فضائل و مکارم امام جواد علیه السلام

امام، یک انسان کامل و واجد همه کمالات انسانی، و فاقد هرگونه نقص و عیب است و این، یکی از آثار و لوازم عصمت است.

 

 

امام، یک انسان کامل و واجد همه کمالات انسانی، و فاقد هرگونه نقص و عیب است و این، یکی از آثار و لوازم عصمت است.

بعد از این که امامت یک فرد از روی ادلّه به اثبات رسید، کمالات ذاتی او نیز به اثبات خواهد رسید. بنابراین، علم و فضل و تقوا و عبادت و تخلّق به اخلاق نیک و منزّه بودن از ارتکات گناه و اخلاق زشت از لوازم ذاتی هر امامی است و از این جهت، تفاوتی میان امامان نیست. همه، انسان کاملند و واجد همه کمالات. کودکی و نوجوانی و جوانی و سالخوردگی، در این جهات تأثیری ندارد. اگر مشاهده می شود که از بعض امامان، علوم کم تری به ما رسیده یا در مورد عبادات و فضائل و مکارم بعض آنان، در مصادر تاریخی و روایی، مطالب کم تری داریم، نه بدین جهت است که از سایر امامان در این جهات ناقص تر بوده اند، بلکه اوضاع سیاسی و اجتماعی و مقدار عمر آنان و شرایط زمان و مکان، در این تفاوت ها دخالت داشته است.

از جمله این امامان، امام محمّد تقی علیه السلام است. با این که احادیث فراوانی از آن حضرت روایت شده و در کتب حدیث موجود است، ولی به اندازه پدرانش نیست.

از عبادت و خشوع و دعا و مناجات و در انفاق و احسان به مستمندان و دیگر مکارم اخلاقی، به مقدار پدرانش، در مصادر مطلب نداریم.

 

در تعلیل این حادثه، به دو مطلب می توان اشاره کرد:

 

علّت نخست، عمر کوتاه آن حضرت است که متأسّفانه بیش از بیست و پنج سال نبود، لذا طبعاً امکان نشر حدیث و فضائل برایش کم تر بود.

 

علّت دوم، سن کم او است. حضرت، در سن هفت سال و چند ماهگی به امامت رسید. در همین سنین کم، گرچه از علوم دین به مقدار کافی برخوردار و در سایر فضائل و کمالات انسانی در حدّ اعلا بود، ولی با توجّه به سن کم او، مراتب علمی و کمالات ذاتی او بر اکثر افراد، حتّی شیعیان مخفی بود. طبعاً، برای کسب علوم، افراد کم تری به آن حضرت مراجعه کرده اند. به همین جهت، کم تر مورد توجّه دانشمندان قرار می گرفت، حتی بعد از زمان بلوغ هم همین وضع ادامه داشت. البته مراتب علمی و فضائل انسانی او، به تدریج، آشکارتر می شد و روز به روز بر تعداد ارادت مندان و علاقه مندانش اضافه می شد، ولی متأسّفانه، شهادت زود هنگامش فرا رسید و مسلمانان از علوم و معارف او کم بهره شدند. در عین حال، مطالبی از آن حضرت باقی مانده که می تواند برای علاقه مندان مفید باشد.

 

شیخ مفید نوشته است: «هنگامی که فضائل و علم و حکمت و ادب و کمال عقل حضرت ابوجعفر علیه السلام با سنِّ کمش برای مأمون به اثبات رسید و او را برتر از مشایخ زمان یافت، شیفته وی شد و دخترش ام الفضل را به او تزویج کرد و به مدینه فرستاد و همواره در اکرام و تجلیل و بزرگداشت او کوشا بود.».[1]

ابوالفرج عبدالرحمان بن جوزی حنفی نوشته است: «محمّد بن علی موسی علیه السلام در علم و تقوا و زهد و جود، به سیره پدرش رفتار می کرد. مأمون بعد از وفات پدرش علی بن موسی الرضا، اورا از مدینه به بغداد فراخواند و گرامی داشت و آن چه را به پدرش می داد به او عطا کرد و دخترش ام الفضل را نیز به زوجیت او در آورد.».[2]

 

ریّان بن شبیب گفته است: هنگامی که مأمون اراده کرد دخترش ام الفضل را به ازدواج ابوجعفر محمّدابن علی در آورد، خبر این مطلب، به بعض بزرگان بنی عباس رسید. این کار، بر ایشان سنگین آمد. از آن ترسیدند که ا ین امر به ولایت عهدی او منتهی شود، چنان که قبلاً برای علی بن موسی الرضا علیه السلام به وقوع پیوست. گروهی از خانواده اش در این باره فکر کردند و نزد او رفتند و گفتند: «یا امیرالمؤمنین! تو را سوگند می دهیم که از تزویج با ابن الرضا منصرف شوی ؛ زیرا، از آن می ترسیم که خلافتی که به دست ما افتاده، خارج شود. از اختلافی که از قدیم در بین ما و بنی هاشم وجود داشته و رفتار خلفای قبل از تو با آنان، اطلاع داری . به وسیله عملی که تو قبلاً با علی بن موسی الرضا علیه السلام انجام دادی و او را به ولایت عهدی برگزیدی ، با مشکل سختی مواجه شدیم که خدای متعال در حل آن به ما کمک کرد. تو را به خدا سوگند! از ازدواج دخترت با ابن الرضا منصرف شو و ما را در محذور دیگری قرار نده.».

مأمون در جواب گفت: «امّا اختلافی که از قدیم میان شما و آل ابوطالب وجود داشته، باعث آن، شما بودید. اگر انصاف می دادید، فرزندان ابوطالب، برای خلافت، از شما شایسته تر هستند.

امّا رفتار بدی که خلفای قبل نسبت به آنان داشتند، آنان، قطع رحم کردند و من از ارتکاب قطع رحم به خدا پناه می برم. به خدا سوگند! من از انتخاب رضا علیه السلام به ولایت عهدی خودم، اصلاً پشیمان نیستم. من، ابتدا، به آن حضرت خلافت را پیشنهاد کردم، ولی قبول نکرد و مقدّر چنین بود که قبل از من بمیرد و به خلافت نرسد، امّا ابوجعفر محمّد بن علی را بدین جهت انتخاب کردم که با وجود سن کم از لحاظ علم و فضل بر همه اهل فضل و علم برتری دارد و در این جهت، اعجوبه است. امیدوارم فضل او بر مردم آشکار گردد تا بدانند که عقیده من درباره آن جناب درست است.».

 

 

پی نوشت ها

 

[1] الإرشاد، ج 2، ص 281

[2] تذکره الخواص، ص 359

 

 

 

 

 

منبع: کتاب الگوهای فضیلت آیت الله ابراهیم امینی

 

بازدید 16 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز88
دیروز601
ماه13230
مجموع1921087

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا