امام سجاد علیه السلام فرمود: ای مردم! من فرزند مکه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود، من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم، من فرزند بهترین حج کنندگان و تلبیه گویان هستم، من فرزند آنم که بر براق سوار شد، من فرزند پیامبری هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر کرد، من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب ربوبی و نزدیک ترین جایگاه مقام باری تعالی رسید، من فرزند آنم که با ملائکه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پیامبرم که پروردگار بزرگ به او وحی کرد، من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند.

 

منتشرشده در مناسبت ها

یکی از این درس های عاشورا، مسأله تبلیغ و پیام رسانی است که از ابتدای حرکت سیدالشهداء آغاز شد و با سخنرانی های حضرت سجاد(علیه السلام) و زینب (سلام الله علیها) در زمان اسارت، به اوج خود رسید.

 

 سخنان امام خطاب به دشمنان:

الف) امام را به صورت یک خیر خواه، یک واعظ و یک اندرزگو مى‌بینیم که حتى از سرنوشت ‌شوم دشمنان خودش ناراحت است که چرا این افراد باید به جهنم بروند. وجود مبارک ابا عبد الله از بدبختى آن مردم متأثر بود. نمى‌خواست ‌حتى یک نفر از آنها به این حال بماند.این بد عاقبتی بر امام گران بود. امام چندین بار برای آنها سخنرانی می کند تا بتواند کسى را از این گروه شقیّ کم کند. در اینجا مى‌بینیم حسین(علیه السلام) یکپارچه محبت است، یکپارچه دوستى است که حتى دشمن خودش را هم واقعا دوست دارد.[7] همه اینها در حالی است که امام در محاصره دشمن است و جنگ قطعی شده است. به عنوان نمونه امام در یکی از سخنان خود، خطاب به دشمن، به حقیقت دنیا اشاره می کنند و آنها را فریب خورده دنیا معرفی می نمایند.

ایشان چنین می فرمایند: 

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ الدُّنْیَا فَجَعَلَهَا دَارَ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ مُتَصَرِّفَةً بِأَهْلِهَا حَالًا بَعْدَ حَالٍ فَالْمَغْرُورُ مَنْ غَرَّتْهُ‌ وَ الشَّقِیُّ مَنْ فَتَنَتْهُ فَلَا تَغُرَّنَّکُمْ هَذِهِ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا تَقْطَعُ رَجَاءَ مَنْ رَکنَ إِلَیْهَا وَ تُخَیِّبُ طَمَعَ مَنْ طَمعَ فِیهَا وَ...»

 

«سپاس مخصوص آن خدایى است که دنیا را دار فنا و زوال قرار داد؛ در حالی که هیچ ثباتی برای اهل آن نیست و حالاتشان مدام در حال تغییر و دگرگونی است. فریب خورده کسى است که دنیا او را فریب دهد. شقى و بد بخت کسى است که دنیا او را مفتون خود کند. مبادا این دنیا شما را فریفته نماید؛ زیرا دنیا امید کسى را که به آن دلبستگى داشته باشد، قطع می کند و طمع هر کسى را که به آن طمع کند، نابود می نماید. من شما را این طور مى‌بینم: براى امرى اجتماع کرده‌اید که خدا را براى آن به غضب آورده‌اید و خدا نظر رحمت خود را از شما برگردانیده است و نقمت و عذاب خود را براى شما حلال کرده، شما را از رحمت خود دور نموده است. خداى ما خوب پروردگارى است؛ ولى شما بَد مردمى هستید. زیرا (به گمان خود) اقرار به طاعت کردید و به حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) ایمان آوردید، سپس پشت به ذریه و عترت پیامبر خود نمودید و می خواهید آنان را شهید نمایید. حقا که شیطان بر شما مسلط شده و باعث شده یاد خداى بزرگ را فراموش کنید. ننگ بر شما و بر ایده و هدف شما! «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» اینان همان مردمى هستند که پس از ایمان آوردن کافر شدند، نابود شوند گروه کافران!»[8]

 

ب) در لحظه ای دیگر امام برای صحبت با آنان، از آنها خواست تا سکوت کنند؛ ولی دشمن با همهمه مانع از سخنرانی امام شد. امام به نکته ای مهم در ریشه یابی این رفتارشان اشاره کرد و فرمود:

«وَیْلَکُمْ مَا عَلَیْکُمْ أَنْ تنْصِتُوا إِلَیَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلِی وَ إِنَّمَا أَدْعُوکُمْ إِلَى سَبِیلِ الرَّشَادِ ...»

 

«واى بر شما! چرا گوش فرا نمی دهید تا گفتارم را بشنوید؟ جز این نیست که من شما را به راه هدایت دعوت می کنم، کسى که از من اطاعت کند، هدایت مى‌شود و کسى که نافرمانى نماید، هلاک خواهد شد. هیچ کدام از شما امر مرا اطاعت نمى‌کنید، گوش به سخن من نمی دهید؛ زیرا شکم‌هاى شما از حرام پر شده و به قلب‌هاى شما مهر (قساوت) زده شده است. واى بر شما! آیا ساکت نمى‌شوید!؟ آیا نمى‌شنوید؟»[9]

 

ج) همچنین در سخنان امام با دشمنان، اوج عزت طلبی و شجاعت و روحیه حماسی قابل مشاهده است. امام در قسمتی از سخنان خود خطاب به دشمنان می فرمایند:

«أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ یَأْبَى اللَّهُ ذَلِکَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ...» [10]

 

«شگفتا! زنازاده فرزند زنازاده مرا بین یکى از دو چیز مجبور کرده است: بین مرگ و ذلّت (تسلیم) و هیهات که ما ذلّت و خوارى را بپذیریم. خدا و پیامبر او و مؤمنان و دامان هاى پاک و رگ و ریشه‌هاى پاکیزه و مغزهاى روشن اندیش و غیرتمند و جان هاى ستم ستیز و با شرافت نمى‌پذیرند که ما فرمانبردارى فرومایگان و استبدادگران پست و رذالت پیشه را بر شهادت گاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداریم و من با این جماعت اندک با شما کارزار کنم؛ هر چند یاوران مرا تنها گذاشتند»

 

سخنان امام حسین(علیه السلام) به امام سجاد(علیه السلام):

امام باقر فرمود: چون زمان مرگ پدرم رسید مرا به سینه چسبانید و فرمود:

«پسر جان همان سفارشى را به تو می کنم که پدرم [امام سجاد] هنگام مرگش به من کرد و گفت پدرش [امام حسین] به او سفارش کرده و گفته: یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّه‌ پسر جان! مبادا به کسى ستم کنى که جز خدا یارى ندارد»[11]

 

در نقل دیگر این جمله بیان شده است:

«أَیْ بُنَیَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ کَانَ مُرّا»

«اى فرزند! در برابر حق صبر کن، اگر چه تلخ باشد»[12]

 

 

نهضت کربلا در عاشورا تنها یک واقعه در یک مقطع زمانی خاص نیست. هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است. کاروان تاریخ، روان است و یاران و دشمنان سید الشهداء یکی یکی می آیند و می روند. هنوز سخنان امام حسین در سرزمینی به وسعت دنیا طنین انداز است و اینک تو بگو از کدامین تباری و به کدام سمت می روی؟

 

 

 

منتشرشده در سیره اهل بیت

رساله حقوق امام سجاد ـ عليه السلام ـ از اصي لترين منابع حقوقي شيعه براي شناخت كيفيت و چگونگي روابط سياسي اجتماعي، اقتصادي و حكومتي در جامعه اسلامي است. لذا در اين نوشتار به اختصار برخي از موارد حقوقي كه در محورهاي (حق الله، حق الناس، و حق النفس) در آن رساله مطرح شده به ترتيب اشاره مي شود:

الف: حق الله:

اولين حق كه در آن رساله بيان شد و در منابع ديگر اسلامي مطرح گرديده است حق الله است، در واقع اساس دين داري است. و اين حق يعني حق الله مطلق است و در ازاي اداي اين حقوق بندگان هيچ حقي نسبت به خداوند ندارند. اما در ساير حقوق مناسبات و اداي تكليف كاملاً متقابل و دو سويه است حق الله خاستگاه و منشأ ساير حقوق است.(1) خداوند حقوق فراوان بر بندگانش دارد كه اعتقاد و ايمان آوردن به او و عمل به دستورات او و انجام بندگي، بخشي از حقوق الهي بر انسان است. امام سجاد ـ عليه السلام ـ درباره حق الله مي فرمايد: (بزرگترين حق خداوند اين است كه او را بپرستي و چيزي را شريكش نداني، و چون از روي اخلاص اين كار را كردي خدا بر عهده گرفته است كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از آن بخواهي برايت نگاهدارد.)(2) پس به طور كلي «حق الله» آن امور و تكاليفي هستند كه فقط مربوط به خود انسان و خداي خويش است و پاي هيچ كس ديگر در ميان نباشد. مانند انجام عبادات واجبي كه خدا دستور داده و يا اجتناب از نجاسات و محرماتي كه خدا آن ها را نهي كرده مثل خوردن چيزهاي حرام و يا دروغ گفتن و يا ريا و ...

 

ب: حق الناس:

اولاً بايد در تعريف حق الناس گفت كه حق الناس عبارت است از حقوق متقابل، اين حقوق روابط انسان ها و جوامع را در مناسبات گوناگون اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فردي، فرهنگي، مذهبي، حكومتي، بين المللي قانون مند مي كند. اين حقوق را كه خداوند واجب گردانده براي تأمين آسايش فردي و اجتماعي و اصلاح امور و جامعه انساني است.(3)

مسئله حق الناس در محورهاي مختلف مطرح است. مانند حقوق والدين، حق فرزند به والدين، حقوق زن و شوهر (حقوق خانوادگي) حقوق برادري، حقوق اجتماعي، حقوق همسايهداري و موارد متعدد ديگر و چون اين حقوق زيباتر از هر جا در كلام امام سجاد بازگو شده لذا به نمونه هايي از كلمات نوراني آن حضرت اشاره مي شود تا در دلها نفوذ نموده و مفيد و مؤثر باشد. اما قبل از طرح آن كلمات نوراني بايد اشاره شود كه حقوق گاهي جنبه فقهي دارد، يعني بايد ادا شود و گاهي جنبه اخلاقي و تربيتي دارد، گرچه واجب نيست اداء شود، اما بهتر است ادا شود. اما در مجموع آنچه مفيد و آموزنده است، جنبه اخلاقي و تربيتي قضيّه است و نه جنبه علمي حقوق.
اما بخش هايي از كلام امام سجاد ـ عليه السلام ـ در اين باره:

1. حق پدر علمي تو و استادت تعظيم او و احترام مجلس اوست كه خوب به او گوش كني و به او روكني و با او ياري دهي تا آنچه را نياز داري به تو بياموزد. به اين صورت كه عقل خود را خاص او سازي و فهم و هوشت را با او بپردازي و دل خود را بدو دهي و خوب چشمت را به او اندازي، به سبب ترك لذت و صرف نظر كردن و كم كردن از شهوات.

2. حقوق همسر به انسان آن است كه هر كدام از دو طرف بايد توجه داشته باشد كه خدا او را آرامش جان و راحت باش و انيس و نگاهدار همسرش ساخته و نيز هر كدام از زن و شوهر بايد به نعمت وجود همسرش، حمد كند و بداند كه اين نعمت خداست كه به او داده و لازم است كه با نعمت خدا خوش رفتاري كند و آن را گرامي دارد و با او بسازد.

3. حق مادرت اين است كه بداني او تو را در درون خود برداشته كه احدي كسي را در آن راه ندهد و از ميوه دلش به تو خورانيده كه احدي از آن به ديگري نخوراند و او است كه ترا با گوشش و چشمش و دستش و پايش و مويش و سراپايش و همه اعضايش نگاهداري كرده ...

5. حق پدرت، بايد بداني كه او ريشه تو است و تو شاخه او هستي و بداني كه اگر او نبود تو نبودي، پس هر زماني در خود چيزي ديدي كه خوشت آمد بدان كه از پدرت داري خدا را سپاس گزار و شكر نما.

6. حق فرزندت بدان كه او از توست و در اين دنيا به تو وابسته است خوب باشد يا بد، تو مسؤولي از سرپرستي او با پرورش خوب و رهنمائي او به پروردگارش و كمك او به طاعت وي درباره خودت و درباره خودش و بر عمل او ثواب بري و در صورت تقصير كيفر شوي، پس درباره او كاري كني كه در دنيا حسن داشته باشد.

7. و اما حق برادرت، بدان كه او دست توست كه با آن كار مي كني و پشت تو است كه به او پناه مي بري و عزت تو است كه به او اعتماد داري و نيروي تو است كه با آن يورش بري. مبادا او را ساز و برگ نافرماني خدا بداني و نيز وسيله ظلم بحق خدا و او را درباره خودش يار باش و در برابر دشمنش كمك كار.

8. اما حق همسايه حفظ اوست، هر گاه در خانه نباشد و احترام اوست در حضور و ياري و كمك به او است در هر حال عيبي از او وارسي نكني و از بدي او كاوش منما كه بفهمي و اگر بدي او را بدون تجسس و قصد فهميدي بايد براي آنچه فهميدي چون قلعه محكم و چون پرده ضخيمي باشي، در سختي او را رها مكن و در نعمت بر او حسد مبر، و از لغزشش در گذر و از گناهش صرف نظر كن و اگر بر تو ناداني كرد بردباري كن و به مسالمت با او رفتار كن و زبان به دشنام از او بگردان.

در اين بخش حضرت، به حقوق ديگري از جمله حق دولت، حق مشاور، حق شاگرد، و ... اشاره كرده اند، مي توانيد با مراجعه به منابع معرفي شده آن ها را مطالعه فرماييد.

 

ج: حقوق النفس:

در ابتداء اختصاراً بايد يادآوري شود كه اين نوع حقوق يعني حق نفس و اعضاء انسان به انسان بدين معناست كه اگر انسان بدان ها توجه نكند، در واقع به خود ظلم كرده و ضررش به خودش بر مي گردد.

يكي از حقوق كه در آن رساله نوراني آمده و براي همگان آموزنده و مفيد است جريان حقوق نفس است كه به چند نمونه از آن حقوق اشاره ميشود حضرت فرمود:

حق نفست بر تو اين است كه كاملاً او را در اطاعت خدا بگماري به زبانت حقش را بپردازي و بگوشت حقش را بپردازي و هم چنين ساير اعضايت، بعد فرمود:

1. حق زبانت آن است كه آن را از دشنام حفظ نمايي و به سخن خوب عادتش بدهي و مؤدبش داري و آن را نگاهداري مگر در جايي كه نياز به گفتن باشد و سخن گفتن براي دنيا و يا دين شما مفيد باشد. و آن را از پرگويي و ياوه سرائي كم فايده حفظ كني، زبان گواه خرد و دليل عقل است و آراستگي انسان به زيور عقل و خوشي زبان اوست.

2. حق گوش پاك داشتن اوست از شنيدن هر چيزي مگر خبر خوبي كه در دلت خير پديد آورد. اخلاق نيك نصيبت نمايد، گوش دروازة دل است هر نوع معني خوب يا بدي را به آن ميرساند.

3. حق چشمت اين است كه از هر چه روا نيست آن را بپوشاني و مبتذلش نسازي مگر بدان محل عبرت آوري كه از آن بينا شوي يا دانشي بدست آوري زيرا ديده وسيله عبرت است.

4. حق دو پايت اين است كه با آنها به جايي كه روا نيست نروي و آنها را به راهي كه باعث سبكي راه رونده است نكشاني زيرا آنها تو را حمل مي كنند و ترا به راه دين مي برند و پيش مي اندازند.

5. حق دست تو اين است كه آن را به ناروا دراز نكني تا بدست اندازي بدان گرفتار عقوبت آخرت خدا شوي و گرفتار سرزنش مردم در دنيا و آن را از كاري كه به تو واجب كرده نبندي ولي آن را احترام كني با اين كه از محرمات بسيارش بسنده و بسياري از آنچه هم كه بر او واجب نيست، به كار اندازي و چون دست تو در اين دنيا از حرام باز ايستاد و خود را شريف داشت يا با عقل و شرافت به كار رفت در آخرت ثواب خوب دارد.

6. حق شكمت اين است كه آن را ظرف كم و يا بيش از حرام نكني و از حلال هم باندازه اش بدهي و از حد تقويت به حد شكم خوارگي و بي مروتي نرساني، و هر گاه گرفتار گرسنگي و تشنگي شد، او را ضبط كني زيرا سيري بي اندازه شكم را بياشوبد و كسالت آورد كه مايه باز ماندن و دور شدن از هر كار نيك و ارجمند است(4).

 

 

پی نوشت:

1. دائره المعارف تشيع، ج6، ص 404.

2. ابن شعبه حراني، حسن، تحف المعقول، ترجمه علي اكبر غفاري، تهران، نشر كتاب خانه اسلاميه، ص 261.

3. دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 404.

4. ابن شعبه حراني، حسن، تحف العقول، همان، ص 361 ـ 278.

 

 

 

 

 

منبع: سایت حوزه

 

منتشرشده در قرآن و حدیث

امام سجاد (علیه السلام) در دعای بیست و پنجم دعاها و وظایف متعددی را برای پدر و مادر در برابر فرزندان بیان فرموده اند که به چند نمونه آن اشاره می شود:

 

فرزند صالح

«اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَی بِبَقَاءِ وُلْدِی، وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی، وَ بِإِمْتَاعِی بِهِمْ»؛

«خدایا! منت گذار برمن، به: باقی نهادن فرزندانم، سامان دادن و اصلاحشان به نفع من، و برخوردارکردن من از ایشان».

 

تبیین و شرح

زندگی و حیات باقی برای فرزندان، خود به خود نمی تواند امری مطلوب و درخواستی موجه باشد. چه بسا فرزندانی که عمر طولانی یافتند اما زندگی شان جز رنج و رسوایی برای خود و پدر و مادر نبود و دیگران نیز از وجودشان راحت و آسایش نداشتند. بنابراین می نگریم که پیشوای عابد ما پس از درخواست بقای فرزندان، مسئله شایسته و صالح بودن آن ها را پیش می کشد و اینکه برای پدر و مادر و دیگران عناصری مفید و ارزشمند باشند.

اصل مهمی که معمولًا در رابطه میان فرزندان و پدر و مادر مغفول می ماند، اصل اصلاح و تربیت اخلاق فرزندان است. هرچه جامعه ی بشری پیشرفت های حیرت آور بیشتری در عرصه های گوناگون علمی و فنی را تجربه می کند، توجه او به مسائل روحی و معنوی به خصوص درباره نوجوانان و جوانان رو به کاستی می نهد. شاهدیم که بسیاری از پدران و مادران هرچه درتوان دارند برای رفاه و آسایش مادی فرزندان خود می کوشند و نخستین اولویت زندگی شان برآوردن توقعات جسمی و ارضای انگیزه های مادی آنان است بی آنکه گام مهمی در تربیت اخلاق دینی فرزندان پیش بگذارند و تلاش در خوری از خود نشان دهند. غافل از اینکه این روش نه تنها برای آینده فرزندان خطرآفرین و زیان آور است که فردای زندگی پدر و مادر را نیز دستخوش ناملایمات و نگرانی ها قرار می دهد. چنین فرزندانی که طعم صلاح و شایستگی را نچشیده اند و به تربیت دینی آمیخته نشده اند، نخواهند توانست به هنگام نیاز پدر و مادر به مهر و عاطفه فرزندی، به آنان پاسخ مثبت دهند و آنان را در دامان محبت بی دریغ خویش بپرورند و آرامش ببخشند.

 

پدرانه

«إِلهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجالِهِمْ، وَ رَبِّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوِّلِی ضَعِیفَهُمْ، وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ، وَ فِی جَوارِحِهِمْ، وَ فِی کلِّ مَا عُنِیتُ بِهِ مِنْ أَمَرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِی وَ عَلَی یدَی أَرْزَاقَهُمْ»؛

«معبودا! به خاطر من بر آسایش و رفاهشان بیفزا، عمرشان را طولانی کن، فرزندانشان را بپروران، ناتوانشان را توانا گردان، جسم و دین و خویشان را، و جان و تن و هر کارشان را که به من مربوط است، از هرگزندی در امان بدار، و روزی ایشان را به دست من فراوان و پیوسته گردان».

 

تبیین و شرح

این پاره از دعا، نقش برجسته و بی بدیل پدر در خانواده را به تصویر می کشد. در مکتب تربیتی اسلام، سرپرستی پدر شامل امور رفاهی، سلامت، تربیتی و اجتماعی خانواده می شود که وی باید با دیدی وسیع و همه جانبه نگر، با دو چشم دنیایی و آخرتی، صلاح و خیر اهل بیت خود را ملاحظه نماید و به مدیریت و هدایت آنان همت گمارد.

قدرت و توانایی بالای پدر در ایفای نقش خود درتمام این زمینه ها بهترین تأمین کننده آرامش روحی- روانی افراد خانواده است. هرگونه اظهار ضعف و ناتوانی پدر در محیط خانه باعث می شود افراد تحت سرپرستی او خود را تنها و بدون تکیه گاه مطمئن احساس کنند و در برابر هجمه های بیرونی و درونی، بی دفاع بمانند و چاره ای جز تسلیم نداشته باشند.

 

تربیت فطری

«وَ أَعِنِّی عَلَی تَرْبِیتِهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ، وَ اجْعَلْهُمْ لِی عَوْناً عَلَی مَا سَأَلْتُک»؛

«و مرا بر تربیت و ادب کردن و نیکی کردن با آنها یاری کن.. . و ایشان را در عمل کردن آنچه از تو خواسته ام یاور من قرار ده».

 

تبیین و شرح

تربیت یعنی شکوفا کردن استعدادهای درونی افراد. مربی، صنعت گر نیست که چیزی بسازد و ایجاد کند و بتواند آنچه را درذهن دارد، در دنیای خارج از ذهن به وجود آورد. هرکس با استعدادها و ظرفیت های خاصی به دنیا می آید که اگر در مسیر تربیت درست قرار بگیرد و مربی ای تجربه دیده و آگاه او را بپرورد، آن استعدادها بروز می یابد و شکوفا می گردد و آن ظرفیت ها و قابلیت ها به بهترین و سودمندترین شکل خود را نمودار می سازد. پس در تربیت، شخصیت ها و فطرت ها دگرگون نمی شوند، بلکه آنچه که هست، از حالت خفته و بی حرکتی به جنبش و حرکت و رشد درآمده به بالندگی می رسد. بنابراین، مربی باید نخست انسان شناس و آشنا به توانایی های فطری بشر باشد، آفت های تربیت و راه جلوگیری و درمان آنها و نیز عناصر مفید و شیوه بهره مندی از آن ها را به خوبی بشناسد. پس کسی که دستی از دور بر آتش دارد و از انسان جز جسم و فعل و انفعال های شیمیایی و فیزیکی درک نمی کند، نمی تواند مربی مناسبی باشد و بی شک در تربیت افراد دچار خطاها و لغزش های فاحش خواهد شد.

تربیت و ادب کردن فرزندان به آداب پسندیده عرفی وشرعی، کار بسیار حساس و پرمشکلی است. ازاین رو، امام (علیه السلام) خداوند را در این امر به یاری می طلبد و می خواهد که پرورش آنان را برای ایشان سهل و آسان گرداند و فرزندان را درانجام این وظیفه، رام و پذیرای برنامه های تربیتی و پرورشی وی قراردهد.

 

از زبان همه برای همه

«اللَّهُمَّ أَعْطِنَا جَمِیعَ ذلِک بِتَوْفِیقِک وَ رَحْمَتِک، وَ أَعِذْنَا مِنْ عَذَابَ السَّعِیرِ، وَ أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُک لِنَفْسِی وَ لِوُلْدِی فِی عَاجِلِ الدُّنْیا وَ آجِلِ الاخِرَه»؛

«خدایا! این همه را به توفیق و رحمتت به ما ارزانی کن، و ما را از عذاب آتش افروخته دوزخ در پناه آور، و همانند آنچه را من برای این جهان و آن جهان خود و فرزندانم از تو خواسته ام، به همه مردان و زنان مسلمان و با ایمان عطافرما».

 

تبیین و شرح

امام سجاد (علیه السلام) با علم محیط و فراگیر خویش، به نیازهای واقعی بشر بیش از خودشان آگاه است، و نیز می داند که دعایش به عنوان مقرب ترین وجود در درگاه الهی، بلندترین شأن و جایگاه را دارد و هرگز مردود نخواهد شد. ازاین رو، به نیابت از زبان دل همه مردان و زنان مومن و مسلمان، آنچه را مایه صلاح و اصلاح دنیا و آخرت ایشان است، از خداوند می طلبد و با نفَس مقدس خود همگان را دعا می کند.

جدای از این مطلب، سفارش اسلام به دعا کردن مسلمانان و مؤمنان در حق یکدیگر حاکی از اهمیت و ضرورت همگانی این مسئله است. حکمت این توصیه را شاید بتوان در فواید بزرگ اجتماعی آن جستجو کرد که در نهایت به افراد جامعه بازگشت می کند. عافیت، امنیت و سلامت فردی، همیشه در گرو جامعه ای به دور از ناملایمات و گرفتاری هاست. افراد هر اندازه که خود تربیت شده، اخلاقی، متدین و.. . باشند، چون به محیط ناامن جامعه پای گذارند و در برخورد با دیگران نادرستی و کج خلقی و آشفتگی های متعدد روحی و روانی را مشاهده کنند، بی شک خود و شایستگی ها فردی شان مورد تهدید قرار می گیرد.

بنابراین درست آن است که آنچه از نیکی ها و فضایل و سودمندی های که برای خود از خدا می طلبیم، برای دیگران نیز درخواست نماییم و آنان را به اندازه خویش، بلکه بیشتر، در معرض باران کرامت سرریز پروردگار بخواهیم که فرمود:

«إِنْ أَحْسَنْتُمْ، أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»[1]؛

«اگر خوبی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، به زیان خود کرده اید».

 

 

پی نوشت

[1] . اسراء( 17)، آيه 7.

 

 

 

منبع: پرسش ها و پاسخ های دانشجویی؛ دفتر 64 (امام سجاد علیه السلام، تاریخ و سیره)، صفحه 146.

 

منتشرشده در دعا و زیارت

کانون مهر

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیبَه السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الامِّ الرَّؤُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوالِدَی وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَینِی مِنْ رَقْدَه الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَه الظَّمْانِ»؛

«خدایا! چنان کن که از پدرومادرم چنان بترسم که از پادشاه خودکامه و به آن دو چنان نیکی کنم که مادری مهربان و رئوف [در حق فرزندان خویش]، و فرمانبرداری از پدر و مادر، و نیکی کردن من در حق ایشان را برایم از خواب در چشم خواب آلوده شادی آورتر، و از آب خنک در کام خشکیده گواراتر قرار ده».

 

تبیین و شرح

نظام عاطفی خانواده و به طور مشخص مهرورزی فرزندان به پدر و مادر، عاملی مهم و اساسی در تحکیم خانواده و همبستگی اعضای آن به شمار می آید. عاطفه و احساس قوی در یک محیط صمیمی و جذاب و سالم چنان در ارضای حس مهرطلبی انسان مؤثر است که مانع هوس های غلط و بیمارگونه می شود و از پیدایش عقده های پیچیده روانی جلوگیری می کند.

همچنین استحکام روابط خانوادگی و انس و الفت واقعی در کانون خانواده می تواند یک جامعه را به یک خانواده تبدیل کند و از آن دژی محکم دربرابر ناملایمات داخلی و خارجی پدید آورد. با پیشرفت های گسترده جامعه بشری که محصول صنعتی شدن زندگی است، آنچه از دیده ها مخفی مانده و بدان توجه کافی نشده، گسستگی روابط خانوادگی و به وجود آمدن خلأهای بزرگ عاطفی در میان افراد است که نهایتاً منجر به فروپاشی نهاد بزرگ جامعه خواهد شد.

فرزندانی که در حق پدر و مادر خود کم عاطفگی و بی احساسی پیشه می کنند و خود را در هر زمان آزاد از فرمان و خواهش آنها می خواهند، بی شک برای جامعه خویش نیز عضوی دلسوز و از جان گذشته نتوانند بود. اگر اسلام دفاع از حریم دین و شریعت و میهن را وظیفه هر مسلمان قلمداد کرده، مبنای قوی آن را در برابر تحکیم عواطف خانوادگی و دین پی ریزی نموده است.

افزون بر این آثار اجتماعی، رعایت یا عدم رعایت حقوق پدر و مادر از طرف فرزندان بر تربیت و اخلاق فردی آنان بسیار اثرگذار است و آثار مهیا و زنده آن در زندگی دنیایی ایشان به وضوح آشکار خواهد شد که یا سعادت و نیکبختی است و یا شقاوت و رنج و تیره روزی.

 

این چنین باش

«اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِی، وَ أَطِبْ لَهُمَا کلَامِی، وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیکتِی، وَ اعْطِفْ عَلَیهمَا قَلْبِی، وَ صَیرْنِی بِهِمَا رَفِیقاً، وَ عَلَیهمَا شَفِیقاً»؛

«خدایا! مرا در برابر آن دو آهسته گوی، خوش سخن و نرمخو گردان. دلم را به آنان معطوف بدار و با آنان مهربان و پرشفقت قرارم ده».

 

تبیین و شرح

این بیان امام سجاد (علیه السلام) در واقع اشاره به مقام و مرتبه خاص پدر و مادر دارد که بر فرزندان رعایت و حرمت گزاری آن لازم و ضروری است. وظیفه فرزندان فقط تأمین آسایش مادی و ظاهری والدین نیست که اگر بود چنان مشکل و دیریاب نبود. نرم خویی، خوش سخنی، تواضع و به جای آوردن برترین و زیباترین ادب ها در قبال پدر و مادر، به خصوص در شرایط سست و شکننده شدن روابط عاطفی، بسیار ضروری و به همان اندازه سخت و پرزحمت است.

فرزندان حتی در بدترین وضعیت نباید حرمت پدر و مادر خویش را نادیده بگیرند و اسباب خواری و ذلت آنها را فراهم نمایند. باید توجه داشت که در تعالیم دینی آنچه درباره فروتنی و خاکساری دربرابر پدر و مادر ذکر شده، جز در شأن امامان معصوم (علیهم السلام) و یا عالمان بزرگ وارد نشده است و این حاکی از عظمت مقام ایشان نزد خداوند و جبران ناپذیر بودن زحمات و رنج های آنان است.

 

باید ببخشید

«اللَّهُمَّ وَ مَا تَعَدَّیا عَلَی فِیه مِنْ قَوْلٍ، أَوْ أَسْرَفَا عَلَی فِیه مِنْ فِعْلً، أَوْ ضَیعَاهُ لِی مِنْ حَقٍّ، أَوْ قَصَّرا بِی عَنْهُ مِنْ وَاجِبٍ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ وَجُدْت بِهِ عَلَیهمَا، وَ رَغِبْتُ إِلَیک فِی وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُمَا، فَإِنی لَا أَتَّهِمُهُمَا عَلَی نَفْسِی، وَ لَاأَسْتَبْطِئُهُمَا فِی بِرِّی، وَ لَاأَکرَهُ مَا تَوَلَّیاهُ مِنْ أَمْرِی یا رَبِّ»؛

«خدایا! هرگاه با من به تندی سخن گفته اند، یا رفتار نابجایی داشته اند، یا حقی از من را تباه نموده اند، یا در وظیفه خویش نسبت به من کوتاهی کرده اند، این همه را من بر ایشان بخشیده ام و بدین سان بزرگشان داشته ام؛ من از تو می خواهم که پیامدهای بد اعمالشان را از آنان برداری، که من ایشان را در رابطه با خود محکوم نمی دانم و در نیکی کردن به خود سست و کند رفتارشان نمی شمارم و نگران نیستم که کارهای مرا عهده دار بوده اند؛ ای پروردگار من!».

 

تبیین و شرح

پدر و مادر، خواه ناخواه، در مسیر تربیت فرزندان خود و سرپرستی مادی و معنوی آنها، گاه دچار خطاها و رفتارهای ناهنجاری می شوند و کوتاهی هایی از آنها سر می زند. نگاه فرزندان به این تقصیرها باید عذرپذیرانه و توأم با گذشت و چشم پوشی باشد و هرگز به روی پدر و مادر خویش نیاورند که چه باید می کردند و چه ها نکردند که می بایست می کردند.

بالاتر اینکه به پاس داشت سال ها رنج بی مزد و سعی بی منت آن دو موجود عزیز، در حق آنان دعا کند و از خدا بخواهد که تبعات بدی های احتمالی آنان را از ایشان بردارد و با آمرزش خود، بر درجات بهشتی و معنوی آنان بیفزاید. چنین شیوه رفتاری باعث می شود رابطه محبت و دوستی میان فرزندان و والدین پیوسته و ناگسستنی باقی بماند و موجبات دلخوری و ناراحتی در سایه لطف پروردگار، برای همیشه از میان برداشته شود و صمیمیت ها به چندین برابر افزوده گردد.

 

چه قصاصی

«أَینَ إِذاً یا إِلهِی طُولُ شُغْلِهِمَا بِتَرْبِیتِی؟! وَ أَینَ شِدَّه تَعَبِهِمَا فِی حِرَاسَتِی؟! وَ أَینَ إِقْتَارُهُمَا عَلَی أَنْفُسِهِمَا لِلتَّوْسِعَه عَلَی؟! هَیهاتَ مَا یسْتَوْفِیانِ مِنِّی حَقَّهُمَا، وَ لَاأُدْرِک مَا یجِبُ عَلَی لَهُمَا، وَ لَا أَنَا بِقَاضٍ وَظِیفَه خِدْمَتِهِمَا»؛

«معبود من! اگر بدی های آنان را تقاص کنم پس آن تلاش های طولانی شان برای من، و آن رنج طاقت سوزشان در نگاه داری من، و آن سخت گیری شان برخود برای آسایش من، چه خواهد شد؟ نه، هرگز نتوانند تمام حق خود را از من دریافت کنند و من نتوانم آنچه را در قبال ایشان بر عهده من است، به شایستگی بگذارم و بار خدمتشان را به نیکی بر دوش کشم».

 

تبیین و شرح

در مقایسه ای کوتاه میان آنچه پدر و مادر برای آرامش و امنیت فرزند خود هزینه کرده اند- که اگر نمی کردند زیان های جبران ناپذیری متوجه سعادت دنیا و آخرت فرزندان می شد- و میان کوتاهی ها و تقصیرهای ایشان، ما را به این نتیجه می رساند که با حکم وجدان باید همواره در برابر آن دو فرشته رحمت الهی، کوچکی و فروتنی پیشه نماییم و یک لحظه از وظیفه خدمت گزاری به آنان غفلت نکنیم.

راستی فرزندانی که چون به سن رشد و توانایی می رسند، خیال انتقام گیری از پدر و مادر را در سر می پرورانند و به جبران سهل انگاری های ایشان بر آنان سخت می گیرند و رنج شان می دهند، یا آنان را به دادگاه عدل خداوند حواله می کنند، آیا می توانند آن همه عمر بر باد رفته پدر و مادر در نگه داری و تربیت خود را به ایشان بازگردانند و بر تمام زیان های مالی و جانی ایشان در راه آسایش فرزند، چشم فرو ببندند و با ناسپاسی تمام، ادعای حقوق از دست رفته کنند؟

بی شک اگر تمام عمر و سرمایه مادی و معنوی فرزندان در راه خدمت گزاری به پدر و مادر صرف گردد و تمام کوتاهی های آنان نادیده گرفته شود باز هم اندکی از حقوق هنگفت آنان ادا نشود و هیچ بار منتی متوجه آنان نگردد؟

آخر اینکه فرزندان هستی و وجود خود را مدیون پدر و مادراند و این با هیچ کاری، حتی جان سپردن در راه آسایش و امنیت و سلامت آنان، قابل تلافی و جبران نیست. حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

چشم امید

«اللَّهُمَّ لَاتُنْسِنِی ذِکرَهُمَا فِی أَدْبَارِ صَلَوَاتِی، وَ فِی إِنَی مِنْ آناءِ لَیلِی، وَ فِی کلِّ سَاعَه مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِی. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِی بِدُعَائِی لَهُمَا، وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِی مَغْفِرَه حَتْماً، وَ ارْضَ عَنْهُمَا بِشَفَاعَتِی لَهُمَا رِضَی عَزْماً، وَ بَلِّغْهُمَا بِالْکرَامَه مَوَاطِنَ السَّلَامَه»؛

«خدایا! از خاطرم مبر که پس از نمازهایم، و در هر لحظه از شب و در هر ساعت از روزم، به یاد آنان باشم. خدایا بر محمد و آل محمد و خاندانش درود بفرست و به دعایم در حق ایشان مرا بیامرز، و آنان را به سبب نیکی کردنشان به من، به آمرزش بایسته، ببخشای، و به شفاعت من از آنان خشنود باش، و با کرامت خود، آن دو را به سلامت و رستگاری برسان».

 

تبیین و شرح

پدر و مادر از حق دارانی هستند که خداوند فراموش کردنشان و از یاد بردنشان را هرگز روا نداشته، زیرا ایشان سرچشمه های واسطه تمام خیرات و برکات و نعمت هایی هستند که در طول زندگی به ما می رسد و در واقع فراموش کردنشان و بی توجهی به آن دو، از یاد بردن بزرگ ترین نعمت های الهی و ناسپاسی در مقابل پروردگار هستی آفرین و حیات بخش است و معلوم است که چنین فراموشی ای چه تبعاتی سنگین و تنگناهای سختی را پیش روی آدمی می نهند. یاد کردن پدر و مادر در هر لحظه از ساعت شب و روز، ذکر خدا گفتن است که رویگردانی از آن به تعبیر قرآن «مَعیشَه ضنَک؛ زندگی تنگ و ناگوار» در پی می آورد؛ پیش از عذاب آخرت، دنیای شخص را با فلاکت و نکنبت مواجه می سازد.

یاد کردن پدر و مادر به دعا کردن و دستگیری و اطلاع از حال و روز آنان، رحمت و مغفرت خداوند را شامل حال فرزندان قرار می دهد و آنان را به مراتب بالایی از تقرب می رساند. پس، فرزندان اگر راحت جان و جهان خویش را هم طالب باشند، راهش نیکی کردن به پدر و مادر و هواداری از آنهاست، به خصوص در دوران فرتوتی و ناتوانی ایشان، که بیش از هر وقت دیگر به توجه و یاری فرزندان نیازمندند و به آنها چشم امید دارند.

 

 

 

 

منبع : پرسش ها و پاسخ های دانشجویی؛ دفتر 64 (امام سجاد علیه السلام، تاریخ و سیره)، صفحه 140.

 

منتشرشده در مناسبت ها

ای بر طرف کننده اندوه و ای دور کننده غمها، ای مهربان و عطوف در دنیا و آخرت، بر محمّد و آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله درود فرست و غم و اندوه مرا بر طرف فرما.

 

ای یگانه، ای یکتا، ای بی نیاز، ای کسی که نه می زاید و نه زائیده می شود و برای او همتایی نیست، مرا حفظ کن و از گناهان مبرا ساز و گرفتاریم بر طرف فرما. [آیة الکرسی و سوره فلق و سوره ناس و سوره توحید را بخوان و بگو]

 

خدایا من از تو مسألت دارم، مسألت کسی که نیازش سخت و توانش ضعیف و گناهانش افزون شده است. مسألت کسی که نیازش سخت و توانش ضعیف و گناهنش افزون شده است مسألت کسی که برای رفع نیازمندیش یاوری نمی یابد و برای جبران ناتوانیش، تقویت کننده ای پیدا نمی کند و برای گناهانش آمرزنده ای سراغ ندارد جز تو. ای صاحب جلالت و اکرام، از تو عملی را می خواهم که عامل به آن را دوست می داری و یقینی را درخواست می کنم که هر کس به آن درجه از یقین نسبت به نفوذ اراده و فرمان تو برسد، نفع فراوان خواهد برد.

 

خداوندا بر محمد و آل محمد صلّی اللَّه علیه و آله درود فرست و مرا در حال صدق و راستی بمیران و حاجتم به دنیا را قطع کن و میل مرا در چیزهایی که نزد توست قرار بده که به دیدارت اشتیاق پیدا کنم و صداقت در توکل بر خودت را به من عطا فرما.

 

از تو درخواست می کنم خیر آنچه را در نامه اعمالم ثبت شده و از شر آنچه مکتوب شده به تو پناه می آورم. از تو طلب می کنم ترس آنهایی را که بندگی تو می کنند و بندگی آنهایی را که در برابر تو خاشعند و یقین آنهایی را که بر تو توکل دارند و توکل آنانی را که به تو ایمان دارند.

 

 خدایا میل من به خواسته ام را همچون میل اولیائت به خواسته هایشان و ترس مرا همچون ترس آنان قرار بده و مرا در راه رضایت خود به کارهایی موفق فرما که هیچ چیز از دین تو را به خاطر ترس از مخلوقت ترک نکنم.

 

خداوندا، این است حاجت من، پس میل مرا نسبت به آن افزون کن و در آنها زبان پوزش به من عطا فرما و استدلال در آنها را به من تلقین کن و تنم را در این حاجات سالم بدار.

 

خدایا اگر دیگری شب را صبح می کند در حالی که اطمینان و امیدی به غیر تو دارد، من چنین نیستم بلکه صبح می کنم در حالی که تو در همه امور مورد اطمینان و محل امید منی، پس عاقبت همه کارها را برایم خیر قرار بده و مرا از گمراهیهای بلاها و آزمایشات نجات ده، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

 

و درود خدا بر آقای ما محمد صلّی اللَّه علیه و آله رسول برگزیده خدا و بر آل پاک او باد. [1]

 

پی نوشت:

[1] على بن حسين (علیهماالسلام)، امام چهارم، الصحيفة السجادية، 1جلد، نشر الهادى - قم (ايران)، چاپ: 1، 1376 ه.ش.

 
 
 
منبع : الصحیفة السجادیة، صفحه 265.
 
منتشرشده در سیره اهل بیت
صفحه1 از2

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز219
دیروز557
ماه15822
مجموع1839015

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا