مصاحبه با فريبا مقصودي بانوي خوشنويس کرمانشاهي

 

مصاحبه با فريبا مقصودي بانوي خوشنويس کرمانشاهي

 

 

مثل او را کمتر مي شود توي اين دوره زمانه پيدا کرد، بي تکلف و دوست داشتني. وقتي هم کلامش مي شوي درک مي کني بدون هيچ نقابي خود خودش است، با ظاهري ساده بدون ژست هاي پوچ هنري و روشنفکري. از مصاحبتش که خسته نمي شوي هيچ، سرشار مي شوي از انرژي مثبت، آرامش و اعتماد. اعتماد به او، هنرش، فکرش،راه و هدفش و تمام چيزهايي که نفس کشيدن با آن ها کسي مثل او را پرورده است، قرآن کريم، مناجات حضرت علي(ع)، اشعار حافظ، سعدي، فردوسي و ….

فريبا مقصودي، اولين و تنها زن خوشنويس قرآن کريم در جهان اسلام، قرآن را با خط نستعليق چهار بار کتابت کرده و تعدادي از برجسته ترين و فاخرترين آثار ادبيات فارسي را نيز به زيبايي خوشنويسي کرده است. او در محضر استادان به نام خوشنويسي مانند ابوالفضل عطوفي کرمانشاهي ، عبدالله جوادي کرمانشاهي ، معين الکتاب اصفهاني ، غلامحسين اميرخاني و حضرت آيت الله حاج سيد مرتضي نجومي، هنر خوشنويسي را آموخته است و خطاطي يادنامه علامه طباطبايي ، يادنامه شهيد مرتضي مطهري ، مناسک حج ، تاريخ شعر و ادبيات کرمانشاهان در 5جلد، ديوان سيد يعقوب ماهيدشتي ، ديوان پرتو کرمانشاهي ، شرح زيارت عاشورا در هزار صفحه ، خطبه هاي حضرت زهرا ، شاهنامه فردوسي،کليات ديوان حافظ، مناجات حضرت علي ، بوستان سعدي و دو بيتي هاي باباطاهر عريان بخشي از آثار اوست. وي متولد 1340 در کرمانشاه است و پس از جنگ تحميلي در سال 66 به همراه همسر اديب و دانشمندش، دکتر محمدعلي سلطاني به تهران مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد.وي تا کنون نمايشگاه هاي مختلفي را از آثارش برگزار کرده و براي اولين بار در مهر ماه سال جاري نمايشگاهي هم در زادگاهش کرمانشاه برپا کرد.

خواندن مصاحبه «شهرمن» با اين بانوي هنرمند فرزانه خالي از لطف نخواهد بود.

 

داشتن عنوان« اولين زن مسلمان کاتب قرآن در جهان اسلام »چه حسي دارد؟

انسان ها کارهايي را انجام مي دهند که قصد انجام دادنشان را داشته اند، اما در مورد کتابت قرآن بدون هيچ گونه غلو و اضافه گويي مي گويم من انتخاب شدم و خودم براي داشتن چنين عنواني نقشي نداشته ام .

ممکن است بيشتر توضيح دهيد؟

سال 59 يا 60 بود که تازه در کلاس هاي خوشنويسي ثبت نام کرده بودم. يک شب خواب ديدم قلم بلند و زيبايي به دستم دادند. متعجب پرسيدم با اين قلم چه بنويسم؟ يک آيه از قرآن را که خاطرم نيست چه آيه اي بود برايم قرائت کردند و من آن را نوشتم. پرسيدم ادامه اش را چه بنويسم؟ پاسخ شنيدم اولش را ما گفتيم ادامه اش را خودت بنويس. فردا صبح خوابم را براي مادرم تعريف کردم ايشان گفت تحت تأثير کلاس هاي خوشنويسي اين رؤيا را ديده اي. تا اينکه سال 77 رؤياي صادقه ام تعبير شد و توانستم قرآن را کتابت کنم. آنجا بود که معني شعر علامه طباطبايي را که مي فرمايد«من خسي بي سر و پايم که به سيل افتادم/ او که مي رفت مرا هم به دل دريا برد» را درک کردم.

چهار بار کتابت قرآن کريم چه دليلي داشت؟

اين چهار بار هر کدام شکل و شيوه خاصي دارد. يک شيوه اش به صورت تابلوهاي نمايشگاهي است، يک بار هم که کتابت قرآن به صورت کتابي بود که به موزه حضرت رضا هديه شده است. دو بار ديگر هم قرآن را به خط نستعليق کتابت کرده ام که يکي ازآن ها چاپ و منتشر شده و ديگري هم با مقدمه خانم دکتر صفارزاده زير چاپ است.

درست است که کتابت قرآن کار دشوار و سختي است؟

اين کار برکت مي خواهد، برکتي که از او به تو هديه رسيده باشد. بارها آقايان خوشنويسي بوده اند که با امکانات و حمايت هاي زياد نتوانسته اند بيشتر از يک جزء قرآن را خوشنويسي کنند. اگر از يک خوشنويس بپرسيد براي نوشتن يک صفحه 12 سطري چه زماني نياز دارد به شما خواهد گفت دو ساعت. در نمايشگاه کرمانشاه آقاي خوشنويسي به من گفت که تا کنون توانسته در طول ده سال تنها هفت هزار بيت از شاهنامه را خوشنويسي کند. حال اينکه من در هفت سال علاوه بر آنکه60 هزار بيت شاهنامه را نوشته ام، حافظ را براي يک ناشر خوشنويسي کرده ام و يک بار ديگر قرآن را هم کتابت کرده ام. اين همان برکتي است که اشاره کردم.

چه ميزان از وقتتان با خوشنويسي سپري مي شود؟

در گذشته چهار و پنج صبح بيدار مي شدم و کار را شروع مي کردم اما اکنون که توان آن سال ها را ندارم کارم را از ساعت شش يا هفت آغاز مي کنم و مي توان گفت وقت زيادي را به کارم اختصاص مي دهم.

شما که هنوز جوانيد.

نه بايد پذيرفت توان يک زن پنجاه ساله با يک زن سي ساله خيلي فرق دارد آن هم زني که به جاي استراحت، وقت گذراني در باشگاه هاي ورزشي، تفريح و شرکت در دوره هاي مهماني و در يک کلام به خود رسيدن، عمرش را پاي کارش گذاشته است.

به عنوان يک زن به مسئوليت هاي ديگرتان در خانه مي رسيد؟

اولين کار من در شروع روز خطاطي است بعد به سراغ کارهايي مي روم که مربوط به مسئوليت هاي من به عنوان مادر، همسر و دختر يک خانواده مي شود آن ها را تقسيم بندي و برايشان برنامه ريزي کرده ام. همين مسئوليت ها مرا ترغيب کرد که از کارم استعفا دهم.

چه کاري؟

در يک وزارتخانه کارمند بودم. بعد از اينکه فرزند دومم به دنيا آمد ديگر سرکار نرفتم. فقط کلاس هاي انجمن خوشنويسان را به عنوان مدرس مي رفتم و در خانه خط مي نوشتم تا اين که بعد از 20 سال اين کلاس ها را هم کنار گذاشتم.

فرزندانتان در خانواده اي اهل ادب و هنر بزرگ شده اند؛ آنها هم هنرمندند؟

خوش خط که نيستند اما در زمينه هاي ديگر مي توان گفت هنرمندند. سها که در دانشگاه علامه طباطبايي تحصيل کرده و مي نويسد. دخترم هم پس از آن که کارشناسي نقاشي را از دانشگاه تهران گرفت براي تحصيل در رشته هنر اسلامي به انگليس رفت و هم اکنون دانشجوي دکتراي اين رشته است. بايد بگويم من همين جا قول مي دهم که او اولين زني خواهد بود که به زيبايي تمامي داستان هاي شاهنامه را به تصوير خواهد کشيد الان هم بر روي همين موضوع کار مي کند.

شما افتخار شاگردي آيت ا… نجومي را هم داشته ايد از اين تجربه بگوييد.

رابطه ما با حضرت آيت ا… نجومي يک رابطه خانوادگي بود. همسرم مانند فرزند ايشان بود. يادم هست زماني که تصميم به کتابت قرآن گرفتم چون با دشواريش آشنا بودم ترديدي به دلم افتاده بود. در نهايت با همسرم تصميم گرفتيم با دو نفر مشورت کنيم. نامه اي به شيخ محمد سعيد نقش بندي و حضرت آيت ا… نجومي نوشتيم و از اين دو بزرگوار راهنمايي خواستيم. براي رسيدن جواب نامه لحظه شماري مي کرديم، تا اينکه نامه آيت ا… نجومي به دستمان رسيد که با خط بسيار زيبايشان نوشته بودند»ما از هم اکنون بشارت کتابت قرآن کريم را توسط زن مسلمان ايراني را به جهان اسلام مي دهيم.« شروع کتابت قرآن رابطه ما را با ايشان بيشتر کرد.

به اعتقاد شما نهايت خوشنويسي براي يک خوشنويس کجاست؟

به قول دکتر بي آزار اين نهايت براي يک خوشنويس، نوشتن و چيدن زيباي حروف کنار يکديگر نيست؛ چه نوشتن مهم است و به نظر من هيچ کلامي بالاتر و زيباتر از قرآن کريم براي ارائه هنر يک هنرمند نيست.

چه طور شد که به خوشنويسي علاقه مند شديد؟

رشته من رياضي بود و در اين رشته شاگرد ممتاز بودم. هميشه دوست داشتم ادامه تحصيل بدهم و مهندس شوم اما بعد از آنکه ديپلم گرفتم انقلاب فرهنگي پيش آمد و دانشگاه ها تعطيل شد. من هم درکلاس خوشنويسي ثبت نام کردم و در راهي قدم نهادم که هيچ وقت فکرش را هم نمي کردم.خوشنويسي با ادبيات و شعر همنشين است و من در زمان مدرسه به ادبيات علاقه اي نداشتم. تا اينکه با درس هايي که از همسرم گرفتم شيفته شعر و ادب شدم.

همسر شما چهره مشهور و شناخته شده اي است. هيچگاه پيش آمده رقابتي در زندگي شما شکل بگيرد يا به طور مثال نام شما در کنار نام ايشان کمرنگ شود؟

من از ته قلبم آقاي سلطاني را بسيار دوست دارم و برايش احترام خاصي قائل هستم. ما رابطه بسيار خوبي با هم داريم. ايشان قبل از آنکه همسر من باشد معلم من و هميشه در هر شرايطي همراهم است. متأسفانه در جامعه ما آدم ها براي به دست آوردن همسرشان خيلي تلاش مي کنند ولي وقتي به دستش آوردند به او پشت مي کنند. ما هميشه به جاي پشت کردن به هم، دست يکديگر را گرفته ايم و با هم حرکت کرده ايم. يادم مي آيد آقاي سلطاني براي آنکه بتواند در آستانه چاپ قرآني که کتابت کرده بودم کنارم باشد شش ماه مرخصي بدون حقوق گرفت و هر آنچه توانست انجام داد تا بهترين نتيجه حاصل شود.

يک زن موفق خوشنويس در کار کردن مشکلي ندارد؟

تا زماني که هنر جويي مشکلي نيست اما وقتي به مرحله اي مي رسي که حرفي براي گفتن داري آنجاست که به جاي سنگ اندازي کوه جلوي پايت مي گذارند.

چطور اين کوه را کنار زديد؟

اگر تکيه شما به کسي باشد که خلقت کرده همان خالق، تو را حفظ مي کند. وقتي براي بار اول قرآن را کتابت کردم همه گفتند براي يک سري تبليغات است. وقتي حافظ را نوشتم گفتند حافظ پول نقد است براي پول مي نويسد. زماني که خيام را نوشتم گفتند خيام پرفروش است. آن زمان که پاي شاهنامه رسيدم ديگر نمي توانستند چيزي بگويند فقط باورشان نمي شد که بتوانم آن را انجام دهم.البته بايد بگويم داشتن يک همسر فهيم و همراه بالاترين توفيقي است که يک زن مي تواند داشته باشد.

نوشتن شاهنامه هم براي خودش بايد هفت خاني باشد.

نوشتن شاهنامه همت پهلواني مي خواهد آن هم براي يک زن با آن روحيه حساس مادرانه. من وقتي به داستان مرگ سهراب رسيدم و شيون تهمينه را مي نوشتم از شدت غصه کتفم طوري درد گرفت که تا دو هفته از نوشتن بازماندم و اين اندوه با من بود. همينطور مرگ سياوش با اندوه و تضادهايش مرا روزها درگير خود کرد.

توان مردان و زنان در خوشنويسي متفاوت است؟

يک استاد خوشنويس مرد، ممکن است بتواند با يک قلم 5 سانتي متري خط بنويسد اما انجام چنين کاري براي يک زن دشوار است اما يک زن مي تواند در حال خوشنويسي حواسش به چند کار ديگر هم باشد که مردها فاقد اين توانايي هستند و فقط مي توانند بر يک کار تمرکز کنند اما از نظر استعداد فکر نمي کنم تفاوتي وجود داشته باشد.

موافقید بيان خاطره اي، پايان بخش اين گفتگو باشد؟

زمان جنگ در سال 63 که تازه ازدواج کرده بودم صدام هديه تلخي به ما داد. اولين موشک زمين به زميني که به کرمانشاه شليک شد در خانه ما فرود آمد و تمامي وسائل و خانه ما را نابود کرد. درب يخچال ما چهار کوچه آن طرف تر پيدا شد. اين موضوع در آن زمان براي من بسيار دردناک بود. با اين که زياد اهل زرق و برق و تجملات زندگي نيستم اما وقتي مي ديدم وسائلي که براي شروع زندگي مان با اشتياق فراهم کرده بوديم به اين راحتي نابود شد غصه دار مي شدم. حالا به اين باور رسيده ام که خداوند تمام اتفاقات زندگي را که شايد براي ما ناخوشايند و تلخ باشد رقم مي زند تا در نهايت همه اين ها مانند يک پازل کنار هم قرار بگيرند و اگر تسليمش باشي بهترين سرنوشت را برايت به وجود آورند. برخورد به انقلاب فرهنگي، نشستن سر کلاس خوشنويسي به جاي دانشگاه، ويران شدن خانه در جنگ، مهاجرت و… همه اين ها براي من اتفاقاتي بود که خداوند در کنار هم قرار داد تا بتوانم به جايي برسم که توفيق کتابت کلام الهي را پيدا کنم.

---------------------------------------------------------------------------------------

منبع: http://shahreman.org/ 

---------------------------------------

 
قرآن باید زیبا و نفیس ارایه شود
 
گفتگو با فریبا مقصودی؛ نخستین زن خوشنویس قرآن کریم در جهان اسلام

 

 
انقلاب فرهنگی که می‌شود برای پرکردن اوقات بیکاری‌اش به کلاس خطاطی یا به قول خودش خوش‌نویسی می‌رود؛ غافل از آن‌که رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست، می‌کشد آن‌جاکه خاطرخواه اوست.
 
فریبا مقصودی، ‌زاده سرزمین مادری میرزا محمدرضا کلهر؛ نستعلیق‌نویس مهم ایرانی، کرمانشاه است. او با فروتنی و تواضع بسیار زیاد خطاط‌شدن یا به قول خودش خوش‌نویس‌شدنش را چیزی جز لطف خدا نمی‌داند و معتقد است برای این راه انتخاب شده است. فریبا مقصودی که تاکنون چهاربار قرآن را به خط نستعلیق نوشته است، این خط را عروس خط‌های اسلامی می‌داند. با نخستین بانوی خوش‌نویس نستعلیق کل قرآن درباره زندگی‌اش و چگونگی برقرارکردن تعادل میان کار خانه و ساعاتی که به خوش‌نویسی و تدریس آن اختصاص می‌دهد گفتگو کرده‌ایم. مصاحبه مهرخانه با فریبا مقصودی را در ادامه می‌خوانید:
 
 
– خانم مقصودی از دوران تحصیل خودتان از ابتدایی تا دبیرستان برایمان بگویید که چگونه دانش‌آموزی بودید؟ چه هدفی برای آینده خودتان متصور بودید و چه شغلی را در ذهن می‌پروراندید؟ آیا فکر می‌کردید روزی خطاط شوید؟
از آن‌جاکه عنایت خداوند شامل حال من بوده است، در تمام دوران تحصیل از ابتدایی و متوسطه جزو شاگردان ممتاز بوده‌ام؛ حتی در سطح استان. این‌که چه هدفی و چه شغلی مدنظرم بود، باید بگویم انسان در ایام کودکی آرزوها و خواسته‌های متفاوت و مختلفی را برای آینده خود ترسیم می‌کند، اما آن‌چه را که خداوند رقم می‌زند، چیز دیگری است.
 
من با توجه به این‌که در رشته ریاضی تحصیل می‌کردم تنها چیزی که به نظرم نمی‌رسید، خوش‌نویس‌شدن یا به گفته شما خطاط‌شدن بود اما مسیر زندگی چیز دیگری خواست.
 
 
– چند خواهر و برادر دارید و آیا آن‌ها هم به هنر و به خصوص به خطاطی علاقه‌مند بودند؟
ما سه خواهر و چهار برادر بودیم که همگی تحصیلات دانشگاهی دارند. تعدادی از برادرانم علاقه داشتند و خوش‌نویسی را با من شروع کردند، اما ادامه ندادند؛ یکی در رشته شیمی در دانشگاه مشغول تدریس شد و دیگری پزشک است.
 
 
– پدر و مادر چطور، آن‌ها اهل هنر بودند و به خصوص هنر خطاطی را دنبال می‌کردند؟
پدر و مادر هر دو اهل سواد و کتاب بودند. پدرم خطی زیبا داشت و هنر مادرم در تربیت و پرورش فرزندان و خانه‌داری بود که به نظرم بالاترین هنرهاست.
 
 
– چقدر محیط فرهنگی خانه شما در مسیر طی‌شده هنری زندگی‌تان تأثیر داشت؟
این امری طبیعی است که تا محیط مساعد نباشد، در هر زمینه‌ای رشد و بالندگی غیرممکن است.
 
 
– اگر جو خانه یا حتی جامعه به شکلی بود که مجبور بودید برای ادامه خطاطی با شرایط بجنگید، آیا این کار را می‌کردید؟
ادامه‌دادن، خود نوعی مبارزه برای رسیدن به هدف است. البته نمی‌شود آن را جنگیدن نامید؛ شاید اصطلاح درستی نباشد. 
 
 
– وقتی دانشگاه را رها کردید و به سمت خطاطی رفتید، خانواده مخالفتی نکردند؟ 
زمانی‌که من از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم با این‌که شاگرد ممتاز ریاضی بودم، ولی مسئله انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها پیش آمد و با مشورت خانواده برای استفاده از وقت، به سوی هنر خوشنویسی که هنری اعتقادی و ملی و سالم است، رهنمون شدم. 
 
 
 
maghsodi
فریبا مقصودی
 
– چرا خوش‌نویسی را انتخاب کردید؟
آن‌چه موجب شد خوش‌نویسی را به صورت حرفه‌ای و تخصصی دنبال کنم این نکته بود که در کوتاه‌ترین زمان ممکن یعنی پس از چهار یا پنج سال کار به مرحله ممتاز رسیدم و به سبب نیاز جامعه و استقبال جوانان شهر زادگاهم، به‌ویژه خواهران، به‌عنوان مدرس برگزیده شدم و همین موجب گام‌نهادن در راه حرفه‌ای‌شدن در خوشنویسی شد.
 
خوش‌نویسی همان‌طور که گفتم هنری اعتقادی، ملی و پیوسته به منشأ وحی است. اصولاً بحث خوش‌نویسی به‌ویژه در مکتب اسلام با سایر هنرها بحثی مجزا و جداگانه است و فضا و ریشه خاص خود را دارد.
 
 
– از چه زمانی و چرا به فکر نوشتن قرآن افتادید؛ از همان ابتدای یادگیری، نوشتن قرآن با خط نستعلیق را مدنظر داشتید یا در طول مسیر به این نتیجه رسیدید؟
به این امر خطیر فکر می‌کردم، اما این نکته را برای شما بگویم که همان‌طور که تفسیر یا ترجمه قرآن نصیب هر عالمی نمی‌شود، خوش‌نویسی قرآن نیز نصیب هر خوش‌نویسی نمی‌شود. انتخاب می‌شوی، انتخاب نمی‌کنی. بنابراین عنایت با اوست، با تو نیست، زیرا تو کاره‌ای نیستی. این‌که می‌گویم “تو”؛ مقصودم خوشنویس است، و اما سخن جان معشوق را با خط ملی خود نوشتن، لذت دیگری دارد که آن را کسانی که انس همه روزه با قرآن دارند، می‌دانند. نستعلیق عروس خط‌های اسلامی است.
 
 
– درباره قرآنی که خطاطی کرده‌اید و استقبالی که از آن شده است، توضیح دهید و این‌که کسی می‌تواند آن را تهیه کند یا تنها یک نسخه برای نمایش نوشته شده است؟ چقدر زمان برای نوشتن آن قرآن صرف کردید؟ 
من قرآن با خط نستعلیق را چهار بار نوشتم. آن زمان صبح‌های زود را به کتابت قرآن اختصاص می‌دادم، اما در خصوص استقبال از این قرآن شما نباید این مقایسه را با استقبالی که از قرآن عثمان طه می‌شود، داشته باشید؛ نه تنها قرآن بنده، بلکه هیچ قرآن دیگری را. در مورد تهیه کتاب، باید بگویم که نسخه دوم توسط بانک ملی در پنج هزار نسخه چاپ شد و اگر کسی مایل باشد می‌تواند بگوید تا آن را برایش فراهم کنیم. 
 
 
– با توجه به این‌که استاد میرخانی سال‌ها پیش کتابت قرآن به خط نستعلیق را انجام داده بودند، آیا تنها جنسیت متفاوت شما با ایشان باعث شد دست به کتابت مجدد آن بزنید؟
در عرفان و هنر، جنسیت مطرح نیست. استاد میرخانی رحمت‌الله‌علیه که شاهکاری هنری و اعتقادی به خط نستعلیق آفریده‌اند و برای این مهم برگزیده شدند، قرآن را به خط نستعلیق شیوه ایرانی نوشتند، اما متأسفانه به سبب تعصب کشورهای اسلامی اجازه ورود به سایر ممالک اسلامی را نداشت، اما من که شاگرد کم‌ترین ایشان هستم و خداوند عنایت کرد، با ذهنی ریاضی پس از سال‌ها ممارست و طرح و اجرا توانستم قرآن عثمان طه را که ختم به آیه است، عیناً از خط نسخ عثمانی به خط نستعلیق درآورم که دیگر بهانه‌ای برای کشورهای عربی در ورود این قرآن باقی نماند و به‌حمدالله مورد استقبال هم قرار گرفت. خواهران و برادران مسلمان عرب به خوبی از قرآن نستعلیق استفاده می‌کردند و راضی بودند.
 
 
– آیا فکر می‌کردید کتابت قرآن با خط نستعلیق با استقبال مواجه شود؟
بله، مطمئن بودم. مگر می‎‌شود قرآن مهجور بماند؟؛ به‌ویژه اگر به شیوه‌ای تازه ارایه شود. 
 
 
– در حال حاضر روزی چند ساعت به کار آموزش خطاطی و هم‌چنین خطاطی در منزل می‌پردازید و چگونه بین کارهای منزل و کار خطاطی تعادل ایجاد می‌کنید؟
روزی قریب هشت ساعت. به هر حال ما معتقد به برکت از قرآن هستیم. این کار با انجام کارهای دیگر متفاوت است. خستگی و نرسیدن به کارهای دیگر و غیره ندارد. خودش زندگی است و همه چیز را تأمین و بیمه می‌کند.
 
 
– سختی‌های راه تا رسیدن به هدفی که در ذهنتان بود شامل چه مواردی است و با توجه به این‌که شما اولین زنی بودید که کار نوشتن قرآن با خط نستعلیق را انجام دادید، اگر زنان دیگر بخواهند وارد این عرصه شوند چه راهکارها و توصیه‌هایی برایشان خواهید داشت تا مسیر برایشان هموارتر و شاید کوتاه‌تر پیش برود؟
گفتم باید انتخاب شوی؛ وقتی انتخاب شدی، خودش راه را به تو نشان می‌دهد. “تو پای به راه درنه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید رفت”.
 
 
– عکس العمل خانواده و اطرافیان شما از نوشتن قرآن به خط نستعلیق چه بود و دیگر اساتید خطاطی چه واکنشی نشان دادند؟
این سؤال را باید از خود آن‌ها پرسید. امروز در خانه در ماه‌های رمضان و ایام مبارک هم‌چنین بر سر سفره هفت سین و سفره عقد، دور و نزدیک، قرآنی که من در خدمتش بوده‌ام، قرار می‌گیرد. این برای من سعادت کمی نیست. بعد از نوشتن قرآن اکثر استادان طراز اول برای من تاییدیه نوشتند و استادانی که اجازه کتابت قرآن را داشتند، برای من اجازه‌نامه نوشتند؛ از جمله استاد غلامحسین امیرخانی تقریظ نوشتند و حضرت آیت‌الله نجومی که اجازه کتابت قرآن داشتند و شادروان استاد احمد الباری و علی طه که اجازه کتابت قرآن نوشتند، تقریظ داشتند.
 
 
– در خصوص بحث استقبال از قرآن کتابت‌شده شما در سوریه، بفرمایید که چه زمانی به سوریه رفتید و چه کسی از شما دعوت کرد و آیا اجازه چاپ قرآن نسخه خودتان را در سوریه دارید؟
چندبار در آن‌جا نمایشگاه داشته‌ام و استقبال کم‌نظیر بود. استادان سوری به‌ویژه شادروان استاد احمد الباری که کاتب مجاز قرآن کریم و هنرمند برجسته جهان اسلام بود و قرآنی هنری را با پشتوانه مصطفی طلاس خوش‌نویسی و منتشر کرد، از مشایخ اجازه و مشوق من بود. 
 
قرآن هنری او شاهدی است که بسیار از عثمان طه هنرمندتر و استادتر بود، اما سعودی‌ها عثمان‌طه را بزرگ کردند و او را مهجور گذاشتند؛ چون انسان آزاده‌ای بود و مسلمان و معتدل، و تا زمان مرگش موجبات رنجش و بیماری او را فراهم کردند تا درگذشت. در مورد چاپ هم اوضاع سوریه، کارهای فرهنگی را تحت‌الشعاع قرار داد. 
 
 
– اگر قران را خطاطی نمی‌کردید تأثیر خط بر زندگی‌تان به همین اندازه الان بود؟
باید از قرآن پرسید؛ “چو دانی و پرسی سؤالت خطاست”.
 
 
– غیر از قرآن، خوش‌نویسی چه کارهای دیگری را تا به حال انجام داده‌اید؟
به برکت قرآن پس از سعادت چهار بار کتابت قرآن، به خوشنویسی آثاری نایل شده‌ام که در طی تاریخ ادبیات هزارساله تاکنون هیچ زن هنرمند خوشنویسی به انجام آن دست نیافته است. خوش‌نویسی شصت هزار بیت شاهنامه فردوسی و چاپ و انتشار آن به‌طور نفیس، چهار بار دیوان حافظ شیرازی، بوستان سعدی، گلستان سعدی، دو بیتی‌های باباطاهر، رباعیات خیام، شرح زیارت عاشورا در یک هزار صفحه، خطبه‌های حضرت زهرا (ع)، دیوان‌های شعرای شهر زادگاهم کرمانشاه، دیوان پرتو کرمانشاهی، دیوان وحدت کرمانشاهی، دیوان سید یعقوب، ماهیدشتی، دیوان سید صالح ماهیدشتی، ده‌ها رساله ادعیه و اشعار.
 
 
– چند سال است که ازدواج کرده‌اید و آیا همسرتان مشکلی با خطاطی شما و زمانی‌که برای این کار می‌گذارید نداشت؟
سی سال است ازدواج کرده‌ام و نتیجه کارها پاسخ بخش دوم سؤال شماست. 
 
 
– برای زنانی که اول راه خطاطی هستند بفرمایید چه انگیزه‌ای باعث می‌شود خطاطی را حرفه‌ای دنبال کنند و به آن به شکل تفنن صرف نگاه نکنند؟
خوش‌نویسی یا خطاطی مانند هر هنر الهی دیگر ذکر و ورد است. هر کوتاهی در آن موجب نقصان در عمل و انجام خواهد بود، اصلاً هنر را تفنن دانستن اشتباه محض است. 
 
 
– جایی گفته بودید خط نسخ خشک و بی‌تحرک است. در این‌باره بیش‌تر توضیح می‌دهید، آیا منظور زیبایی بصری خط نستعلیق در مقایسه با خط نسخ است؟
بله، اساس نسخ بر سطح است، اما اساس نستعلیق بر دور است. تمام کائنات بر اساس قداست هنر باید با گردش افلاک هماهنگ باشد. زیبایی‌ها بر دور است نه بر سطح. 
 
 
– فکر می‌کنید برای مردم مهم باشد قرآن با چه خطی نوشته شود؟
بله، مجموعه‌ها قرآنی فراوانی در جهان به دنبال همین مسئله شکل گرفته و موجود است، اما دعا کنیم که قرآن تزیینی نشود. قرآن باید زیبا و نفیس و بهتر از تمام کتاب‌ها ارایه شود. این ذات قرآن است؛ اگر غیر از این بود، مولا علی (ع) سر کاروان خوشنویسان قرآن نمی‌شدند.
ممنونم خانم مقصودی عزیز از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
------------------------------------------------------------------------------
منبع: http://behdokht.ir/ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازدید 210 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز589
دیروز706
ماه8938
مجموع1724160

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا