صاحب شب قدر

«تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ أَمْرٍ؛[i]

در آن [شب]، فرشتگان و روح [جبرئیل] به اذن پروردگارشان برای [تقدیر] هر امری نازل شوند».

 

مقدمه

یکی از شگفتی های آفرینشِ حق تعالی، قرار دادن شب قدر از همان ابتدای خلقتِ جهانِ ارضی و نزول امرِ سال به محضرِ حجّت و ولی خود ـ که هرگز زمین از وجودش خالی نبوده و نخواهد بود ـ است.[ii]

سرّ این حقیقت، همان مسأله وساطت در فیض است. یعنی خداوند حکیم برای ارائه میزان و مقدار فیضی که مقرر شده محضر واسطه فیض افاضه شود، زمانی را به عنوان «شب قدر» قرار داده تا علاوه بر تفصیل و تقدیر امور در این شب،[iii] انسان بتواند با احیا و راز و نیاز، نقشی در مقدار فیضِ خود و افزایش آن داشته باشد.[iv]

در این شب، تفسیر امور سال به محضر حجّت زمان نازل شده و برنامه یک سالِ مربوط به عالم، از سوی خداوند متعال به محضر او ارائه می شود.[v]

موضوع «لزوم وجود حجّت در هر زمان»، طی چهار مرحله پی گیری می شود:

 

1. استمرار شب قدر تا قیامت

انکار این حقیقت و این عقیده که با رحلت رسول مکرّم اسلام(صلی الله و علیه و آله) شب قدر هم، از بین رفت، مصداق همان فتنه ای است که قرآن مجید، به شدت امت اسلامی را از آن بر حذر داشته است.[vi] به بیان امام سجاد(علیه السلام) فتنه ای که دامن گیر اهل خلاف شد، همین بود که عده ای از آنان، شب قدر را انکار کرده و به سبب آن به دوران جاهلیت بازگشتند؛ چرا که اگر می گفتند شب قدر هست، باید می پذیرفتند که خداوند در این شب امری دارد (تنزّل الملائکة. ..) و اگر این به مسأله اقرار می کردند، طبعاً شبِ قدر صاحب می خواهد؛ بنابراین از اساس، منکر شب قدر شدند.[vii]

علاوه بر روایات متعددی که در تبیین آیه چهارم سوره قدر وارد شده و بر وجود شب قدر از ابتدای جهانِ ارضی تا روز قیامت تأکید می کند و در تفاسیر اهل سنت نیز ذیل سوره قدر، روایاتی در این رابطه ذکر شده است،[viii] فعل مضارع «تنزّلُ» نیز بر استمرار این حقیقت دلالت دارد.

 

2. نزول امر سال در شب قدر

اگر شب قدر هر سال وجود دارد، نزول امر الهی نیز طبق این آیه و آیات ابتدای سوره «دخان» وجود خواهد داشت؛ به عبارت دیگر، با اثبات موضوع، یعنی وجود شب قدر، محمول، یعنی نزول امر سال، نیز بر اساس این آیه ثابت خواهد بود.

 

3. لزوم نزولِ روح و فرشتگان بر کسی

 اگر کسی بگوید: لازم نیست این فرشتگان بر کسی نازل شوند، بلکه فرود آمده و بر می گردند، پاسخ این است که: آیا نزولِ چیزی بر هیچ چیز معنا دارد[ix]؟! یعنی اگر بر کسی نازل نشوند، در این صورت تعبیر «تنزّل» صحیح نیست، بلکه تعابیری مثل «تردّد» و امثال آن گفته می شد؛ همان گونه که درباره ابتدای این سوره نیز که سخن از نزول قرآن به میان آمده است، معقول نیست کسی بگوید: قرآن در این شب نازل شد، ولی لازم نیست بر کسی نازل شده باشد.

از سوی دیگر، همه پذیرفته اند که در زمان حضرت رسول(صلی الله و علیه و آله) جبرئیل و فرشتگان بر ایشان نازل می شدند. شایان ذکر است، دقت در آیه دوم سوره «نحل» نیز مطلب را روشن تر می کند.[x]

 

4. ویژگی های کسی که میزبان و صاحب شب قدر است

 آیا هر کسی می تواند میزبان این میهمانان الهی باشد؟ آیا خوبان عالَم، علمای ربانی و امثال آنان می توانند این مسؤلیت را بر عهده بگیرند؟

ممکن است در پاسخ گفته شود: بله، چرا که در قرآن آمده است: «به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند»؛[xi] اما با کمی دقت و تأمل در سوره «قدر» درمی یابیم آنچه در این جا مطرح است، با آنچه در آیه 30 سوره «فصلت» آمده، بسیار متفاوت است، زیرا:

اولاً: این جا سخن از نزول جبرئیل یا موجودی باعظمت تر از جبرئیل است و به اتفاق نظر علمای فریقین، هر کسی نمی تواند محل نزول فرشته عظیم الشأنی همانند او باشد؛ چرا که سعه وجودی او بسیار قوی تر و بالاتر از سعه وجودی ماست؛ از این رو، فقط شخصی مانند رسول گرامی اسلام(صلی الله و علیه و آله) و کسانی که در رتبه و منزلت او باشند، چنین ظرفیت و توانی را دارند.

 ثانیاً: این «تنزّل» برای صرف ملاقات یا برای امری جزئی نیست، بلکه برای تمامی امور و مسائل مربوط به عالَم است: «...مِن کلِّ أمر».

بنابراین، باید بین میهمان و میزبان، تناسب وجود داشته باشد و این میزبان از سوی حق تعالی، حائز مسؤلیت در این عالَم باشد؛ به عبارت بهتر، خلیفه خدا در زمین باشد، و چنین امر و مسئولیتی جز از معصوم، از شخص دیگری ساخته نیست. و با توجه به مطالب پیش گفته، لازم است در هر زمان انسانِ معصومی، ولیّ و خلیفه خدا باشد تا علاوه بر انجام وظایف الهی، صاحب شب قدر نیز باشد.

 

 اهمیت و جایگاه ایمان به حجّت حی الهی

در ارزش و جایگاه این عقیده، همین بس که امام جواد(علیه السلام) فرمودند:«فضیلت کسی که ایمان به «إنّا أنزلنا» و تفسیر آن دارد، بر کسی که چنین ایمانی ندارد، همانند برتری انسان بر بهائم است».[xii]

توضیح این که، کسی که شب قدر و صاحب آن را نشناسد، در واقع امام زمان و«حجّت حی» خود را نشناخته است و کسی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. کسی که مرگش جاهلی باشد، یعنی حیاتش جاهلی بوده و بهره ای از اسلام و انسانیت نداشته است، چرا که مرگ عصاره حیات است. آنچه را امام(علیه السلام) در این روایت بیان می فرماید، همان حقیقتی است که شیعه و سنی از نبی مکرم اسلام(صلی الله و علیه و آله) نقل کرده اند که ایشان فرمودند: «کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است».[xiii]

 

جایگاه و مسئولیت امام زمان

عظمتِ امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف)آن گاه روشن تر می شود که در تعبیر «مِن کلِّ أمر» دقت کنیم. به بیان رسول گرامی اسلام(صلی الله و علیه و آله): «بعد از این تعبیر، آیا چیزی باقی می ماند که تحت آن قرار نگیرد؟»[xiv]

فرشتگان در شب قدر برای ارائه برنامه همه امور، خدمت حضرت می رسند؛ بنابراین، همه امور مادی و معنوی به اذن خداوند، به دست مبارک ایشان است؛ در واقع، ایشان واسطه فیض الهی اند.

به عبارت دیگر، ولایت کلّی عالَم به اذن خداوند بر عهده امام زمان است. زمانی به عظمت امام پی می بریم که بدانیم خداوند متعال به «آصف بن برخیا» که در کمتر از ثانیه ای «عرش عظیم» بلقیس را از فاصله صدها کیلومتر حاضر کرد،[xv] فقط یک حرف از اسم اعظم را به او داده بود؛ در قرآن آمده: «قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتاب»؛ در حالی که چهارده معصوم، به 72 حرف از 73 حرفِ اسم اعظم علم دارند؛ از این روست که تعبیر قرآن درباره ایشان «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب »[xvi] است.[xvii]

از حضرت امیر(علیه السلام) درباره حضور همیشگی حجت حیّ و زنده روایت شده است که: «شب قدر در هر سال وجود دارد و امرِ سال در این شب نازل می شود و برای این امر پس از رسول خدا والیانی وجود دارد. ابن عباس پرسید: این ها چه کسانی هستند؟ فرمودند: من و یازده نفر از صلب من».[xviii]

 

نتیجه

در هر سال، شب قدر وجود دارد؛ شب قدر هر سال، امرِ سال نازل می شود؛ هم اکنون این امر بر چه کسی نازل می شود و صاحب شب قدر کیست؟

بر اساس آنچه در مقدمه گذشت، قرآن اصول و کلیات را بیان می کند. آن چه از آیه چهارم سوره قدر استفاده می شود، لزوم وجود «حجّت حی» است، که تبیینِ آن بر عهده روایات است؛ برای نمونه، در تفسیر نور الثقلین، ذیل این سوره، بیش از یک صد روایت درباره این موضوع بیان شده است. البته با دقت نظر در خودِ آیه، می توان به نکات بسیار مهمی درباره جایگاه و شؤن امام دسترسی پیدا کرد.

آیات ابتدایی سوره مبارکه «دخان» نیز بیانگر همین حقیقت است و روایات متعددی ذیل آن، از معصومان به دست ما رسیده است؛ برای مثال: راوی از امام صادق(علیه السلام) می پرسد: چگونه بفهمم که در هر سال، شب قدر وجود دارد؟ حضرت فرمودند: «هر شبِ ماه مبارک رمضان، صد مرتبه سوره دخان را بخوان. در شب بیست و سوم خواهی دید آنچه را باید ببینی».[xix]

 

پی نوشت:

[i]. قدر/4.

[ii]. کافی، ج1، ص 250.

[iii]. «فیها یفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیم »؛ دخان، آیه4.

[iv]. ر.ک: بحار الانوار، ج94، ص 145 به بعد، باب 7. نکته حائز اهمیت در مورد شب قدر این است که مقدرات یک سال ما بر اساس عمل کرد گذشته رقم می خورد، لذا گناهان ما شرّ را برای آینده مان اقتضا می کند و کوتاهی های ما در انجام وظایف، در دریافت فیض و رحمت الهی اختلال ایجاد می نماید.

[v]. کافی، ج1، ص248.

[vi]. انفال/ 25.

[vii]. کافی، ج1، ص248.

[viii]. ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج8، ص 429 و جلال الدین سیوطی، تفسیر الدرّ المنثور، ج6، ص373، ذیل آیه 4 قدر.

[ix]. کافی، ج1، ص 252.

[x]. «یُنَزِّلُ الْمَلائِکةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِه ».

[xi]. «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللّه ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلائِکةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کنْتُمْ تُوعَدُون »؛ فصلت/30.

[xii]. کافی، ج1، ص 250.

[xiii]. کافی، ج 1، ص 377. برای آشنایی با این حدیث در منابع اهل سنّت که با تعابیر گوناگونی آمده است ر.ک: شرح مقاصد، ج 2، ص 275؛، صحیح مسلم، کتاب الامارة، باب وجوب ملازمة المسلمین، ح 3437 و مسند احمد بن حنبل، بخش مسند شامیین، ح 16271.

ابن ابی الحدید درباره عبداللّه بن عمر می گوید: «او از بیعت کردن با حضرت علی امتناع کرد، اما شبانه درِ خانه حجاج را می زند تا با او (به عنوان نایب عبدالملک مروان) بیعت کند تا مبادا یک شب را بدون بیعت با امام به سر ببرد، چرا که از پیامبر خدا روایت شده است که فرموده اند: «کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، با مرگ جاهلی از دنیا رفته است.» کارش در حقارت و خواری به جایی رسید که حجاج پایش را از بستر درآورد و گفت: «با پایم بیعت کن!»شرح نهج البلاغه، ج13، ص242.

[xiv]. کافی، ج1، ص249.

[xv]. نمل/ 40.

[xvi]. رعد/ 43.

[xvii]. ر.ک: به تفسیر آیه 40 سوره نمل و آیه آخر سوره رعد و روایات ذیل آن؛ و نیز ر.ک: کافی، کتاب الحجة، ج 1، ص 230.

[xviii]. همان، ص532.

.[xix] کافی، ج1، ص 251.

 

 

 

منبع: مجله امان

 

بازدید 316 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز249
دیروز392
ماه16244
مجموع1839437

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا