگران نادرستی و کج خلقی و آشفتگی های متعدد روحی و روانی را مشاهده کنند، بی شک خود و شایستگی ها فردی شان مورد تهدید قرار می گیرد.

بنابراین درست آن است که آنچه از نیکی ها و فضایل و سودمندی های که برای خود از خدا می طلبیم، برای دیگران نیز درخواست نماییم و آنان را به اندازه خویش، بلکه بیشتر، در معرض باران کرامت سرریز پروردگار بخواهیم که فرمود:

«إِنْ أَحْسَنْتُمْ، أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»[1]؛

«اگر خوبی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، به زیان خود کرده اید».

 

 

پی نوشت

[1] . اسراء( 17)، آيه 7.

 

 

 

منبع: پرسش ها و پاسخ های دانشجویی؛ دفتر 64 (امام سجاد علیه السلام، تاریخ و سیره)، صفحه 146.

 

منتشرشده در دعا و زیارت

کانون مهر

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیبَه السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الامِّ الرَّؤُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوالِدَی وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَینِی مِنْ رَقْدَه الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَه الظَّمْانِ»؛

«خدایا! چنان کن که از پدرومادرم چنان بترسم که از پادشاه خودکامه و به آن دو چنان نیکی کنم که مادری مهربان و رئوف [در حق فرزندان خویش]، و فرمانبرداری از پدر و مادر، و نیکی کردن من در حق ایشان را برایم از خواب در چشم خواب آلوده شادی آورتر، و از آب خنک در کام خشکیده گواراتر قرار ده».

 

تبیین و شرح

نظام عاطفی خانواده و به طور مشخص مهرورزی فرزندان به پدر و مادر، عاملی مهم و اساسی در تحکیم خانواده و همبستگی اعضای آن به شمار می آید. عاطفه و احساس قوی در یک محیط صمیمی و جذاب و سالم چنان در ارضای حس مهرطلبی انسان مؤثر است که مانع هوس های غلط و بیمارگونه می شود و از پیدایش عقده های پیچیده روانی جلوگیری می کند.

همچنین استحکام روابط خانوادگی و انس و الفت واقعی در کانون خانواده می تواند یک جامعه را به یک خانواده تبدیل کند و از آن دژی محکم دربرابر ناملایمات داخلی و خارجی پدید آورد. با پیشرفت های گسترده جامعه بشری که محصول صنعتی شدن زندگی است، آنچه از دیده ها مخفی مانده و بدان توجه کافی نشده، گسستگی روابط خانوادگی و به وجود آمدن خلأهای بزرگ عاطفی در میان افراد است که نهایتاً منجر به فروپاشی نهاد بزرگ جامعه خواهد شد.

فرزندانی که در حق پدر و مادر خود کم عاطفگی و بی احساسی پیشه می کنند و خود را در هر زمان آزاد از فرمان و خواهش آنها می خواهند، بی شک برای جامعه خویش نیز عضوی دلسوز و از جان گذشته نتوانند بود. اگر اسلام دفاع از حریم دین و شریعت و میهن را وظیفه هر مسلمان قلمداد کرده، مبنای قوی آن را در برابر تحکیم عواطف خانوادگی و دین پی ریزی نموده است.

افزون بر این آثار اجتماعی، رعایت یا عدم رعایت حقوق پدر و مادر از طرف فرزندان بر تربیت و اخلاق فردی آنان بسیار اثرگذار است و آثار مهیا و زنده آن در زندگی دنیایی ایشان به وضوح آشکار خواهد شد که یا سعادت و نیکبختی است و یا شقاوت و رنج و تیره روزی.

 

این چنین باش

«اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِی، وَ أَطِبْ لَهُمَا کلَامِی، وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیکتِی، وَ اعْطِفْ عَلَیهمَا قَلْبِی، وَ صَیرْنِی بِهِمَا رَفِیقاً، وَ عَلَیهمَا شَفِیقاً»؛

«خدایا! مرا در برابر آن دو آهسته گوی، خوش سخن و نرمخو گردان. دلم را به آنان معطوف بدار و با آنان مهربان و پرشفقت قرارم ده».

 

تبیین و شرح

این بیان امام سجاد (علیه السلام) در واقع اشاره به مقام و مرتبه خاص پدر و مادر دارد که بر فرزندان رعایت و حرمت گزاری آن لازم و ضروری است. وظیفه فرزندان فقط تأمین آسایش مادی و ظاهری والدین نیست که اگر بود چنان مشکل و دیریاب نبود. نرم خویی، خوش سخنی، تواضع و به جای آوردن برترین و زیباترین ادب ها در قبال پدر و مادر، به خصوص در شرایط سست و شکننده شدن روابط عاطفی، بسیار ضروری و به همان اندازه سخت و پرزحمت است.

فرزندان حتی در بدترین وضعیت نباید حرمت پدر و مادر خویش را نادیده بگیرند و اسباب خواری و ذلت آنها را فراهم نمایند. باید توجه داشت که در تعالیم دینی آنچه درباره فروتنی و خاکساری دربرابر پدر و مادر ذکر شده، جز در شأن امامان معصوم (علیهم السلام) و یا عالمان بزرگ وارد نشده است و این حاکی از عظمت مقام ایشان نزد خداوند و جبران ناپذیر بودن زحمات و رنج های آنان است.

 

باید ببخشید

«اللَّهُمَّ وَ مَا تَعَدَّیا عَلَی فِیه مِنْ قَوْلٍ، أَوْ أَسْرَفَا عَلَی فِیه مِنْ فِعْلً، أَوْ ضَیعَاهُ لِی مِنْ حَقٍّ، أَوْ قَصَّرا بِی عَنْهُ مِنْ وَاجِبٍ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ وَجُدْت بِهِ عَلَیهمَا، وَ رَغِبْتُ إِلَیک فِی وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُمَا، فَإِنی لَا أَتَّهِمُهُمَا عَلَی نَفْسِی، وَ لَاأَسْتَبْطِئُهُمَا فِی بِرِّی، وَ لَاأَکرَهُ مَا تَوَلَّیاهُ مِنْ أَمْرِی یا رَبِّ»؛

«خدایا! هرگاه با من به تندی سخن گفته اند، یا رفتار نابجایی داشته اند، یا حقی از من را تباه نموده اند، یا در وظیفه خویش نسبت به من کوتاهی کرده اند، این همه را من بر ایشان بخشیده ام و بدین سان بزرگشان داشته ام؛ من از تو می خواهم که پیامدهای بد اعمالشان را از آنان برداری، که من ایشان را در رابطه با خود محکوم نمی دانم و در نیکی کردن به خود سست و کند رفتارشان نمی شمارم و نگران نیستم که کارهای مرا عهده دار بوده اند؛ ای پروردگار من!».

 

تبیین و شرح

پدر و مادر، خواه ناخواه، در مسیر تربیت فرزندان خود و سرپرستی مادی و معنوی آنها، گاه دچار خطاها و رفتارهای ناهنجاری می شوند و کوتاهی هایی از آنها سر می زند. نگاه فرزندان به این تقصیرها باید عذرپذیرانه و توأم با گذشت و چشم پوشی باشد و هرگز به روی پدر و مادر خویش نیاورند که چه باید می کردند و چه ها نکردند که می بایست می کردند.

بالاتر اینکه به پاس داشت سال ها رنج بی مزد و سعی بی منت آن دو موجود عزیز، در حق آنان دعا کند و از خدا بخواهد که تبعات بدی های احتمالی آنان را از ایشان بردارد و با آمرزش خود، بر درجات بهشتی و معنوی آنان بیفزاید. چنین شیوه رفتاری باعث می شود رابطه محبت و دوستی میان فرزندان و والدین پیوسته و ناگسستنی باقی بماند و موجبات دلخوری و ناراحتی در سایه لطف پروردگار، برای همیشه از میان برداشته شود و صمیمیت ها به چندین برابر افزوده گردد.

 

چه قصاصی

«أَینَ إِذاً یا إِلهِی طُولُ شُغْلِهِمَا بِتَرْبِیتِی؟! وَ أَینَ شِدَّه تَعَبِهِمَا فِی حِرَاسَتِی؟! وَ أَینَ إِقْتَارُهُمَا عَلَی أَنْفُسِهِمَا لِلتَّوْسِعَه عَلَی؟! هَیهاتَ مَا یسْتَوْفِیانِ مِنِّی حَقَّهُمَا، وَ لَاأُدْرِک مَا یجِبُ عَلَی لَهُمَا، وَ لَا أَنَا بِقَاضٍ وَظِیفَه خِدْمَتِهِمَا»؛

«معبود من! اگر بدی های آنان را تقاص کنم پس آن تلاش های طولانی شان برای من، و آن رنج طاقت سوزشان در نگاه داری من، و آن سخت گیری شان برخود برای آسایش من، چه خواهد شد؟ نه، هرگز نتوانند تمام حق خود را از من دریافت کنند و من نتوانم آنچه را در قبال ایشان بر عهده من است، به شایستگی بگذارم و بار خدمتشان را به نیکی بر دوش کشم».

 

تبیین و شرح

در مقایسه ای کوتاه میان آنچه پدر و مادر برای آرامش و امنیت فرزند خود هزینه کرده اند- که اگر نمی کردند زیان های جبران ناپذیری متوجه سعادت دنیا و آخرت فرزندان می شد- و میان کوتاهی ها و تقصیرهای ایشان، ما را به این نتیجه می رساند که با حکم وجدان باید همواره در برابر آن دو فرشته رحمت الهی، کوچکی و فروتنی پیشه نماییم و یک لحظه از وظیفه خدمت گزاری به آنان غفلت نکنیم.

راستی فرزندانی که چون به سن رشد و توانایی می رسند، خیال انتقام گیری از پدر و مادر را در سر می پرورانند و به جبران سهل انگاری های ایشان بر آنان سخت می گیرند و رنج شان می دهند، یا آنان را به دادگاه عدل خداوند حواله می کنند، آیا می توانند آن همه عمر بر باد رفته پدر و مادر در نگه داری و تربیت خود را به ایشان بازگردانند و بر تمام زیان های مالی و جانی ایشان در راه آسایش فرزند، چشم فرو ببندند و با ناسپاسی تمام، ادعای حقوق از دست رفته کنند؟

بی شک اگر تمام عمر و سرمایه مادی و معنوی فرزندان در راه خدمت گزاری به پدر و مادر صرف گردد و تمام کوتاهی های آنان نادیده گرفته شود باز هم اندکی از حقوق هنگفت آنان ادا نشود و هیچ بار منتی متوجه آنان نگردد؟

آخر اینکه فرزندان هستی و وجود خود را مدیون پدر و مادراند و این با هیچ کاری، حتی جان سپردن در راه آسایش و امنیت و سلامت آنان، قابل تلافی و جبران نیست. حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

چشم امید

«اللَّهُمَّ لَاتُنْسِنِی ذِکرَهُمَا فِی أَدْبَارِ صَلَوَاتِی، وَ فِی إِنَی مِنْ آناءِ لَیلِی، وَ فِی کلِّ سَاعَه مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِی. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِی بِدُعَائِی لَهُمَا، وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِی مَغْفِرَه حَتْماً، وَ ارْضَ عَنْهُمَا بِشَفَاعَتِی لَهُمَا رِضَی عَزْماً، وَ بَلِّغْهُمَا بِالْکرَامَه مَوَاطِنَ السَّلَامَه»؛

«خدایا! از خاطرم مبر که پس از نمازهایم، و در هر لحظه از شب و در هر ساعت از روزم، به یاد آنان باشم. خدایا بر محمد و آل محمد و خاندانش درود بفرست و به دعایم در حق ایشان مرا بیامرز، و آنان را به سبب نیکی کردنشان به من، به آمرزش بایسته، ببخشای، و به شفاعت من از آنان خشنود باش، و با کرامت خود، آن دو را به سلامت و رستگاری برسان».

 

تبیین و شرح

پدر و مادر از حق دارانی هستند که خداوند فراموش کردنشان و از یاد بردنشان را هرگز روا نداشته، زیرا ایشان سرچشمه های واسطه تمام خیرات و برکات و نعمت هایی هستند که در طول زندگی به ما می رسد و در واقع فراموش کردنشان و بی توجهی به آن دو، از یاد بردن بزرگ ترین نعمت های الهی و ناسپاسی در مقابل پروردگار هستی آفرین و حیات بخش است و معلوم است که چنین فراموشی ای چه تبعاتی سنگین و تنگناهای سختی را پیش روی آدمی می نهند. یاد کردن پدر و مادر در هر لحظه از ساعت شب و روز، ذکر خدا گفتن است که رویگردانی از آن به تعبیر قرآن «مَعیشَه ضنَک؛ زندگی تنگ و ناگوار» در پی می آورد؛ پیش از عذاب آخرت، دنیای شخص را با فلاکت و نکنبت مواجه می سازد.

یاد کردن پدر و مادر به دعا کردن و دستگیری و اطلاع از حال و روز آنان، رحمت و مغفرت خداوند را شامل حال فرزندان قرار می دهد و آنان را به مراتب بالایی از تقرب می رساند. پس، فرزندان اگر راحت جان و جهان خویش را هم طالب باشند، راهش نیکی کردن به پدر و مادر و هواداری از آنهاست، به خصوص در دوران فرتوتی و ناتوانی ایشان، که بیش از هر وقت دیگر به توجه و یاری فرزندان نیازمندند و به آنها چشم امید دارند.

 

 

 

 

منبع : پرسش ها و پاسخ های دانشجویی؛ دفتر 64 (امام سجاد علیه السلام، تاریخ و سیره)، صفحه 140.

 

منتشرشده در مناسبت ها

ای بر طرف کننده اندوه و ای دور کننده غمها، ای مهربان و عطوف در دنیا و آخرت، بر محمّد و آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله درود فرست و غم و اندوه مرا بر طرف فرما.

 

ای یگانه، ای یکتا، ای بی نیاز، ای کسی که نه می زاید و نه زائیده می شود و برای او همتایی نیست، مرا حفظ کن و از گناهان مبرا ساز و گرفتاریم بر طرف فرما. [آیة الکرسی و سوره فلق و سوره ناس و سوره توحید را بخوان و بگو]

 

خدایا من از تو مسألت دارم، مسألت کسی که نیازش سخت و توانش ضعیف و گناهانش افزون شده است. مسألت کسی که نیازش سخت و توانش ضعیف و گناهنش افزون شده است مسألت کسی که برای رفع نیازمندیش یاوری نمی یابد و برای جبران ناتوانیش، تقویت کننده ای پیدا نمی کند و برای گناهانش آمرزنده ای سراغ ندارد جز تو. ای صاحب جلالت و اکرام، از تو عملی را می خواهم که عامل به آن را دوست می داری و یقینی را درخواست می کنم که هر کس به آن درجه از یقین نسبت به نفوذ اراده و فرمان تو برسد، نفع فراوان خواهد برد.

 

خداوندا بر محمد و آل محمد صلّی اللَّه علیه و آله درود فرست و مرا در حال صدق و راستی بمیران و حاجتم به دنیا را قطع کن و میل مرا در چیزهایی که نزد توست قرار بده که به دیدارت اشتیاق پیدا کنم و صداقت در توکل بر خودت را به من عطا فرما.

 

از تو درخواست می کنم خیر آنچه را در نامه اعمالم ثبت شده و از شر آنچه مکتوب شده به تو پناه می آورم. از تو طلب می کنم ترس آنهایی را که بندگی تو می کنند و بندگی آنهایی را که در برابر تو خاشعند و یقین آنهایی را که بر تو توکل دارند و توکل آنانی را که به تو ایمان دارند.

 

 خدایا میل من به خواسته ام را همچون میل اولیائت به خواسته هایشان و ترس مرا همچون ترس آنان قرار بده و مرا در راه رضایت خود به کارهایی موفق فرما که هیچ چیز از دین تو را به خاطر ترس از مخلوقت ترک نکنم.

 

خداوندا، این است حاجت من، پس میل مرا نسبت به آن افزون کن و در آنها زبان پوزش به من عطا فرما و استدلال در آنها را به من تلقین کن و تنم را در این حاجات سالم بدار.

 

خدایا اگر دیگری شب را صبح می کند در حالی که اطمینان و امیدی به غیر تو دارد، من چنین نیستم بلکه صبح می کنم در حالی که تو در همه امور مورد اطمینان و محل امید منی، پس عاقبت همه کارها را برایم خیر قرار بده و مرا از گمراهیهای بلاها و آزمایشات نجات ده، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

 

و درود خدا بر آقای ما محمد صلّی اللَّه علیه و آله رسول برگزیده خدا و بر آل پاک او باد. [1]

 

پی نوشت:

[1] على بن حسين (علیهماالسلام)، امام چهارم، الصحيفة السجادية، 1جلد، نشر الهادى - قم (ايران)، چاپ: 1، 1376 ه.ش.

 
 
 
منبع : الصحیفة السجادیة، صفحه 265.
 
منتشرشده در سیره اهل بیت

پروردگارا، گناهانم مرا ساکت ساخته و سخنم را بریده است، پس من هیچ دلیلی ندارم و از این رو من اسیر گرفتاری هایم هستم و در گرو اعمال خویشم و در گناهانم متحیرم و در نیتم سرگردانم و در راه وامانده ام.

 

خود را در جایگاه فرومایگان گناهکار قرار داده ام، جایگاه شقاوت پیشگانی که بر تو جسارت ورزیدند و وعده های تو را سبک پنداشتند.

 

خدایا پاک و پیراسته ای! چه جرأتی بود که به حریم تو جسارت کردم و چه فریبی بود که با آن خود را گول زدم؟!

 

ای سرور من، بر با صورت به زمین خوردنم و بر لغزش گامهایم رحم کن و بر جهلم با بردباریت و بر سوء کردارم با احسانت رفتار نما. چرا که من به گناهم اقرار دارم و به خطای خویش معترفم و اینک این دست من و این موی پیشای من است که در کف توست، تسلیمم که مرا قصاص کنی. رحم کن بر سالخوردگیم و بر افول روزهای عمرم و بر نزدیک شدن مرگم و بر ناتوانی و نیازمندی و بیچارگیم.

 

ای آقای من، بر من رحم کن آن هنگام که اثری از من در دنیا باقی نماند و یاد من از میان مخلوقین تو برود و من از فراموش شدگان باشم، گویی به کلی فراموش شده ام.

 

و ای مولای من، بر من رحم کن آن هنگام که صورتم دگرگون شود و حالم عوض شود، وقتی که بدنم متلاشی شود و اعضایم از هم جدا گردند و مفاصلم پاره شوند! ای و ای بر غفلت و بی خبری من از آنچه قرار است برایم پیش آید!

 

ای سرور من، به هنگام برانگیخته شدن و زنده شدنم در قیامت بر من رحم کن، و جایگاه مرا در آن روز در کنار اولیاء خودت و محل مرا در میان دوستانت و مسکن مرا در جوار خودت قرار ده، ای پروردگار جهانیان.[1]

 

 

 

پی نوشت: 

[1] على بن حسين (علیهماالسلام)، امام چهارم، الصحيفة السجادية، 1جلد، نشر الهادى - قم (ايران)، چاپ: 1، 1376 ه.ش.

 

 

منبع : الصحیفة السجادیة، الترجمة، صفحه 261.

 

منتشرشده در سیره اهل بیت

دعا، نردبان تقرب به سوی خدای سبحان و نهر همیشه جاری شستشو دهنده گناهان آدمیان است. دعا ارتباط آگاهانه، خالصانه و خاشعانه با پروردگار است. دعا قبل از آن که ابزار زندگی باشد، ابزار بندگی است و بیش از آن که خواهش تن را ادا کند، حاجت دل را روا می کند و برتر از آن که سفره نان را فراخی بخشد، گوهر جان را فربه می کند.

در بوستان نیایش و دعا، صحیفة سجادیه امام سجاد علیه السلام جذبة خاص خود را دارد، این کتاب از طرف دانش مندان برجستة ما «أخت القرآن»[1] «انجیل اهل بیت علیهم السلام » و «زبور آل محمد صلی الله علیه و آله »[2] لقب گرفته است. جالب آن که مولّف تفسیر طنطاوی پس از دریافت نسخه ای از این کتاب در قاهره چنین می گوید:

«این از بدبختی ماست که تاکنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می نگرم، آن را از کلام مخلوق برتر و از کلام خالق پائین تر می یابم»[3]

 

دوره ای که امام سجاد علیه السلام در آن زندگی می کرد، دورانی بود که ارزش های دینی دستخوش تحریف و تغییر قرار گرفته بود، در سایة چنین شرائطی که تربیت دینی مردم تنزّل کرده و ارزش های جاهلی احیاء شده بود، حضرت در صدد پیوند مردم با خدا به وسیلة دعا بود، از دیدگاه حضرت دعا یک بعدی نیست که فقر مادّی را در نظر بگیرد و یا نیاز معنوی را، بلکه دعا به طور کلی از جامعیت خاصی برخوردار است، هم دنیایی است و هم آخرتی، هم نیازهای معنوی را مطرح می کند و هم خواسته های مادّی را.

 

امامت در صحیفة سجادیه

از شیوه های تبلیغی و مبارزاتی امام سجاد علیه السلام تبیین معارف اسلام در قالب دعا است. یکی از مضامین مهم سیاسی ـ دینی صحیفه، طرح مسئله امامت است، مفهوم امامت به صورت یک مفهوم شیعی، که علاوه بر جنبة احقّیت برای خلافت و رهبری، جنبه های الهی عصمت و بهره گیری از علوم انبیاء و مخصوصاً حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را در حدی والا نشان می دهد. بازکاوری مفهوم امامت در صحیفة سجادیه از دو سو حائز اهمیت است از یک سو معرفت حقیقی به امام جز از راه امام ممکن نمی باشد و از سویی دیگر نیاز هر چه بیشتر ما به شناخت جایگاه امامت امام است که امروز امام زمان ما حضرت ولی عصر عج الله می باشد.

 

1. پیامد های غصب خلافت

به راستی چه کسی است که صدای آن حضرت را در کلمات استوار «صحیفة سجادیه» و با دیده حق بین در نیابد که چه کسی شایسته خلافت الهی است. حضرت می فرماید:

«خداوند این مقام ارجمند که از آن جانشینان و برگزیدگان توست و این مرتبة امناء تو که از درجات بلندی است که به آنان اختصاص داده ای مورد غصب و دستبرد قرار گرفته است،. .. و سرانجام برگزیدگان و جانشینان تو مغلوب و مقهور و مورد غضب قرار گرفتند و می بینند که فرمان تو تبدیل یافته و کتاب تو مورد دستبرد قرار گرفته و احکام تو از راههای شریعت تو منحرف گشته و سنت های پیامبرت ترک شده است».[4]

حضرت علیه السلام در این فراز ضمن اشاره به غصب مقام خلافت توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام، تغییر احکام الهی، مهجوریت و دستبرد به قرآن و ترک سنت های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از پیامد های غصب مقام امامت برمی شمارد.

 

2. اختصاص امامت به فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله

امام سجاد علیه السلام در دعاهای خویش بر ولایت پیشوایان از اولاد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که استوارترین ارکان هدایت و محکمترین دستگیره های ایمان است؛ تاکید می کند:

«رب صل علی اطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرک و جعلتم خزنته علمک، و حفظة دینک، و خلفائک فی أرضک».[5]

«پروردگارا! بر پاکیزگان از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله درود فرست؛ آنان که برای امر دین انتخابشان کرده ای و ایشان را خزانه دار علمت و حافظان دینت و جانشینان خویش در زمین، قرار داده ای».

 

3. امامان، گنجینه داران معارف قرآن

«اللهم فکما جعلت قلوبنا له حملة، و عرفتنا برحمتک شَرَفَهُ و فضله، فصل علی محمد الخطیب به، و علی اله الخزّان له»[6]

«بارالها! آن گونه که قلب های ما را حامل علوم قرآن قرار دادی و فضل و شرافت قرآن را به لطف خویش به ما شناساندی بر محمد صلی الله علیه و آله که هماره زبانش به قرآن گویا بود، درود فرست، و همچنین بر خاندان محمد صلی الله علیه و آله که گنجینه داران قرآن و علوم قرآنند».

 

4. خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله پاکیزگان از گناه

«و طهّرتهم من الرّجس و الدّنس تطهیرا بارادتک»[7]

«پروردگارا! خاندان پیامبرت را به ارادة خویش از هر پلیدی و ناپاکی منزّه ساختی».

 

5. تداوم امامت در همه زمان ها

«خدایا تویی که دینت را در هر دوره ای به وسیلة پیشوایی که او را برای بندگانت راهنما و در شهرهایت مشعول هدایتی قرار دادی، تأیید و کمک کردی، پس از آن که پیمان وی را به پیمان خود، پیوسته و او را سبب خشنودی خویش گردانیدی و فرمانبردی از او را واجب ساختی و از مخالفت فرمان او مردم را بر حذر داشتی و به امتثال فرمان او و ترک منهیاتش دستور فرمودی و به این که کسی از او پیشی نگیرد و از او پس نماند، فرمان دادی».[8]

از این فراز دعای امام سجاد علیه السلام فلسفة ضرورت تداوم امامت و رهبری دینی استفاده می شود، زیرا به فرمودة آن امام بزرگوار، هر روزگاری نیازمند پیشوا و امامی الهی است. و آن رهبران باید منتسب به خداوند و تأیید شده از سوی او باشند تا بتوانند با نور هدایت خویش خلق را به سوی ارزش های دینی دعوت کنند.

 

6. آرمان انتظار

«خداوندا به وسیلة ولی خویش (آن امامی که در هر زمان است و زمان خالی از او نیست) کتاب و قوانین و شرایع و سنت های رسولت صلی الله علیه و آله را برپادار و به واسطة او آن چه را از نشانه های دینت که ستمکاران آن ها را نابود کرده اند، دوباره احیا کن و به واسطة او تعرض ستم پیشگان نسبت به راهت را از میان بردار و مشقت و سختی طریقت را توسط او برطرف ساز.[9]

 

7. سلام و درود الهی بر منتظران

«اللهم وصل علی اولیائهم المعترفین بمقامهم، المتبعین منهجهم، المقتفین اثارهم، المجتهدین فی طاعتهم، المنتظرین أیامهم، المادّین الیهم أعینهم، الصلوات المبارکات الزاکیات النّامیات الغادیات الرائحات».[10]

«خداوندا درود فرست بر دوستان امامان که معترف به مقام والای آن هایند و راه آن ها را می پیمایند و در پی آثار آن ها می رورند. .. و در طاعت آن ها می کوشند و در انتظار روز حکومت آن ها هستند و چشم امید به سوی آنان دارند، درودهایی مبارک و پاک و فزاینده در بامداد و شامگاه».

امام سجاد علیه السلام حاکمیت مقدس معصومان علیهم السلام را به نسل ها با زبان نیایش تعلیم داده و تلقین کرده است و میام محبت و عمل و آرمان پیوندی ژرف پدید آورده است. حضرت اگرچه به تجهیز قوای رزمی علیه حاکمیت های جائز زمانش نپرداخته ولی در تعالیم خود بنیان اندیشة ظلم ستیزی و اعتقاد به حاکمیت دین و ضرورت رهبری پیشوای الهی را پی ریخته است.

 

پی نوشت

[1] . شیخ آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، الطبعة الثانیة، بیروت، دارالاضواء، 1378هـ ق، ج15، ص18.

[2] . سید علیخان مدنی، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین، مقدمه عبدالرزاق الموسوی المقدمه، قم، دارالشبستری للمطبوعات.

[3] . صحیفة سجادیه، ترجمه صدر الدین بلاغی، تهران، دارالکتب الاسلامیّه، مقدمه، ص37.

[4] . همان، دعای48، فراز9: «اللهم ان هذا المقام لخلفائک و أصفیائک و مواضع أمنائک فی الدرجة الرفیعة للتی اِخْتَصَصْتَهُمْ بها قد ابْتَزُّوها، ... یرون حکمک مبدلا و کتابک منبوذا، و فرائضک مُحّرّفةً عن جهات أشراعک، و سنن نبیک متروکة».

[5] . همان، دعای 47، فراز56.

[6] . همان، دعای42، فراز6.

[7] . همان، دعای47، فراز56.

[8] . همان، دعای47، فراز60: «اللهم انک أیدت دینک فی کل اوانٍ بامام اقمته علما لعبادک، و مناراً فی بلادک بعد ان وصلت حبله بقبلک، و جعلته للذریعة الی رضوانک، و افترضت طاعته، و حذّرت معصیته، و أمرت امتثال اوامره، و الانتهاء عند نهیه، و الّا یتقدمه متقدم و لا یتأخر عنه متأخر».

[9] . همان، دعای47، فراز62: «و أقم به کتابک و حدودک و شرائعک و سنن رسولک ـ صلواتک اللهم علیه و آله ـ و اَحی به ما اماتَهُ الظالمون من معالم دینک و اجْلُ به صداءَ الجور عن طریقتک و أبن به الضّراء من سبیلک و أزل به الناکبین عن صراطک و امحق به بغاة قصدک عوجاً.

[10] . همان، دعای47، فراز64.

 

منبع: حوزه نت

 

منتشرشده در دعا و زیارت
صفحه1 از3

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز574
دیروز803
ماه12678
مجموع1875813

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا