پرویز شهریاری، ریاضیدانی که فلسفه می دانست
 سال هاست که عادت کرده ايم لفظ «دکتر» را قبل از نام همه شخصيت هاي علمي بياوريم. بي راه هم نيست. بيشتر کساني که در حوزه علم به جايي رسيده اند، تحصيلات شان را تا عالي ترين مقاطع دانشگاهي ادامه داده اند. اين وسط استثناهايي هم وجود دارد؛ پرويز شهرياري يکي از آنهاست.

نقش ماندگار او در رياضي نه به خاطر تحصيلات عاليه در بهترين دانشگاه هاي دنيا، بلکه به دليل ترويج و گسترش علم به دست آمده است. رزومه او تنها در رياضي خلاصه نمي شود. فلسفه، هنر، ادبيات و اخلاق هم کليدواژه هاي زندگي پرويز شهرياري اند. «چهان پيرامون ما هم جهاني رياضي است، هم جهاني فيزيکي و هم جهاني فلسفي و هنري. رياضيداني که جز رابطه ها و قانون هاي رياضي به چيز ديگري کار ندارد، به دسته يا محور مکانيکي ماشيني مي ماند که تنها مي تواند وسيله معيني را با اندازه و وزن معين، از جايي به جايي ديگر منتقل کند.»

 

پرويز شهرياري

  • تاريخ تولد: ۱۳۰۵
  • تاريخ فوت: ۱۳۹۱
  • محل تولد: کرمان
  • تحصيلات: ليسانس رياضي

«فقر عموميت داشت، زرتشتي و مسلمان و يهودي همه در حالت فقر زندگي مي کردند. وقتي مي خواستيم در ششم دبستان امتحان بدهيم، وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که هر داوطلبي مي بايست دو صندلي يا يک ميز و يک صندلي با خودش بياورد. من مدت ها گرفتار اين مسئله بودم که اين وسايل را از کجا بياورم و بالاخره از محل آتشکده زرتشتي ها توانستم صندلي و ميزي نيمه شکسته اي را تعمير کنم و با خودم سر جلسه امتحان ببرم. اين امتحان مقارن با فوت پدرم بود. وقتي پدرم مرد، وضع زندگي ما بد بود، بدتر هم شد.»

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

پرويز شهرياري در يکي از فقيرترين محله هاي کرمان در خانواده اي زرتشتي به دنيا آمد. پدرش کشاورزي بود که به خاطر تحمل نکردن ظلم ارباب، شغلش را عوض کرده و به کارخانه هاي ريسندگي رفته بود. تغيير محل کار پدر را بيمار کرد. رفتن از دل طبيعت و هواي پاک به ساختمان نمور و آلوده سالن ريسندگي باعث مرگ زودهنگامش شد. پرويز از دوازده سالگي براي تامين هزينه هاي خانواده کار مي کرد. بنايي، خشت مالي، چاه خويي، کار در کوره آجرپزي و راه سازي شغل هايي بود که در آن دوره به آن پرداخت. وضع زندگي شان به قدري سخت بود که به گفته خودش گاهي تکه ناني هم براي خودش پيدا نمي کرد. با وجود همه اين مشکلات و سختي ها مادرشان نگذاشت بچه هايش درس را رها کنند. به هر ضرب و زوري بود آنها را به مدرسه فرستاد و اصرار داشت که درس را ادامه بدهند.

پرويز شهرياري دوره ابتدايي، دبيرستان و دانشسراي مقدماتي را در کرمان خواند و شاگرد اول شد. بعد از آن براي ادامه تحصيل به تهران آمد و در رشته رياضي دانشکده علوم درسش را ادامه داد. البته شهرياري از اول قرار نبود رياضي بخواند. هم به ادبيات علاقه داشت و هم به رياضي اما چون کلاس هاي ادبيات شلوغ بود و رياضي خلوت، رشته رياضي را انتخاب کرد. اين دوره از زندگي پرويز شهرياري همزمان بود با اوج گيري فعاليت هاي سياسي دانشجويان و به زندان افتادن او.

 

سختي ها ادامه دارد

«سال ۱۳۳۲ در زندان قزل قلعه يک سال و نيم حبس بودم. آنجا بيکار بودم. به برادرم سپردم اگر کتاب روسي به دستش رسيد براي من بياورد. برادرم يک کتاب روسي برايم آورد که براي فرانسوي هايي که مي خواهند زبان روسي ياد بگيرند نوشته شده بود. اين کتاب ۷۵ فصل بود در ۸۰۰ صفحه. من اين ۸۰۰ صفحه را ظرف نه ماه تمام کردم. گاه در روز ۱۶ تا ۱۷ ساعت کار مي کردم چون کار ديگري نداشتم.»

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

پرويز شهرياري در سال سوم تحصيل دو بار به زندان افتاد. بار اول سه ماه و بار دوم سه سال. همين عاملي بود که باعث شد شهرياري مدرکش را به جاي چهار سال بعد از نه سال بگيرد. زندان رفتن هاي استاد شهرياري به همين جا ختم نشد. او در عمرش بارها دستگير شد و مجموعا شش سال از عمرش را در زندان سپري کرد اما در همان دوره هاي سخت و تاريک زندگي هم تحقيق و پژوهش را کنار نگذاشت. ياد گرفتن زبان روسي و ترجمه «تاريخ حساب» نوشته «تانون»نمونه اي از اين تلاش هاست. تا قبل از زندان رفتن، استاد کتاب ها را از فرانسه به فارسي ترجمه مي کرد اما بعد از ياد گرفتن زبان روسي، متن ها را از اين زبان به فارسي بر مي گرداند. شهرياري که از پانزده سالگي تدريس به بچه هاي کوچک تر از خودش را شروع کرده بود، در دوره زندان هم اين کار را در کنار مطالعه و پژوهش ادامه داد و تا جايي که توانست به زندانبان ها درس داد.

 

من خودآموز بودم

«رشته رياضي را که تمام کردم، در واقع هيچ چيز از درس و کلاس در ذهن من باقي نمانده بود و من نسبت به آموزش دانشگاهي در هنگام فارغ التحصيلي کاملا خالي الذهن بودم. وضع زندگي ام هم طوري بود که ناچار بودم براي اداره خانواده ام کار کنم. من هر چه مي خواستم بدانم و بياموزم مي بايست خودم ياد بگيرم. بنابراين تصميم گرفتم هم به خاطر زندگي و هم به خاطر خودم درس بخوانم و مطالعه کنم و از خودم همه جيز را بطلبم و محصولش را هم، اگر محصولي داشته باشد، به جامعه عرضه کنم.»

محصولي که پرويز شهرياري از آن حرف مي زند، خيلي بيشتر از آن چيزي است که تصور مي کنيم. شهرياري از سال ۱۳۳۳ با حکم وزارت فرهنگ رسما دبير شد اما به همين اکتفا نکرد. شش سال بعد گروه فرهنگي خورازمي را پايه گذاري کرد که اولين کلاس هاي کنکور ايران در اين گروه تشکيل شد. بعدها و به دنبال آن دبيرستان پسرانه خوارزمي را هم ساخت.

در سال ۱۳۴۰ دبيرستان دخترانه اي تاسيس کرد و به ياد دخترش مرجان که فوت شده بود اين نام را براي مدرسه انتخاب کرد. تشکيل «گروه فرهنگي مرجان» با کمک ۷۰۰ دبير چند سال بعد از ساخت اين مدرسه بود. تاسيس مدرسه عالي علوم ماراک با کمک «دکتر قريب» و «دکتر گل گلاب» و همچنين تاسيس «انتشارات خوارزمي» و «انتشارات توکا» از ديگر کارهايي بودند که انجام داد. نشريات زيادي هم انتشار موفق شان را مديون تلاش هاي او هستند. شهرياري به دور از سيستم دانشگاهي و با همان روش خودآموزي که خودش در مورد آن صحبت کرد، بيشتر از ۲۰۸ جلد تاليف و ترجمه از خودش به يادگار گذاشته است. او اگرچه دوران تحصيل کوتاهي داشت، اما بيشتر از ۵۰ سال در دبيرستان ها، دانشسراي عالي و دانشکده فني دانشگاه تهران تدريس کرد.

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

همه نشريات من

«در بهمن ۱۳۴۸ بلايي نازل شد. در يکي از شعبه هاي سازمان امنيت مرا خواستند. بسيار با محبت صحبت مي کردند و درخواست کوچکي داشتند: مجله «سخن علمي» را به ما واگذار کنيد. ما همچنان خانلري و تو را به عنوان صاحب امتياز و سردبير در مجله اعلام مي کنيم، ولي شما هيچ دخالتي در آن نخواهيد داشت. به هر کدام از شماها (دکتر خانلري و من) ماهانه پنج هزار تومان مي دهيم؛ اين قرار هم بايد همين جا دفن شود.» من به ظاهر مخالفتي نکردم ولي گفتم اجازه دهيد سال هشتم را تمام کنيم، آن وقت خدمت مي رسم و مجله را تحويل مي دهم. اتمام سال هشتم تا فروردين ۱۳۴۹ طول کشيد و در آن يادداشتي به صورت يک برگ رنگي گذاشتم که اين آخرين شماره است. به ظاهر سازمان امنيت چند مجله را به همين صورت در دست گرفته بود. بعد از پخش مجله، آقاي دکتر خانلري مرا خواست و جريان را جويا شد. به او گفتم چه پيش آمده است ولي اکنون با کاغذي که لاي مجله گذاشته و پخش کرده ام گمان مي کنم مسئله منتفي شده باشد و در واقع هم بعد از آن خبري نشد.»

اهل کوتاه آمدن در برابر زور نبود. تسليم نمي شد. هر چقدر هم که کارشکني مي کردند و مانع سر راهش مي گذاشتند باز از يک جاي ديگر و به شکل متفاوتي فعاليت هايش را ادامه مي داد. بدون اين که به درگيري هايي مثل در افتادن با حکومت، زندان رفتن يا مسائل مالي فکر کند. مثلا در همين خاطره اي که در بالا ذکر شد اين را در نظر بگيريد که ارزش پنج هزار تومان در آن زمان بسيار زياد بود و مجله سخن علمي، اشتراکي برابر ۲۵۰ ريال براي ۱۲ شماره داشت. علاوه بر انتشار اين مجله، انتشار ماهنامه «انديشه ما»، تهيه يک دوره کتاب درسي رياضي دوره اول دبيرستان و سردبيري هفته نامه «وهومن» تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر عهده استاد بود. مجله «آشتي با رياضيات»، «آشنايي با رياضيات»، «آشنايي با دانش» و «مسائل دانشگاهي» از ديگر نشرياتي بودند که نام پرويز شهرياري اعتبارشان را دو چندان مي کرد. «چيستا» و «دانش و مردم» هم در واقع حکم خانه اي را براي استاد داشتند که شهرياري سال ها در آن کار مي کرد.

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

گاهي هم در بن بست

«من از گذشته خود راضي ام. سعي مي کنم «از خود راضي» نباشم ولي از خودم ناراضي نيستم. هرگز نخواسته ام به جاي کس ديگري باشم. بسيار پيش آمده که نگران و حتي وحشت زده شده ام، نگران از سرنوشت همسر و فرزندانم و وحشت از اين که نتوانسته ام با معيارهاي انساني، شوهر خوبي براي همسرم و پدر خوبي براي فرزندانم باشم ولي اين احساس ها غالبا زودگذر بوده اند و دوباره با همه توانم، کارم و هدفم را دنبال کرده ام. هميشه در شاهراه نبوده ام، گاه غالبا به بن بست رسيده ام، برگشته ام و کوچه ديگري را امتحان کرده ام. زندگي را جز همين تلاش و پيگيري نمي دانم. هر کسي هر چه از دستش بر مي آيد مي کند. هرگز طعم بدبختي را نچشيده ام و هميشه خودم را خوشبخت ديده ام، چرا که دوستان بسيار خوب و انساني دارم که بيشترشان بيش از آنچه شايسته باشم، به من محبت مي کنند.»

براي پرويز شهرياري در زندگي اش بزرگداشت هاي زيادي برگزار شد، در کنار همه مشکلاتي که برايش به وجود آمده مي شود او را در دسته نخبگاني قرار داد که در دوره حياتش قدر ديد؛ کسب نشان درجه يک علمي از وزير آموزش و پرورش وقت در سال ۱۳۴۵، به دست آوردن نشان درجه يک علمي در سال ۱۳۸۴، برگزيده شدن در مراسم چهره هاي ماندگار در رشته آموزش رياضيات در سال ۱۳۸۱ و دريافت دکتراي افتخاري رياضيات از دانشگاه کرمان بخشي از اين ماجراست.

شهرياري با وجود مشکلات بينايي تا آنجا که مي توانست خواند و نوشت و ترجمه کرد. در اواخر عمرش هر دو چشمش در حدود هشت درصد بينايي داشت و کتاب را هم با زحمت زياد به کمک عينک و ذره بين مي ديد اما همچنان به کارش ادامه داد. پرويز شهرياري در ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ در اثر سکته قلبي درگذشت و در قبرستان زرتشتي ها در قصر فيروزه به خاک سپرده شد.

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

پرويز شهرياري بخش بزرگي از زندگي اش را صرف ترويج و همگاني کردن علم کرد

رياضي براي همه

آموزش و پژوهش دغدغه اصلي شخصيت هاي علمي است اما خيلي از اساتيد دانشگاه و نخبه ها به ترويج و همگاني کردن علم فکر نمي کنند و به اين حيطه نزديک نمي شوند؛ چرا که بايد توانمندي هاي ويژه و حوصله زيادي داشته باشند تا بتوانند يک مطلب پيچيده علمي را با بياني ساده و قابل فهم براي همه عنوان کنند، آن هم در بحثي مثل رياضي که تصور عموم مردم از آن مفاهيم مجرد دور از زندگي روزمره است. پرويز شهرياري يکي از افرادي بود که بخش بزرگي از زندگي اش را براي اين کار گذاشت و حالا، خيلي از کساني که در دهه هاي ۶۰ و ۷۰ دانش آموز بوده اند، فهم خود از دنياي رياضي را مديون ايشان هستند.

 
پرويز شهرياري با تاليف و ترجمه بيش از ۲۱۰۰ جلد کتاب و همين طور با تاسيس و کار در نشريه هاي مختلف يکي از موفق ترين افراد اين حوزه بود. کتاب هاي شهرياري روان و ساده نوشته شده اند و درکش براي عموم آسان است. اين کتاب ها در زمان انتشار معمولا با اقبال عمومي مواجه شدند و پس از گذشت سال ها بعضي از آنها مانند «خلاقيت در رياضي» همچنان تجديد چاپ مي شود.

در کتاب هايي ه نام شهرياري روي جلد آن آمده هم حل المسائل پيدا مي شود، هم کتاب هاي درسي و آموزشي و هم داستان و سرگرمي. از بين کتاب هاي او «رياضيات به زبان ساده» و «سرگرمي در رياضيات» و «رمان هاي علمي» جايگاه ويژه اي در ترويج علم در ايران دارد. تاريخ رياضي هم يکي از علاقه مندي هاي پرويز شهرياري بود. او با پژوهش دقيق علمي و منصفانه اطلاعات دست اولي از رياضيات و رياضيدان هاي ايراني به دست آورد و آنها را در قالب کتاب هايي منتشر کرد.

يکي از اهداف شهرياري از اين کار، آگاهي جوان هاي ايراني از گذشته پر افتخار خودشان در رشته رياضي بود تا شايد اين آگاهي باعث شود بتوانند در همان مسير قدم بردارند. نشرياتي هم که او تاسيس يا در آنها کار کرد، بيشتر نشرياتي توصيفي براي ترويج علوم رياضيات بودند و در همگاني کردن علم نقش مهمي داشتند. همزمان با همه اين کارها شهرياري شروع به تاسيس نهادهاي فرهنگي – آموزشي هم کرد تا مردم براي علم آموزي کمتر به دردسر بيفتند. ساخت مدرسه، تاسيس آتشکده، به راه انداختن انتشارات نمونه اي از فعاليت هاي اوست.

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

مردي براي تمام ايران

ويژگي ديگر شهرياري که نام او را بين مردم محبوب مي کرد، تواضع و توجه او به همه قشرهاي جامعه بود. او علاوه بر شرکت در همايش ها و کنفرانس هاي بزرگ، در جمع هاي کوچک و محلي در شهرستان هاي مختلف هم حضور پيدا مي کرد و تفاوتي بين اين دو نمي گذاشت. در واقع بي توجه به جايگاه اجتماعي اش هر جايي که حس مي کرد حضورش مي تواند کمکي به توسعه و رشد علم کند، مي رفت و کمک مي کرد؛ ويژگي که از همان سال هاي اول تدريس از خود نشان داده بود: «سال اول براي تدريس مرا به شيراز فرستادند. در آنجا گويا معلمي بود که از دست شاگردان ناراضي بود و مرا به ناچار به جاي او گذاشتند، بدون آن که من کمترين اطلاعي داشته باشم. من به مرور مقبول شاگردان شدم اما چگونگي مقبوليتم خودش حکايتي دارد.

فرض کنيد کلاس چهارم در آن زمان مثلثات داشت. من چندان مثلثات نمي دانستم. در دوره متوسطه که در دانشسراي مقدماتي بودم، مثلثات نداشتيم. وقتي هم به دانشکده آمديم، باز هم مثلثات نداشتيم. من تمام کتاب هاي مربوط به مثلثات را جمع آوري کردم. به کتابفروشي معرفت شيراز رفتم و گفتم: «کتاب هاي قديمي مثلثات را مي خواهم.» کتابفروش که پيرمردي بود، گفت بالا در قسمتي ما کتاب هاي قديمي را روي هم چيده ايم. يک روز از صبح تا ظهر لاي گرد و غبار قفسه ها گشتم تا کتاب مورد نظرم را پيدا کردم. کتاب ها را با خودم به خانه بردم و مثلثات را خوب ياد گرفتم. بارها پيش آمد که من شب تا صبح روي مسئله اي کار کردم و صبح سر کلاس رفتم تا آن را براي شاگردانم حل کنم. نه تنها در مورد مثلثات بلکه در مورد همه درس ها با همين روش (خودآموزي) پيش مي رفتم.»

 رياضيداني که فلسفه مي دانست

آيين پرسه و بزرگداشت استاد پرويز شهرياري (تالار ايرج انجمن زرتشتيان تهران – ۱۳۹۱)

 همکاري با نشريات

نمونه ديگري از اين ماجرا همکاري اش با نشريات مختلف بود. شهرياري با آن سابقه و رزومه پربار مطبوعاتي اش، سال هاي سال ستوني هم در مجله «برهان» داشت، با اين عنوان که «شما هم مي توانيد در درس رياضي خود موفق شويد». شهرياري وقت زيادي را هم به نامه هاي رسيده به نشريات اختصاص مي داد. آنها را مطالعه مي کرد و جواب را براي شان مي فرستاد. خيلي ها مشتاق همکاري با مجله بودند و مطالبي را مي فرستادند که کيفيت علمي لازم را نداشت. «ميرشهرام صدر» در خاطره اي از استاد مي گويد: «هيچ گاه نويسنده مطلب را نااميد و سرخورده نمي کرد، بلکه هميشه در ابتدا از مطلب تعريف و تمجيد مي کرد و در ادامه مي گفت اما اين مطلب هنوز کامل نيست و نقايص آثار را بايد کامل و اشکالات آن را رفع کرد. ايشان هميشه خودشان نويسنده را براي تکميل مقاله راهنمايي مي کردند و در بسياري از موارد خودشان نقايص باقيمانده را رفع و به نام نويسنده اول منتشر مي کردند تا او دلگرم شود.

نکته اي که بايد درباره دليل موفقيت ايشان ذکر کرد، پشتکار بسيار زياد ايشان بود که هميشه در حال تلاش و فعاليت بودند و هيچ گاه خستگي مانع ادامه کار نبود. در سال هاي آخر با آن که چشم شان ناتوان و ضعيف شده بود ولي با ذره بين مي خواندند و مي نوشتند. ايشان هميشه با وجود کهولت سن و ناتواني جسمي در همه جلسه هاي هيئت تحريريه و مجله با نشاط شرکت مي کردند و هميشه هم شرکت شان فعالانه بود، يعني صوري و ظاهري نبود بلکه در مورد همه چيزها اظهار نظر و ديگران را راهنمايي مي کردند.»

شهرياري با وجود همه مشکلات و موانعي که در زندگي سر راهش قرار گرفتند، هميشه بي حاشيه و منظم کارش را انجام مي داد و به همکاران و شاگردانش هم توصيه مي کرد که اگر واقعا قصدشان خدمت به مردم است، بي سروصدا کار کنند، چون اگر کار درست انجام شود، آنان که بايد قدر را بدانند، حتما قدرداني مين کنند.

رياضيداني که فلسفه مي دانست

من معلم هستم

«از يازده سالگي معلم بوده ام و اگر کسي از من بپرسد مجموعا در عمرت چه کرده اي، مي گويم معلمي کرده ام و راضي هم هستم. من هم در دانشکده فني تدريس کرده ام، هم در مدرسه عالي «پارس» که در آنجا پس از دو يا سه ماه تدريس «منطق رياضي» به من گفتند مجبوريم حقوق تو را به نام کسي بنويسيم که دکترا يا دست کم فوق ليسانس داشته باشد. شما درس بدهيد، ما حقوق را به نام کس ديگري مي نويسيم اما به شما مي دهيم که من هم قبول نکردم، گفتم اگر صلاحيت دارم به نام خود من بنويسيد و اگر هم صلاحيت ندارم که مي روم کنار.»

 

طوطی

بازدید 20 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

مطالب تصادفی

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز0
دیروز0
ماه0
مجموع2009489

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا