ماه در فرات(درنگی در سبک زندگی حضرت عباس)
مقام و سبک زندگی قمر منیر بنی هاشیم علیه السلام دارای ویژگی و خصوصیاتی است که اگر عموم مردم به این فاکتورها دقت و توجه کامل داشته باشند، می توانند بارقه هایی از انوار الهی که بر سبک زندگی حضرت عباس علیه السلام ساطع شده است را به سمت خود جلب نموده و زمینه بهره مندی از الطاف خفی و آشکار الهی را برای خود و فرزندانشان به ارمغان آورند

 

 

در میان یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام شخصیت های ممتاز و بی بدیلی وجود دارد که همچون خورشید نه فقط در سال 61 هجری و در صحرای کربلا، بلکه در کل تاریخ و در وسعتی فراتر از کره خاکی برای موجودات هستی نور افشانی و پرتو افکنی می کند. افراد خاصی همچون قمر منیر بنی هاشم علیه السلام که سبک زندگی و عملکرد مجاهدانه و دینی او  چراغ راهی برای دست یابی به قله های سعادت و کمال انسانی است. شخصیت ممتازی که صحبت کردن و نوشتن در خصوص او  کاری بسیار سخت و طاقت فرساست؛ چرا که تبیین ابعاد وجودی افرادی همچون قمر بنی هاشم علیه السلام علاوه بر طهارت درون نیاز به دانش و معرفت کافی دارد که کار را برای بسیاری از افراد دشوار می کند، ولی باری به هر جهت آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.

 
ماه در فرات، (درنگی در سبک زندگی حضرت عباس)

مقام و سبک زندگی قمر منیر بنی هاشیم علیه السلام دارای ویژگی و خصوصیاتی است که اگر عموم مردم به این فاکتورها دقت و توجه کامل داشته باشند، می توانند بارقه هایی از انوار الهی که بر سبک زندگی حضرت عباس علیه السلام ساطع شده است را به سمت خود جلب نموده و زمینه بهره مندی از الطاف خفی و آشکار الهی را برای خود و فرزندانشان به ارمغان آورند.

 

فاکتور اول: رویش  و رشد در بستر توحیدی و الهی

اولین و مهمترین ویژگی و فاکتور سبک زندگی قمر بنی هاشم علیه السلام، بهره مندی و توفیق قرار گرفتن در بستر و خانواده ای الهی و متادب به آداب الهی، دینی و و حیانی بود. هر چند قرار داشتن در محیط کاملاً سالم و مذهبی نمی تواند علت تامه هدایت و عاقبت به خیری به شمار آید، کما اینکه افرادی همچون پسر نوح در خانه وحی پرورش می یابد، ولی با این وجود بهره ای از پرورش توحیدی را عائد خود نمی کند،[1] ولی به طور کلی می تواند به عنوان یکی از فاکتورهای مثبت و اثربخش در امر تربیت، کارکرد مفید بر روند آموزش و تربیت دینی داشته باشد.
 

زندگی قمر بنی هاشم علیه السلام دارای این فاکتور طلایی بود؛ چرا که دارای والدینی بود که از هر نظر دارای کمالات دینی و اخلاقی بودند و در امر پرورش فرزند از هیچ کوششی دریغ نمی کردند اهتمام امام علی علیه السلام به تربیت فرزند به گونه ای بود که حتی پیش از تولد حضرت عباس علیه السلام یعنی در زمانی که تصمیم داشت زنی را به عنوان همسری انتخاب نماید جناب عقیل را مأمور پیدا کردن زنی با کمالات از قبیله خوش نام می نماید؛ کما اینکه این اهتمام خوشایند در منابع این چنین منعکس شده است: «اُنْظُرْ لِی اِمْرَأَةً قَدْ وَلَدَتْها الْفُحُولَةُ مِنَ الْعَرَبِ لاِتَزَوَّجَها فَتَلِدَ لِی غُلاما فارِسا؛[2] برای همسری‌ام؛ بانویی از میان اعراب انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد و پسری جوانمرد و شجاع برایم به دنیا آورد».

حضرت ام البنین سلام الله علیها از نسلی با شرافت، بزرگ منش، اصیل، دلیرمرد، شجاع به شمار می آمد، حضرت ام البنین سلام الله علیها آن چنان عاشق و دوست دار و دلباخته  فرزندان صدیقه طاهره سلام الله علیها  بود  و به منزلت و جایگاه سید الشهدا علیه السلام واقف بود که وقتی بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به وی داد ناله زد و فرمود: «أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین، …أولادی وَمَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین؛[3]از ابا عبدالله الحسین (ع) به من خبر بده! …فرزندانم و تمام کسانی که زیر و کبودند، همه به فدای ابا عبدالله الحسین (ع) باد!»
حریت و آزادی او موجب شده بود که نه در قفس نفس اسیر شود و نه گرفتار و پا بست زیبای های مادی و دنیوی باشد. آزادی و جوانمردی و عدم اسارت نفس او در دنیا گویای این بود که عباس علیه السلام چشمان خود را به روی زیبای های دنیوی بسته بود.

 

فاکتور دوم: حریت، آزادگی و جوانمردی

سید رضی از امام علی علیه السلام نقل می کنند که حضرت بعد از معرفی دنیا انسان های موجود در آن را به دو دسته تقسیم کرده است: «الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا؛[4] و آن حضرت فرمود: دنیا خانه گذر است نه جاى ماندن، و مردم در آن دو کس‏اند: مردى که وجودش را به گناه فروخت و خود را تباه کرد و مردى که خود را به طاعت خرید و آزاد نمود».  به یقین قمرمنیر بنی هاشم علیه السلام در زمره ی دسته دوم قرار دارد؛ چرا که اگر بخواهیم در یک جمله قمر بنی هاشم را معرفی نماییم و شاخص کلیدی او را برای جهانیان معرفی نمایم او حُریت را معنا کرده بود، او آزادگی و آزاد مردی و جوانمردی را ترجمه کرده بود. او مصداق بارز یک مرد به معنای واقعی بود.


حریت و آزادی او موجب شده بود که نه در قفس نفس اسیر شود و نه گرفتار و پا بست زیبای های مادی و دنیوی باشد. آزادی و جوانمردی و عدم اسارت نفس او در دنیا گویای این بود که عباس علیه السلام چشمان خود را به روی زیبای های دنیوی بسته بود. همین امر موجب شده بود که چشمان او حقایق دنیوی را آن طور که هست مشاهده نماید. آزادی و آزاد مردی در سبک زندگی قمر بنی هاشم علیه السلام موجب قطع شدن هر گونه تعلقات دنیوی و خواسته های نفسانی شده بود. از این رو در صحرای کربلا شاهد هستیم زمانی که برای او امان نامه آورده می شود چنان عبوسانه و با خشم با حامل پیام برخورد می نماید که روشن می شود او یک آزاده به معنای واقعی که هیچ نگاهی به تعلقات مادی ندارد، است؛ کما اینکه در پاسخ امان نامه این چنین ابراز می دارد: «ای دشمن خدا! مرگ بر تو که ما را به اطاعت از کفر و ترک همراهی برادرم حسین(ع) فرامی‌خوانی».[5]
  

فاکتور سوم: عباس علیه السلام ترجمان ادب و پارسایی

ادب یکی از فاکتورهای طلایی و زیبایی است که اگر قطره ای از آن در زندگی و سبک زندگی وجود داشته باشد عطر خوش سعادتمندی را به ارمغان خواهد آورد و انسان  را به مقامات عالی اخلاقی و انسانی رهنمود خواهد ساخت ادب نوعی پایبندی به اصول و ضوابط دینی و اخلاقی در رفتار، گفتار و کردار است. انسان با ادب در منظومه اسلامی علاوه بر اینکه در روابط اجتماعی و ارتباط خدای متعال بلکه در روابط انسانی نیز خود را پاییند به اصول و ضوابط اخلاقی می نماید. البته جنس ادب و اخلاق عباس علیه السلام از نوع ادب و اخلاق الهی بود. «إنَّ المُؤمِنَ یَأخُذُ بِأدَبِ اللّهِ؛[6]مؤمن ، به آداب خدا رفتار مى کند»
 

آنچه مقام و منزلت قمربنی هاشم علیه السلام را بیش از پیش بلند مرتبه کرده بود، ادب رفتاری و عملی ایشان بود، ادبی که موجب شد او هیچ گاه خود را مقدم بر خدای متعال و رسول اکرم صلی الله علیه و اله قرار ندهد. «لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ؛[7] چیزی را بر خدا و رسولش مقدّم نشمرید (و پیشی مگیرید)،» با وجود اینکه حضرت عباس علیه السلام با حضرت سید الشهدا علیه السلام برادر بود و با هم بزرگ شده بودند و پیوسته در کنار هم بودند، ولی این موضوع هیچگاه موجب نشد که عباس علیه السلام، امام حسین علیه السلام را شخصی عادی بپندارد؛ بلکه همواره رفتارش همچون رفتار امت با امام بود، از این رو او همواره در برابر سید الشهدا علیه السلام با کمال ادب گفتار، ادب رفتار و عملی برخورد می کرد. «بدون اجازه در کنار امام حسین علیه السلام نمی نشست و هنگامی که حضرت اجازه می داد مانند عبد خاضع، دو زانو، در برابر مولایش می نشست».[8]
 


فاکتور چهارم: مواسات، جان فشانی و فدا کردن خود برای آرمان های دینی

عباس علیه السلام معنای واقعی ایثار، مواسات، جان فشانی، فداکاری را برای همه انسان ها ترجمه کرد. او معلم ایثار و مواسات بود. او اسوه نوع دوستی و انسان دوستی و دستگیری از دیگران بود. از یک جهت برای بیدار کردن مردم از جهالت و نادانی و دنیا گرایی پا در میدان سختی و بلای کربلا می گذارد و از طرفی در میدان کارزار با دشمن با وجود اینکه خود تشنه کام بود برای رفع تشنگی کودکان و دختران خیام وارد در نهر القمه می شود و به دنبال آب می گردد. او در این سکانس از زندگی خود ترجمه واقعی این آیه شریف می شود. «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ۚ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[9] و هر چند در خودشان احتیاجى [مبرم‏] باشد، آنها را بر خودشان مقدّم مى‏دارند. و هر کس از خسّت نفس خود مصون ماند، ایشانند که رستگارانند». دفاع جانانه از امام حسین علیه السلام و اهل بیت گرامی او در صحرای کربلا نیز جلوه ی بی مثال مواسات و جان فشانی و فداکاری عباس است که درس ایثار را در تاریخ ثبت و ضبط کرد.
 

فاکتور پنجم: عباس علیه السلام فاتح قله ی تسلیم و رضایت الهی

اگر اندکی زندگی روز مره خود را با اسوه های تقوا و پارسایی همچون حضرت عباس علیه السلام مورد مقایسه قرار دهیم در موارد بسیاری متوجه خواهیم شد که سبک زندگی ما با این ذوات مقدسه هیچ گونه سنخیتی ندارد؛ چرا که ما با اندک مصیبت و گرفتاری های مادی و دنیوی بسیاری از اصول و ارزش های دینی و فرهنگی خود را کنار گذاشته و زبان به شکایت و ناشکری باز می کنیم، این در حالی است که افراد شاخصی همچون عباس بن علی علیه السلام در اوج مصیبت و گرفتاری دنیوی پای خود را از مسیری رضایت و تسلیم شدن در برابر فرامین و دستوارت الهی فراتر ننهادند و هرگز زبان به ناشکری و گلایه باز نکردند. او نه تنها زبان به ناشکری باز نمی کند، بلکه چنان غرق و فانی در محبت و دوستی خدای متعالی می شود که خود را فراموش می کند. و به طور کامل به دنبال دفاع و حمایت از امام و رهبر خویش می افتد.[10]


 

جمع بندی و نتیجه گیری

مطالبی که در خصوص شخصیت والا مقام و شامخ قمر منیر بنی هاشم علیه السلام بیان شد، تنها قطره ای ناچیز از دریای بیکران فضایل و کمالات اخلاقی بود که در منابع و متون دینی از ایشان ذکر شده است، از طرفی فهم ناقص و عقل قاصر نویسنده قادر به درک کوچکترین شعاع از انوار وجودی این اسوه پارسایی و الگوی زندگی دینی نبود، از این رو تنها از باب تیمم وتبرک ورقی از سبک زندگی ایشان را بازخوانی کردیم.

 


 
پی نوشت ها:
[1]. قرآن کریم در آیات ۴۰ الی ۴۷ سوره هود به داستان پسر حضرت نوح اشاره کرده است.
[2]. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، تالیف ابن عنبة، ص ۳۵۷.
[3]. نتهی المقال، ج 2، ص 70؛ تذکره الشهداء، ص 443.
[4]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص 493، حکمت133.
[5]. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۱۶۲؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۹؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۹۴.
[6]. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، الکافی، ج‏4، ص 12، ح12.
[7]. سوره مبارکه حجرات، آیه 1.
[8]. معالی السبطین، ج1، ص 277.
[9]. سوره مبارکه حشر، آیه 9.
[10]. سید محمد تقی قادری، این گونه ابو الفضل را بشناسیم، ص 120.

 

 

 

 

 

منبع: سایت حوزه

 

بازدید 33 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا