تلاطم نظام هستی در شهادت امام حسین علیه ‏السلام 2

مجموع روایات شیعی و سنی را درباره رخدادهای عجیب پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام می‌توان در چهارده عنوان دسته‌بندی کرد:

1. گریه اجزای تکوینی نظام هستی؛
2. امور خارق عادات در نظام هستی؛
3. پیدایش خون در نقاط گوناگون؛
4. گریه و نوحه جن و مَلَک و حیوانات؛
5. ندای هاتفی از غیب؛
6. حرکت و تموّج قبر پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ؛
7. ظهور کفّ خونین و قلم آهنین و نوشتن اشعاری در رثای امام حسین علیه‌السلام ؛
8. رخدادهای عجیب مربوط به رأس‌الحسین علیه‌السلام و اجساد شهدا؛
9. رخدادهای عجیب مربوط به تربت و قبر امام حسین علیه‌السلام ؛
10. رخدادهای عجیب مربوط به برخی حیوانات؛
11. تبدّل ماهیت اشیای به غارت رفته از حرم امام حسین علیه‌السلام ؛
12. مجازات‌های عجیب دنیوی برای قاتلان یا شاهدان قتل حسین علیه‌السلام ؛
13. محرومیت مخالفان شیعه از درک عید فطر أضحی؛
14. لعن و نفرین بر قاتلان امام حسین علیه‌السلام توسط اجزای نظام هستی.


آنچه اکنون بدان پرداخته می‌شود تنها اولین عنوان ـ یعنی گریه اجزای تکوینی نظام هستی ـ است.

 

 

مجموع روایات شیعی و سنی را درباره رخدادهای عجیب پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام می‌توان در چهارده عنوان دسته‌بندی کرد.

آنچه اکنون بدان پرداخته می‌شود -گریه اجزای تکوینی نظام هستی ـ است:

 

روایات اصحاب ائمّه علیهم‌ السلام 

مسأله گریه آسمان و زمین و دیگر اجزای نظام خلقت در کلمات اصحاب برجسته امامان شیعه علیهم‌السلام نیز منعکس شده است که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
ـ هنگامی که عثمان، ابوذر را به «ربذه» تبعید کرد، برخی از مردم به وی گفتند: دل خوش دار که این سختی‌ها در راه خدا اندک است.» ابوذر نیز ضمن تصدیق مطلب، گفت: «ولکن شما در قبال قتل حسین علیه‌السلام چه خواهید کرد؟ به خدا قسم، در اسلام پس از قتل خلیفه (مراد امیرالمؤمنین علیه‌السلام است) کشته‌ای بزرگ‌تر از او نخواهد بود و خداوند شمشیر انتقام خود را به وسیله فردی از ذریّه حسین علیه‌السلام بیرون خواهد کشید. و اگر بدانید که بر ساکنان دریاها و کوه‌ها و بیشه‌ها، جنگل‌ها و صخره‌ها و اهل آسمان در نتیجه قتل او چه می‌گذرد، آن‌چنان خواهید گریست تا جان از کالبدتان خارج شود...»(15)


ـ از دیگر اصحاب برجسته امیرالمؤمنین علیه‌السلام میثم تمّار است که ضمن سخنانی به تأثیرات عجیب قتل امام حسین علیه‌السلام در نظام هستی و گریه همه چیز اشاره کرده است. جبله مکیّه می‌گوید: شنیدم که میثم تمار ـ قدّس‌الله روحه ـ می‌گفت: «به خدا قسم، این امّت فرزند پیامبرش را در دهم محرّم خواهد کشت و دشمنان خدا آن را روز مبارک می‌دانند و این، رخ خواهد داد و مولایم امیرالمؤمنین علیه‌السلام مرا مطّلع ساخته است که همه چیز بر حسین علیه‌السلام خواهند گریست، حتی وحوش بیابان‌ها و ماهیان دریاها و پرندگان آسمان، و خورشید و ماه و ستارگان، و آسمان و زمین و مؤمنان از انس و جنّ، و تمامی ملائکه آسمان‌ها و زمین‌ها، و رضوان و مالک و حاملان عرش، و آسمان خون و خاکستر خواهد بارید...»(16)


ـ در خطبه حضرت زینب علیهاالسلام در کوفه نیز این تعبیر به چشم می‌خورد: «.. لقد جئتم شیئا إدّا، تکادُ السمواتُ یتفَطَّرنَ مِنه، و تَنشقُّ الارضُ و تخِرُّ الجبالُ...»(17)؛ همانا امر ناهنجاری آوردید که بسا آسمان‌ها از هم فرو ریزند و زمین بپاشد و کوه‌ها با خاک یکسان شوند.


ـ شیخ صدوق طی روایتی از فاطمة بنت علی علیه‌السلام چنین نقل کرده است: «[با شهادت امام حسین علیه‌السلام ] هیچ سنگی در بیت‌المقدّس از زمین برداشته نشد، مگر آن‌که در زیر آن خون تازه یافت می‌شد، و نور خورشید بر روی دیوارها به رنگ سرخ همچون ملحفه‌های رنگین مشاهده می‌شد، و این چنین بود تا زمانی که علی بن الحسین علیه‌السلام به همراه زنان [از شام [خارج گردید و سر امام حسین علیه‌السلام به کربلا بازگردانده شد.»(18)

 

روایات اهل تسنن 

در منابع اهل سنّت نیز روایات زیادی درباره گریه اجزای مختلف نظام هستی پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام به چشم می‌خورند که برخی از آن‌ها مرور می‌شوند:


ـ در صحیح مسلم، در تفسیر آیه شریفه «فما بکَتْ علیهم السماءُ و الارض» (دخان: 29) به نقل از سُدّی آمده است: «هنگامی که امام حسین علیه‌السلام به قتل رسید، آسمان گریست و گریه آن همان سرخی اوست.»(19)


ـ در تفسیر ثعلبی نیز در ذیل آیه یادشده آمده است: «هرگاه مؤمن رحلت می‌کند، آسمان و زمین تا چهل روز بر او می‌گریند»، و سپس به نقل از عطاء آمده است: «گریه آسمان همان سرخی اطراف آن است.»(20)


ـ از محمد بن سیرین نیز نقل شده است: «آسمان پس از یحیی بن زکریّا بر کسی جز حسین بن علی علیه‌السلام نگریست.»(21)


ـ همچنین از وی نقل شده است که به هشام بن محمد گفت: «آیا می‌دانی سرخی در افق از چیست؟ این سرخی از روز قتل حسین علیه‌السلام پدید آمده است.»(22)


ـ در بسیاری از منابع اهل سنّت از علی بن مسهر قرشی نقل شده است که از جدّه‌اش، ام حکیم، چنین روایت کرده: «به هنگام شهادت امام حسین علیه‌السلام من دختر جوانی بودم و آسمان به مدت چند روز همچون لخته خون بود»، و در بعضی روایات، مدت یک سال و نه ماه آمده و در بعضی دیگر، مدت هفت روز و شب آمده است.(23)


ـ از خلاد صاحب السمسم نیز نقل شده که از مادرش چنین روایت کرده است: «برای مدتی پس از قتل حسین علیه‌السلام ، نور خورشید در هر صبح و شام به رنگ سرخ بر روی دیوارها ظاهر می‌شد و هیچ سنگی برداشته نمی‌شد، جز آن‌که زیر آن خون تازه یافت می‌شد.»(24)


ـ اسود بن قیس نیز گفته است: «آفاق آسمان به مدت شش ماه پس از قتل حسین علیه‌السلام سرخ رنگ بود، گویا که خونین است.»(25)


ـ عیسی بن حارث کندی نیز گفته است: «پس از قتل حسین علیه‌السلام به مدت هفت روز، آن‌گاه که نماز عصر را ادا می‌کردیم و به خورشید می‌نگریستیم، نور آن را بر روی دیوارها همچون ملحفه‌های رنگین می‌دیدیم، و ستارگان نیز بعضی به بعضی دیگر برخورد می‌کردند.»(26)


ـ و از جمیل بن زید نیز نقل کرده‌اند: «آسمان به هنگام قتل حسین علیه‌السلام سرخ رنگ شد.»(27)


یزید بن ابی زیاد نیز گفته است: «آن‌گاه که حسین علیه‌السلام به قتل رسید، من چهارده ساله بودم... و آفاق آسمان سرخ رنگ شد...»(28)


ـ در روایت ابی معمر نیز چنین آمده است: «آسمان به مدت یک ماه پس از قتل حسین علیه‌السلام سرخ رنگ بود.»(29)


ـ در حدیث عثمان بن ابی شیبه مدت سرخی بر روی دیوارها، هفت روز گزارش شده است.(30)


ـ ابراهیم نخعی نیز در این‌باره گفته است: «پس از قتل حسین علیه‌السلام اقطار آسمان سرخ رنگ شد، و این وضع همچنان ادامه داشت. آن‌گاه آسمان شکافته شد و از آن خون بارید.»(31)


ـ و اسعد بن قیس نیز چنین روایت کرده است: «آن‌گاه که حسین علیه‌السلام کشته شد، یک سرخی از جانب مشرق، و سرخی دیگر از جانب مغرب برخاست و در دل آسمان با یکدیگر متلاقی می‌شدند.»(32)


ـ سیوطی، از عالمان پر تألیف اهل تسنن، پس از اشاره اجمالی به شهادت امام حسین علیه‌السلام (به این دلیل که قلب، تحمّل ذکر تفصیلی آن را ندارد) به حوادث پس از شهادت اشاره کرده است: «آن‌گاه که حسین علیه‌السلام به قتل رسید، نور خورشید به مدت هفت روز بر روی دیوارها همچون ملحفه‌های رنگین بود و ستارگان به یکدیگر برخورد می‌کردند، و قتل حسین در روز عاشورا اتفاق افتاد و در این روز، خورشید دچار کسوف شد و آفاق آسمان به مدت شش ماه پس از قتل او سرخ رنگ بود و سپس این سرخی پس از آن، همچنان در آسمان دیده می‌شود، در حالی که پیش از قتل حسین علیه‌السلام چنین چیزی در آسمان دیده نمی‌شد.»(33)


ـ ابن ابی‌الدنیا نیز روایت کرده است: «آسمان و زمین نگریستند، جز بر دو تن، و گریه آسمان آن است که همچون چرم دبّاغی شده سرخ رنگ می‌شود. و هنگامی که یحیی بن زکریّا علیه‌السلام کشته شد، آسمان سرخ شد و خون بارید. و هنگامی که حسین بن علی علیه‌السلام کشته شد، آسمان سرخ فام شد.»(34)


بلاذری و خطیب بغدادی نیز گفته‌اند: «این سرخی شفق که [در افق آسمان [است، قبل از قتل حسین علیه‌السلام وجود نداشت.»(35)


ـ ابن اثیر نیز گفته است: «به مدت دو یا سه ماه پس از قتل حسین علیه‌السلام به هنگام طلوع خورشید تا آن‌گاه که خورشید بالا بیاید، گویا دیوارها آغشته به خون بودند.»(36)


ابن سعد نیز سرخی در آسمان را مربوط به پس از قتل امام حسین علیه‌السلام دانسته است.(37)

 

 

 

پی نوشت ها:

15ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 219، باب 40، ح 47 به نقل از کامل الزیارات، ص 74، باب 23، ح 11.
16ـ همان، ج 45، ص 202، باب 40، ح 4، به نقل از شیخ صدوق، علل الشرائع و امالی.
17ـ عبدالرزاق موسوی مقرّم، مقتل‌الحسین، قم، مکتبة بصیرتی، 1383،ص404، به نقل‌ازشیخ‌طبرسی،الاحتجاج،نجف، ص 166.
18ـ محمدجواد محمودی، ترتیب الامالی، مؤسسة المعارف الاسلامیة، 1420 ق، ج 5، ص 220، ح 2426 به نقل از شیخ صدوق، امالی، مجلس 31، ح 3.
19ـ محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 217، باب 40، ح 40، به نقل از صحیح مسلم، اول جزء پنجم / ابن بطریق اسدی حلّی، العمدة، (م حدود 600 ق) قم، جامعه مدرسین، 1407، ص 405، ح 835/محمدطاهر قمی‌شیرازی، الاربعین فی امامة الائمة الطاهرین، تحقیق سیدمهدی رجائی،قم، محقق، 1418، ص 48.
20ـ ابن بطریق اسدی حلّی، پیشین، ص 405، ح 836 / سیدعلی بن طاووس حسنی، الطرائف، قم، خیام، ص 203، ح 293.
21ـ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ترجمة الامام الحسین علیه‌السلام ، تحقیق محمدباقر محمودی، ص 353.
22ـ محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 219، باب 40، ح 49 / شمس‌الدین محمدبن احمد ذهبی (م 748 ق)، تاریخ الاسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، 1418 ق، ج 5، ص 15 / شیخ مفید، الارشاد، قم، تحقیق آل‌البیت، نشر دارالمفید، ج 2، ص 132 / نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408، ج 9، ص 197.
23ـ ابن عساکر، پیشین، ترجمة الامام الحسین علیه‌السلام ، ص 355، ح 289 و ص 356، ح 292 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 210، باب 40، ح 19 به نقل از: کامل الزیارات، ج 45، ص 216، باب 40، ح 39، به نقل از ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نجف، حیدریة، ج 3، ص 213 / نورالدین هیثمی، پیشین، ج 9، ص 196 / جزء علی بن محمد حمیری (م 323) تحقیق ابوطاهر زبیر بن مجدد علیزئی، 1413، ریاض، دارالطحاوی، حدیث أکادمی، ص 33.
24و25ـ تاریخ مدینة دمشق، ترجمة الامام‌الحسین علیه‌السلام ، ص355، ح 291 / ص 356، ح 292
26ـ همان، ص 356، ح 393 / احمد ذهبی، پیشین، ج 5، ص 15 / سیدهاشم بحرانی (م 1107)، مدینة المعاجز، تحقیق عزت‌الله مولائی همدانی، نشر مؤسسة المعارف الاسلامیة، 1412، ج 4، ص 187، ح 1214 / نورالدین هیثمی، پیشین، ج 9، ص 197 / علی بن عیسی اربلّی (م 693)، کشف الغمة فی معرفة الأئمة علیهم‌السلام ، بیروت، دارالاضواء، 1405، ج 2، ص 268.
27ـ نورالدین هیثمی، پیشین، ج 9، ص 197، به نقل از طبرانی، معجم کبیر، ج 3، ص 113، ح 2837.
28ـ تاریخ مدینة دمشق، ترجمة الامام الحسین علیه‌السلام ، ص 365، ح 304 / محمدبن جریر طبری شیعی (اوائل قرن 4)، دلائل الامامة، قم، مؤسسة البعثة، 1413، ص 179 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 216 / قاضی نعمان بن محمد مغربی (م 363)، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار علیهم‌السلام ، تحقیق سید محمدحسینی جلالی، قم، جامعه مدرسین، ج 3، ص 541، ج 1095 و ص 544، ح 1115 / یحیی بن معین (م 233)، تاریخ، تحقیق عبدالله احمد حسن، دارالقلم، ج 1، ص 361، ح 2435.
29ـ قاضی نعمان مغربی، پیشین، ج 3، ص 169، ح 1115.
30ـ مولی حیدر علی شیروانی (م 1200)، مادونة العامة من مناقب اهل‌البیت علیهم‌السلام ، تحقیق شیخ محمد حسون، مطبعة المنشورات الاسلامیة، 1414، ص 248.
31ـ ابوبشر محمدبن احمد بن حماد دولابی (م 310)، الذریّة الطاهرة النبویة، تحقیق سعد مبارک حسن، کویت، الدار السلفیة، 1407، ص 97.
32ـ ابو اسحاق اسفراینی (قرن 10)، نورالعین فی مشهد الحسین علیه‌السلام ، تونس، نشر المنار، ص 76.
33ـ جلال‌الدین سیوطی (م 911)، تاریخ الخلفا، تحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قم، نشر رضی، 1411، ص 207.
34ـ شرح‌الاخبار، ج 3، ص 546، ح 1125.
35ـ منیرالاحزان، ص 62.
36ـ ابن اثیر، الکامل، تحقیق ابی‌الفداء عبدالله القاضی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415، ج 3، ص 441.
37ـ مولی حیدرعلی شیروانی، پیشین، ص 249.

 

 

 

 

 

منبع: فصلنامه معرفت

 

بازدید 362 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز1429
دیروز5734
ماه18464
مجموع1990504

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا